سرمایه ساختاری:

سرمایه ساختاری:

شامل فرآیندها، سیستما، ساختارها، دارایی های فکری و بقیه دارایی های نامشهودیه که در اختیار شرکت قرار داره، اما در ترازنامه شرکت نشون داده نمی شه. (همتی و همکاران،1392، ص 91)

سرمایه ساختاری به سازوکار و ساختار یک واحد تجاری مرتبطه و می تونه کارکنان رو در کارکرد بهینه فکری کمک کنه وبدین ترتیب سازمان قادر هستش، عملکردش رو بهتر کنه؛ یعنی سرمایه ساختاری دانشیه که در آخر هر روز کاری در سازمان باقی نمی موند، به کل سازمان تعلق داره، قابل تولید شدن دوباره و به اشتراک گذاشتن با بقیه هست. سرمایه ساختاری رو میشه به هر چیزی رو که در سازمان هست و از کارکنان (سرمایه انسانی) در کارشون حمایت می کنه، گفته کرد. این نوع سرمایه به عنوان پایه ای حمایت کننده، سرمایه انسانی رو قادر می سازه به وظایفش بکنه. سرمایه ساختاری تحت تملک سازمانه و حتی زمانی که کارکنان سازمان رو ترک کی کنن، در سازمان هست. (چوپانی و همکاران،1391، ص 35)

یوندت[1] سرمایه ساختاری رو به عنوان علم نهادی شده واسه یک سازمان میدونه که در پایگاه های داده، دستورالعمل هاو…ذخیره می شه. بیشتر از اون به عنوان سرمایه ساختاری یاد می کنن. با اینحال، او ترجیح داده که اصطلاح سرمایه سازمانی رو به کاربرد چون عقیده داره سرمایه سازمانی به طور روشن تری میگه که این علم واقعاً واسه سازمانه. طبق نظر استوارت سرمایه ساختاری یعنی علم موجود در فناوری اطلاعات، حق ثبت اجناس، طرح ها ومارکای تجاری. به باور چن و همکاران[2] سرمایه ساختاری به سیستم، ساختار و روش های جاری کسب وکار یک سازمان اشاره داره. از نگاه اونا، سرمایه ساختاری به طور روشن تر می تونه به شکل فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، فرآیند عملیاتی وسیستم اطلاعاتی طبقه بندی شه. سرمایه ساختاری رو میشه به هر چیزی رو که در سازمان هست و از کارکنان (سرمایه انسانی) در کارشون حمایت می کنه، گفته کرد. (ستایش و همکاران،1392، ص 79)

این نوع سرمایه به عنوان یک زیربنای حمایت کننده، سرمایه انسانی رو قادر می سازه تا به وظایفش بکنه. سرمایه ساختاری تحت تملک سازمانه و حتی زمانی که کارکنان، سازمان رو ترک می کنن در سازمان هست. چن و همکاران فکر می کنن سرمایه ساختاری بخش پشتیبانی سرمایه فکری واسه بهبود کارکرد سازمانیه؛ پس سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانیه واین دو در رفت و امد با همدیگه هستن و از نظر اونا سرمایه رابطه ای (رابطه با مشتریان) نشون دهنده قدرت بازاریابی، افزایش سهم بازار و وفاداری مشتریانه. از نظر بوتینس سرمایه رابطه ای (اجتماعی) نشون دهنده همه روابطیه که شرکت با مشتریان، رقبا، تأمین کنندگان مواد و کالا، انجمن های تجاری یا دولت برقرار می کنه. (ستایش و همکاران،1392، ص 80)

به باور ادوینسون ومالون سرمایه ساختاری به عنوان سخت افزار، نرم افزار، پایگاه داده ها، ساختار سازمانی، حقوق انحصاری، علائم تجاری و تموم توانایی سازمان که حمایت کننده استفاده کارکنان تعریف شده. سرمایه ساختاری اون دسته از دارایی های فکری هستن که هنگام ترک شرکت به وسیله کارکنان در شرکت باقی می مونن، پس سرمایه ساختاری جداگونه از افراد وعموما آشکاره. زمانی که علم ضمنی به سطح سازمانی می رسد، سرمایه ساختاری از حرکت مارپیچی علم بدست اومده می شه. سرمایه ساختاری از راه عمومیت و آموزش علم ایجاد می شه تا جایی که تبدیل به دارایی شرکت شه. سرمایه ساختاری به عنوان یک تمام واسه سازمان بوده و قابل گزارش وتسهیمه وشمال دارایی های فکری مثل حق ثبت ها، حق امتیازها، علامت برداشت های تجاری و غیره هست. (شماخی، حبیبی،1393، ص 60)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه : بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید

2-2-4-3) سرمایه مشتری (رابطه ای):

باقی مونده سرمایه فکری، سرمایه مشتریه که به سطوح فردی و سازمانی بر می شه. سرمایه مشتری زیرمجموعه ای از سرمایه فکریه که شامل علم گروهی و شبکه علم هست که باهم وجود داشته و از یک شبکه ارتباطی جدا می شن. این رابطه محدود به ارتباطات خاصی نمی شه، بلکه رابطه با مشتریان، تأمین کنندگان، سهامداران و بقیه افراد مربوط به سازمان رو شامل می شه. در تموم تعاریف اتحاد مشهودی بین سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری دیده می شه. خیلی از تحقیق های انجام شده در مورد سرمایه فکری هم این تقسیم بندی رو در نظر گرفته اندودر واقع اتحاد بین زیرمجموعه ها باعث شده که تحت یک عنوان با نام سرمایه فکری سازمان قرار گیرند. (همتی و همکاران،1392، ص 91-90)

بروکینگ در بخش دارایی های بازار، به مشتریان، وفاداری اونا و شبکه های پخش که مربوط به سرمایه مشتری هستن، اشاره می کنه. استوارت هم اعلام می داره که سرمایه مشتری یعنی اطلاعات بازار واسه استفاده در جذب و حفظ مشتریان. موضوع اصلی سرمایه مشتری، علم موجود در شبکه های بازاریابی و روابط با مشتریانه. سرمایه مشتری به عنوان یک پل سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی می شه ویک عامل تعیین کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاره. (ستایش و همکاران،1392، ص 80)

سرمایه مشتری که به عنوان پل و کاتالیزوری در فعالیت های سرمایه فکری حساب می شه از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش و پس کارکرد تجاری شرکته. سرمایه رابطه ای، ارزش روابط شرکت با مردم سازمان هاییه که با اونا قراردادهایی کاری دارن. این سرمایه شامل روابط با سهامداران برون سازمانی، شبکه های عرضه و پخش خدمات، شرکا، روابط مشتریان (وفاداری و رابطه بین شرکا سرمایه گذاران) وبرند سازی (فلسفه، کارکرد، معروفیت و اعتبار و شناخت برند) هست. هم افزایی تموم دارایی های نامشهود نه تنها دارایی های نامشهود تحت مالکیت شرکت، ارزش وتدوام یک امتیاز رقابتی رو به دنبال داره. مسئله کلی ای که شرکت ها با اون روبرو هستن تبدیل دارایی های نامشهود (مثل علم افراد) به دارایی های مشهود (مثل حق امتیاز و اختراع) یا یعنی تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه ساختاریه. (شماخی، حبیبی،1393، ص 60)

مطلب مشابه :  نتایج درمانی موسیقی درمانی

سرمایه مشتری یا ارتباطی شامل وابستگی های برون سازمانی مثل وفاداری مشتریان، حسن معروفیت و روابط شرکت با تأمین کنندگان منابع اون هست. این موضوع از راه ارزش دفتری یک مشتری از انجام داد وستدد با سازمان تعریف می شه؛ یعنی سرمایه مشتری به عنوان یک پل و سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی می شه ویک عامل تعیین کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاره. سرمایه مشتری شامل مواردی مانند ارزش امتیازات تحت تملک شرکت، روابط اون با مردم وسازمانای مربوط به مشتریان، سهم بازار، میزان حفظ یا از دست دادن مشتریان و ضمنا سودآوری خالص به ازای هر مشتری می شه. کلا، میشه گفت که مهم ترین جز اصلی و اساسی سرمایه فکری، سرمایه انسانیه و دو سرمایه دیگر تابعی از سرمایه انسانی هستن. بی سرمایه انسانی امکان رشد و پیشرفت اونا محدوده. (چوپانی و همکاران،1391، ص 35)

سرمایه مشتری یکی از اجزای اصلی و اساسی سرمایه فکری به حساب میاد که ارزش رو در کانال های بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران اون صنعت و تجارت داره، جای داده. تعاریف جدید معنی سرمایه مشتری رو به سرمایه ارتباطی پیشرفت دادن که شامل علم موجود در روابطیه که شرکت با مشتریان، رقبا، تأمین کنندگان و عوامل دولتی داره. (انوری رستمی و همکاران،1392، ص 93)

 

بروکینگ (بریتانیا)             روس (بریتانیا)           استوارت (ایالات متحده)       بنتیس (کانادا)

 
دارایی های انسانی:

مهارت ها، توانایی ها و تخصص، توانایی حل مسئله و سبک های رهبری

سرمایه انسانی:

لیاقت، طرز تلقی و تندوتیزی فکری

سرمایه انسانی:

کارکنان مثل مهم ترین دارایی سازمان

سرمایه انسانی:

علم کارکنان

دارایی های زیر ساختاری:

فن آوری، فرایندها وروشای کاری

سرمایه سازمانی:

دارایی فکری، نوآوری، فرایندها دارایی فرهنگی

سرمایه ساختاری:

علم موجود در فن آوری اطلاعات

سرمایه ساختاری:

دارایی های غیرانسانی یا توانایی های سازمانی مورد نیاز واسه تحقق نیازمندی های بازار

دارایی فکری:

علم فنی، مارکای تجاری و حق ثبت اجناس

سرمایه نوسازی و پیشرفت:

حق ثبت اجناس و سعی های آموزشی

سرمایه ساختاری:

حق ثبت اجناس، طرح ها ومارکای تجاری

دارایی فکری:

برخلاف سرمایه فکری، دارایی فکری یک دارایی به ثبت رسیده با تعریف قانونیه.

دارایی های بازار:

نام های تجاری، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانال های پخش

سرمایه رابطه:

روابط با ذی نفعان درون و بیرون سازمان

سرمایه مشتری:

اطلاعات بازار واسه استفاده در جذب و حفظ مشتریان

سرمایه رابطه:

سرمایه مشتری تنها یک بخش علم موجود در روابط سازمانیه.

جدول 2-2: مقایسه معنی سازی های سرمایه فکری (نمامیان و همکاران،1390)

[1] Yvndt.

[2] Chen et al.

متن کامل :

دانلود پایان نامه ارشد