دانلود پایان نامه – عوامل مؤثر بر بی رمقی معلمان

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رمقی معلمان متوسطه شهر یاسوج

جماعت از اشخاصی تشکیل شده که دارای روابط طبیعی یا خود به خودی و ضمنا اهداف مشترکی هستن و احساس تعلق به جمع دارن. پس جماعت یک کل ارگانیک و منافع اعضا با زندگی و منافع جمع یکیه.

 

جامعه

جامعه بر خلاف جماعت، در جامعه روابط بین افراد طبق منافع فردیه و ً این روابط از نوع رقابت، پیشی و یا کمه کم یه جور از روابط اجتماعیه که طبق «بی فرقی» در مورد دیگرانه. سازمان اجتماعی روابط«سرد» است که در اون تنوع منافع و حسابگری حاکمه(زنجانی زاده،1387 :229-228).

 

کارل مانهایم[1]

مانهایم آدم زمان گذشته رو هراسناک از روبرو شدن با شرایط طبیعی و آدم دنیای صنعتی رو گرفتار عقلانیت می دونست؛ در هر دو حالت انسانا واسه حفظ خود مجبورن به عضویت در گروه یا سازمانی در آیند تا امنیت و آرامش رو تجربه کنن. اون عقیده داره هر قدر که جامعه صنعتی و تقسیم کارش پیشرفته تر باشه انسانا نیاز بیشتری واسه کارکردهای مناسب دارن تا پیش بینی پذیر باشن. پس مانهایم هم آثار صنعتی شدن، عقلانیت، دیوانسالاری، تخصص و اسارت  بشر به دلیل تمدن جدید اشاره کرده و تموم این موارد رو بسان عواملی در نظر گرفته که در آدم احساس بی قدرتی، ناتوانی و ناامیدی ایجاد می کنه(صداقتی فرد،1392: 36).

 

استرلین[2]

استرلین توضیح اقتصادی و جمعیت شناختی از بی فرقی ارائه کرده. چیزی که در توضیح او از بی بی فرقی سیاسی به عنوان عامل در نظر گرفته می شه، مسائل اقتصادی و محدود بودن منابع اقتصادی واسه رقابت و حجم گروه­های سنی(نسلی) و آرزوهای اونا در مورد کسب درآمد که در طول مراحل اجتماعی شدن شکل میگیره، بر آرزوها و احساسات جوونا در مورد بهزیستی اثر می­گذارد؛ اینطوری که حجم گروههای سنی، میزان رقابت در هر مرحله از زندگی، یعنی توانایی رسیدن و تحصیل رو تعیین می­کنه. اعضای یک گروه سنی بزرگ به طور غیر معمولی در درون خونه به جهت محدود بودن منابع خونواده رقابت می­کنن. بعد اون­ها به مدارس پر جمعیت می رن که در اونا توجه و مراقبت فردی کمتری دریافت می­دارن و بعد با رقابت سر سختی در بازار کار روبرو می­شن که همه این­ها یافتهای اون رو محدود می­کنن. به دلیل زیان نسبی اقتصادی و ناتوانی از شکست دادن آرزوهای خنثی شده، گروههای سنی بزرگتر جوونا، باروری کمتر و نرخای بیکاری بالاتر، طلاق، خودکشی، جرم و بی فرقی سیاسی رو تجربه می­کنن. با توجه به عوامل اقتصادی، استرلین دلیل می­کنه که اعضای گروههای سنی بزرگتر، از نظر اقتصادی رنج می برن و همین اونا رو نسبت به امور اجتماعی و سیاسی، سرخورده و بی­فرق می سازه.

مطلب مشابه :  نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

بنابر این او عقیده داره که تمایلات و روندها در مورد بی فرقی سیاسی، تا اندازه­ای تابعی از تغییر پذیری نسلی در مورد بهزیستی و رفاه اقتصادیه)کیهم، ماسن[3]، 1987: 150).

استرلین قضایای مطروحه خود:

1ـ به آرزوهای اقتصادی اشاره می­کنه که فرد به دلیل ناتوانی از برآورده ساختن اون­ها دچار سرخوردگی می شه.

2 ـ اینجور آرزوهای در”مراحل اجتماعی” شدن شکل می­گیرد. در این فرآیند دو نسل هست: نسل اول که او اونا رو گروه­های سنی بزرگتر معرفی می­کنه، در زمونه ای رشد کرده­ان که وضعیت اقتصادیشاید بهتر و سطح رقابت کمتر بوده. نسل دوم که تحت مراحل اجتماعی شدن نسل اول قرار گرفته­ان اونایی­ان که آرزوهایی رو از طرف گروه های نسل بزرگتر می­پذیرند ولی شرایطی ندارن که بتونن اینجور آرزوهایی رو تحقق بخشند و پس دچار بی فرقی و سرخوردگی می شن(صداقتی فرد،1392: 1380).

 

2ـ8ـ نظریهای محرومیت نسبی

دارندورف[4]

به نظر می­رسد مهم ترین دلیل پیدایش احساس محرومیت در یک نظام اجتماعی اینه که از نظر اعضای اون جامعه امکانات به شکل نابرابر پخش شده باشدو نابرابری اقتصادی و اجتماعی وجود داشته باشه(پال وکنث،1377: 65).پس دارندورف به چار نوع نابرابری اشاره میکنه:

الف)تفاوتای طبیعی یه جور، قیافه ظاهری،شخصیت،علایق؛

ب).تفاوتای طبیعی مرتبه­ای، هوش،استعداد و نیروی بدنی؛

ج)تفاوت بین موقعیتای هم ارزش؛

د) قشربندی اجتماعی افراد طبق اهمیت و ثروت، به عنوان درجه بندی پایگاه اجتماعی (دارندورف.1988, :pp.6-10). به نظر دارندورف منظور نابرابری اینه که بعضیا بیشتر از چیزی که واسه جامعه کار کنن، بهره می­برند و میزان امتیازات و پاداش­هایی که دریافت می کنن، بیشتر از اهمیت نقشیه که اجرا می­کنه، و در مقابل، عده زیادی در مقابل کاری که انجام می­دهند، امتیاز و حقوقی کمتر از استحقاق خود کسب می­کنن (رفیع پور،:1380442). دارندورف قوانین رو هم چکیده هنجارها و نشانۀ وجود نابرابری در جامعه می­داند و می­گوید:« قانون شرط لازم و کافی نابرابری اجتماعیه و یعنی نابرابری هست، چون قانون هست و چون قانون هست، مجبور نابرابری هم در بین افراد بشر وجود داره» (ملک،1374 : 106).

 

گرهارد لنسکی

به باور لنسکی عواملی که موجب بوجود اومدن نابرابری در جوامع مدرن می شن عبارتند از:

مطلب مشابه :  مهارتای گفتگو؛ مهارت ها و نکاتی که ورق رو بر می گردونه 

الف) سطح پیشرفت تکنولوژی: لنسکی نتیجه میگیره که هر چه سطح پیشرفت تکنولوژی و صنعت در جامعه بیشتر باشه، میزان نابرابری در اون هم بیشتر می شه.

ب) تهدید خارجی: لنسکی عقیده داره،اگه تهدید خارجی از حد معینی بیشتر نباشه، موجب انسجام و برابری نسبی بین افراد و اقشار جامعه می شه، اما اگه تهدید خارجی از حد معینی بیشتر شه موجب روی کار اومدن دیکتاتوری وشکل گیری حکومتای خشن می شه که در آخر نابرابری قدرت رو زیاد می­کنه. به باور لنسکی نابرابری در قدرت نابرابری در ثروت و اهمیت می شه.

ج) ایده سیاسی: به باور  لنسکی، ایده سیاسی به عنوان دلیلی جداگونه در نظام قشربندی حضور داره.به این معنا که اعتقادات افراد جامعه در چگونگی روابط افراد و سازمان جامعه مؤثره.

د) رهبری: به باور لنسکی، رهبران با توجه به سلطه ای که روی منابع کم پیدا: داراییا و اهمیت اجتماعی دارن، می تونن نابرابری افزایش و یا کاهش دهند(ملک، 1385: 102-103).

 

گیدنز

گیدنز مثل وبر و مارکس به رابطۀ نزدیک بین قدرت و نابرابری عقیده داره. گیدنز باور داره که جنسیت یکی از مهم ترین زمینه های نابرابریه و نابرابری جنسیتی از نظر تاریخی خیلی ریشه دارتر از نظامای طبقاتیه(گیدنز،1384). او در بحث برابری خواهی تأکید بعضیا بر برابری فرصت یا شایسته سالاری رو مورد انتقاد قرار می­بده و عقیده داره که این نوع برابری خود موجب نابرابریای عمیق در جامعه میشه و به یه جور انسجام اجتماعی رو هم تهدید می کنن. گیدنز با طرح این سوال که:«برابری به چه مفهومی در نظر گرفته شه؟ سیاست نوین برابری رو به عنوان«ترکیب» و نابرابری رو به عنوان«دوری» تعریف می کنه(هادی زنور،1385).

 

دیویس و مور

دیویس و مور با بیان باور که نابرابری یک خصیصۀ کلی می­باشه فکر می کنن که نابرابری یک ضرورت سازمانیه. به باور دیویس، نابرابری اجتماعی طرح نآگاهانه­ایه که به جوامع تضمین می­بده، که بهترین مشاغل به وسیله شایسته­ترین افراد، اما به طور آگاهانه اشغال شه. خلاصه اون که اهمیت فونکسیونلی مشاغل در جامعه و کمیابی نسبی افراد دارای شرایط واسه تصدی اون­ها، کلی­ترین عواملی هستن که میزان پاداش­های اجتماعی رو واسه  مشاغل و یعنی موقعیت­های مختلف اجتماعی تعیین می کنن(ربانی،1385).

[1]- K.MANnheim

[2]- Esterlin

[3]-Kahm and mason.