دانلود پایان نامه : مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی

  • درماندگی برای تغییر[1]:

فرد اعتقاد دارد به اینکه تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی، تعیین کننده مطلق رفتار کنونی او هستند و اثر گذشته را در تغییر رفتار کنونی نمی توان نادیده گرفت. این عقیده غیر عقلانی است، زیرا رفتارهای گذشته ممکن است به هیچ وجه علت مشکل کنونی نباشند و تنها به صورت بهانه ای واهی، مانع از تغییر رفتار شوند. غلبه بر آموخته های گذشته مشکل است ولی غیر ممکن نیست. فرد عقلانی در عین حال که گذشته را مهم می شمارد، می تواند با بررسی رفتارهای گذشته و مورد سوال قرار دادن عقاید ناراحت کننده گذشته، به تغییر رفتار خویش اقدام کند و بیش از آنچه به گذشته توجه دارد، به وضع کنونی توجه نماید (شفیع آبادی و ناصری، 1386).

وودز (2000) می گوید: برای اینکه از این باور خلاص شوید، چه کاری می توانید انجام دهید؟ در ابتدا باید بپذیرید که شما قربانی درمانده ای نیستید، گذشته را هم مهم تلقی کنید ولی به این امر آگاه باشید که امروز گذشته فردای شماست و آنچه تلاش و کار برای تغییر رفتارها و باورهای کنونی خود مبذول می دارید، می تواند فردای شما را متفاوت و بهتر از امروزتان بسازد. این را بپذیرید که تاثیری که روی گذشته روی نگرانی های فعلی شما می گذارد، کمتر از آنچه که وضع و حالات فعلی شما روی آینده شما دارد، نمی باشد. با این طرز فکر که نباید به آن گونه که عمل کردیم، عمل می کردیم، بیشتر خود را نگران می کنیم؛ به عبارتی، این باور به مراتب بیشتر از نحوه ای که ما در گذشته عمل کرده ایم، آزار دهنده است.

فرد اعتقاد دارد که برای هر مشکل و مسئله ای فقط یک راه حل درست و منطقی وجود دارد و اگر نتواند بدان دست یابد وحشتناک خواهد بود. این تفکر غیر عقلانی است، به این دلیل که هیچگاه چنین راه حل کاملی وجود نداردو در ثانی، نتایجی که فرد از قصور در پیدا کردن چنین راه حلی تصور می کند، غیر واقعی است و تاکید در پیدا کردن چنین راه حل مطلقی به اضطراب و ناراحتی می انجامد، و این کمال گرایی به راه حل های ناقص تری منجر می شود (شفیع آبادی و ناصری،1386).

[1] Helplessness for Change