تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی، ایدئولوژی، روابط اجتماعی، ساختار اجتماعی

بوردیو، سرمایه اجتماعی و فرهنگی، ابزاری هستند برای این که فرد سرمایه اقتصادی خود را افزایش دهد. پس در دیدگاه بوردیو، سرمایه اجتماعی نوعی محصول اجتماعی است که ناشی از تعامل اجتماعی میباشد. (شارع پور، ۱۳۸۵، ص۳۲)
در نهایت سرمایه اجتماعی از نگاه بوردیو، منبعی است برای فرد جهت دستیابی به سرمایه اقتصادی در گسترهای از موقعیتهای اجتماعی. هر چند دستیابی به این منابع از طریق عضویت گروهی ممکن گردد.
۲-۱-۱۰-۲-۲- جیمز کلمن۶۸
در نظر کلمن، سرمایه اجتماعی نشاندهنده یک منبع است، زیرا متضمن انتظار بدهبستان متقابل است که فرد معینی را وارد در شبکههای گستردهتری میکند که روابط حاکم بر این شبکهها مبتنی بر اعتماد و ارزشهای مشترک میباشد. کلمن بر اساس نظریه انتخاب منطقی، نگاه تازهای را نسبت به جامعه، به عنوان مجموعهای از نظامهای اجتماعی رفتار فردی توسعه داد. مفهوم سرمایه اجتماعی برای کلمن، وسیلهای برای تبیین نحوه همکاری و تعاون افراد با یکدیگر بود. به نظر میرسد که سرمایه اجتماعی برای کلمن، راهحلی را در جهت حل این مشکل که چرا افراد همکاری میکنند، حتی در زمانی که دسترسی به سود آنی از طریق رقابت سهل و ممکن است، ارائه کرده است. سرمایه اجتماعی در کار کلمن به شیوه ای عمل مینماید که تا حد زیادی با نقش «دست نامرئی» بازار در نظریه اقتصاد کلاسیک قابل مقایسه و هماهنگ است. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۷۳)
کلمن باور داشت که فرسایش نهاد خانواده و دیگر نهادهای اولیه، منجر به انتقال مسئولیت جامعهپذیری به سازمانهای ساخته شدهای چون مدارس، شده است که باعث کاهش بلندمدت سرمایه اجتماعی که نظم و کارکرد جامعه ای به آن وابسته است، میشود. از نظر کلمن، خویشاوندی به طور کلی و خانواده به طور خاص، نشاندهنده یک پایه مهم جامعه میباشند. کلمن به ماهیت بین نسلی پیوندهای مذهبی توجه میکند و بر این مبناست که به غیر از خانواده، از سازمانهای مذهبی یاد میکند که نسلها را به یکدیگر پیوند میدهند. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۷۴)
کلمن اولین محققی بود که به منظور بررسی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی به عملیاتی نمودن آن پرداخت. در مقایسه با بوردیو، کلمن از مفاهیم دیگری برای تعریف سرمایه اجتماعی استفاده کرد و در چارچوب سنت نظری متفاوتی سخن میگوید. کلمن به جای تعریف سرمایه اجتماعی بر حسب ماهیت و به طور کلی محتوای آن، به کارکرد آن توجه دارد. به اعتقاد او، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه میدهد تا با استفاده از آن به منابع دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، شبکههای اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا مانع میشوند. اگر فرد الف کاری برای فرد ب انجام داده و اعتماد داشته باشد که فرد ب در آینده این کار را جبران خواهد کرد، این نوعی انتظار را در فرد الف و نوعی تکلیف را برای فرد ب ایجاد میکند. (شارع پور، ۱۳۸۵، ص۳۱) به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست بلکه مجموعهای از ذاتهای گوناگون است که دو عنصر مشترک دارند: اولاً همه آنها مشتمل بر جنبهای از ساختارهای اجتماعی اند، ثانیاً برخی کنشهای خاص کنشگران (اعم از اشخاص حقوقی یا حقیقی را) در داخل محدوده ساختار تسهیل میکنند. سرمایه اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه مولد است، یعنی تحقق اهداف معینی را که در نبودش محقق نمیشوند امکان پذیر میگرداند. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی کاملاً قابل معاوضه یا جانشینی نیست بلکه ممکن است مختص فعالیتهای معینی باشد. نوع معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنشهای معینی سودمند است، شاید برای کنشهای دیگر بی فایده حتی زیان بخش باشد. (تاجبخش، ۱۳۸۴، ص۴۹) کلمن بازارهای عمده فروشی الماس را مثال میزند. در جریان مذاکره برای یک معامله، یک تاجر، کیسه ای حاوی سنگ های الماس را به دست تاجر دیگری میدهد تا آن را در خلوت و سر فرصت وارسی کند. بدون هیچ ضمانت یا اطمینان رسمی ای که تاجر دومی یک یا چند تکه از الماسهای قیمتی را با تکههای نامرغوب تر یا الماس بدلی عوض نکند. شاید در چنین حالتی، کالا هزاران یا صدها هزار دلار قیمت داشته باشد. یک چنین مبادله بدون قیدوبندهای رسمی، بر کارکرد این بازار بسیار تأثیرگذار است. اگر این ترتیب وجود نداشته باشد عملکرد بازار الماس بسیار کند و به مراتب ناکارآمد خواهد بود. جامعه مفروضی از تاجران (الماس) چه از نظر تکرار کنش و واکنش ها و چه از لحاظ پیوندهای قومی و فامیلی، معمولاً بسیار بسته است. مطالعه بازار عمده فروشی الماس نشان میدهد که پیوندهای تنگاتنگ فامیلی و اجتماعی و رشتههای علایق مشترک دینی، ضمانتی را که برای تسهیل داد و ستدها در بازار لازم است تأمین میکند. (تاجبخش، ۱۳۸۴، صص۵۱-۵۰)
کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی تأکید میورزد و آن رامنبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی میداند. به اعتقاد کلمن، عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی میشوندعبارتند از:
۱.کمک ۲.ایدئولوژی ۳.اطلاعات ۴.هنجارها
کمک: درخواست کمک افراد از یکدیگر، مقدار سرمایه اجتماعی را بیشتر خواهد کرد. هرگاه عواملی مانند رفاه و فراوانی و کمک دولت، سبب شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر شود، میزان سرمایه اجتماعی کمتر خواهد شد.
ایدئولوژی: اعتقاداتی مانند لزوم کمک به یکدیگر یا عمل به سود دیگری، سبب پدید آمدن سرمایه اجتماعی میشود. از این رو، آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به نفع دیگران تأکید دارند، عامل مهمی در شکلگیری سرمایه اجتماعی محسوب میشوند.
اطلاعات: از نظر کلمن، یک شکل مهم سرمایه اجتماعی ظرفیت بالقوه اطلاعات است که جزء ذاتی و جداییناپذیر روابط اجتماعی است. اما به دست آوردن اطلاعات پرهزینه است. اطلاعات در واقع، زمینه را برای کنش فراهم میسازد و کمترین چیزی که برای کسب اطلاعات لازم است توجه میباشد که همیشه اندک است. یکی از وسایلی که از طریق آن، اطلاعات میتواند به دست آید، استفاده از روابط اجتماعی است؛ و اطلاعاتی را که از این طریق حاصل می شود، کنش را تسهیل میکند.
هنجارها : اگر درون گروههای اجتماعی، هنجارهای موثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها کرد و به سود جمع عمل کند، وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت.
کلمن در کنار توجه به سودمندیهای سرمایه اجتماعی، به ناسودمندیهای سرمایه اجتماعی هم توجه میکند او از این موضوع بحث میکند که سرمایه اجتماعی ضمن ایجاد سهولت برای انجام برخی کنشها، برای برخی دیگر محدودیت ایجاد میکند. از نظر او هنجارهای موجود در یک حوزه میتواند نوآوری در آن حوزه را کاهش دهد. (کلمن، ۱۳۷۷، ص۴۷۶)
کلمن اشکال سرمایه اجتماعی را اینگونه طبقهبندی میکند:
۱- تعهدات و انتظارات: اگر A برای B کاری انجام دهد با اعتماد به اینکه B در آینده آن را جبران خواهد کرد، این امر انتظاری در A و تعهدی را از جانب B برای حفظ اعتماد ایجاد میکند. این تعهد را میتوان مانند «برگهای اعتباری» تصور کرد که در دست A است و باید با عملکردی از طرف B بازخرید شود. اگر A تعداد زیادی از این برگههای اعتباری را از تعدادی افراد که با آنها رابطه دارد در دست داشته باشد، در آن صورت همانند با سرمایه مالی مستقیم، این مجموعه برگههای اعتباری، سرمایه بزرگی را تشکیل میدهند که A میتواند در صورت لزوم از آن استفاده کند، مگر این که البته اعتمادکردن غیر عاقلانه باشد و برگهها بیانگر وامهای اعتباری باشند که بازپرداخت نخواهند شد. پس دو عامل برای این شکل از سرمایه اجتماعی حیاتی است. اول؛ میزان در خور اعتماد بودن محیط اجتماعی، به این معنا که تعهدات بازپرداخت میشود. دوم؛ میزان واقعی تعهداتی که بر عهده گرفته میشود. (کلمن، ۱۳۷۷، ص۴۶۷) برای مثال؛ در یک اجتماع کشاورزی که در آن علوفه زمین کشاورزی توسط دیگری جمعآوری میشود و ابزارها و وسایل کشاورزی به طور گسترده قرض گرفته میشود و قرض داده میشود، سرمایه کشاورزی به هر کشاورز این امکان را میدهد که کار خود را با سرمایه فیزیکی کمتری به صورت ابزار و وسایل به انجام برساند. یک چنین ساختار اجتماعی، همانند اجتماعی است که در آن سفته و برات (قرض) دست به دست میشود و مانند پول از آن استفاده میشود و به طور مؤثر، سرمایه لازم را برای سطح معینی از فعالیت تولیدی کاهش میدهد. (کلمن، ۱۳۷۷، ص۴۷۰)
۲- ظرفیت بالقوه: ظرفیت بالقوه، اطلاعات جزء ذاتی و جداییناپذیری از اطلاعات اجتماعی است. اطلاعات برای فراهم ساختن شالودهای برای کنش، مهم است؛ اما به دست آوردن آن پرهزینه است. یکی از وسایلی که از طریق آن، اطلاعات ممکن است کسب شود، استفاده از روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی، منبعی بالقوه برای بهرهگیری از اطلاعات و دانش دیگران و به عبارت دیگر، سرمایه در اختیار دیگران است.
۳- هنجارها: هنجارهای موثر در قالب و شکل دستوری، به شکل نیرومندی باعث ظهور سرمایه اجتماعی در جمع میشوند و فرد تحت تأثیر قدرت این هنجارها باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل کند. البته، کلمن معتقد است که هنجارها میتوانند بروز ابتکار و خلاقیت را نیز مانع گردند. آنجا که اشاره میکند، هنجارهای موثر در یک حوزه میتوانند نوآوری در آن حوزه را کاهش دهند، میتوانند نهتنها کنشهای انحرافی را که به دیگران آسیب میرسانند، بلکه همچنان کنشهای انحرافی را که میتواند سودمند باشد (منبع ابتکار و نوآوری) محدود کند. (کلمن، ۱۳۷۷، صص۶-۴۷۵)
۴- ایدئولوژی: عامل دیگری که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تاثیر میگذارد، ایدئولوژی است. ایدئولوژی میتواند با تحمیل این خواست به فرد که به سود کسی یا چیزی غیر از خودش عمل کند، سرمایه اجتماعی به وجود آورد. این امر در اثراتی که ایدئولوژی مذهبی در وادار کردن افراد به توجه به منافع دیگران دارد، آشکار است. به زعم کلمن، ایدئولوژی میتواند اثر منفی بر ایجاد سرمایه اجتماعی داشته باشد. ایدئولوژی خودبسندگی مانند آنچه که طرفداران “اپیکور” در یونان باستان به آن اعتقاد داشتند و یا یک ایدئولوژی که بر روابط جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تأکید میکند که عمدتاً اساس آیین پروتستان را تشکیل میدهد، میتواند از ایجاد سرمایه اجتماعی جلوگیری کند. (کلمن، ۱۳۷۷، ص۴۹۱)
کلمن معتقد است که سرمایه اجتماعی متعلق به تعامل اجتماعی است و فرد صاحب آن نیست. کلمن به بررسی تأثیر فقدان سرمایه اجتماعی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و ترک تحصیل پرداخته است. در حالی که بوردیو بیشتر به این نکته علاقمند بود که چگونه سرمایه اجتماعی در موقعیت های اجتماعی مختلف، سبب افزایش سرمایه اجتماعی می شود، کلمن بیشتر به درک این نکته علاقمند بود که چگونه سرمایه اجتماعی موجود در

دیدگاهتان را بنویسید