ارزیابی جایگاه استراتژیک مدیریت دانش

مدیریت دانش شامل فرآیند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به منظور تولید، اشتراک و به کارگیری دانش و تربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. هدف مدیریت دانش ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمت های مختلف شرکت (مالی، عملکرد،هوش رقابتی، وغیره) و مرتبط کردن آن ها با یکدیگر است. به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقیت، بهره وری و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان است(دهقان نجم، 1388).

مفهوم مدیریت دانش

پیچیدگی مفهوم دانش و همچنین وجود رویکردهای مختلف در مورد مدیریت دانش باعث شده است تا نگرش واحدی در خصوص مدیریت دانش شکل نگیرد. سوکنانان (2001) می گوید برخی تعاریف از مدیریت دانش به گونه ای است که آن را حتی تا سطح مدیریت داده ها تنزل داده است.

اما مدیریت دانش چیست؟ از کجا نشأت می گیرد؟ باکویتز و ویلیام مدیریت دانش را فرایندی می داند که سازمان از طریق آن به ایجاد سرمایه حاصل از فکر و اندیشه اعضاء و دارایی مبتنی بر دانش می­پردازد. مدیریت دانش به عنوان یک استراتژی با استفاده از افراد، فرایندها و تکنولوژی در پی تسخیر و سازمان دادن دانش است، به صورتی که ظرفیت های سازمانی را جهت رقابت و تولید ارزش ارتقا بخشد. از این رو باید بدانیم که مدیریت دانش صرفاً درباره فناوری نیست، بلکه در مورد فرایندها، افراد، رفتارها، جریانهای کاری و سایر عوامل دیگری است که صرفاً بر حسب فناوری اطلاعات تعریف نمی­شوند. درست است که در این خصوص به فناوری اطلاعات نیازمندیم، اما نمی توانیم بگوییم که مدیریت دانش را صرفاً از طریق اجرای این برنامه ها می­توان انجام داد.

تعاریف مدیریت دانش

همانگونه که عنوان شد مدیریت دانش، مفهومی پیچیده و گسترده است و به همین دلیل صاحبنظران مختلف از زوایای گوناگون به آن نگریسته اند. درراستای تعریف مدیریت دانش تاکنون تعاریف زیادی صورت گرفته است که مختصراً در ذیل به آن ها اشاره می گردد.

پرز (1999) معتقد است: مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش، قابلیت های عقلانی و تجربیات افراد یک سازمان و ایجاد قابلیت بازیابی برای آن ها به عنوان یک سرمایه سازمانی.

ازدیدگاه نیگل کینگ(1999) مدیریت دانش عبارت است از فرآیند ایجاد، سازماندهی، اشاعه وحصول اطمینان از درک اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار.

نیومن در سال 1991 براین باور بود که مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندهایی است که پدید آوری، اشاعه و به کارگیری دانش ذهنی و عینی در یک سازمان را در بر می گیرد.

از دیدگاه بارکلی و موری مدیریت دانش شامل شناسایی و تعیین سرمایه های فکری موجود در یک سازمان، تولید دانش جدید برای تداوم برتری رقابتی آن سازمان، فراهم ساختن امکان دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات، اشتراک بهترین عملکرد با به کارگیری فناوری است که حصول همه موارد مذکور را میسر سازد.

در یک نگاه کلی می توان گفت مدیریت دانش می تواند همان سازماندهی دانسته ها باشد، یعنی تلاش برای به دست آوردن دانش ضروری، اشتراک اطلاعات در داخل یک سازمان و تأکید بر تقویت حافظه سازمانی به منظور بهبود روند تصمیم گیری، افزایش تولید و حمایت از نوآوری در سازمان(دهقان نجم، 1388).

مالهوترا[1](2000) تعریف خود از مدیریت دانش را اینگونه ارائه می دهد. مدیریت دانش، فرایندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش) کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش) و توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می­کنند.

با توجه به تعارف بالا می­توان گفت، مدیریت دانش، عبارتست از: استراتژی بهینه سازی سیستماتیک کسب و کار، که اطلاعات ضروری مربوط به کسب و کار را به نحوی انتخاب، عصاره گیری، ذخیره و سازماندهی می­کند تا عملکرد کارکنان و قدرت رقابت سازمان را بهبود بخشد.

روی هم رفته، علارغم اینکه برداشت های گوناگونی از مدیریت دانش وجود دارد، همه آنها بر روی یک باور متمرکز هستند که دانش دارایی مهمی است که باید مدیریت شود. هسته اصلی مدیریت دانش کسب دانش مناسب برای افراد مناسب در زمان و ساختار مناسب است.

[1] Malhotra

پایان نامه  مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور و آزاد لارستان