رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

هر چند زیر بنای نظری و فلسفی درمان شناختی بِک و درمان منطقی – هیجانی الیس به هم نزدیک هستند و نقاط مشترک هر دو نظریه بیش از تفاوت های موجود بین آن هاست و می توان گفت شیوه درمانی الیس چارچوب فلسفی کامل تری از شناخت درمانی بِک دارد . اما رفتار درمانی شناختی ، راهنمایی های عملی روشنی را در اختیار درمانگران قرار می دهد . در این رویکرد خطاهای شناختی و شناخت های ناسازگارانه عامل اصلی رفتارهای تعلی به شمار می روند . کنترل ناپذیری و خطر مهم از مهم ترین متغییرهای پیش بینی برای اهمال کاری رفتاری به شمار می رود .

افراد دارای اهمال کاری بالا از نبود احساسات کنترل شخصی ، نداشتن احساس توانایی ادراک شده و خودکارآمدی پایین رنج می برند . به بیان دیگر ، باورهای مرتبط با کنترل ناپذیری و خطر می توانند به کاهش بیشتر احساس کنترل شخصیتی بیانجامد و به دنبال آن افزایش اضطراب فرد برای انجام تکلیف و تعلل بیشتر او در آغاز و پیگیری انجام تکلیف را در پی داشته باشد .

ویژگی دیگر تفکر این افراد ، ترس از شکست و بدبینی درباره ی آینده ، بویژه درباره ی توانایی های خود در بدست آوردن نتایج خوشایند است . عد م اطمینان شناختی دیگر از خصوصیات شناختی این افراد است ، و مربوط به باورهای فراشناختی در زمینه ی بی کفایتی شناختی آن ها می باشد . چنین باورهایی تا اندازه ای در نتیجه ی شکست های پیشین در پیدا کردن راه حل برای مسایل پیش روی آن هاست . برای نمونه این این باورفرد که به «حافظه ام اعتماد ندارم » به بیان دیگر باورهای فرد در زمینه ی عدم اطمینان شناختی     می تواند اهمال کاری رفتاری را به خوبی پیش بینی کند .

افرادی که باورهایی منفی درباره ی کفایت شخصی خود دارند ، در مورد توانایی های خود در آغاز یا تکمیل تکلیف تردید دارند و این موضوع افزایش اثرات منفی انگیزشی برای آغاز و تداوم تکلیف را در پی دارد . که در نهایت و خود تردیدی از ویژگی های افراد دارای اهمال کاری است . احتمال شکست را در آن ها افزایش می دهد . احساس گناه ، افسردگی ، و تعلل ورزی رفتاری را به گونه ای منفی و معنی داری پیش بینی می نماید . به بیان دیگر هر چه خودآگاهی شناختی افراد کم تر باشد . اهمال کاری در رفتار بیشتر دیده می شود .درواقع هر چه آگاهـی های فرد از اندیشه ها ، باورها و فـــرآیندهای فکری خود بیشتر باشد . بهتر و زودتر  می تواند موقعیت های گوناگون را تحلیل کند و رفتار مناسبی را در پیش گیرد و کمتر احتمال دارد که در تصمیم گیری های خود اهمال کاری نشان دهد . ( حسینی و خیر،1386 )

نظریه ی درمان شناختی براساس فرضیات زیر بنا شده است :

1- شناخت های ناسازگار منجر به رفتارهای ناسازگار و خود مغلوب سازی می شوند .

2- رفتارهای سازگار و خودافزونی مراجع را می توان به وسیله ی یادگیری وی در زمینه ی ایجاد افکار مثبت و خودافزاینده ترغیب و یاتحریک کرد .

3-می توان به مراجعین آموخت که چگونه افکار ناآشنا و خود مغلوب سازی را به افکار ، نگرش ها و رفتارهای خودافزاینده تغییر دهند .

رویکرد انگیزشی ( تعلل به عنوان یک مشکل انگیزشی )

در این دیدگاه تعلل به عنوان تنبلی نیست، بلکه از آن جهت انجام می گیرد که افراد تعللی علاقمند به انجام فعالیت دیگری هستند. این فعالیت ها معمولا” مواردی چون اوقات فراغت ، لذت از ارتباط اجتماعی ، تماشاکردن تلویزیون و کار با اینترنت را در بر می گیرد .

روان شناسان و مشاورینی که این دیدگاه را پذیرفته اند ، معمولا” به ادراک زمینه مورد نظر گرایش دارند . آن ها به این زمینه به عنوان موقعیت انتخاب هر نوع فکر یا فشار انگیزشی معینی توجه می نمایند . تعلل به عنوان موقعیت انتخاب هر نوع فکر یا فشار انگیزشی معینی توجه می نمایند . تعلل در یک موقعیت تحصیلی به این معنی است که فشار انگیزشی مطالعه کم تر از فشار انگیزشی مطالعه در سایر موقعیت ها می باشد .

نتیجه این فرآیند رفتار تأخیری در زمینه مطالعه  می باشد . از نظر پژوهشگران این دیدگاه دلایل عمده تعلل تحصیلی عبارتند از :

1- ارزش نسبتا”پایین تکالیف دراز مدت

2- انتظار نسبتا” پایین  افراد تعللی برای انجام این تکالیف به صورت موفقیت آمیز

3-تأخیر نسبتا” طولانی در ارائه ی جایزه برای تکالیف دراز مدت

4- حساسیت نسبتا”بالای افراد تعللی نسبت به تأخیر در جایزه

مداخله مبتنی بر دیدگاه انگیزشی در کاهش تعلل می تواند برعوامل زیر تمرکز یابد :

1- افزایش خودگردانی ( از طریق تعیین هدف ها ، اداره پیشرفت و مدیریت زمان )

2-افزایش خودکارآمدی (از طریق تشویق تجربه های موفقیت آمیز و اصلاح باورهای غیر منطقی )

3- جلوگیری از حواس پرتی

اهمال کاری به عنوان یک عادت

در این دیدگاه تعلل به عنوان یک عادت مطرح  است . عادت ها  در تعلل ، کنترل بر رفتار را کاهش  داده که در نهایت  منجر به کاهش انتظار خود کار آمدی فرد می شود . با در نظر گرفتن تعلل به عنوان عادت ، دشواری هایی در درمان کامل  تعلل  ایجاد می گردد . بنابراین ، هدف رویکردهای  درمانی مبتنی بر این دیدگاه ، درمان نیست بلکه القاء سطح معینی از کنترل یا  نگه داری رفتارهای تأخیری در یک نسبت طبیعی می باشد . در این روش ، از مداخله هایی چون مدیریت تکلیف که بر تجدید ساختار محیط ، آموزش رفتارهای سازگارانه ، افزایش مسئولیت پذیری فردی و استفاده از نفوذ اجتماعی  تأکید دارد ، استفاده        می شود (   الیس و نال ، 1977 ؛ به نقل از فرجاد ، 1382 )

اهمال کاری به عنوان یک اختلال شخصیتی

در این دیدگاه اهمال کاری به عنوان ضعف وجدان با ویژگی هایی چون نداشتن پشتکار، تنبلی، عدم توجه و ضعف قدرت طلبی شناخته شده است . افراد  تعللی احتمالا ویژگی  های افراد تکانشی را  دارند ( مک کان ، جانسون و شار ، 1993 ) . اگر چه تعلل به عنوان وجه تمایزی در کتابچه آمار و تشخیص اختلالات روانی تجدید نظر شده ( DSM IV- R  ) ، انجمن روان پزشکان آمریکا در نظر گرفته شده است ،  اما تعلل مزمن به عنوان سطح پایین و جدانی بودن می توان در این طبقه جای گیرد .

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

در درمان رویکرد تعلل به عنوان اختلال شخصیتی ، انواع متفاوت روان درمانی ها برای هر بیمار بر مبنای سطح افراط ، عملکرد بد و کمبود در نظر گرفته می شود . درمان های جدیدبر جنبه های خاص اختلال توجه داشت ، و فنون خاصی را با توجه به نوع مسئله و سطح واکنش بیمار انتخاب می نمایند. همچنین سایر روش های درمانی با توجه به هدف های درمانی ( درمان ساده رفتاری در مقابل درمان پیچیده عادتی ) ، عمق تجربه ی درمان بیمار ( بررسی خودآگاه بیمار در مقابل ناخودآگاه بیمار ) و درجه ی راهنمایی درمانگر ( درمان مستقیم و غیر مستقیم ) مورد استفاده قرار می گیرد . ( ساندرسن[1] و کلارک [2]،1994 ، به نقل از حسینی و خیرآبادی 1386 )

به طور کلی می توان گفت عوامل مربوط به اهمال کاری در دو طبقه ی کلی قرار می گیرند :

1- عوامل درونی و روانی یعنی آسیب ها و ناهنجاری هایی که مربوط به خودفرد اهمال کار است ؛  مانند :

احساس خودکم بینی، کوته بینی ، توقع بیش از حد از خود ، پایین بودن آستانه تحمل، کمال گرایی وسواس گونه، فقدان قاطعیت، گناه یا شرمساری، افسردگی و اضطراب ، مهارت های ضعیف مدیریت زمان ، عقاید خودکارآمدی ، نارضایتی از تکلیف ویژگی های شخصی ( کمال گرایی و تمایلات روان رنجورانه ) ، افکار غیر منطقی ، ناتوانی درتمرکز ، ترس از شکست ، ناتوانی در تصور موفقیت ، پایین بودن احترام به خود ( هوول [3]و واتسون [4]، 2007 ، سنکال[5] و همکاران 1995 ، واتسون 2001 )

2-عوامل بیرونی و محیطی یعنی  آسیب هایی که هنگام ارتباط با دیگر اشخاص و یا محیط اطراف، خود را نشان می دهد ؛ عوامی چون  : نارضایتی از وضع موجود، احساس عدم مسؤولیت در برابر دیگران،  تلاش برای جلب رضایت همگان و عواملی از این قبیل ( نینان[6] ، و درایدن [7]، 2002 ، به نقل از حسینی و خیرآبادی ، 1386 ). در بحث درمان به شیوه هایی چون : تلاش برای ایجاد انگیزه و پرهیز از تنبلی و بی حالی ، پرهیز از توجه و تلقین درمانی ، تنبیه و شرطی کردن شدن اجتنابی ، تغییر محیط ، ایجاد عشق و علاقه ، یافتن دوست منضبط ، بازی با احتمالات ، خودتنظیمی ، و یادآورنده ها ، استفاده از شیوه های هم پیمانی ، عدم انتظار پیشرفت سریع اشاره کرد.

 

 

[1] – Sonderson

[2]- Cekark

[3] – Howell

[4]- Watson

[5] – Senecal

[6] – Necnan