شاخصهای اثربخشی از دیدگاههای مختلف

شاخصهای اثربخشی از دیدگاههای مختلف

– کمرون و ویتون: ” نتیجه بیست سال مطالعات در مورد اثربخشی را این چنین خلاصه کرده اند تقریباً همه صاحب نظران تصدیق می کنند که توافق اندکی در مورد اینکه اثربخشی سازمانی چه معنایی دارد و چگونه می توان آنها را ارزشیابی کرد وجود دارد … نوشته ها، پراکنده، بدون نتیجه گیری و اغلب بسیار گیج کننده بوده اند.

-سی شور: “با اعتقاد به اینکه در بیشتر سازمانها بین سیستم طبیعی تعادل گرا، اهداف و تصمیم گیری سازگاری وجود دارد، اثر بخشی سازمانها را منوط به موفقیت در سه زمینه ذیل می داند”.

حفظ بقا و رشد ، تحقق اهداف ،اعمال کنترل و حفظ جهت سازمان

-آرجریس: معتقد است که اثر بخشی سازمان منوط به توانایی سازمان در تحقق سه عملکرد ضروری ذیل است: نیل به اهداف ،نگهداری و انسجام داخلی ، قابلیت انطباق با محیط -بس و هرسی – بلانچارد: معتقدند که موفقیت سازمان به وسیله تولیداتش اندازه گیری می شود در صورتی که معیار سنجش اثربخشی نگرش است به نظر این صاحب نظران موفقیت نتیجه رفتار اطاعت گونه و اثر بخشی نتیجه همکاری علاقمندانه است.

– هوی و میکسل و چستر بارنارد:اثربخشی، کارآیی و رضایت سازمانی را به یکدیگر مرتبط می دانند به طوری که اثربخشی توصیف عملی در جهت نیل به یک هدف مشخص است (مانند بس درباره موفقیت)، کارایی توصیف عملی است که ارضا کننده ی انگیزه ها در مورد چیزی است(تقریباً مشابه با تعریف بس و همکاران درمورد اثربخشی ) و رضایت سازمانی بیانگر رفتاری است که باعث تحقق بخشیدن به انتظارات بوروکراتیکی سازمان و ارضای نیازها و انگیز ه های فردی اعضای سازمان می گردد.

– کالدول و اسپینکس می گویند که اثربخشی، اندازه یا حدود دستیابی به اهداف برنامه است در صورتی که کارایی ارزش هزینه ای برنامه در ارتباط با نتایجی است که به دست آورده است(شیرازی 1374).

–  لوتانز و همکارانش با تحقیق بر روی بیش از 450 مدیر به این نتیجه رسیده اند که مدیران اثربخش به شیوه ی ذیل فعالیت می کنند.

1- مدیریت سنتی (%19) : تصمیم گیری، برنامه ریزی و کنترل

2- ارتباطات (%44) : مبادله ی اطلاعات و انجام کارهای ارتباطی

3 -مدیریت منابع انسانی (%26) : ایجاد انگیزه در دیگران، اجرای مقررات انضباطی، حل مساله تعارض، تامین نیروی انسانی و آموزش دادن به کارکنان

4 -ایجاد شبکه های کاری (%11): جامعه پذیری (توجیه کارکنان)، سیاست بازی و ایجاد رابطه متقابل با افراد و نهادهای خارج از سازمان. رابینز (پارسائیان و اعرابی،1389).

– رابرت واترمن  وتام پترز  (1972) پس از مطالعه روی 42 شرکت نمونه بدلیل مدیریت شایسته و اثربخشی مناسب آنها،ویزگیهای زیر را به عنوان صفات برتری و موفقیت ارائه نمودند:

1-داشتن تعصب در انجام امور محوله

2-نزدیک شدن به مشتریان جهت درک هر چه بهتر نیازهای آنان

3-دادن استقلال به کارکنان وتقویت روحیه کار آفرینی آنان

4-افزایش بهره وری از طریق جلب مشارکت کارکنان

5-آگاهی کارکنان از ماهیت و فلسفه شرکت و درگیری مدیران با مسائل در تمامی سطوح

6-حضور در صحنه رقابت

7- برخورداری از ساختار سازمانی ظریف و ساده

8-کنترل شدید ارزشهای محوری،تشویق ریسک پذیری،نوآوری و کنترل (فقهی،1381).