منابع و ماخذ پایان نامه امام زمان، امر به معروف، عدل و انصاف

نشان می‌دادند. آنان در این نوع موارد از عقیده اختلافات مذهبی بهره می‌گرفتند و این مساله برایشان رشته‌های زهی بود که برای کمانشان استفاده می‌کردند و هدف از آن نیز ایجاد عمیق ترین آشفتگی در روابط با رعایایشان بود.
… همه این مسایل موجب می‌شد تا پادشاه به یک سیاست ملایم و منعطف مذهبی متمایل شود و همه رعایا از فرهیختگان دو سویه و یا ضد بدعت گرفته تا وابستگان منحصر به یک گروه را درک و فهم کند. و این رویه زمانی رخ می‌داد که اوضاع سیاسی بحرانی می‌شد و وظایف و اهداف پادشاه فقط محدود به وظیفه حفظ وضع موجود و ضمانت آن نمی‌شد.” 69
2 . سربداران :
قیام شیعی سربداران از جمله قیام‌هایی است که در تاریخ بعد از اسلام ایران ( در دروه مغول و در تقابل با ظلم این گروه ) نقطه عطفی به شمار می‌رود. این قیام دارای خصوصیاتی است که در سایر قیام ها کمتر به چشم می‌خورد. ماهیت و جوهره مذهبی و یکدست باعث شد که مساله وراثت حاکمیت در آن رشد نکرده و تا به آخر (حدود نیم قرن ) مردم ستمدیده این نقش را در صحنه مبارزه برای بدست آوردن حقوق خود نگدارند .
در رهبریت سربداران جناح مذهبی آن مرکب از یک سلسله رهبران مذهبی بود که با تقویت بعد انقلابی تشیع اثنی عشری ، حرکتی انقلابی در قسمت شرق جهان اسلام پدید آوردند. تشیع و عرفانی که این گروه مبلغ آن بودند با تشیع و عرفانی که برخی از عرفا و عرفای عصر داشته ، تفاوت می‌نمود. بسیاری از عرفا و شیوخ این عصر ، گوشه نشینی و اعتکاف را تبلیغ می‌کرده و کاری به سیاست نداشتند.
شیخ خلیفه که خود از اهالی مازندران و مرید شیخ بالو زاهد در آمل بود از مازندران هجرت کرده و در دیار خراسان به بسط و گسترش تعالیم خود پرداخت. تعالیم او چیزی جز تشیع انقلابی نبوده که با ایدئولوژی اعتقاد به ظهور امام زمان ( عج ) تلفیق یافته بود. او گویا مذهب تشیع را از گوشه خانقاه‌ها و زوایای مساجد بیرون کشیده و بر آن علاوه بر بعد معنوی ، بعد دنیوی و انقلابی هم داده است. اینکه فقهای اهل سنت در سبزوار از تعالیم وی ترسیده و او را محکوم به بیان حدیث دنیا کردند از همین نشات پیدا کرده است. ( این اتهام در مورد شیخ حسن جوری و سید قوام الدین نیز مطرح شده و فتوا به محکومیت آنها صادر گردید. ) 70
از سوی دیگر تعالیم وی با سازمان فتیان و یا جوانمردان و یا سازمان فتوت رابطه داشته است. از همان اوایل گسترش اسلام در ایران ، جوانمردان که در واقع دنباله سنت عیاران بودند متاثر از مذهب تشیع بوده و همیشه برای از بین بردن ظلم و ستم ، و نیکی به درماندگان پیشقدم بوده‌اند. اکثر این افراد از طبقه پیشه‌ور و یا نیمه مرفه جامعه بوده‌اند که برای تحقق آرزوهای خود که از بین بردن ستمگری و بیداد و نابرابری بود می‌جنگیدند…. 71
طبق نوشته حافظ ابرو ، افراد سازمان شیخ حسن جوری ( درویشان ) همدیگر را اخی صدا می‌کردند. حافظ ابرو در صحبت از کلو اسفندیار ، چهارمین حکمران سربداری که از سوی طایفه درویشان شیخ حسن نامزد شده بود ، وی را اخی صفت می نامد که این مساله پیوند شدید این گروه را با سازمان فتوت نشان می‌دهد.72 این گروه در این زمان دارای سه ویژگی اصلی بودند.
ـ اعضای آن معتقد بودند که بایستی بدون چون و چرا فرایض و دستورات شیخ حسن جوری را با صداقت انجام داد.
ـ اعضای این گروه بیشتر از پیشه‌وران ، کارگران شهری و کشاورزان بودند.
ـ این گروه برای جهاد در راه خدا و دین و مذهب همیشه آماده بودند.
ایدئولوژی مذهبی شیخ حسن جوری نوعی ایدئولوژی مهدویت تشیع بوده است. این گروه منتظر ظهور امام زمان بودند. با ترکیب ایدئولوژی‌های مهدویت و سازمان فتوت می‌توان دریافت که چرا موعظه‌های شیخ خلیفه در سبزوار ، با مخالفت اهل سنت آن شهر روبرو شده و دشمنی آنان را در پی داشته است. در این میان طرفداری از برابری و مساوات در بین مردم به عنوان یکی از تعالیم شیخ خلیفه و شیخ حسن شمرده می‌شود.73
3 . مرعشیان مازندران :
مردم مازندران که با حکومت 750 ساله خاندان آل باوند انس گرفته بودند از کیا افراسیاب که قاتل ملک مزبور بود دل خوشی نداشتند ، چرا که هرج و مرج همه جا را فرا گرفته بود. مخالفت توده مردم با وی ، نامبرده را برای حل مشکل به سوی سید قوام کشاند که مذهب تشیع داشت و در دل مردم جای گرفته بود. آئین تشیع از زمان‌های بسیار دور در مازندران وجود داشته و مردم با آن به خوبی آشنایی داشتند. رهبری مذهبی انقلابی‌ترین افکار این دوره که در راس آن سربداران قرا داشتند ( شیخ خلیفه ) از اهالی مازندران خصوصا آمل بود. از سوی دیگر فسق و فجور کیا افراسیاب از حد گذشته و مردم را بسوی نهضتی بزرگ سوق می‌داد. کیا افراسیاب برای حل و فصل دشواری‌ها و معضلات حکومتی خود روبه سوی سید قوام آورد که در میان مردم حرمت و احترام زیادی داشت و از نتایج معنوی عالمانی چون شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بود.
سید قوام مرید سید عزالدین سوغندی ، سید عزالدین سوغندی مرید شیخ حسن بوده که تعالیم شیخ حسن را به مرید خود سید قوام القاء می‌نموده است. بعدها اعمال و رفتار هواداران سید قوام در مازندران روشن ساخت که تعالیم وی همان تعالیم شیخ خلیفه و شیخ حسن بوده است.
تعالیم سید قوام دارای دو بعد بوده است :
ـ بعد معنوی
ـ بعد دنیوی
ویژگی بعد معنوی تعالیم وی اعتقاد به تشیع اثنی عشری با پوششی از فقر و درویشی همراه با ابعاد مختلف آن بوده است. بعد دنیوی تعالیم وی تلفیقی از تعالیم شیعه همراه با ویژگی‌های سازما
ن فتوت عصر او بوده است.74 او و پیروانش به برابری و مساوات از نوع قیام به قسط اسلامی و رسیدگی و حمایت از مساکین و امر به معروف و نهی از منکر و عدل و انصاف معتقد بوده‌اند. وی به پیروانش موعظه می‌نمود که در قلع و قمع مخالفان راه یقین بکوشند و دین حنیف و شرع شریف را بر همه چیز مقدم شمارند.
سید قوام به نوعی ولایت امر اعتقاد داشته و همین مساله را در حیطه حکومتی خود مراعات کرده است. پس از آنکه سرزمین مازندران زیر سلطه وی درآمد خود گوشه عزلت برگزید و قدرت را به فرزندان خود سپرد در حالی که خود زمام امور معنوی را در اختیار داشت.
با توجه به اینکه در آن زمان در سرزمین مازندران علمای اهل سنت نیز حضور داشتند ، سید برای جلوگیری از ایجاد تفرقه در بین مسلمین ، از اسلام صحبت نموده و بندرت از مذهب تشیع سخنی بیان می‌نمود. 75
4 . حروفیان :
“ظهور نخستین حروفیان در اواخر قرن هشتم / چهاردهم بود. بنیانگذار آن فضل الله ( که به احتمال در آغاز به عبدالرحمن معروف بود ) در سال 740 / 1340 در استر آباد متولد شد. … او فردی سید و از کودکی عارف بود و معبر خواب و رؤیا و نیز زائر پر شور و مفسر شریعت. اینها صفاتی بود که از فرزند یک نفر قاضی انتظار می‌رفت ( از این زمان است که به حلال خور معروف شد. )… بر اثر دیدن خواب بود که به زیارت مشهد و پس از آن به حج رفت. در یک خواب دیگر نام عارفان مقدس بر او مکشوف شد و در خلال خوابی از نور بود که ماموریتش بدو ابلاغ شد و چشمش ( عین که در ضمن معنی ذات یا منشا نیز می‌دهد ) به نور ستاره‌ای که در شرق در مقاطعی از قرون طلوع می‌کند ، روشن شد : چیزی نگذشت که ابلاغیه او حالت دوگانه کشف اشیاء فرا انسانی ( او که نخستین مریدان خود را از راه تعبیر و رؤیا و القای آنها به درونشان به دست آورد) و حجت در مسائل مادون ـ انسانی ( نمایندگان طبیعت پرندگانند و فضل الله همچون سایر ائمه زبانشان را می‌توانست بخواند ) به خود گرفت. … فضل الله وقتی به میانسالی پانهاد (در حدود سال 1396 م . ) به تجلی خدایی نزدیک شد و از کشف و شهود واقعی مفهوم نبوت به شان و عزت صاحب الزمانی رسید و سرانجام به مجد و شوکت الوهیت دست یافت. او کتاب جاودان نامه کبیر را نوشت و هنگامی که ماموریت مذهبی او بین اصفهان و شروان بعد و اهمیت سیاسی پیدا کرد حربه و سلاحی نداشت. چنین می‌نماید که او فقط در پی حامیانی بود که به وی ملحق شوند ، ولی میرانشاه که بدو ایمان آورده بود به او خیانت ورزید و به زندانش افکند ( در ایام محبس وصیتنامه خود را نوشت ) و در سال 790 / 1394 وی را در قلعه النجق به دار کشید. نخستین خلیفه او علی الاعلی نیز به یک چنین بداقبالی دچار شد و آن زمانی بود که وی در صدد جذب نخستین رهبر قراقویونلو یعنی قرایوسف برآمد. با اینکه علی الاعلی در سال 822 / 1419 به قتل رسید ولی با وجود این توانست آئین حروفی را برای نخستین بار در بین اعضای طریقت بکتاشی آناتولی رواج دهد… .
حروفیگری در اصل برداشتی از مذهب اسماعیلی بود ، به آن معنا که مفاهیم الهی آن در حیطه مذهبی فقط منبعث از مذهب اسماعیلی نبود ، یعنی آئینی که خلقت در آن لزوماٌ با حرکت و هیجان کیهانی و آسمانی تعیین می‌شد و این خلقت بازتابی کمرنگ و ناقص از این آئین بود. نکته مهم شایان تامل اینکه تعریف الوهیت برپایه تعطیل مطلق صفات الهی و بر اساس صورتی از تشبیه بود که در جهت خلاف سنت سیر می‌کرد ، به مفهومی که اصطلاح و معنای این تشبیه و مقایسه ، انسان بود و انسان شبیه خدا بود. اما با اینکه این تمرکز علاقه بر موجود انسانی به گونه نمای کاملی از معمای فرامادی دارای پیوند بسیار نزدیکی با مذهب اسماعیلی بود ، ولی حروفیگری در شناسایی جایگاه واقعی حقیقت در جوهره حروف (نه در شخص امام ) با مذهب اسماعیلی فرق داشت. در حروفیگری نوع جدیدی از تاویل قرآن وجود داشت که بیشتر مادی بود تا نمادین و سمبولیک و در آن کلمه به گونه مکشوف با کتاب مقدس همبسته بود. …”76 …. حروفیگری با بهره گیری از تفسیر راز آمیز ، در میان چیزهای دیگر ، ارزش حروف را به درجه‌ای رساند که دوگانگی بین ماده و صورت به طور مساوی و موازی قرار گرفت… . ولی این فرایند تاکید در ضمن فرایند ساده گردانی نیز بود و از دیدگاه الهیات ، بجای وصل به نوعی تفسیر نوآورانه از مفهوم الهی در نوعی اصول عقاید اقراری از نوع ایستا متبلور شد و پیام انقلابی آن … به آن موازین عملی واگذار گردید که جامعه اسلامی آن را پیامدهای الزامی و ناگزیرانه هر نوع گزینش جدید مذهبی به حساب می‌آورد.”77
5 . مشعشعیان :
“اعتقاد براین است که نهضت مشعشعیان در محافلی شکل گرفت که از تبار ایرانی نبودند و نیز در مناطقی ریشه گرفت که ساکنان آن را اعراب تشکیل می‌دادند ، ولی ابن بطوطه به درستی جمعیت حویزه را که بعدها پایتخت مشعشعیان شد، ایرانی می‌داند. اما این نهضت از نظر سنخ شناسی یک بدعت کاملاٌ ایرانی بود. از این رو توصیف و تشریح اوضاع مذهبی ایران در دوره مورد بحث بدون رجوع به این بحث ناقص خواهد بود. “
از ویژگی‌های اوضاع سیاسی … تغییر موقعیت‌ها و دگرگونی‌های نظامی بود ” و این سیاست برای جذب ساکنان ناراضی و غیر مطمئن خوزستان راه افتاد و در این هنگام نوعی از سازش نیز به یاری مشعشع آمد و از این مرحله به بعد اقتدار مشروع قراقویونلو به جای استقلال مجادله انگیز در امور مذهبی ـ که تا زمان شاه اسماعیل برقرار بود و نظیر جهانشاه همه را مجبور به پذیرش تشیع بنیادی کرد ـ به رسمیت شناخته شد. گرایش اسپند در سال 840 / 7 ـ 1436 این سؤال را پیش کشید که آ
یا هدف او از این اقدام ضد حمله‌ای در برابر بدعت بنیانگذار مشعشعیان بود که در همان سال علیه قبایل محلی لشکر کشیده و خود را مهدی نامیده بود ؟ و یا اعلام عمومی محمد مبنی بر اینکه او همان مهدی منتظر است نوعی واکنش ناآگاهانه بر ضد قدرت اسپند بود که از زمان گرایش خود به صورت رهبر مشروع مذهبی و نیز سیاسی درآمده بود ؟”78 وضع ناگوار و وخیم اقتصادی خوزستان یعنی جائیکه مشکلات موجود با ابراز سیاست شرعیه جدید غیر قابل حل بود به نهضت مشعشعیان مجال مانور بیشتری داد. “زمانی که مشعشعیان تصمیم گرفتند ساختار آرمانی خاصی برپاکنند ، این امر برای اهداف توسعه طلبانه آنان نوعی اقتدار اخلاقی بخشید و با امید حصول استحکام و ثبات بین مسایل مذهبی و عناصر شهری از پیش رفت و برطبق آن ، اصل سلطان کامل و دولت مذهبی در سرتا سر تاریخ اسلام به صورت جریان متناوب غیر قابل تحققی در آمد.
… محور اصلی تئوری مشعشع ـ که از طریق کتاب غیر چاپی کلام المهدی با معرفی احمد کسروی بر ما شناخته شده ـ شخص مهدی ( عج ) است که عظمت ائمه را نشان می‌دهد ، ائمه‌ای که به گونه‌ای ذات متعالی بین خالق و مخلوق …تصور می‌شوند و با روند خلقت از یکدیگر قابل تشخیص هستند. …محمد بن فلاح در تکامل مذهبی خویش و نیز در زندگیش در مقام رهبر یک جامعه ، پیشرفت تدریجی و گام به گام داشت ـ جز اینکه این امر علت صرف تاکتیکی در آشفتگی ضمنی پیام او هم بود.”79 دو عبارت از او می‌توان در این مورد ذکر کرد : عبارتی که او به حاکم واسط به دنبال تکفیر از سوی استادش احمد بن فهد گفت با این مفهوم که او یک نفر صوفی و پیرو سنت است ، و کلام او به یک نفر عالم که از بغداد برای رویگردانی وی از موضع افراطیش گسیل شده بود و در خلال آن مباهات می‌کرد که همیشه بر پایه شریعت عمل کرده است واقعیتی که از دیدگاه تاریخی باید در نظر داشت ، این است که مشعشع (ریشه شناسی این کلمه مبهم است اما با عقیده نور یا تشعشع از نظر ریشه کلمه رابطه دارد ) یکی از نهضت‌هایی بود که بر پایه خطوط اخوت شکل گرفت اخوتی که ظهور و تحول آن به ویژه در خلال قرون هفتم / سیزدهم و هشتم / چهاردهم در تصوف تحقق یافت ـ یعنی براساس اقتداری که تصوف برای خود ایجاد کرده بود.
“سازمان‌های قرن نهم / پانزدهم متفاوت بود بخصوص خط مشی اصلاحات اجتماعی و اقتصادی که مدام و پیوسته اجازه می‌داد تا در میان مریدان خود تشکیلات نظامی مشابهی برقرار سازند ، چنانچه این امر از اشتیاق رهبران آنها برای مراعات دقیق شریعت و سنت روشن می‌شود. با وجود این ، تکامل بعدی مذهبی در بین مشعشعیان بر اثر برخورد گروهی مثل قزلباشان نبود ، بلکه در نتیجه شرح و تفسیر خود رهبران آنها بود. محمد بن فلاح زندگی خود را با اعلام اینکه ولی مهدی ( عج ) است شروع کرد و لذا خود را به مفهوم خاص شیعی ، رهبر جهاد جلوه گر ساخت تا به نام مهدی ( عج ) لحظه‌ای ضروری آزمون را اجرا کند.
… ولی محمد امکان یک چنین اثبات و تاییدی را از سوی مهدی ( عج ) انکار کرد. چون یکی از امتیازهای مهدی (عج) … شکست ناپذیری و قادربودن او بود که تا آنجا که در برابر مهدی افراد نیک سیرت و بدسرشت یکسان بودند ، چون آنان او را می‌باید شناسایی کنند. در اینجا بدعتی نهفته است و حتی سفسطه‌ای مستتر بود. ولی چیزی نگذشت که احتیاط کنار گذاشته شد ، چون

دیدگاهتان را بنویسید