دانلود پایان نامه ارشد – رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی

از مهمترین اعمالی که زنان بر خلاف ارزش ها و اصول تایید شده توسط شرع و عرف مرتکب می شوند و جنسیتشان به نحو بارزی در تحقق ان نقش دارد.با توجه به محدودیت کمی تحقیق به بند مورد به شرح ذیل پرداخته می شود.

بند اول:روسپیگری

بحث زنان خیابانی یا اصطلاحا روسپی متعلق است به تمام جوامع بشری که از دیر باز مورد توجه جامعه شناسان، روان شناسان، مددکاران و فعالان حوزه اجتماعی بوده است.

فحشاء خرید و فروش روابط جنسی است.به عبارت دیگر ایفای عمل جنسی است با فرد دیگر در مقابل پرداخت پول ودر تعریفی مضیق روسپی زن یا دختری است که به خاطر پول و برای ارضای میل جنسی مرد به او تسلیم می شود ودر این کار از خود نه اختیار داشته ونه  ازنظرجنسی لذت می برد.[1]

در قانون ایران تعریفی از این پدیده نشده بر خورد قانون گذار با ان تحت عناوین مجرمانه دیگر نظیر زنا به عمل می آید و این در حالی است که ما به ازا مالی در روابط جنسی ماهیت ان را دگرگون می سازد.پس زمانی که شخص در یک رابطه خاص مبادرت به برقراری رابطه جنسی با دیگری می نماید و موردی که در ازای دریافت پول و با این مدت اقدام به عمل نماید،تفاوت بسیاری وجود دارد.

اگرچه روسپی ممکن است زن یا مرد باشد ولی معمولا این عمل را به زنان نسبت می دهند، در حالی که در برخی اوقات مردان نیز برای مردان دیگر، در نقش روسپی ظاهر می شوند که به آن فحشای مردانه می گویند و از محدوده این تحقیق خارج است.[2] لکن از آنجا که در روسپیگری زنان از ویژگی های جنسی و فیزیولوژی خود برای ارتکاب این عمل بهره می جویند به نوعی می توان آن را در این نوشتار جای داد. زنان روسپی اگر بار منفی زیادی را حمل می کنند اما در واقع قربانیان سیستم های سرمایه داری و جوامع مرد سالارند.قربانیانی که هم منفور هم جنسانشان هستند وهم بسته به موقعیت زمانی، مکانی و وجهه اجتماعی، منفور یا مقبول جنس مخالف خود.[3]

یقیناً بسیاری از افراد شب هنگام در خیابان های معروف شهر گذشته و بسیاری از این بردگان جنسی را دیده اند که با ارایشی غلیظ و پوششی خاص به انتظار مشتریان خود هستند.عده ای با افسوس رد می شوند و سر تکان داده و رد می شوند و بعضی دیگر هم لبخند زنان، با نگاهی شهوانی به برگه مشتریان می پیوندند.این زنان در ظاهر خندان چنان می نمایند که از کار خود نهایت لذت را برده و فساد در خون ان ها جاری است اما در واقع اغلب روسپیان افرادی هستند که قربانی خشونت در خانواده و جامعه بیمارشان شده اند.اگرچه در این میان ممکن است زنانی باشند که به علت میل شهوانی بالا و کسب لذت و یا بیماری های خاص روانی،تن به این کار می دهند که البته به نظر می رسد درصد ناچیزی از این گروه را تشکیل می دهند. زنان روسپی از کمترین حقوق انسانی و شهروندی برخوردارند. آن ها بسیار در معرض ضرب و شتم، تجاوز و بیماری های مقاربتی و آسیب های متعدد دیگر قرار دارند. روسپیان در زمان مقرر به ازای مبلغی که دریافت می کنند هیچ نوع حقوقی نداشته باید به همه خواست های مشتری تن در دهد. رابطه بین روسپی و مشتری یک تحقیر متقابل است. در این رابطه هیچ محبتی وجود ندارد و اگر رابطه عاطفی برقرار شود دیگر فحشا نامیده نمی شود.

مطلب مشابه :  مسئولیت اجتماعی

روان شناسان علت فحشا را علاوه بر تجاوزات همسر، خشونت خانگی، اعتیاد اعضای خانواده و منبع در آمد بودن برای امرار معاش، ضرب و شتم، سختگیری متعصبانه خانواده ما علل روانی مانند تنوع طلبی، ضعف اخلاقی، هیجان طلبی را هم در ارتکاب چنین اعمالی سهیم می دانند.

به هر حال فحشاء در هر جامعه ای نشانی از تزلزل پایه های اجتماعی، مطالبات اقتصادی و کمبودهای فرهنگی مردمان خود می دهد. اگرچه فقر از دیدگاه جرم شناسان اولین دلیل گرایش زنان به فحشاء به خصوص در جوامع در حال توسعه است، توام کشتن آن با مشکلات فرهنگی، سستی مبانی اعتقادی، لاقیدی اخلاقی، عدم تحمل سختی ها، بی سوادی، فقدان مهارت حرفه ای و چشم پوشی نهاد های اجتماعی در حل مشکلات زنان هم احتمال گرایش آنان به فحشاء را بالا می برد.

خشونت های خانگی مخصوصا در موارد جنسی زنان و دختران قربانی این خشونت ها را به این مرحله می کشاند. همسری که برای رسیدن نشئه ای زود گذر، همسر و یا دختر خود را به حراج می گذارد یا با معتاد نمودن او آسان تر به دام فحشا گر فتارش می نماید، سببی بالقوه در قرار دادن قربانی در جایگاه بزهکار خواهد بود. زنان عموما به روسپی گری روی می اورند که بعد از دوره نسبتا طولانی تحمل خشونت با طلاق احساس رهایی کرده و برای رفع احتیاجات مالی و به جهتی مشکلاتی که در این دوره از لحاظ روحی و روانی با خود عمل می کنند یا در مواردی با اجبار خود فروشی تن می دهند.روسپی گری زمینه ساز بزه دیدگی و بزهکاری های دیگر برای خود روسپی و افراد وابسته به آن ها می شود مانند:عاملی برای سقط جنین، تولد کودکان مجهول الهویه،گسترش بیماری های مقاربتی این مطلب را همه افراد جامعه باید به خاطرداشته باشند که آن ها هم خیلی از ما دور نیستند و می توانند یکی از دوستان، همسایگان، خواهران، مادران یا دختران ما باشند. آن ها از دنیای دیگری نیامده اند که شناخت شان حداقل برای فعالان اجتماعی نیاز به ذره بین داشته باشد. آن ها این راه را نه به عنوان ساده ترین راه،که گاه از سر بی خردی، و گاه ناچاری به عنوان آخرین راه برگزیده اند. در هر صورت پاک کردن علامت سوال به جای حل آن پاسخ مناسبی برای معمای زنان بزهکار نیست.

بند دوم: مساحقه

مساحقه یا هم جنس گرایی زنان، نوعی از انحرافات جنسی به شمار می رود که در تعریف قانونی طبق ماده 127:ق.م.ا عبارت از «هم جنس بازی زنان با اندام تناسلی» طبق قانون این عمل جرم و مجازات آن 100 تازیانه است و در صورت تکرار در دفعه چهارم قتل (اعدام) است. این مجازات از موارد حدی و لایتغیر شرعی می باشد که در مورد شخص عاقل، بالغ، مختار و دارای قصد ثابت می شود. مهمترین علت گرایشات همجنس گرایانه زنان برخاسته از مسایل روانی و اشکالات هویت جنسی است. هدایت غلط غریزه سبب برآورده نشدن نیاز واقعی و ایجاد نیاز کاذب در وجود انسان می گر د.

این انحراف گاه ریشه در فقر و عدم وجود امکانات تمتع صحیح جنسی و گاه توجه زودرس و بیش از اندازه به غریزه شهوت، موج دلزدگی از جنس مخالف می گردد، شهوت از جمله غرایز سپری ناپذیر انسان است که توجه به آن می یابد در حد معقول و نیاز باشد انحرافات جنسی سلسله  وسیعی از رفتارهای جنسی است که تعدادی از آن ها شایع می باشد.[4] در گرایش به همجنس بازی عوامل فیزیولوژی شخصی و تجارب اولیه فرد در زندگی اجتماعی بسیار مؤثر است. برخلاف بسیاری از نظریه حامی همجنس گرایی که می کوشند با علمی خواندن فرضیات و توجیهات خود، این بهنجاری را امری طبیعی قلمداد نمایند.علوم جدیدی مانند ژنتیک نشان ممی دهد که هیچ انسانی با ژن همجنس گرایی به وجود نمی آید. عوامل متعددی از جمله عدم ارضای فرد از طریق همسر، عدم امکان ازدواج و همزیستی شبانه روزی با جنس موافق در خوابگاه ها و پانسیون ها، زندان ها و از همه مهمتر عدم توجه به ارزشهای اخلاقی و مذهبی از علل مهم همجنس بازی به شمار می رود.

مطلب مشابه :  پایان نامه : گرایش: معماری -خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت

بنابراین به نظر می رسد که عوامل محیطی و روانی بسیاری که در تشکیل فاکتورهای ذهنی و شخصیتی افراد تاثیر می گذارد باعث بروز چنین رفتارهایی می گردد. در واقع همجنس گرایی نشانه ای از رشد ناقص فرآیند ارتباط گیری با دیگران است.

در دهه 60 میلادی همجنس گرایی به صورت گروهی اجتماعی پدیدار شد که آزادی از ستم مردان و قیود اخلاقی را مطرح نمود. از آنجایی که با اندکی تاخیر توانست جای خود را در مباحث فمنیستی باز کند این حرکت را ابزاری برای مبارزه با مردسالاری، نجات از قیود مردانه قرار داد، کسب امتیاز زنان توسط زنان دانست[5]. با اندکی تعمق درمسیر شکل گیری نهضت های هم جنس گرایانه به راحتی می توان دریافت که ظهور این موج از مبارزات تنها کنشی افراطی برای رهایی از ستم مردان بر زنان  بوده است. مدیر این مطلب ان است که همجنس گرایان از زنان خواستند تا به جای اتلاف انرژی برای مردان به سوی زنان دیگر که همفکر و دارای طیف یکسانی از عواطف زنانه هستندگرایش یابند.[6]

هنوز این معضل در جامعه ایران به لحاظ پایبندی و تربیت مذهبی اکثریت مردم نسبت به جوامع غربی بسیار ناچیز است لکن ظهور این واکنش را در غرب باید به عنوان زنگ خطری برای جوامع اسلامی و شرقی چون ایران که بیار پایبند به مسائل اخلاقی و شرعی می باشند دانست.

از آنجایی که امروزه هرگاه ایده و نظریه جدیدی در محافل اجتماعی (اعم از رسمی و غیررسمی) مطرح شود. عده ای بدون توجه و دقت کافی، عجولانه تصمیم به حمایت از آن گرفته و چه بسا در این راه گرفتار افراطی گری های عجیبی می شوند و در راه استدلال و تثبیت آن به عنوان یک طرح جدید و درست از هیچ کوششی فروگذار نمی نمایند و با طرح مسائلی چون عدم درک لذت زنان در رابطه جنسی از سوی مردان و حس برتری از توقعات جنسی هم نوع خود دارد یا از نظر فروید[7] همجنس گرایی نمی تواند به عنوان بسیاری تلقی شود بلکه باید آن را نوعی توسعه در روابط جنسی نامید. لذا ضروری است سیاستگذاران، پژوهشگران و فعالان حوزه اجتماعی برای مبارزه با عواملی که می تواند زمینه را برای پیوستن به چنین افکار تند و افراط گرایانه ای فراهم آورد برخیزند.

خرید و  دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد (DOC)

[1] ابهری. مجید. آسیب های اجتماعی و راهکارهای مفابله با آن. تهران. جلد اول.نشر پیشوتن. چاپ اول.1380.ص 130

[2] کاکایی. پریسا. دختران دیروز. زنان خیابانی. نشریه نامه. شماره47. اسفند1384. ص35

[3]-جانفدا.نسیم. ارتباط بزه دیدگی و بزه کاری زنان. ص 105

[4]فرهمند، مریم، فمنیسم و لزنیسسم، فصلنامه کتاب زنان شماره 48. 1384. ص112

[5]همان. ص 114

[6] جانندا، نسیم، ارتباط بزه دیدگی و بزه کاری زنان. ص 79