مقاله رایگان با موضوع حاکمیت شرکتی، اندازه هیأت مدیره، بورس تهران، مالکیت نهادی

دانلود پایان نامه

خیلی مهم است. در یک دورهای از رکود اقتصادی، دارا بودن درک مناسب از سازوکارهایی که تصمیمات سرمایهگذاری را حفاظت می نماید برای شرکتها حیاتی است. بر این اساس درک رابطه بین حاکمیت شرکتی، سرمایهگذاری و تأمین مالی شرکتها مهم است چرا که ادبیان پیشین نشان میدهد که حاکمیت شرکتی قوی میتواند سرمایهگذاری های غیربهینه را کاهش دهد و همچنین بر شیوههای تأمین مالی شرکتها تأثیر بسزایی داشته باشد. اکثر تحقیقات صورت گرفته در کشورمان در رابطه با رابطه ساختار مالکیت با مدیریت سود یا اندازه و نسبتهای اعضای هیأت مدیره با مدیریت سود را بررسی نمودند. و تا به الان تحقیقی که به بررسی مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سرمایهگذاری ( شامل سرمایهگذاری کمتر از حد و سرمایهگذاری بیشتر از حد) و شیوههای تأمین مالی (تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی) پرداخته باشد، یافت نشد.

1-4- جنبههای جدید تحقیق
مدیریت سرمایهگذاری و شیوههای تأمین مالی و تأثیر پذیری آن ها از مکانیزم های حاکمیت شرکتی از موضوعات جدید و به روز میباشد. همچنین استفاده از سرمایهگذاری بیش از حد و کمتر از حد به عنوان یکی از تصمیمات مدیریت مالی و همچنین تقسیم شیوههای تأمین مالی به تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی جزء نوآوری تحقیق ما است که نمونه مشابهی یافت نشد.

1-5- اهداف تحقیق
هر حرکت علمی اهداف متعددی را دنبال میکند. یک دسته از این اهداف عمومی هستند، که هر محققی در شروع کار به آنها توجه دارد از جمله شروع حرکتی مثبت در جهت حل مسائل موجود و گشودن راه به منظور کشف مسائل جدید. برای تحقیقاتی که در زمینه بورس اوراق بهادار انجام میشود کمک به فعالان بورس اعم از نهادهای مالی، مدیران شرکتها، ناظران سیستمهای اقتصادی و افراد سرمایهگذار عادی، برای آگاهی از وجود عوامل مختلف مؤثر بر بازده ، علل بروز آن و نحوه مدیریت میباشد. اهداف خاص هر تحقیق است که در واقع علت اصلی تفاوت پژوهشهای مختلف میباشد. اهداف کاربردی این تحقیق از طریق انجام بررسیها به شرح زیر محقق میگردد:
بررسی رابطهی بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری بیش از حد در بورس تهران.
بررسی رابطهی بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری کمتر از حد در بورس تهران.
بررسی رابطهی بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی در بورس تهران.
بررسی رابطهی بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی در بورس تهران.
این بررسیها با هدف مشاهده و تعمیم نتایج حاصله به منظور کنترل عوامل حاکمیت شرکتی و بهبود سیاستهای سرمایهگذاری و تأمین مالی انجام خواهد شد.

1-6- فرضیههای تحقیق و مبانی نظری آنها
یکی از جنبههای بسیار مهم از تصمیمات مدیریت مالی، سرمایهگذاری است. سرمایهگذاری باید با توجه به حداکثر کردن ثروت سهامداران باشد. در واقع، با این حال، مدیران ممکن است به منظور ایجاد تمایلات سرمایهگذار و در نتیجه سرمایهگذاری در پروژههای غیرسودآور، انگیزه داشته باشند که سرمایهگذاری های کوتاهمدت و غیربهینه را دنبال نمایند. بویژه مکنیچلز و استابن 6(2008) نشان دادند که مدیران در داراییهای ثابت در طی دورههای عملکرد تورمی بیش سرمایهگذاری میکنند. بطور مشابه کدیا و فیلیپکس7 (2009) شواهدی را ارائه نمودند که شرکتها هنگامی که سود بیش از حد باشد سرمایهگذاری بیش از حد میکنند و سرمایه بیش از حد را بکار میگیرند. مطابق با این ادبیات، هنگامی که تصمیمگیرندگان به نفع خوشان عمل میکنند. دو مورد ناکارآمدی شناخته شده ممکن است روی دهد: سرمایهگذاری کمتر از حد و سرمایهگذاری بیش از حد.
تئوری نمایندگی نشان میدهد که سهامدار ممکن است تصمیمات سرمایهگذاری غیربهینه را از طریق ایجاد یک سیستم حاکمیت شرکتی قوی محدود نماید. در این رابطه، در ادبیات یک توافق عمومی وجود دارد به طوری که حاکمیت شرکتی برای کاهش ارزش سرمایهگذاری نظیر ادغام و تحصیل تحت تأثیر قرار میگیرد. به عنوان مثال، هارفورد و همکاران (2008) نشان دادند که حاکمیت شرکتی ضعیف با سرمایهگذاری بیشتر در صنعت تعدیل شده همراه است در مقابل گیرود و مولر 8(2011) نشان دادند که حاکمیت ضعیف با سرمایهگذاری کمتر از حد همراه است. بر این اساس، رابطهی بین حاکمیت شرکتی، و کم و بیش سرمایه گذاری تا حدود زیادی حل نشده باقی مانده است.
فرضیه تنظیم انگیزهی خانوادگی استدلال مینماید که روابط خانوادگی میان مالکان و مدیران مزیت ایجاد مینماید و شرکتهای خانوادگی کنترل شده ممکن است نسبت به سایر شرکتها کارآتر باشد. با در نظر گرفتن اندازه هیأتمدیره، یرمک 9(1996) شواهدی را ارائه نمود مبنی بر اینکه یک هیأتمدیره کوچک در تصمیمات خاص شرکت (سرمایهگذاری) مؤثرتر است که عملکرد شرکت را افزایش میدهد. ادبیات قبلی نشان میدهد که بررسی هیأتمدیره سایر شرکتها مدیران را قادر میسازد تا تجربه، تخصص و مهارت را بدست بیاورند که ابزاری برای تصمیمگیری کارآ است که به ارزش بالاتر از طریق بهتر شدن فرآیند تصمیمگیری کمک مینماید. مطابق با همین بخش از علت وجود یک عملکرد وجود یک عملکرد کمیته حاکمیت شرکتی مناسب، میتواند کارآیی سرمایهگذاری را افزایش دهد. ماسولیس و همکاران 10(2007) شواهد تجربی را ارائه نمودند مبنی بر اینکه هنگامی که مدیرعامل، رئیس هیأتمدیره باشد به تصمیمات سرمایهگذاری مخرب منجر میشود.
اشلیف
ر و ویشنی (1997) استدلال نمودند که سهامدارانی که دارای موقعیتهای مالکیت قابل توجهی هستند، دارای منافع مالی هستند و توانایی ارزیابی تصمیمات سرمایهگذاری و سیاستهای شرکت را دارند و منافع تمامی سهامداران را از رفتار مدیریتی مربوطه به عنوان مثال سرمایهگذاری غیربهینه محافظت میکند. به هر حال یک دیدگاه رقابتی این است که سهامداران بزرگ خارجی ممکن است به عنوان سفته بازانی عمل نمایند که ممکن است مدیریت را برای استراتژیهای سرمایهگذاری کوتاهمدت تحت فشار قرار دهد تا سود کوتاهمدت را حداکثر نمایند. بر حسب مالکیت داخلی (خانوادگی) ریسکهای بیشتر افراد درون سازمانی در سهام شرکت ممکن است آنها را تشویق نماید تا منافع سهامداران را حفظ نماید، همچنین با این وجود تحقیقات نشان داده است که سطوح خاصی از مالکیت افراد درون سازمانی ممکن است رفتارهای مدیریتی لازم را توجیه نموده و جبههگیری مدیریتی میتواند به اعمال سرمایهگذاری غیربهینه منجر شود.
مطابق با برون و کایلر (2004) حاکمیت شرکتی مؤثر و کارآ میزان اختیار یا کنترل مدیران را جهت تخصیص بیش از حد وجوه سرمایهگذاران کاهش میدهد که نشاندهنده این است که شرکتهایی که دارای حقوق قویتر سهامدار هستند، کیوتوبین بالاتری دارند، نشاندهنده این است که شرکتهایی که حاکمیت شرکتی بهتری دارند باارزشتر هستند.
بر اساس ادبیات حاکمیت شرکتی تأمین مالی و حسابداری، انتظار میرود که یک درصد بالاتری از سهام تحت تملک افراد درون سازمانی (خانوادگی) وجود یک کمیته حسابرسی و هیأتمدیره با مدیران پرمشغله، عملکردهای حاکمیت شرکتی مناسب که باید عملکرد شرکت را افزایش دهد، را بحساب میآورد. با در نظر گرفتن کمیته حاکمیت شرکتی انتظار میرود که حاکمیت شرکتی باید مسئولیت پاسخگویی را از طرف اعضای هیأتمدیره افزایش دهد و توانایی قانونی آنها را در فرآیند تصمیمگیری که میتواند نظارت بهتر را تحصیل نماید، افزایش دهد، از این رو رفتارهای فرصتطلبانه مدیریت را کاهش میدهد. همچنین ادبیات اخیر نشان داد که یک مدیری که در سایر هیأتمدیره مشغول فعالیت است و میتواند عملکرد را افزایش دهد. در ادیبات جریان اصلی حاکمیت شرکتی، بطور کلی هیأتمدیره کوچکتر در تصمیمگیری مؤثرتر است و تصمیمگیری بهتر را ارتقا میبخشد که میتواند به عملکرد بالاتر منجر شود.
با توجه به مبانی بالا، فرضیههای تحقیق به صورت زیر بیان میشوند:
فرضیه اول: بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-1: بین مالکیت نهادی و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-2: بین مالکیت مدیریتی و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-3: بین مالکیت بلوکی و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-4: بین اندازه هیأت مدیره و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-5: بین نسبت اعضای غیرموظف و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-6: بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و سرمایهگذاری بیش از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-1: بین مالکیت نهادی و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-2: بین مالکیت مدیریتی و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-3: بین مالکیت بلوکی و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-4: بین اندازه هیأت مدیره و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-5: بین نسبت اعضای غیرموظف و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-6: بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-1: بین مالکیت نهادی و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-2: بین مالکیت مدیریتی و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-3: بین مالکیت بلوکی و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-4: بین اندازه هیأت مدیره و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-5: بین نسبت اعضای غیرموظف و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-6: بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-1: بین مالکیت نهادی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-2: بین مالکیت مدیریتی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-3: بین مالکیت بلوکی و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-4: بین اندازه هیأت مدیره و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-5: بین نسبت اعضای غیرموظف و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-6: بین دوگانگی وظیفه م
دیرعامل و تأمین مالی از طریق منابع داخلی رابطه معناداری وجود دارد.

1-7- قلمرو تحقیق
در بحث قلمرو پژوهش، سه نوع قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی پژوهش مطرح است که در ادامه توضیح داده خواهد شد:
1-7-1- قلمرو موضوعی
با توجه به عنوان تحقیق و هدف از انجام آن، این تحقیق به بررسی رابطهی بین مکانیزم های حاکمیت شرکتی، مدیریت سرمایهگذاری و شیوههای تأمین مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صنایع و گروههای مختلف میپردازد.
1-7-2- قلمرو زمانی
با توجه به لزوم استفاده از اطلاعات مالی مبتنی بر استانداردهای حسابداری واحد تجاری و زمان انجام پژوهش حاضر و همچنین با توجه به قابلیت دسترسی به اطلاعات مورد نیاز و به منظور کاهش آثار ناشی از کیفیت اطلاعات حسابداری مورد استفاده و اثرات ناشی از تفاوت در روش‌های حسابداری، اندازه‌گیری و شناسایی رویدادهای مالی؛ و با توجه به تعریف عملیاتی ارائه شده از متغیرهای تحقیق، دوره زمانی تحقیق حاضر یک دوره 8 ساله، از ابتدای سال 1385 تا پایان سال 1392، در نظر گرفته شد

دیدگاهتان را بنویسید