پایان نامه فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه

مقطوع بودن آلت تناسلی

در اصطلاح فقه و حقوق امامیه اون رو جَب (به فتح جیم) گویند و اون کس رو مجبوب گویند.[1] مقطوع بودن آلت تناسلی شوهر در صورتی موجب حق فسخ واسه زن می شه که شوهر نتونه با اون نزدیکی کنه هر چند به قدر حشفه باشه والا هروقت پس از قطع، از آلت تناسلی به قدر حشفه باقی مونده باشه که بتونه با زن خود نزدیکی کنه، شوهر اجرای وظایف زوجیت کرده و زن حق فسخ نکاح رو نداره. این اجماعیه و از ماده 1122 ق.م هم این نظر برداشت می شه.[2]

گروهی بر آنند که مقطوع بودن آلت تناسلی شوهر اگر مربوط به زمان عقد بوده و زن جاهل به اون باشه می تونه نکاح رو فسخ کنه و جز حق فسخ نداردبعضی هم بر این نظر هستن که مقطوع بودن آلت تناسلی شوهر هروقت قبل از عقد و یا قبل از دخول باشه زن می تونه نکاح رو فسخ کنه و جز اگر پس از دخول حادث شه، زن حق فسخ نداره.[3]

دکتر امامی عقیده داره که : «از نظر قضایی فکر می رود که هروقت پس از عقد شوهر به جهتی از جهات خصی یا آلتش قطع شه طوری که نتونه وظایف زناشویی رو بکنه زن نمیتونه نکاح رو فسخ کنه، چون با توجه به ماده 1125 ق.م که در مورد عنن اجازه داده که اگر پس از عقد حادث شه زن می تونه نکاح رو فسخ کنه و در مورد خصی و مقطوع بودن آلت تناسلی به سکوت برگزار کرده، میشه برداشت نمود که قانون نخواسته در مورد مزبور حق فسخ به زن بده. [4]

 

2-3- عیوب مختص زن

مادّه 1123 قانون مدنی:«عیوب زیر در زن موجب حقّ فسخ واسه مرد هستش:

1-قرن.

2-جذام.

3-برص.

4-افضاء.

5-زمین گیری.

6-نابینائی از هردوچشم.»

2-3-1-قرن

قرن (به فتح قاف و سکون یا فتح راء) ، از نظر فقهی در اینکه عیب مزبور موجب خیاره اختلافی نیس؛ النهایه در معنای اون اختلاف کرده ان که به دلیل اختلاف تعاریف ارباب لغته. بعضی اون رو استخوانی می دونه که در فرج زنان می روید، و مانع از مقاربت می شه؛ دسته دیگر به ورمی مثل باد بیضه مردها تشبیه کرده ان؛ بعضی اون رو غدّه گوشتی دانسته که در فرج می روید و مانع نزدیکی می شه فقهای امامیّه به پیروی از متون اخبار تعریف گذشته رابیشتر ترجیح می دن[5].

بنظر می رسه اونّلاً قرن ممکنه اقسام مختلف داشته باشه و با این حال همه انواع اون عیب حساب می شه؛ اگر از اخبار هم نوع خاصّ اون برداشت نمی شه. دوم اینکهً لازم نیس که آفت مزبور به حدّی باشه که مانع از مقاربت شه، بلکه ظاهر شدن این عیب از اونجا که موجب تنفّره، عیب حساب و موجب خیاره.قانون مدنی تعریف خاصّی واسه قرن ننمودهو شرط اونکه مانع از مقاربت باشه رو هم معتبر ندانستهه.

در قانون مدنی تعریف خاصی واسه این عیب نشده و حتی شرط نگردیده که مانع از مقاربت هم باشه. باید توجه داشت که قرن همانطوری که در تعاریف فصل دوم دیدیم ممکنه اقسام مختلفی داشته باشه، در هر حال همه اونا عیب حساب می شن، از طرف دیگر واسه استفاده از حق فسخ با توجه به مفاد قانونی مدنی لازم نیس که این عیب به حدی باشه که مانع از مقاربت شه بلکه ظاهر شدن این عیب از اونجا که موجب تنفره، عیب حساب می شه و موجب خیار هست.

مطلب مشابه :  کاشی کار

دکتر حسن امامی در مورد این عیب میگن: «قرن، استخوان زائدیه که در جلوی آلت تناسلی بعضی از زنانه، که مانع نزدیکی شوهر با اون می شه و در صورتی که اون زیادی از گوشت باشه اون رو عفل گویند. به نظر می رسد که قرن در ماده مثل عفله چون اصطلاحاً هر یک از دو کلمه اگر به تنهایی مصرف شه شامل معنی دیگری می شه. این ساختمان غیرطبیعی آلت تناسلی زن هر چند بوسیله عمل جراحی پس از عقد به صورتی دربیاد که مانع از نزدیکی نباشه، حق فسخ شوهر زائل نمی شه، چون حق مزبور بوسیله نکاح زنی که دارای وضعیت غیرطبیعی بوده به وجود اومده و در مورد دودلی بقاء حق مزبور استصحاب می شه. به نظر می رسد که هروقت عمل جراحی در رفع قرن طوری باشه که موجب تفویت استمتاع شوهر نگردد، حق فسخ اون ساقط می شه چون فسخ واسه جبران زیانه و زیان موجود نیس تا موجب فسخ باشه.»[6]

قرن در صورتی واسه زوج حق فسخ نکاح رو به وجود میاره که این عیب موقع عقد وجود داشته باشه. ماده 1124 ق.م در این مورد می گوید: «عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ واسه مرده که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته.»[7]

هروقت زوج قبل از انعقاد نکاح به وجود این عیب در زوجه آگاه بوده ولی با وجود آگاهی اقدام به عقد نکاح نمودهه بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت. [8]

 

2-3-2-جذام

این عیب طبق بند 2 ماده 1123 ق.م از عیوب مختص زن حساب می شه و در صورتی که این عیب در زمان عقد وجود داشته باشه و مرد به اون آگاه نباشه واسه او حق فسخ نکاح ایجاد می شه. (1126 ق.م)

گروهی از حقوقدانان فکر می کنن که جذام و برص از عیوب مشترک حساب می گردند و در این مورد میگن: «جذام و برص از عیوب مرد که موجب فسخ واسه زوجه باشه برحسب نظر مشهور فقها نخواهد بود اما به باور مصنف این عیوب هم مشترکه.»[9]

 

2-3-3-رص

همونطور که اشاره کردیم برص به فتح راء و باء یا پیسی، سفیدی که در پوست بدن آدم پیدا می شه و دارای خارش دردناکیه یا طبق تعریف دیگر، یه جور بیماریه که موجب غلبه سفیدی بر سیاهی در قسمتی از بدن می شه.[10]

قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 ق.م باید گفت که برص از عیوب مختص زن حساب می شه و هروقت موقع عقد وجود داشت زوج می تونه در صورت جاهل بودن با استفاده از ماده 1123 و 1126 ق.م از حق فسخ استفاده کنه.

دکتر حائری در اینباره اشعار می داره که  “هر چند در قانون مدنی واسه زن در صورت وجود جذام و برص در مرد حق فسخ مقرر نشده، ولی دسته ای از فقها اون رو از عیوب مشترک فتوا داده و بالنتیجه واسه زوجه هم حق فسخ قایل شده ان در هر حال با خوف انتقال این مرض زوجه می تونه از زوج خونه جداگونه ای بخواد و با اون همبستر و هم غذا نشده و زندگانی خود رو به کلی از زوج جدا از هم سازه و در صورت خودداری زوج از خواسته قانونی زوجه، مشارالیه حق داره بوسیله حاکم زوج رو اجبار به اون کنه، با این حال بی عدالتی نشده، نکته قابل توجه اونکه دفاع زن از امراض مسریه برحسب ساختمان اون بیشتر از مرده، مع الوصف هروقت متخصصین رفت و آمد زن رو با مردی که دارای اینجور بیماریه خطرناک تشخیص دهند، حقوق اشاره شده رو داره و می تونه زوج رو به شکل احتمال خطر به کیفیتی که اشاره شد از ورود به منزل خود ممنوع سازه با این حال تضییقی نسبت به زوجه نشده”.[11]

مطلب مشابه :  دانلود آهنگ بی کلام

 

2-3-4- افضا

در این عیب بر اثر پارگی که بوجود میاد، مجرای بول و غایط یا بول و حیض یکی می شه، گروهی از حقوقدانان فکر می کنن که هر چند پارگی مزبور رو بشه بعد از عقد بوسیله عمل جراحی به شکل طبیعی درآورد، حق فسخ ساقط نمی شه چون حق مزبور در اثر عقد واسه شوهر حاصل شده و در مورد دودلی در بقاء خیار پس از عمل جراحی وجود  این حق استحصاب می شه.[12]

اما به نظر می رسد که هدف قانونگذار از ایجاد حق فسخ با وجود اینجور عیبی جلوگیری از ضرر مرده، پس اگه بشه بوسیله عمل جراحی یا وسایل درمانی دیگری این عیب رو برطرف نمود، حق فسخی که قانونگذار به مرد داده مبنای حقوقی خود رو از دست میده و این حق ساقط می شه. مثلا اگه زنی دچار عیب افضاء شه و مخرج بول و حیض او یکی شه و واسه مرد حق فسخ به خاطر وجود این عیب انجام بشه ولی زن با مراجعه به دکتر این عیب رو برطرف کنه به نظر می رسد شوهر دیگر نمیتونه به دلیل به وجود این عیب در زمان نکاح عقد رو بر هم بزنه.[13]

از طرف دیگر با توجه به اصول کلی حقوق خونواده متوجه می شیم که هدف قانونگذار همیشه در مورد خونواده اینه که از خونواده و استواری اون حمایت شه و از جدایی های بی مورد تا حد ممکن جلوگیری بشه. پس با در نظر گرفتن این هدف مهم، برداشت اینجور تفسیری به نظر با اصول و موازین حقوقی درست تر و مناسب تر به نظر می رسد.[14]

[1] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق،ص195

[2] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی ،ص391

[3]- ناصری مقدم،حسین، نامداری موسی ابادی،حامی،بررسی فقهی حقوقی عیوب مجوز فسخ نکاح با هدفی بر نظر امام خمینی (ره)، قبلی،ص75

[4]- امامی، سید  حسن،  حقوق مدنی ،قبلی،ص437

[5]- همون، ج 30، ص 332

[6] – امامی، سید  حسن،  حقوق مدنی ،قبلی،ص439

[7] – کاتوزیان ، ناصر، حقوق مدنی در نظم الان ،قبلی،زیر ماده1124

[8] – همون ،زیر ماده 1126

[9] – حائری شاهباغ ،سید علی،توضیح حقوق مدنی ،انتشارات دادگستر،تهران،1387،ص175

[10] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی ،ص385

[11] – حائری شاهباغ ،سید علی،توضیح حقوق مدنی ،قبلی،ص178

[12] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی ،ص393

[13] – امامی، سید  حسن،  حقوق مدنی ،قبلی،ص440

[14] – محقق داماد،سید مصطفی ،حقوق خونواده ،قبلی ،ص393

متن کامل :

فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه