منابع و ماخذ پایان نامه علمای شیعه، خلفای عباسی، مشروعیت بخشی، خاندان نوبخت

دانلود پایان نامه

جهان اسلام است و حدود سیصد کتاب را به او نسبت دادهاند. وی از طرف رکن الدوله دیلمی به شهر ری دعوت شد و به دلیل خلئی که با درگذشت مرحوم کلینی در ری پدید آمده بود، شیخ صدوق پذیرفت و در آنجا اقامت گزید و نزد او و وزیر نامدارش صاحب بن عباد با احترام زیاد زیست و ریاست روحانی شیعیان آن عصر به او رسید. وی مباحثات زیادی در مسائل مربوط به امامت و غیبت، در قم داشته است. وی از این موقعیت استفاده کرد و به شهرهای خراسان، ماوراءالنهر، نیشابور، بلخ و بخارا سفر کرد و در جمعآوری میراث حدیثی شیعه تلاش فراوان نمود. به منظور حج و زیارت ائمه (علیهم السلام) به حجاز و عراق رفت و در شهرهای کوفه و بغداد دانشمندان از محضرش استفاده کردند.
شیخ مفید (م423ه) فقیه و متکلم بزرگ شیعی، مشهورترین شخصیت کلامی شیعی نزد علمای فرقههای دیگر بوده است. او در فن مناظره بسیار توانمند بود. در عصر وی، بغداد مرکز علوم اسلامی بود و در پایگاه خلفای عباسی، فقه مذاهب مختلف تدریس می شد و در کنار مکاتیب، مکتب شیخ مفید جلوهی خاصی داشته است. عضدالدوله به شیخ مفید احترام می‌گذاشت و زمینه را برای او در تبلیغ مذهب شیعه فراهم می‌آورد. در آن دوره مظاهر شیعی مثل مراسم عزاداری عاشورا و عید غدیر برگزار شد. پس از عضدالدوله، بهاء الدوله متصدی حکومت بغداد بود و خلیفهی عباسی را از این کار خلع نمود. خلیفه نیز به بغداد لشکر کشی کرد و شیخ مفید را از بغداد تبعید نمود. پس از مدتی در دورهی سلطان الدوله نیز دوباره اختلافات مذهبی شیعه و سنی بالا گرفت و بار دیگر شیخ مفید تبعید گردید. اینها نشان میدهد که شیخ مفید از موقعیت خود برای رونق دادن به گرایشات شیعی بهره برداری میکرده است. در عین حال، به علت احترامی که در میان همهی فرقه ها داشت، در هنگام رحلت ایشان، هشتاد هزار نفر در تشییع او حضور یافتند.
سید مرتضی (م436ه) معروف به علَم الهدی، از بزرگان فقها و متکلمی شیعی بوده است. وی شاگرد شیخ مفید و پس از او ریاست حوزهی شیعه را بر عهده داشته است. او مدت سی سال امیر حاج و حرمین و نقیب الاشراف و قاضی القضات ومرجع تظلمات و شکایات مردم بوده است. بر اساس اینکه آل بویه به علمای تشیع علاقهی ویژهای نشان میدادند، سید مرتضی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و مورد توجه حکام آل بویه قرار داشته است.
2.2.3. رابطهی علمای شیعه با بنی عباس
در دورهی حکومت عباسیان، مخصوصا در دورهی غیبت کبری، تعداد زیادی از علمای شیعه در دربار آنها حضور داشتهاند.71 همانند:
جعفر بن ورقاء (م352ه) که از عالمان شیعه و همنشینان سیف الدوله و قاهر خلیفه عباسی بود.
حسن بن محمد مهلّبی (م352ه) که وزیر مطیع از خلفای عباسی بوده است. البته او وزیر معزالدوله بویهی نیز میشود.
ابوالقاسم مغربی (م418ه) از وزرای دولت عباسی بوده است. او از ادبا و نویسندگان شیعی است که در فقه و قرآن نیز کتاب نوشته است. در دورهای نیز به دربار آل بویه راه یافت و شرفالدوله بویهی که وزیر دربار و امیر الامراء بود او را به سمت دبیری نهاد.
سعد الملک آبی (م500ه) از اهالی آوه و وزیر سلطان محمد سلجوقی بود که ابتدا به وزارت رسید و به دلیل سخن چینی اطرافیان به دار آویخته شد.
علاوه بر شخصیتهای منفردی که در دستگاههای حکومتی حضور داشتهاند، خانوادههایی بودهاند که طی سالیان متمادی در دربار خلفا یا سلاطین وابسته حضور داشتهاند. مهمترین این خانوادهها عبارتند از خاندان نوبختی که خانوادهای شیعی و اهل علم بودهاند و از دورهی حضور ائمه تا سالیان بعد در دربار عباسیان حضور داشتهاند. همچنین خاندان ابودُلف قرون سه و چهار در مناطقی از ایران حکومت میکردند. آل فرات که مناصب زیادی در قرن سه و چهار در دربار عباسی داشتند. خاندان حسنویه والیان غرب ایران و خاندان بُریدی در بصره در مقابل آل بویه ایستاده و از حکومت عباسی دفاع کردند.
3.3. دورهی مغولان (663 ـ 756ه)
مغولان که در جنایت و خونریزی رقیب نداشتند، شروع به تصاحب سرزمینهای اسلامی کردند. آنها از اولین همسایگان خود در شرق کشورهای اسلامی آغاز کردند و تا انقراض حکومت عباسیان در بغداد پیش رفتند. بیشتر این امور به دست هولاکو انجام پذیرفت و در هر سرزمینی حاکمانی از جانب خود گماشت که به ایشان ایلخان میگفتند. آنها به هر شهر و دهی که قدم گذاشتند، مردم را کشتند و خانهها را آتش زدند و تمام آنچه مظاهر تمدن آن روز به حساب میآمد مثل: مساجد و بازارها و کتابخانهها و مدارس و بیمارستانها را تخریب کردند. شدت عمل و یاغیگری مغولان باعث فراری شدن مردم از سر راه ایشان و پناه بردن به کوهها و بیابانها گردید.
در این میان علما و دانشمندان از مراکز علمی پراکنده شدند و هر کدام تلاش داشتند تا جان خود و خانوادهی خویش را از معرکه به در ببرند. بنابراین، اساسا همکاری با مغولان امری غیر ممکن بود و ایشان هیچ اهمیتی به فرهنگ و دانش نمیدادند. در این میان، فرصتی به دست آمد تا خواجه نصیرالدین طوسی خود را به دربار مغولان بشناساند و از تبحر خود در نجوم بهره ببرد و اعتماد مغولان را جلب کند. وی توانست مأمنی برای دیگر دانشمندان شود که شرح آن خواهد آمد. اما قبل از آن در هیچ کس رغبتی به همکاری با مغولان نبود و کسی یارای مقابله و مخالفت با ایشان را نداشت.
پس از ورود خواجه به دربار مغول، دانشمندان دیگری نیز در فرصتی که مناسب دیدند مناصب را از مغولان پذیرفتند. خواجه همهی دانشمندان (چه شیعه و چه سنی) را پناه داد و بسیاری به دربار وارد شدند و از میان
شیعیان میتوان از تعدادی نام برد: علامه حلّی که بعدها به دربار خدابنده وارد شد و سید بن طاوس (م664ه) نقابت علویین را پس از سقوط بغداد قبول کرد. میثم بن علی بحرانی (م679ه) به خواجه عطاء الملک جوینی حکمران بغداد نزدیک شد. چنانچه بهاءالدین اربلی (م693ه) به سمت کتابت در دیوان جوینی منصوب شد.
گروهی نیز اصلاً حاضر به همکاری با حکام نشدند و خود را کنار کشیدند مثل رضیالدین محمد بن حسن استرآبادی (م686ه) از علمای شیعه و صاحب «شرح رضی بر کافیه» در علم نحو و «شافیه» در صرف، در نجف اشرف ماند و با حکومت مرتبط نشد.

4.3. دوران پس از مغول
برخی حکومتهای شیعی نیز در ایران تشکیل شده است که از لحاظ تاریخی مربوط به بعد از هجوم مغول است. حکومت سربداران در خراسان، مرعشیان در مازندران، کیائیان در گیلان، عادلشاهیان در دکن از این نمونههاست. ما به توضیح برخی از آنها اشاره میکنیم:
سربداران (736 ـ783ه)
حکومتی شیعی در منطقهی سبزوار و نیشابور تشکیل شد. پس از حملات مغول، خانوادههای شیعی آن مناطق که در قرون سابق در آن مناطق ساکن بودند، از فرصت استفاده کرده و قیام کردند و به رهبری سید عزالدین سوغندی و شیخ حسن جوری از شاگردان شیخ خلیفه مازندرانی که قبل از قیام کشته شده بود، حکومت تشکیل دادند. در این دورهی پر تلاطم که طی پنجاه سال دوازده حاکم حکومت کرده است، عالمان شیعی آن دیار در حفظ و حراست از حکومت کوشیدند یا به آن دیار پناه بردهاند. شهید اول کتاب «اللمعه الدمشقیه» خود را برای علی مؤید (دوره حکومت 766ـ783ه) آخرین حاکم سربداران نگاشته است ولی دعوت او را برای رفتن به ایران و همراهی حکومت سربداران نپذیرفته است.
مرعشیان (760 ـ اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری)
ایشان از حکومتهای شیعی بودند که در مازندران به حکومت رسیدند و مدت طولانی حکومت کردند. آنها را پیروان سید قوام الدین مرعشی دانستهاند که از صوفیان زمان خود بوده است. بنابراین، مرعشیان و سربداران هر دو گروه همانند صفویان دارای ریشهی صوفیگری با گرایش تشیع بودهاند.
5.3. دورهی صفویه
ظهور صفویه از نقاط عطف در تاریخ سیاسی و مذهبی ایران است. زیرا اگرچه حکومتهای شیعی قبل از آن در ایران به وجود آمده بودند ولی از لحاظ سیاسی، ایران پس از اسلام دارای حکومتی واحد و مستقل نشده بود و از نظر مذهبی، شاهد ارتقای تشیع دوازده امامی به دین رسمی دولتی و در واقع درآمیختن علمی ایران و تشیع در یک قالب مذهبی ـ ایرانی هستیم.
تعامل دین و سیاست در قالب دو نهاد اجتماعی در دورهی صفویه به اوج خود رسید. علمای شیعه در استقرار اولیهی سلسلهی صفویه هیچ نقشی نداشته‌اند، بلکه براساس نظریهی سیاسی در دایرهی تصوف بین مرشد کامل و مریدان به وجود آمد. مبنای اطاعت قزلباشان از شاه اسماعیل، اعتقاد آنان به اسماعیل به عنوان رئیس خانقاه اردبیل بود. پس از تأسیس سلسلهی صفویه، صفویان به فکر مشروعیت در میان عموم مردمی افتادند که با عقائد صوفیانه آنها آشنا نبودند. نگاه آنان به علمای شیعه مشابه نگاه عثمانی‌ها به علمای اهل سنت بود.
شاهان صفوی سعی کردند از طریق دولتی کردن مقامات مذهبی از جمله مقام صدر و شیخ‌الاسلامی بر نهاد مذهب کنترل داشته باشند. در مقابل، علمای شیعه نیز از همان آغاز که برای همکاری دعوت شدند، مقام خود را بالاتر از شاهان صفوی می‌دیدند و این مسئله به اندازهای شایع بود که حتی شاه طهماسب در مکتوبی حکومت را حقّ محقق کرکی به عنوان نایب امام زمان (عج) و خود را نمایندهی او دانست.
نحوهی ارتباط محقق کرکی با صفویه از نوع مشروعیت بخشی به حکومت سیاسی بر اساس حقانیت ولایت فقیه بوده است. این نگاه در میان فقهای بعد از کرکی نیز استمرار داشت اما از آنجا که صفویه پای خود را به واسطهی نظر کرکی محکم کرده بود، دیگر نیازی به مشروعیت طلبی از علما نبود و مشروعیت خود را از حضور روحانیت برجسته بر مناصب حکومتی کسب میکرد.
بنابراین، علمای بزرگ آن دوره اکثراً دارای مناصب حکومتی شدند که شرح آن مناصب در فصل اول این پایان نامه آمد. از این میان به کسانی چون: شیخ بهائی، میرداماد، سلطان العلما مشهور به خلیفه سلطان که مدتی نیز منصب وزارت داشت، علی منشار کرکی، محقق خوانساری، آقا جمال خوانساری، فاضل هندی، مجلسی اول و دوم، میرفندرسکی و … میتوان اشاره کرد.
با حضور محقق کرکی در ایران، تعداد بیشتری از علمای جبل عامل به ایران سفر کردند. شاید سختگیری و فشارهای حاکمان سنی مذهب آن ناحیه در این مهاجرت بیتأثیرنبوده است. برخی از تاریخ نویسان مثل جعفر المهاجر مدعی مهاجرت گسترده هستند و برخی دیگر مثل آندرو نیومن درصد مهاجران را نسبت به علمایی که از حضور در ایران سر باز زدند خیلی کم میدانند. در هر صورت، تعداد مهاجران به اندازهای بوده است که برای پر کردن مشاغل حکومتی کافی باشد و مشروعیت عملی را به صفویه اعطا کند.
برخی از علمای جبل عامل مخالف حکومت صفویان و مواضع آنها بوده و با وجود فشاری که در منطقهی خود متحمل میشدند هیچگاه به ایران سفر نکردند که شهید ثانی از جملهی این علما بود. قطیفی نیز از علمایی است که نه تنها خود به ایران نرفت، بلکه مخالف حضور کرکی در دربار صفویه بود. شیخ حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهایی نیز که به ایران آمد پس از چندی از ایران رفت.
آیت الله مقدس اردبیلی که از ایران به نجف سفر کرده بود، دعوتهای مکرری که از سوی امرا و حکام صفوی از او به عمل آمد را نپذیرفت و فعالیتهای علمی را بر استفاده از مزایا
ی اجتماعی و سیاسی ایران ترجیح داد و پس از شهید ثانی مرجعیت و ریاست تامهی شیعه را در نجف بر عهده گرفت.
از سوی دیگر سلیقهی علما در مواجهه با صفویه متفاوت بوده است. عبدالعالی پسر محقق کرکی اگرچه از مشروعیت حکومت حمایت کرده ولی در کاشان به فعالیت علمی پرداخته و در امور سیاسی دخالت نکرده است. هنگامی که پست ملاباشی را به خاتونآبادی پیشنهاد کردند از پذیرش آن سر باز زد.
حضرت امام به طور کلی میفرمایند حضور علما در دربار صفوی باعث نقص ایشان و متهم شدن آنان به حمایت از حاکمان جائر بوده است، ولی علمای بزرگ برای مصلحت عمومی شیعه و بر اساس تکلیفی که احساس کردهاند به این کار تن دادهاند و سعی کردهاند از فرصت ایجاد شده در جهت رفع مشکلات مذهب تشیع بهره برداری کنند.
خدمات محقق کرکی
محقق کرکی در مدت اقامتش در ایران منشأ خدمات ارزشمندی برای تشیع بود:
اصلاح روش صوفیانهی صفویان: صفویان بر پایهی صوفیه به قدرت رسیده بودند و شخص شاه

دیدگاهتان را بنویسید