تحقیق (پایان نامه) : درک ریسک خدمات و استراتژی های مدیریت ریسک

متغیرهای جمعیت شناختی و ریسک ادراک شده

سن مشخصه ای قابل مشاهده و نوعی توصیف گر جمعیت شناختی رایج بوده و متغیری جانشین یا نماینده ای جهت تشخیص آمادگی جسمانی، سطوح فعالیت، علایق و تجارب سفره های قبلی فرد به شمار می رود (پیرس[1]، 1389)؛ گردشگران جوان، اغلب به عنوان گردشگرانی با مخارج پایین انگاشته می شوند. نش، تینه و دیویس[2] (2006) رفتار سفر گردشگران جوان و کوله به دوشان[3] را شبیه به یکدیگر دانسته و ویژگی هایی را برای آنها قائل شدند: اقامتگاه های ارزان قیمت را ترجیح می دهد، برملاقات با سایر گردشگران تأکید دارند برنامه ی سفرشان را خود ترتیب داده و معمولاً قابل انعطاف است، سنشان بین 20 تا 24 سال است، سفرشان از حالت معمول طولانی تر است و در سفر به فعالیت های غیررسمی کشش بیشتری دارند.

در پژوهش لیپ و گیبسون افرادی که به دنبال نوجویی هستند ریسک بالاتری نسبت به افراد جستجو کننده ی مکان های آشنا دریافت می کنند. مطالعات رفتاری تفاوت های اساسی بین میزان تحمل ریسک در محدوده های متفاوت و عوامل جمعیت شناختی نشان می دهد. طبق مطالعات پیشین (رزینجر و ماوندو، 2005 و سیمپسن و سیگوآ[4]،2008) بین ویژگی های اجتماعی- جمعیت شناختی فردی گردشگر و ریسک ادراک شده او رابطه است. گرچه سونمز و گرافه در مطالعات خود رابطه ثابتی بین سن و ریسک ادراک شده نیافتند (ویلیامز و بالاز،2013). اما جرج[5] (2003) در مطالعه خود تأکید کرد که گردشگران جوان در “کیپ تون[6]” نگرانی های خود را از امنیت آسان تر ابراز می کنند. جوان ترها تحمل پذیرش ریسک بالاتری نسبت به مسن ترها دارند (گیبسون و پاناکیس[7]، 2002، هالامن، فاف و مک کنزی[8]،2003). جوانان امروز به علت تغییر سبک زندگی و پیشرفت گردشگری، در مقایسه با جوانان نسل های گذشته با تجربه تر هستند. در ابتدای جوانی، افراد مکاشفه و جستجو علاقه مند می شوند؛ به عنوان قسمتی از فرآیند مستقل شدن و جدایی از خانواده، افراد با آزادی بیشتر، انتخاب های متنوع تری روبرو می شوند؛ ماجراجویی، کسب تجربه و مخالفت با تعهدات شدید ذات این دوره از زندگی است. برخی از گردشگران از ملاقات با مردم محلی، درست کردن غذاهای مردم منطقه و یا حتی صحبت کردن به زبان آن ها را ترجیح می دهند، گرچه این سبک گردشگری در تمام سنین مشاهده شده است اما اوج آن دوران میانسالی افراد است (گیبسون و یاناکیس،2002).

ملیت نیز توصیف گر جمعیت شناختی دیگری است که در مطالعات گردشگری به صورت گسترده ای از آن استفاده می شود. در برخی مواقع از روی ظاهر، سبک پوشش و ویژگی های اعضای تور که نشانه هایی از ملیت فرد محسوب می شود. این ویژگی قابل تشخیص است. برخلاف سن و ملیت جنسیت به راحتی قابل تشخیص است و ویژگی به نسبت آشکاری به شمار می رود؛ نقش های جنسیتی با پیامدهای زن یا مرد بودن و انتظارات اجتماعی و فرصت های تأثیرگذار بر این نقش ها در محیط گردشگری همراه است (پیرس، 1389)؛ اندرو، کزاک، اوسی و کیفتر[9](2006). دریافتند که زنان به طور کلی نسبت به مردان تمایل بیشتری به سفر کردن دارند. آنها همچنین دریافتند مردان در سفر بیشتر به دنبال تفریح و فعالیت هستند، در حالی که زنان انگیزه ی آرامش و گریز بیشتر است. براساس یافته های مطالعه دیگری زنان بیشتر با فرهنگ، منزلت اجتماعی و فرصت هایی برای تحکیم بنیان خانواده برانگیخته می شوند در حالیکه مردان به ورزش و ماجراجویی اهمیت بیشتری می دهند (گیبسون و یاناکیس،2002).

همه متغیرهای جمعیت شناختی یعنی سن، میزان تحصیلات، درآمد، جنسیت، شغل و وضعیت تأهل متغیرهایی هستند که بر روی تصویر ذهنی و ادراکات تأثیر می گذارند ولی از میان این متغیرها سن و میزان تحصیلات مؤثرترین متغیرها ذکر شده اند (تاج زاده و قضاریان،1389).

سطح تحصیلات بر توانایی فرد در پذیرش ریسک تأثیر می گذارد. به خصوص انتظار می رود با سطح تحصیلات بالاتر توانایی فردی بهتری در ارزیابی ریسک و تحمل ریسک داشته باشند. به بیان دیگر افراد تحصیل کرده تر تمایل بیشتری به تحمل ریسک دارند. گرچه متناسب با تحصیلات بایستی به زیر گروه سنی افراد  نیز توجه نمود. گرچه  رابطه معناداری بین تحصیلات با گرایشات فردی نسبت به ریسک در این مطالعه مشاهده نشد (هالاهن و همکاران، 2003). در مطالعات پیشین تحصیلات گردشگران  از لحاظ آماری رابطه معناداری با تصمیم سفر نداشت (ماسر و ویرمایر[10]، 1998).

از منظر رفتار مصرف کننده عوامل شخصی یا به عبارتی ویژگی های جمعیت شناختی افراد (جنسیت، سن، میزان تحصیلات، شیوه زندگی خانوادگی، طبقه اجتماعی، مکان سکونت و غیره) و عواملی که ماهیت روانشناختی دارند (انگیزه ها، ارزش ها، شخصیت، سبک زندگی و غیره) از عوامل شخصی تأثیرگذار بر ادراکات هستند، این عوامل بر روی ادراک از محیط و در نتیجه ایجاد تصویر ذهنی اثر دارند (تاج زاده و قضاریان،1389). ادراکات و معانی آن ها ذهنی هستند، مفهوم هر شی و رویداد بر مبنای ذهنیت ادراک شده متفاوت است؛ افراد به علت دیدگاه های متفاوت، ادراکات مختلفی دارند (ریسینگر و ترنر،1392).

برخلاف نظریه های کلاسیک ریسک ادراک شده که به دنبال توضیح تفاوت ها در چگونگی ادراک ریسک بود؛ پیمایش ادراکات و نظرات زمانی که بر درک تفاوت های فردی و چگونگی ادراک ریسک هر فرد تمرکز کند می تواند برای مدیریت مفید واقع شود و استراتژی های مؤثری در ارتباطات ریسک خلق کند (ترنوت و کمپبل، 2013). طبق یافته های روهل و فسنمایر (1992)، ممکن است تمایز بین تفاوت های فردی گردشگر در ادراک آن ها از ریسک، منجر به ریسک های متفاوت برای افراد مختلف باشد.

پارامترهای اجتماعی- جمعیت شناختی می توانند در شکل دهی ریسک نقش داشته باشد (اشار،2010). افراد براساس سن؛ جنس، مقصد و تجربیات مرتبط با منطقه درک متفاوتی از ریسک دارند. طبق مشاهدات، در موارد بیماری  هاری و پشه مالاریا مردان نسبت به زنان ریسک بالاتری را ادراک کردند در حالیکه اغلب این مردان هستند که موارد را با ریسک کمتری نسبت به خانم ها درک می کنند.  یکی از چالش های اصلی حول محور مطالعات ریسک، درک ماهیت آن و چگونگی تنوع ریسک برای افراد متفاوت است (لگات و فرانکلین،2013).

نگرانی برای امنیت سفر با مشخصات دموگرافیک نیز در ارتباط است، چنانچه اگر یک مقصد گردشگری ناامن در نظر گرفته شود، گردشگران با درآمد بالا و یا کسانی که با خانواده سفر می کنند و زنان و گردشگران مسن نسبت به جوانترها تمایل بیشتری به لغو برنامه سفر خود دارند. به علاوه نگرانی  از ایمنی و امنیت سفر به شخصیت گردشگران نیز مربوط می شود. گردشگران با شخصیت ماجراجو[11] تهاجمی و پر انرژی هستند آنها تمایل به انتخاب مقاصد گردشگری بدون توجه به نگرانی های امنیت دارند. گردشگران با شخصیت های هیجان خواهی دوست دارند، بدون در نظر گرفتن نگرانی های مربوط به امنیت و به دنبال سفرهای غیرمعمول به مکان های جدید سفرکنند (چیو و لین،2011).

گردشگری، سیستم پیچیده، چند بعدی و میان رشته ای است و همواره پویا و پایدار می باشد (اینسکیپ[12]،1991). لذا نگرش سیستمی، رویکرد نسبتاً جامعی برای درک، تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی و پویایی گردشگری است(قاسمی 1390). نگرش سیستمی را بعضی از اندیشمندان این علم در دهه 1990 به بعد مطرح کرده اند. آنها  اجزای متفاوت گردشگری را به صورت کلیت به هم پیوسته می دانند؛ به عنوان نمونه گان[13] معتقد است که گردشگری را باید به عنوان یک سیستم دانست و همچنین بیان می دارد که تمام بخش های گردشگری به یکدیگر مربوط هستند و موفقّیت و پویایی گردشگری در یک مکان در سایه تعامل، همکاری و ارتباط متقابل، کارایی و موفقیت عناصر مختلف این سیستم میسر می باشد (گان،2002). لیپر[14] نیز گردشگری را سیستمی متشکل از سه عنصر جغرافیایی معرفی می کند: 1-ناحیه مبدأ؛ 2-ناحیه مقصد؛ 3- شبکه ترانزیت (لیپر، 2004). در این زمین هال یادآوری می کند که ارتباطات ساده خطی و گاه زنجیره ای نمی تواند به ما در درک موقعیت های پیچیده علوم فیزیکی یا اجتماعی کمک کند؛ در حالی که تفکر سیستمی می تواند کمک بیشتری به درک درستی از گردشگری و پیچیدگی آن کند (ریچی، 2009به نقل از هال[15]، 2000). همچنین برخی از نویسندگان گردشگری را به عنوان یک سیستم یکپارچه متشکل از اجزاء در نظر می گیرند که از عوامل و بخش های گوناگون و پیچیده ای تشکیل شده و شامل یک ساختار درونی و یک ساختار بیرونی  است. براین اساس، گردشگری می تواند به عنوان یک سیستم باز نیز مطرح شود که از رویداد و حوادث خارجی نیز اثر می پذیرد و موجب اختلال در ساختار درونی و ناپایداری در فاکتورهای سیستم گردشگری می گردد (ریچی، 2009و کمپ[16]، 2009). مدل سیستمی گردشگری کاسپار[17]، از نوع سیستم بازی است که مشتمل  بر ساختار داخلی اعم از زیر سیستم های موضوعی و فرهی با سیستم فرادست متشکل محیط های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیکی، و محیطی که دارای ارتباط متقابل با یکدیگر هستند، محسوب می گردد (گلاسر،2003 به نقل از کاسپار، 1998). بنابراین، با توسعه سیستم های گردشگری، حوادث و ریسک های بیشتری اجزای این سیستم را تهدید می کنند (واگنه[18]،2008). در واقع هر مقصد گردشگری، با حوادث و عوامل منفی روبرو است که می تواند سیستم گردشگری آن مقصد را مختل و دچار آسیب کند. از جمله این عوامل می توان به غذاهای نامطبوع و نامرغوب، اقامتگاه های نامناسب در مقصد، مواجه شدن گردشگران با دزدان و جیب برها، مرگ و میر، آب و هوای نامناسب، رفتار نامناسب بومیان، سقوط هواپیما، تروریسم، جرم و جنایت، ناامنی های سیاسی، بیماری ها و بلایای طبیعی اشاره کرد. این عوامل در واقع بر روی گردشگران و بر سایر اجزاء و محصولات گردشگری اثر می گذارند (فوچس و ریچل[19]،2006 سو و لین[20]، 2006، بنتلی و پیج[21]،2008و فوچس و ریچل، 2011). در نتیجه باید گفت، این عوامل منفی، ریسک هایی محسوب می شوند که پتانسیل آسیب رسانی را دارند و سبب بروز خسارت در ساختار و سیستم  گردشگری می شوند و آنها را با مشکل مواجه می سازند (بنتلی و پیچ، 2008 و تسای و چن،[22]2011).

[1] . Pearce

[2] .Nash,Thyne and Davies

[3] Backpackers

[4] .Simpson and Siguaw

[5] George

[6] Cape Town

[7] .Gibson and Yiannakis

[8] .Hallahan,Eaff and Kenzie

[9] .Andreu,Kozak,Avci and Cifter

[10] .Maser and Weiermair

[11] .Venturer(previoudly called allocentrics)

[12] .Inskeep

[13] .Gunn Clare

[14] Leiper

[15] .Kaspar

[16] .Kemp

[17] .Kaspar

[18] .Zvaigzne

[19] Fuchs & Reichel

[20] .Hsu & Lin

[21] Bentley & Page

[22] .Tasi & Chen

دانلود متن کامل: