منابع و ماخذ پایان نامه حکم، رأی، واخواهی، ملاک

این خصوص شاید ناشی از بداعت امر و یا بدلیل تسامح قانونگذار باشد؛ مانند بسیاری از احکام واخواهی که مسکوت مانده و برای یافتن حکم آن، از ملاک موارد دیگر در آن خصوص استفاده می شود پرسش دیگری که قابل طرح است این می باشد که در صورت وجود هر یک از معاذیر قانونی، مهلت شکایت از رأی چگونه احتساب می شود؟ برای مثال چنانچه پس از ابلاغ حکم و قبل از انقضاء مهلت شکایت، مرض مانع حرکت عارض محکوم علیه گردد، آیا پس از رفع مانع مزبور مهلت جدید شروع می شود؟ در این خصوص گفته شده است که ملاک مواد 337 و 338 ق.آ.د.م و تبصره ذیل ماده 490 این قانون پاسخ مثبت را تایید می کند. بنابراین به عنوان مثال در مورد فوت یکی از والدین یا … می توان پذیرفت که مدت معذوریت محکوم‌ علیه مدتی است که عرفاً مراسم ترحیم برپا می شود142.
بند دوم: مهلت واخواهی در صورت حجر، ورشکستگی یا فوت محکوم علیه
با توجه به ملاک ماده 337 ق.آ.د.م143 در رابطه با تجدیدنظر خواهی می توان گفت چنانچه محکوم‌علیه حکم غیابی، پس از صدور رأی و قبل از ابلاغ آن محجور، ورشکسته یا فوت شود، حکم دادگاه بایست، حسب مورد در رابطه با ورشکسته با مدیر تصفیه، در مورد محجور به قیم و در مورد متوفی به وارث وی ابلاغ شود و در این موارد مهلت واخواهی، از تاریخ ابلاغ حکم غیابی به افراد مذکور در نظر گرفته می‌شود.
با توجه به ملاک ماده 338 ق.آ.د.م144 در رابطه با تجدیدنظرخواهی می‌توان گفت که در صورتی که محکوم‌علیه حکم غیابی پس از ابلاغ رأی محجور، ورشکسته یا فوت شود، چنانچه هر یک از این وقایع قبل از انقضای مهلت واخواهی محقق شده باشد و محکوم‌علیه حکم غیابی، واخوهی ننموده باشد. رأی باید، حسب مورد به نمایندگان قانونی و قائم مقامان مربوط، ابلاغ شود و مهلت واخواهی از تاریخ ابلاغ حکم غیابی برای کسی که از وی رفع حجر شده است شروع می‌گردد.

نتیجه‌گیری
بطور خلاصه نتایج ذیل از این پژوهش قابل برداشت می‌باشد:

دیدگاهتان را بنویسید