منابع و ماخذ پایان نامه اولتیماتوم، مجلس شورای ملی، حزب دموکرات، نهضت مشروطه

دانلود پایان نامه

پدر برسانند. مرثیه خوانی که با خود همراه ‏داشتند خبر را اینگونه به پدر رساند: جنازه‏اى در صحن مطهر هست که ولایت نماز او بر عهدهی شماست، ایشان متوجه منظور آنان شده و ‏«انا لله و انا الیه راجعون‏» را سردادند.148
آیت الله یزدی اواخر عمر خود را در جریانهای سیاسی به سختی سپری کرد. تلگراف‌ها، مکاتبات و استفتائات هر دو گروه مشروطه‌خواه و ضدمشروطه با آیت الله یزدی، گویای تلاش بی‌نتیجهی ایشان در کناره‌گیری از این جریان سیاسی است. برخی اسناد موجود که تهدیداتی از طرف مشروطه‌خواهان را در بر دارد، نشان‌دهندهی اوضاع نابسامان و سخت سالهای آخر عمر ایشان است.
آیت الله یزدی در طول عمر مبارک خود در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و کاروانسرا شرکت داشت و نسبت به رسیدگی به امور حوزههای علمیه و طلاب علوم دینی، توجه خاصی نشان میداد. از مهمترین بناهایی که ایشان بنیاد نهاد مدرسهی علمیه و کتابخانهی معروف “مسجد سید” در نجف اشرف است.
آیت الله یزدی در سن ۹۱ سالگی، در ۲۸ رجب سال ۱۳۳۷ه درگذشت و در حرم امام علی (علیه السلام) در صحن مقدس مرتضوى نجف به خاک سپرده شد. مجالس ترحیم‏ متعددى به احترام او برگزار گردید و شهرستان یزد چهل روز در عزاى او عزادار بود.
4. 3. 2. شیخ محمد خیابانی (1297 ـ 1338ه)
«آذربایجانى همیشه طرفدار اسلام بوده، و در هر قضیه‏اى که پیش آمده پیشقدم بوده است. براى رفع ظلم پیشقدم بوده است. آذربایجانى که در صدر مشروطیت «ستارخان و باقر خان‌اش» آن زحمات را کشید. بعد خیابانى آن کارها را کرد.»149
شیخ محمد خیابانی فرزند حاجی عبدالحمید از تجّار معروف آذربایجان بود که در سال 1297ه در روستای خامنه متولد شد. پس از تحصیلات ابتدایی در مدرسهی طالبیهی تبریز، که از مدارس مشهور آن شهر به حساب می‌آمد، آموخته‌های خود را نزد مجتهدین تبریز حاج میرزا ابوالحسن انگجی و حاج میرزا حسن مجتهد تکمیل کرد. شیخ به سبب اقامتش در محلهی خیابان تبریز معروف به «خیابانی» شد. خیابانی امامت جماعت مسجد کریمخان تبریز را بعد از فوت پدر همسرش (سید حسین خامنه‌ای) عهده‌دار شد. شیخ از دوران جوانی، از طریق محراب و منبر با عموم مردم در ارتباط بود و مسائل دینی و علمی ‌و فرهنگی و اجتماعی را برای آنان بیان می‌کرد. شیخ در زهد و تقوا مشهور و معروف همگان بود.
در جریان انقلاب مشروطه، خیابانی از روحانیونی بود که در صف مشروطه‌خواهان و آزادیخواهان قرار گرفت و فعالانه در نهضت مشروطه شرکت کرد. نخستین تلاش مشروطه خواهان تبریز پس از پیروزی، تشکیل انجمن آذربایجان بود. بالاخره این انجمن، بنابر وعدهی عین الدوله در 1324ه، روز افتتاح مجلس در تهران، کار خود را شروع کرد. انجمن مذکور که در بدو تأسیس به دنبال انتخاب و معرفی کاندیداهای نمایندگی مجلس از تبریز بود، در مسیر روبه رشد خود به کانون مبارزه با دیکتاتوری محمدعلی میرزا و تلاش‌های ضد مشروطهی او تبدیل شد. شیخ محمد خیابانی از اعضای برجستهی انجمن و از ارکان فکری و رهبری آن محسوب می‌شد و در هدایت آن ‌نقش مهمی داشت.
هنگامی که قوای محمد علی‌شاه، شهر تبریز را محاصره کرده و راه آذوقه را بر مردم بسته بودند، خیابانی دوشادوش دیگر مجاهدین تفنگ به دوش گرفته و‌ به دفاع از مردم تبریز برخاست. مجاهدان آزادیخواه به رهبری مردانی چون ستارخان، باقرخان و خیابانی به حراست از حریم شهر ‌پرداختند.
پس از خلع محمدعلی شاه از حکومت، انتخابات دورهی دوم مجلس شورای ملی آغاز شد و خیابانی که محبوبیتی در دل مردم تبریز و علما به دست آورده بود، به پاس شجاعت و اندیشه‌های والایش در سی سالگی به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و این آغاز شهرت سیاسی شیخ بود.
مجلس دوم در 1327ه گشایش یافت و خیابانی به همراه میرزا اسماعیل نوبری، نمایندهی دیگر مردم تبریز، راهی مجلس شورا شد.150 در اواخر مجلس دوم سال 1329ه اولتیماتوم روس به دولت ایران رسید. فردای آن روز در شهرهای تهران و تبریز و رشت، امواج خروشان مردمی ‌به حرکت درآمد. بازارها تعطیل شد. زنان در کنار مردان، اعتراض خود را بر اولتیماتوم اعلام کردند. خیابانی با موضع‌گیری‌های آگاهانه و ضداستبدادی_ استعماری خود در مجلس، در کنار نمایندگان متعهدی همچون شهید مدرس، به دفاع از حق مردم ستمدیدهی ایران پرداخت. هنگامی که وثوق‌الدوله (وزیر امور خارجه) در جلسهی علنی مجلس، در برابر نمایندگان و مردم شرکت کننده قرار گرفت، پس از اعلام موافقت وزرا، نظر مجلس را جویا شد.151 اعتراض شجاعانه و کارساز خیابانی، موجب شد تا مجلس شورا با سرافرازی، اولتیماتوم روسیه را رد کند. اما در پی تهدیدات روس که تا قزوین پیشروی کرده بود، وثوق الدوله مجبور به پذیرش اولتیاتوم و انحلال مجلس شد و نمایندگان پراکنده شدند. شیخ محمد خیابانی در سبزه میدان تهران بیاناتی ایراد کرد و نتایج زیان‌بار اولتیماتوم را گوشزد کرد. از انقلاب و آزادیخواهان دفاع کرد و عمل زشت دولت در بستن مجلس و پراکنده ساختن نمایندگان مردم را محکوم کرد.152
پس از انحلال مجلس، خیابانی به روسیه رفت و در سال ۱۳۳۰ه به تبریز بازگشت و حزب دموکرات را که پنج سال تعطیل شده بود، تشکیل داد. روزنامهی تجدد را در سال ۱۳۳۵ه در تبریز دایر کرد. میرزا اسماعیل نوبری از چهره‌های بارز مشروطیت، پس از بازگشت از روسیه در فرقهی دموکرات صاحب نفوذ شد.153 مجتهدی معتقد است که نوبری با اندیشهی ترور و ریختن خون‌های ناحق، وجههی حزب را در نظر مردم تیر
ه کرد. کسروی نیز، به حضور خیابانی و نوبری در کمیتهی تروریستی تبریز اشاره دارد.154
در انتخابات دور چهارم مجلس، حزب توانست 6 کرسی از 9 کرسی تبریز را، در مجلس به دست آورد. اما به دلیل اجرایی شدن قرارداد 1919م، شیخ و ‌همراهانش به مجلس نرفتند. سکوت را خیانت به کشور دانسته و قیام نمودند. شعارشان این بود: «ما در غیاب مجلس یک قوای ملی تشکیل داده و کابینه‌ای صالح روی کار می‌آریم. دست روی ادارات دولتی غیر از قشون گذاشتند و صاحب اختیار تبریز شدند.»155
اتهاماتی که به خیابانی از طرف مخالفانش زده شد موجب تردید برخی از مردم آذربایجان در همراهی با او شد و از گرد او پراکنده شدند. آنها خیابانی را متهم کرده بودند که به دنبال خود مختاری آذربایجان است. تغییر نام آذربایجان به «آزادستان» به این شایعات قوت بخشید. در صورتی که خیابانی مدعی بود که برای اینکه آذربایجان روسیه ادعای استقلال آذربایجان نکند این تغییر نام صورت گرفته است.
قیام خیابانی از طرف هم‌عصران خود مورد قضاوت‌های مختلف قرار گرفته است. برخی اقدامات خیابانی و همراهان او باعث دو تیرگی دموکراتها شده بود و حتی خیابانی بعضی از سران آنها از جمله کسروی را از آذربایجان تبعید نمود. شاید علت عناد کسروی با خیابانی همین مسأله باشد. کسروی می‌گوید که خیابانی افراد چاپلوس و نالایق را به صرف تبعیت محض، وارد حزب کرد و افراد مشروطه‌خواه و آزاده را طرد کرد. به همین سبب گرایش مردم به حزب کم شد.156
به گفته مهدی مجتهدی «طبعاً خیابانی قدری دیکتاتور بود و می‌گفت که افراد حزب باید مطیع محض باشند.»157 و همین امر و عدم مشورت وی با یارانش در انجام برخی امور باعث رنجش آنها شده بود تا جایی که برخی یاران وی نزد مخبرالسلطنه رفته و سستی کار او را آگاهی می‌دادند.
قیام خیابانی با وجود مجاهدت‌های او ویارانش پس از شش ماه شکست خورد. وی درمیان یاران و همکارانش تنها بود. این مرد بزرگ، به اسرار اجتماع و رموز سیاست آشنا بود و حس فداکاری و مجاهدت در راه آزادی با تمام معنی در او جمع بود. چنانکه در راه همین مقصود خود را فدا نمود و از جان خود نیز مضایقه نکرد. ولی همکاران دیگر او به استثنای یکی دو نفر، فریب ارتجاع را خوردند و استقامت و پایداری در حفظ قیام از خود نشان ندادند و همین مسئله یکی از دلایل شکست قیام و قتل خیابانی گردید.158
علی رغم مخالفتهای خیابانی برای انتخاب والی آذربایجان، مخبرالسلطنه به عنوان والی فرستاده شد و قزاقخانه را به دست گرفت و توانست عمارت عالیقاپو را بگیرد. خوشگمانی خیابانی به مخبرالسلطنه و عدم برنامهریزی در رویارویی با وی، یکی از عوامل شکست شد. به طوریکه شیخ باور نمی کرد که مخبرالسلطنه با آزادیخواهان به دشمنی آشکار بپردازد و رفتار نامردانهی او با ستارخان و باقرخان در دوازده سال پیش از آن واقعه را فراموش کرده بود.159
خیابانی در منزل همسایه خود شیخ حسین میانجی پناه گرفت. با گزارشی که به مخبر السلطنه رسید، در سال 1338ه، خیابانی را در زیرزمین با گلوله به شهادت رساندند. پیکر او را با تابوتی به نظمیه بردند و همان مردمی که در پای نطقهای او کف میزدند، بر سر جنازهی او نیز کف زدند.
4. 3. 3. سید عبدالله بهبهانی (1256ـ1328ه)
«در صدر مشروطه، روحانى کار را کرد و اینها زدند و کشتند، ترور کردند. همان نقشه است. آن وقت ترور کردند سید عبد اللَّه بهبهانى را، کشتند مرحوم نورى را و مسیر ملت را از آن راهى که بود برگرداندند به یک مسیر دیگر.»160
سید عبد الله بهبهانی فرزند سید اسماعیل مجتهد بهبهانی از مجتهدان نامی شیعه در دورهی قاجاریه و یکی ازبنیان‌گذاران نهضت مشروطه در ایران، در سال 1256ه [1262ه] در نجف متولد شد. تحصیلات ابتدایی را نزد پدر فرا گرفت و پس از آن در حوزهی درس بزرگانی چون: حسین کوه کمره‌ای، میرزای شیرازی، شیخ راضی نجفی شرکت کرد تا به درجهی اجتهاد رسید. در سال 1295ه به تهران آمد و پس از فوت پدر، در زعامت دینی جانشین ایشان شد.161
به نوشتهی برخی منابع، نخستین بار که نام آیت الله بهبهانی در تاریخ تحولات سیاسی به میان آمد در ماجرای تحریم تنباکو در سال 1309ه بود، که در تحریم تنباکو با سایر علما همراهی نداشت.
در پی انتشار عکس مسیو نوز بلژیکی با لباس روحانیت در محرم 1323ه، آیت الله بهبهانی بر منبر رفت و خواستار اخراج و تنبیه نوز شد. از این پس، مبارزهی تمام عیار را با حکومت استبدادی آغاز کرد و با ارسال پیامهایی برای چهار مجتهد تهران از آنها یاری خواست. که از میان ایشان، فقط سید محمد طباطبایی دعوت او را پذیرفت و چندی بعد در1323ه، در منزل آیت الله طباطبایی پیمان همبستگی و همراهی این دو مجتهد با یکدیگر بسته شد. اهمیت این پیمان به حدی بود که کسروی آن را آغاز جنبش مشروطه خوانده است.
در جریان اجتماع مردم در مسجد جامع تهران و حملهی مزدوران دولت به مردم، سینهی خود را نشان داد و گفت: «شهادت و کشته شدن ارث ماست.» سخنان او باعث آرامش مردم شده و به مقاومت ادامه دادند.162 طبق شرح مفصلی که در ابتدای فصل مشروطه آوردیم تحصن علما در حرم حضرت عبدالعظیم شکل گرفت و منجر به سه درخواست از شاه شد؛ یکی عزل علاءالدوله حاکم تهران، برکناری مسیو نوز و تأسیس عدالتخانه. این تحصن تا برکناری علاءالدوله ادامه یافت، اما درخواستهای دیگر یعنی تأسیس عدالتخانه و برکناری نوز بلژیکی عملی نشد. فعالیت روحانیون جهت برآورده شدن درخواستها باعث مهاجرت سیدین به قم شد. این مهاجرت تا عزل عین الدوله و صدور فرمان مشروطیت ا
دامه یافت.
در دوران استبداد صغیر، آیت الله بهبهانی و آیت الله طباطبایی به عتبات تبعید شدند و بعد از فتح تهران و سرنگونی محمدعلی شاه، آیت الله بهبهانی در سال 1327ش به ایران بازگشت و با استقبال پر شور مردم تهران رو به رو شد.
آیت الله بهبهانی در دور دوم مجلس مشروطه حضور داشت و با توجه به قدرت و نفوذ خود به پناهگاه و مأمن مردم تبدیل شد. سعی او بر این بود تا قانون اساسی را از تصویب بگذراند که با مبادی اسلام مطابقت داشته باشد و بدعت‌هایی را که با حقوق اسلامی مغایرت دارد از بین ببرد.163
کار آشفتگی سیاسی پایتخت به جایی رسید که چهار تن شبانه به خانهی ایشان ریختند و در رجب 1328ه، آیت الله بهبهانی را به ضرب گلوله به شهادت رساندند. پس از شهادت ایشان، بازارها تعطیل شد و مردم ضمن تظاهرات خود، تقی‌زاده از رؤسای حزب دموکرات را عامل ترور معرفی کرده و تبعید او را از ایران خواستار شدند.164 با تشییع مردم، پیکرشان به نجف منتقل و در کنار مزار پدر به خاک سپرده

دیدگاهتان را بنویسید