پایان نامه ارشد – سن مسئولیت کیفری اطفال در حقوق ایران

از مصادیق دیگر  عدم رشد قوای جسمی و ذهنی ،  اطفال عقب ماندگی ذهنی است .

از مشخصه اصلی این افراد ذکاوت اندک ، هشیاری عملی ناقص ، عدم استنباط منطقی ، قدرت حافظه ضعیف ، قابلیت های ذهنی کم ، و واکنش های گفتاری و رفتاری نامعقول که در اصطلاح عامیانه  به آنها کودن ، احمق و یا سفیه گفته می شود .

کودکان عقب مانده ذهنی غالبا به طور وراثتی و یا در اثر بروز بیماری های واگیر دار و عفونی در دوران کودکی و طفولیت و یا مصرف داروهای غیر مجاز دچار این عارضه شده و در آنها رشد عقلی و ذهنی بسی کندتر از رشد جسمانی به ترقی و توسعه خود می پردازد . یعنی کودک به طور متعارف از نظرذهنی و روانی رشد نکرده و رفتارها و حرکاتی از خود نشان می دهد که غیر متعارف تشخیص داده و در برابر مسایل و رخدادها قدرت استنباط و یا ایجاد واکنش مناسبی ندارد .

عوامل فیزیولوژیکی باعث می شود تاثیرات سوء وراثتی در کودک ایجاد نموده و او را در ارتکاب جرم یاری نموده و عملش را تسریع بخشد .بر اساس آمارها می توان گفت که 53درصد از کودکان بزهکار قربانی خصوصیات فیزیولوژیکی والدین و منسوبین خود هستند.

آدمیان در جریان رشد عادی خود حرف زذن یاد می گیرند .اما پیش از رسین به سطح معینی از رشد عصبی قادر به تکلم نیستند . بنابرین آنچه در این مقال به اختصار آورده شدحاصل نتایج پژوهش هایست که اطفال بنا به شرایط تغییرات زیستی در فرایند رشدشان  در اثر رشد نایافتگی یا عدم رشد در قوای جسمی و ذهنی این واکنش ها را در پی خواهد داشت که از نظرعلمی به اثبات رسیده است .

 

 

 

 

 

2 – تلقین پذیری و انعطاف پذیری نسبی

مقصود از تلقین پذیری و انعطاف پذیری نسبی کودکان بدین معنی و مفهوم است که اطفال از دیدگاه جرم شناختی ، شخصیت آنان به گونه ای هست که در حال شکل گیری و فرایند اجتماعی شدن می باشد . بدین منظور اطفال از این منظر تحت عنوان سه گروه از کودکان ناسازگار [1] مطرح می شوند کودکان بزهکار، کودکان منحرف و کودکان در معرض خطر.

مطلب مشابه :  -طراحی مجتمع تجاری-تفریحی با رویکرد طبیعت گرایی با تاکید بر سازواره های طبیعی

در کتب جرم شناسی ، بزهکار به مجرمانی اطلاق گردیده که کمتر از سن معینی هستند بین 7 تا 16 سال و مرتکب عملی گردیده اند که اگر فرد بزرگسالی نیز مرتکب همان عمل شده باشد مجرم شناخته می شود . همچنین مجرم جوان فردی است بین سنین 13و 14 و 15 ساله مرتکب اعمال جدی و خشونت بار شده و مانند یک بزرگسال تحت تعقیب قرار می گیرد. به عبارت دیگر کودک بزهکار فردی است که مجموعه قوانین کیفری را نقض کرده باشد . بسیاری از نوجوانان ضد اجتماع هنگامی که به سن 20 سالگی و بیشتر می رسند دیگر مرتکب بزه نمی شوند و زندگی سالم و طبیعی را ادامه می دهند .

کودک منحرف یا کودک دشوار کودکانی هستند که به نوعی دردسر آفرینند و با تمرد از دستورات والدین و معلمین آماده اقدام های پرخاشگرایانه مانند ولگردی استعمال مواد شرارت و …در وضعیت ماقبل بزهکاری قرار دارند به همین جهت گروهی از قانونگذاران برخی از اعمالی را که ماهیتا مخل نظم عمومی نیستند و در واقع نوعی انحراف محسوب می شود جرم انگاری نمودند .

کودکان در معرض خطر کودکانی که از نیاز های اساسی یعنی تغذیه بهداشت و آموزش اجباری محرومند و در معرض سوء رفتار جسمی و جنسی یا مجازات غیر منصفانه قرار دارند و از کمک و حمایت قانونی محرومند . بر این اساس کودکانی که در خانواده ی از هم پاشیده ، منحرف ، طلاق و دارای سوء رفتار زندگی می کنند و همچنین کودکان خیابانی و کودکان رهاشده که از رشد جسمانی ، عاطفی ، روانی و اجتماعی و بطور کلی فرایند اجتماعی شدن و رفاه آنان در معرض آسیب های جدی قرار دارند به دلیل شرایط دشوار در معرض وضعیت ماقبل بزه دیده گی قرار دارند . مانند : وادار کردن کودکان به توزیع و فروش مواد یا روسپیگری توسط والدین منحرف و معتاد به این دسته از کودکان ، کودکان درمعرض خطریاکودکان درشرایط دشوارنامیده می شوند . [2]

مطلب مشابه :  پایان نامه - بررسی نگرش به فساد اداری و عوامل اقتصادی اجتماعی

تعداد قابل توجهی از نوجوانان  هنگامی که به 14 – 15 سالگی می رسند با واقعیت بزرگسالی مواجهه می شوند در حالی که هنوز توانایی کافی برای پذیرفتن الزامات و مسئولیت های محیط کار و خانواده و جامعه را ندارند . بسیاری از آنان دچار مشکلات بهداشتی اند در مدرسه موفقیت تحصیلی چندانی کسب نمی کنند و در مورد توانایی خود برای ورود به جامعه دچار تردید و بدبینی اند .

دوره نوجوانی برای بسیاری از جوانان زمان آزمودن و عدم اطمینان است . آنها ممکن است نسبت به بحران های عاطفی بسیار حساس و آسیب پذیر شوند و اضطراب تحقیر و تغییر حالات را تجربه کنند . نوجوانان وارد تحول بیولوژیکی هم می شوند که با سرعتی بیش از هر دوران دیگری در زندگی آنان جز دوران نوزادی پیش می رود . در طول یک دوره چند ساله قد وزن و ویژگی های جنسی آنان دچار تغییرات چشمگیری می شود .[3]

تلقینات اطرافیان و یا انسان های نزدیک باعث می شود که فرد مجرم و تازه کار به راحتی در مسیر ارتکاب جرم حرکت می نماید زیرا او از آنان الهام گرفته و در می یابد که چه کاری درست است و چه کاری نادرست .

محرز است که بزهکاری یا ارتکاب به جرم نیز به مانند سایر اصول زندگی آموختنی و عادت دادنی است به واسطه همین قضیه است که کودک و یا نوجوان  با آمادگی ذهنی و باتوانایی جسمی استعداد خود را برای ارتکاب جرم نشان داده و تربیت و تلقینات و پرورش روحی – ذهنی افراد نزدیک اعم از والدین و یا خواهران و برادران و دوستان باعث می شود که راههای خلاف به مانند سایر امور روزانه و زندگی در ذهن کودک و نوجوان شکل گرفته و به سهولت دست به جرم بزند

[1]-  شهلا ، معظمی ، بزهکاری کودکان و نوجوانان ، نشر دادگستر ، تهران ،  پاییز 1390  ، چاپ پنجم ص 54

[2] –  کاشفی اسماعیل زاده ، حسن ، همان ، صص41  الی 47