انواع اختلالات یادگیری و تاثر موسیقی بر انها

انواع اختلالات یادگیری:

ناتوانی های یادگیری به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: 1) ناتوانی های یادگیری تحولی و 2) ناتوانی های یادگیری تحصیلی. ناتوانی های یادگیری تحصیلی خود به سه دسته تقسیم می شوند: ناتوانی یادگیری ریاضیات؛ ناتوانی یادگیری خواندن (نارسا خوانی)؛ ناتوانی یادگیری نوشتن (نارسانویسی) و املا نویسی(شهنی و همکاران، 1383).

  • اختلال در ریاضی

حساب را زبان همگانی نامیده اند. حساب زبان نمادینی است که بشر را قادر می سازد درباره ی امور کمی بیندیشد، آنها را ثبت کند، اندیشه ها و مناسبات فیما بین کمیت ها را به هم ارتباط دهد.پهنه ی ریاضیات شامل شمارش، سنجش، حساب، محاسبات، هندسه و جبر است(فریار و رخشان، 1379، ص 288). از میان تمام مشکلات یادگیری ریاضی از اهمیت بیشتری برخوردار است(خسروی، 1390 به نقل از ریون، 2006).

برخی از کودکان با اختلالات ویژه یادگیری، دشواری هایی در درک مسائل ریاضیات دارند. اصطلاحی که برای موارد شدید این حالت به کار می رود دیس کالکولی یا اختلال در محاسبه و کسب مفاهیم ریاضی است. این گروه از کودکان معمولا در زمینه ی درک روابط فضایی دچار  مشکل شدید هستند. در بررسی دشواری های ریاضی این گروه از کودکان باید به مشکلات درک بینایی و تفکر این کودکان نیز توجه شود(نادری و نراقی، 1382، ص 35). اکثر کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند، لزوما نمی توان گفت که در مفاهیم عددی نیز دچار اختلال هستند، در واقع بسیاری از کودکانی که ناتوانی شدید در خواندن داشته اند، دیده شده است که در مهارت های کلی بسیار قوی بوده اند. با این حال حساب جزو درس هایی است که برای دانش آموزان ضعیف همواره به عنوان حیطه ای از مشکل تحصیلی رخ نموده است(فریار و رخشان، 1379، ص 288). مشکل حساب توجه بیشتری را به خود معطوف داشته است، این توجه ممکن است به این دلیل باشد که همه ی کودکان در سال های اولیه دبستان ملزم به انجام محاسبات حساب هستند، ولی موضوعات دیگر را بعدها می توانند انتخاب کنند. همچنین این نکته بیانگر این واقعیت است که محاسبات حساب نقش مهمی در زندگی روزمره ایفا می کنند. دلیل دیگر ممکن است این باشد که مشکل حساب متعاقب آسیب مغزی در بزرگسالی (محاسبه پریشی) یک مشکل شناخته شده و مطالعه شده است(سلیکووتیز، 1381، ص 132).

کالکسی (1967) توجه داده است که بیشتر علائمی که کودکان ناتوان در یادگیری را مشخص می کند می توان به مشکلات حیطه حساب مربوط باشد. آشفتگی ادراک فضایی، نابهنجاری های ادراک بینایی، مداومت بی دلیل، دشواری در فهم نماد ها و اختلالات شناختی، همه ی پیامد های آشکار یادگیری عددی هستند.در مود تعدادی از کودکان، دشواری فهم روابط عددی از سال های اول زندگی شروع می شود. توانایی شمارش، درک واحد کمیت ها، جور کردن، سوا کردن و مقایسه اعداد همگی به تجارب کودک و دستکاری اشیاء وابسته است. کودکی که دقت محدود، ادراک نارسا و رشد حرکتی ضعیف دارد، محتملا تجربیات مطلوب در فعالیت هایی که به دخل و تصرف در اشیاء مربوط می شود ندارد. از این رو  این آمادگی را هم نخواهد داشت که به درک واقعی روابط فضایی، شکل، نظم، زمان، بعد و کمیت دست یابد(فریار و رخشان، 1379، ص 289). تدریس ریاضیات باید به گونه ای باشد که از حواس مختلف شاگرد استفاده کرده و او را ترغیب کند تا در فعالیت هایی نظیر: گوش دادن به صحبت معلم، استفاده از وسایل شنیداری، مطالعه نقشه های طبیعی، تعامل با همکلاسی ها، کار روی ایده های ریاضی و دست کاری علایم نوشتاری درگیر شود(برومز و همکاران، 1387، ص 17). کاک کرافت (1982) پیشنهاد می کند ریاضیات باید به صورت یک موضوع کاربردی و لذت بخش تدریس شود(همان، ص 19).

بعضی از مهارت های دخیل در حل مسائل حساب تنها برای چنین کنش هایی به کار می روند در حالی که سایر مهارت ها با سایر حوزه های یادگیری هم پوشی دارند.

  • مسائل حساب نیازمند مهارت های درک زبان (توانایی درک کلمات به کار رفته برای بیان مسئله) هستند و از این رو مشکل حساب ویژه ممکن است با اختلالات زبان مرتبط باشد.
  • توانایی خواندن مستلزم درک یک مسئله ی حساب کتبی است و از این رو با مشکل خواندن مرتبط است.
  • مشکل نوشتن ممکن است در توانایی نوشتن اعداد و نمادها اختلال ایجاد کند.
  • مسائل بازنمایی (به خاطر آوردن) اعداد ممکن است با مشکلات بازنمایی کلمات مربوط باشد و از این رو مشکل حساب ویژه ممکن است با مشکل املاء ارتباط داشته باشد.
مطلب مشابه :  نظریه ها و تبیین های زیست شناختی

در بعضی از کودکان، مشکل حساب ویژه ممکن است یک مشکل منفردی باشند که به علت مشکلات مربوط به مهارت های صرفا حسابی به وجود آمده باشد. مشکلاتی که چنین کودکانی دارند، بسیار و گوناگون می باشند. تعدادی از نقایص دخیل در این حوزه ها در زیر آمده است:

درک ریاضی، توانایی درک چیزی است که یک عدد نشان می دهد. برای نمونه، یک کودک با مشکلات این حوزه می تواند عدد هفت را بنویسد ولی نمی تواند درک کند که هفت قبل از هشت می آید.

کنش های عملیاتی، توانایی جمع، تفریق، ضرب یا تقسیم هستند. برای مثال، یک کودک با مشکلاتی در این حوزه برای محاسبات ساده، به انگشتان خود متکی است. چنین کودکانی برای غلبه بر مشکلشان ممکن است روش های شخصی برای محاسبات به وجود آورند.

فرایند انتخاب، توانایی انتخاب عملیات حساب مناسب برای حل یک مسئله است. کودکان با مشکل در این مهارت می توانند عملیاتی نظیر جمع یا تقسیم را در صورت مشخص بودن عملیات، انجام دهند، ولی زمانی که عملیات مناسب یک مسئله ی مشخص نیست، نمی توانند تصمیم بگیرند از کدام عملیات استفاده کنند.

حافظه ی زنجیره ای، توانایی به خاطر آوردن ترتیب عملیات مورد نیاز برای حل یک مسئله است.

سازماندهی زنجیره ای، توانایی مشخص کردن ترتیب اعداد است. کودکان با مشکل در این مهارت ممکن است در یادگیری جدول ضرب مشکلاتی داشته باشند. این مشکل ممکن است به سایر مشکلات در سازمان دهی زنجیره ای مربوط باشد.

بیان کلامی ریاضیات، توانایی بیان اصطلاحات و مفاهیم ریاضی است.

نمادگری انتزاعی، توانایی درک شکل اعداد به وسیله ی نمادهاست. کودک با مشکل در این حوزه مشکلات ویژه ای در جبر دارند.

تداعی های شنیداری دیداری، توانایی مربوط به ساختن یک عدد با یک نماد کتبی است. کودکان با  مشکل در این مهارت به خوبی می شمارند ولی نمی توانند اعداد را بخوانند.

خوشه کردن، توانایی تشخیص یا تعیین گروه هایی از اشیا (مجموعه ها) است.کودکان با مشکل در این مهارت مجبورند اشیا را تک تک بشمارند.

دستکاری عینی ریاضی، توانایی تخمین اندازه و تعداد اشیای واقعی نظیر مکعب ها و میله هاست. کودکان با مشکل در این مهارت، مشکلاتی را به هنگام انجام محاسبات عملی با این اشیا دارند. اغلب این موضوع غیرمنتظره است زیرا بیشتر مردم دستکاری عینی را آسان تر از دستکاری انتزاعی می دانند.

نگه داری کمیت، توانایی درک این است که کمیت با شکل تغییر نمی یابد

تشکیل تناظر یک به یک، این مورد توانایی توزیع نسبت های ثابت ریاضی است.

بازنمایی ترسیمی اعداد، توانایی به خاطر آوردن و نوشتن اعداد است.

تعبیر و تفسیر علائم پردازش، توانایی خواندن و درک نمادهای حساب نظیر «+» و «-» است. کودکان با مشکل در این حوزه ممکن است در درک منظور یک علامت کتبی، فوق العده کند باشند(سلیکووتیز، 1381، ص134-138).

مشکلات دانش آموزان با ناتوانی در یادگیری ریاضی
دانش آموزان با ناتوانی در یادگیری ریاضی از مشکلات زیر رنج می برند:  ‌

در یادگیری ،‌ به خاطر سپردن و یادآوری اعداد مشکل دارند .
مفاهیم بنیادی اعداد را درک نمی کنند .
در محاسبه کند هستند .
‌مهارت های لازم را برای محاسبه ندارند یا در آنها ضعیف هستند .
این دانش آموزان در 4 دسته از مهارت های اساسی یادگیری پیشرفت ضعیفی دارند :
الف )‌مهارت های زبانی ،‌ شامل :‌
-‌فهمیدن و نامیدن اصطلاحات ریاضی
‌-فهمیدن و نام بردن عمل ها و مفاهیم ریاضی
-تبدیل دستورات مکتوب به نمادهای ریاضی
ب ‌)‌مهارت های ادراکی شامل :‌
‌-خواندن و شناخت نمادهای عددی یا نشانه های حساب
-ادراک فضائی اشیا‌ء‌ و تجسم
‌-درک ثبات شکل
-‌تشخیص تصویر و شکل از زمینه
ج )‌مهارت های ریاضی ،‌شامل :‌
-شمارش اشیاء
‌-رعایت مراحل ریاضی
-یادگیری جدول ضرب
د ) مهارت های مربوط به توجه شامل :‌
-کپی کردن درست  اعداد
-مشاهده نمادهای عملیاتی به طرز صحیح
-‌هماهنگی چشم و دست(مقدم، 1389، به نقل از ‌لرنر ، 1996).‌

مطلب مشابه :  مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

– در شمردن اعداد با صدای بلند و به ترتیب دچار مشکل است .

– در درک مفهوم عدد دچار مشکل می باشد . مثلا : 8 تا ااز 12 تا مداد را نمی تواند جدا کند .

– فاصله بین اعدا را تشخیص نمی دهد . مثلا : 2 به کدام نزدیک تر است ؟ 4 یا 7

– در تشخیص ، نام گذاری و تفاوت و ترسیم  اشکال هندسی دچار مشکل است

– در شناخت اندازه و حجم مشکل دارد . مثلا در ردیف کردن  اشکال هندسی به ترتیب اندازه و حجم مشکل دارد.

– اعداد را به صورت معکوس می نویسد یا می خواند . مثلا 12 را 21  می خواند .

– در درک مفهوم جمع و تفریق دچار مشکل است  .

– در جمع و تفریق های چند رقمی یک ستون را جا می اندازد .

– در جمع و تفریق های با انتقال دچار مشکل است .

– در تناظر یک به یک دچار مشکل است  .

– توانایی نسخه برداری یا رو نویسی  از اشکال و اعداد را ندارد .

– علیرغم تکرار زیاد ، در فراگیری جدول ضرب دچار مشکل می باشد .

– درک کافی از زمان ندارد . ( مفهوم هفته ، روز ، نیم ساعت ، ربع ساعت و غیره )

– در شناخت علائم ریاضی دچار اشکال است . ( =  – + و….)

– در درک ارزش پول دچار اشکال است.

– در شناخت مفاهیم مقدماتی دچار اشکال است. ( بالا ، پائین ، جلو ، عقب و ….) .

– در درک ارزش مکانی دچار اشکال است.

– در درک و حل مسئله دچار مشکل است .

– در عملیات ذهنی ( جمع و تفریق ) دچار اشکال است .

موسیقی و مهارت های مربوط به ریاضی:

ارتباط موسیقی و ریاضی که در طول تاریخ مطرح بوده است نشان دهنده ی این است که ارتباط عصبی خاص بین مناطق موسیقی و ریاضی در مغز وجود دارد. با استفاده از روش های تصویر برداری و رفتاری از مغز محققان به مناطق مشترکی که ضمن انجام عملیات ریاضی در مغز فعال می شوند، پی برده اند.مناطق اصلی ریاضی در مغز ارتباطات اساسی با مناطقی از مغز که درگیر موسیقی هستند، دارند(جنسن، 1386، ص 57-58).

موسیقی واقعاً تاثیراتی سودمند روی یادگیری دارد. شاو معتقد است که موسیقی بسیاری از عملکردهای سطح بالای مغز مانند ریاضی و علوم را مورد استفاده قرار می‌دهد و آموزش در قالب موسیقی می‌تواند این عملکردها را افزایش دهد. او به همراه فرانسیس راشر در دانشگاه ویسکونسین مطالعات اضافی دیگری انجام دادند که ارتباط بین موسیقی و استدلال فضایی گیجگاهی را بررسی می‌کرد(مقدم، 1389، به نقل از شاو، 2000). استدلال فضایی گیجگاهی یک توانایی برای تصور کردن مشکل و راه حل آن است که معمولاً به فهم مفهومی بیشتر یک مساله منجر می‌شود. تمپل گراندین درباره ریاضیات و موسیقی و ارتباط میان آنها می‌گوید که: موسیقی و ریاضیات «سطح عمیقی» از فهم قوانین طبیعت و انسان را تداعی می‌کند،‌ موسیقی تأثیر حسی و ریاضیات یک تأثیر منطقی از طبیعت  حرکت را نشان می دهد. به عنوان مثال اگر یک ریاضی‌دان بخواهد یک مقاله‌ی ریاضی را درک کند باید ابتدا با تعاریف، قضیه‌ها، مثالها، متن میانجی و صحت و سقم راههای اثبات آشنا باشد.علاوه بر آن هدف ریاضیات، نه تنها فقط پی بردن به صحت یک مسئله نیست بلکه درک دلیل صحیح بودن آن مسئله می‌باشد. حالت نواختن یک آهنگ درست مثل فهم یک مساله ریاضی است، معنا و مفهوم با نمادهای معتبر مرتبط می‌شوند. که شامل تمامی اطلاعات ضروری است، اما موفقیت واقعی این ارتباط به زمینه کلی آموزش، فرهنگ و تاریخ بستگی دارد(ساطعی، 1382).