پژوهش (پایان نامه) : فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه

روش اثبات عنن

طبق اصل مهمی که در حقوقه بینه و دلیل به عهده مدعیه و سوگند از طرف منکر هست. در مریضی عنن از اونجا که این مریضی در طرف مرده پس اینجا این زنه که مدعیه هست و مرد منکره. و برابر اصول قضایی اسلام این زنه که می باید مدعای خود رو با دلیل و بینه به اثبات برسونه و زوج چون منکره می تونه با یمین دعوی مدعی رو رد کنه.[1]

فقهای امامیه فکر می کنن که دعوی عنن به یکی از سه راه زیر ثابت می شه:

–  اقرار زوج

-شهادت شهود بر اقرار زوج به عنن پیش اونا

– سوگند مدعی در صورتی که منکر از سوگند خودداری کنه و یا سوگند رو به مدعی رد کنه.

فقهای امامیه شهادت شاهد رو بر این عیب نپذیرفته ان و دلیل اون اینه که عنن از مریضی های مخفیه و از اموریه که جز از راه خود افراد قابل گرفتن نمی باشه.[2]

در صورتی که زوجه که مدعی عننه نتونه مدعای خود رو با یکی از راههایی که در بالا به اون اشاره شد ثابت کنه، زوج که منکره می تونه با انجام سوگند بر نفی مریضی خود، دعوی رو رد و اینطوری مرافعه پایان یابد. چون مقتضای اصلی سلامت افراده پس کسی که گفتارش مخالف اون باشه مدعی، و اون کس که برابر با اون سخن گوید منکر تلقی می شه، در مورد نظر دکتر، فقها نظر دکتر رو با توجه به ویژگی مریضی عنـن   نپذیرفته ان.[3]

در مورد مراجعه به دادگاه فقها با استفاده از روایات و احادیث اینجور برداشت کرده آند که عنن تنها عیبیه که بی مراجعه به دادگاه خیار فسخ بوجود نمی آید، در حالی که در بقیه عیوب بی اینکه احتیاجی به مراجعه به دادگاه باشه حق فسخ به وجود میاد.[4]

 

2-2-2-خصاء

خصاء (به کسر خاء بر وزن کتاب) یعنی کشیده شدن خٌصیه، مردی که اینجور صفتی رو داشته باشه خَصیّ گویند.معلوم نیس چرا قانون مدنی موقع اشاره عیوب موجود در مرد بجای آوردن واژه خصاء، از حالت فاعلی اون یعنی خصی استفاده کرده. [5]

به خاطر این در تاریخ 8/10/61 به وسیله کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی ایران این واژه به خصاء تصحیح شده. مریضی مزبور با اینکه لازمه ناتوانی از مقاربت جنسی نیس، ولی بنظر مشهور فقها از عیوب موجب خیاره.[6]

 

2-2-2-2-خصاء متأخّر

با توجّه به مطالب فوق و اینکه اصل در عقد لزومه، و ادلّه عیب بودن خصاء تخصیصیه که بر اصل مزبور وارد گردیده ، پس همیشه باید با تفسیر مضیّق به موارد متیقن اکتفاء نمود؛ قدر متیقن از ادلّه و نصوص واصله خصاء سابق بر عقده، و در مورد خصاء متأخّر نظر فقها متفاوته. مشهور فقها عمل به اصل کرده وخصاء متأخّر رو عیب ندانسته ان. قانون مدنی هم از این نظر پیروی کرده و به معنی مادّه 1125 عیب بودن اونو نفی کرده.[7]

 

[1] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی ،ص382

[2] – حسنی،علیرضا،فسخ نکاح در حقوق ایران ،قبلی،126

[3] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی

[4] – همون،ص383

[5] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،چاپ هشتم ،1383،ص 365

[6] – همون

[7] – صفایی،سید حسن ،امامی ،اسد الله ،کوتاه حقوق خونواده  ، قبلی،ج1ص102

متن کامل :

فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه