منابع و ماخذ پایان نامه شرکت در انتخابات، نماز جماعت، نقش برجسته

خوانساری پس از مشورتهایی که با پدر داشت، برای تکمیل دانش خود رهسپار حوزهی نجف شد. او در نجف چهار سال در درس آیت الله آخوند خراسانی شرکت کرده و همچنین در درس فقیه برجسته آیت الله سید محمدکاظم یزدی حاضر شد. بعد از ارتحال این دو عالم بزرگوار، از درسهای اصول آیت الله نائینی و از فقه آیت الله آقا ضیاء عراقی استفاده کرد. در گرفتن اجتهادنامهی خود از اساتیدش کوششی نکرد و هنگامی که بعدها به ایران بازگشته بود، اجتهادنامهی وی را آقا ضیاء عراقی از نجف برایش فرستاد.
آثار علمی ایشان غیر از آن رساله‎های فتوایی که نظریات فقهی ایشان را در برداشت، تقریرات درسهای خارج ایشان بود که طلاب جمع آوری کرده بودند. از آن جمله درس طهارت ایشان بود که به همت شاگرد برجسته‎اش آیه الله محمدعلی اراکی و درس صلوه که از سوی شاگرد دیگرشان آقا مجتبی عراقی نگارش یافت.
بعد ازحملهی انگلستان به عراق و اشغال بخشی از خاک عراق، آیت الله خوانساری به همراه سید ابوالقاسم کاشانی و جمعی از طلاب جوان نجف راهی جبههی نبرد شدند.180 پس از شکست آلمان در جنگ جهانی، عثمانی شکست خورده و انگلیس موفق به اشغال عراق شد. نیروهای انگلیس پس از تسلط بر بغداد، آیت الله خوانساری را که از ناحیهی پا مجروح شده بود، به اسارت گرفتند و در جمع اسرای غیر عرب از بندر بصره با کشتی روانه اسارت در شرق آسیا شدند. آیت الله خوانساری مدتی در زندان سنگاپور غل و زنجیر و انواع شکنجهها را تحمل کرد. در مدت چهار سال اسارت، قوای جسمانی خود را از دست داده با جسمی ضعیف پس از رهایی از اسارت به زادگاه خویش بازگشت.
آیت الله خوانساری برای حضور در حوزهی سلطانآباد به اراک هجرت کرد. هر روز علاوه بر شرکت در درس حاج شیخ عبدالکریم حائری، به تدریس فقه، اصول و حکمت پرداخت.181 پس از مدتی از یاران نزدیک و مشاوران برجستهی آیت الله حائری شد و نقش برجسته‎ای در شکل‎گیری حوزهی علمیه قم ایفا کرد و از جمله مشوقین آیت الله حائری در هجرت به قم بود. پس از وفات حاج شیخ در 1315ش، آیت الله صدر و آیت الله حجت و همچنین آیت الله خوانساری (علمای ثلاث) که سه تن از شاگردان و یاران برجستهی آیت الله حائری بودند، برای ریاست حوزه و رهبری دینی مردم مورد توجه قرار گرفتند. تعدادی از دوستان آیت الله خوانساری از ایشان خواستند تا ادامهی درس خارج آیت الله حائری را برای طلاب بگوید.
در شهریور ۱۳۲۰ش که متفقین در ایران حضور یافتند، موجی از قحطی در کشور به راه افتاد و با بروز خشکسالی موقعیت غذایی مردم بحرانی شد. اهالی قم، چاره را در خواندن نماز باران دیدند. آنان راهی خانه‎های آقایان صدر، حجت و خوانساری شدند. آقایان صدر و حجت در پاسخ مردم گفتند: اگر شما وظیفه‎های شرعی خود را بجا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود. اما آیت الله خوانساری با طمأنینه و آرامش مخصوص و در حالی که پاها را برهنه کرده بودند با عده‎ای از همراهان در روز موعود همگام با مردم به طرف خارج شهر حرکت نمودند. آن روز نماز خوانده شد اما اثری از اجابت دیده نشد. روزی دیگر ایشان از شاگردانشان خواستند که همپای ایشان باز برای خواهش به درگاه خدا رفته و نماز بارانی دیگر بخوانند. غروب فرا رسید و عدهای که ایمان قوی نداشتند زبان به تمسخر گشودند. آن شب بعد از نماز مغرب، باران مفصلی باریدن گرفت که تا آن زمان سابقه نداشت. خبر این حادثهی شگفت به جهان مخابره شد واز طریق رادیو انعکاس جهانی یافت.
فعالیتهای سیاسی
 نهضت ملی شدن نفت: مرحوم خوانساری در صحنههای سیاسی زمان خویش از پیشتازان بود. وی در نهضت ملی شدن نفت دوشادوش آیت الله کاشانی مجاهده کرد و با کمال صراحت بر لزوم مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور فتوا داد و قطع دست غارتگران را از این سرمایه خواهان گردید.
فتوای شرکت در انتخابات 1331ش: در هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفدهم که پس از پیروزی نهضت ملی انجام گرفت، ایشان بار دیگر به یاری آیت الله کاشانی شتافت و در فتوایی مهم شرکت در انتخابات را ادای وظیفه شرعی دانست و سستی در آن را جائز ندانست. انتشار این فتوا، تأثیر زیادی در انتخابات گذاشت. به خصوص تأثیر آن در تهران شگفتآور بود.
مبارزه با کشف حجاب: پس از اعلام رسمی کشف حجاب از سوی رضاشاه در دی ماه ۱۳۱۴ش، دولت و سایر دستگاههای اجرائی موظف گردیدند برای پیشبرد این طرح بکوشند. به همین منظور، از اقدامات تبلیغی استفاده شد و حتی مسئولین در بسیاری از موارد خشونت را در اجرای طرح در اولویت قرار دادند. در ماجرای اعتراض به کشف حجاب، آیت الله خوانساری به یاری آیت الله قمی شتافت. مرحوم شریف رازی دربارهی نقش او در مبارزه با کشف حجاب میگوید: « در این موضوع قدم به قدم با آیت الله قمی شرکت داشت. این آزادی حجاب پس از آن شدتها و سر نیزهها و به این صورت در آمدن مرهون خدمات و مجاهداتهای ایشان با آیت الله قمی است»182.
آیت الله خوانساری هم نوا با آیت الله کاشانی در زمینهی لزوم فداکاری و کمک به مردم فلسطین و جنگ با یهود در سالهای اولیهی تشکیل دولت اسرائیل در فلسطین اشغالی فتوا داد.
سال 1331ش، علما و مردم همدان که از حال نامساعد آیت الله خوانساری با خبر بودند، از او خواستند تابستان را در هوای ییلاقی همدان سپری کنند. آیت الله خوانساری با همراهانش آیت الله اراکی، آیت الله آخوند ملاعلی همدانی، امام خمینی و فرزند بزرگشان سید محمدباقر و آقای مجتبی عراقی راهی شدند.
آیت الله خوانساری در استقبا
لی پر شور وارد شهر شدند و مردم از ایشان تقاضای اقامهی نماز جماعت در مسجد جامع کردند. در یکی از آن روزها که برای برپایی نماز به مسجد می‎رفتند، در بین راه دچار حمله قلبی شدند و در ذیالحجه 1371ه دعوت حق را لبیک گفتند. آیت الله بروجردی در رؤیایی شبهای قبل از وفات ایشان دیده بود که سید مرتضی رحلت کرده و او را به شهر قم میآورند. آیت الله خوانساری در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه (علیها السلام) در جوار استادش آیت الله حائری مدفون است.183
4. 5. تبعید علمای عراق به ایران
«این علماى عراق را که تبعید کردند به ایران، براى مخالفتى بود که مى‏کردند با دستگاهها. مرحوم آسید ابوالحسن و مرحوم آقاى نائینى و مرحوم شهرستانى و مرحوم خالصى، اینها را که تبعید کردند از عراق به ایران، براى این بود که اینها بر خلاف اینها صحبت مى‏کردند، خلاف این دستگاهها حرف مى‏زدند.»184
4. 5. 1. سید ابوالحسن اصفهانی‌ (1284 ـ 1365ه‌)
وی‌ در سال 1284ه در روستای‌ مَدیسه‌ از توابع‌ لنجان‌ اصفهان‌ زاده‌ شد. اجداد او

دیدگاهتان را بنویسید