اولویت بندی نیازهای آموزشی

اولویت بندی نیازهای آموزشی

محدودیتهای زمان و بودجه و الزامات اثربخشی ،اقتضاء می کند. که نیازهای آموزشی پس از شناسایی،اولویت بندی[1]شوند.اهمیت اولویت از آن جهت است که نیازهایی که برای سازمان یا شغل ارزشمند است را مشخص می کند و داده هایی را که برنامه آموزشی برآن بنا خواهد شد را تعیین می کند(رامبروگ[2]،۱۹۹۶).

از مهم ترین روش ها یا معیارهای اولویت بندی نیازهای آموزشی(عباس زادگان،۱۳۸۱) را می توان به موارد زیر اشاره کرده است:

۱- هزینه اثربخشی رفع نیازها:اولویت بندی نیازهای آموزشی از این طریق مستلزم انجام تحلیل هزینه اثربخشی[3]در مورد رفع نیازهایی است.چنین تحلیلی ،هزینه ها و نتایج حاصل از یک بازده موفقیت آمیز را در ارتباط با یکدیگر مد نظر قرار می دهد.در این فن دو پرسش زیر به طور همزمان مطرح می شود:

  • هزینه ای که باید برای رفع نیازهای آموزشی X پرداخت شود چقدر است؟
  • نتایج(فواید)حاصل از رفع نیاز آموزشیXچیست و چقدر برای سازمان مفید و ارزشمند است؟

سپس نسبت ستاده(فواید)به داده ها(هزینه ها)محاسبه می شود و نیازهای آموزشی بر حسب نسبنهای بدست آمده به ترتیب نزولی اولویت بندی می شود.

حسن استفاده از این فن تلاش برای هرچه روشنتر کردن اهمیت و ارزش هر یک از نیازهای آموزشی در بهبود اثربخشی سازمان و چگونگی رفع و میزان هزینه های آنها و اولویت بندی آسان نیازها است.از جمله محدودیتهای آن نیز می توان به دشواری محاسبه نتایج و فواید رفع نیازها و امکان بروز اشتباه در محاسبه هزینه ها اشاره کرد.

۲- اهداف استراتژیها و خط مشی سازمان

اهداف،استراتژیها و خط مشی های سازمان در واقع مرکز ثٍقل و کانون مشتر همه فعالیتها و اقدامات سازمانی محسوب می شود و از این رو می توان معیار بسیار مهمی برای جهت دهی و ارزیابی کلیه امور و فعالیتهای سازمانی تلقی می شود.فعالیتهای آموزش و بهسازی نیز قاعدتا باید در راستا و در خدمت تحقق و ارتقای سطح اثربخشی و کارایی بهسازی نیز قاعدتا باید در راستا و در خدمت تحقق و ارتقای سطح اثربخشی و کارایی سازمان باشند.فلذا اهداف و استراتژیها و خط مشی های سازمان در هر برهه می تواند به عنوان معیار ترسیم وضعیت مطلوب و سنجش و اولویت بندی نیازهای آموزشی در سطوح و طبقات مختلف قرار گیرد.

۳- هزینه فرصت از دست رفته در صورت عدم رفع نیاز

در این روش،حالت برعکس روش قبل در نظر گرفته می شود فلذا عدم النفعهایی که سازمان در صورت عدم رفع هریک از نیازهای آموزشی دچار خواهد شد برآورد می شود و برآن اساس نیازهای به ترتیب نزولی اولویت بندی می شوند.بدین صورت که هر نیازی که پیش بینی می شود در صورت عدم ارضا،عدم ارضا،عدم النفع بیشتری را برای سازمان در پی خواهد داشت در اولویت بالای قرار می گیرد.

۴- طول مدت و زمان منابع لازم و موجود برای رفع نیازها

در این روش،برای تعیین درجه اولویت نیاز،سه فعالیت عمده انجام می شود:

نخست طول و مدت زمان و منابعی که برای رفع هریک یا هردسته از نیازهای آموزشی لازم است با یک ضریب اطمینان قابل برآورد می شود.

دوم مدت زمان و منابع و امکانات موجود و در دسترس که می توان به رفع نیازهای آموزشی اختصاص داد محاسبه و پیش بینی می شود.

در مرحله سوم از طریق مقابله داده های حاصل از مراحل قبلی در مورد هریک و یا هدسته از نیازها،نیازهای آموزشی که زمان و منابع و امکانات لازم برای رفع آنها،بیشتر در محدوده زمان و منابع موجود و سپس در دسترس ،قرار گیرد در اولویت ارضاء قرار می گیرند.

۵- مقایسه هزینه های رفع یا عدم رفع نیازهای آموزشی

در این روش ،همچنانکه از عنوان آن بر می آید اولویت بندی بر اساس تفاضل یا نسبت هزینه های رفع وعدم رفع نیازهای آموزشی برای سازمان انجام می پذیرد.بدین منظور لازم است اقدامات زیر انجام می شود.بدین منظور لازم است اقدامات زیر انجام می شود:

  • برآورد هزینه های رفع هریک یا هردسته از نیازهای آموزشی
  • برآورد هزینه هایی که سازمان در صورت عدم ارضای نیازهای مورد نظر متحمل می شود.

در این رابطه لازم است هم هزینه های ناشی از اتلاف و اشتباه در کار و هم هزینه های ناشی از عدم النفع ارضای نیازهای آموزشی مد نظر قرار می گیرد.

۶– تعداد افرادی که درگیر یک نیاز هستند

تعیین اولویت نیازهای آموزشی بر اساس تعداد افرادی که در گیر یک نیاز هستند روش ساده و در عین متداولی است.اما از دقت و اعتبار اندکی برخوردار است.محدودیت عمده این روش در آن است محتوا و ارزش ذاتی و ابزاری هر نیاز برای اثربخشی سازمان را مد نظر قرار نمی دهد.

۷- استفاده از فنون توافقی یا پیمایشی

استفاده از فنون توافقی(دلفی،فیش بول و تل استار)و پیمایشی نیز از جمله روشهای ساده و متداول شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی محسوب می شود.

۸- اولویت بندی چند عاملی درونی

روش اولویت بندی چند عاملی درونی برای تعیین نیازهای آموزشی در سطح شغلی مناسب است.مفروضه زیربنایی این روش آن است که هریک از دانشها ،مهارتها و نگرشها مورد نیاز را می توان با توجه به خصایص یا معیارهای مورد ارزیابی قرار داده و ارزشگذاری نمود.

در این روش چها مفهوم ضرورت و اهمیت ،فراوانی تکرار سطح بازخوانی و سختی یادگیری برای استفاده جهت اولویت بندی دانش،مهارت ونگرش مورد استفاده قرار می گیرد.بدین صورت که هریک از د.م.ن ها برحسب هر کدام از مفاهیم مذکور مورد ارزیابی قرار می گیرند. مجموع یا میانگین نمرات حاصل از هر مفهوم ،بیانگر نمره خام اولویت د.م.ن مربوطه خواهد بود.پس از محاسبه نمره خام اولویت برای همه د.م.ن ها،آنها را برحسب نمرات بدست آمده به ترتیب نزولی مرتب و اولویت گذاری می شود.هرچه مجموع نمرات یا میانگین حاصل بزرگتر باشد از درجه اولویت بیشتری برخوردار خاهد شد.(ص ۱۴۷-۱۵۵)

[1] prioritization

[2] Rambrough

[3] Cost-effectivness analysis