منابع و ماخذ پایان نامه ناسخ و منسوخ، نماز جمعه، عام و خاص، اصل برائت

ن موردی دلالت بر وجوب نمی کند زیرا هدف از واجب کردن مامور عبارتست از بعث و تحریک کردن مکلف در جهت تحقق امر و فرض این است که چنین تحریکی فی نفسه هست از جمله فروعی که بر این قاعده مترتب می شود این که اگر شخصی فی نفسه رغبت شدید به ازدواج دارد،وجوب ازدواج در حق او لغو است13 . ظهور امر پس از تحریم دلالت بر وجوب می کند زیرا امر،وجوب را می رساند و حرمت آن را دفع می کند14. صیغه امر نه دلالت بر مره دارد و نه دلالت بر تکرار مگر به وسیله قرینه پس تنها بر طلب دلالت دارد زیرا صیغه امر تنها بر طلب نفس طبیعت از آن جهت که طبیعت است از حیث هی هی دلالت می کند15. هرگاه صیغه امر به صورت مطلق باشد اگر گفتیم دلالت بر تکرار می کند باید بگوییم دلالت بر فور نیز دارد و اگر امرِ مطلق را دلالت کننده بر تکرار ندانستیم دلالت کننده بر فور یا تاخیر نیز نخواهیم دانست بلکه در این صورت تنها بر خواستن فعل و کاری دلالت می کند که امر بدان تعلق گرفته است و فوریت و تاخیر فقط از طریق قرینه های خاص خود فهمیده می شود16.

5- نواهی
از منظر شهید ثانی ماده نهی بر لزوم ترک فعل دلالت دارد و به حکم وضع بر این معنا دلالت دارد و لفظ نهی بر حرمت و کراهت اطلاق می شود17 . صیغه نهی هرگاه خالی از قرائن باشد تنها بر حرمت حمل می شود. از منظر وی نهی دلالت بر تکرار و فور دارد و فرق بین نهی و امر واضح است18 پس باید بگوییم نهی بر فوریت دلالت خواهد داشت زیرا دوام مستلزم فوریت است و هرکس که تکرار را نفی کند فوریت را نیز نفی خواهد کرد19. نهی در عبادت، تباه کننده عبادت است هرچند نهی به وصفی که خارج از ذات عبادت است، تعلق گرفته باشد. در غیر عبادات در صورتی که خود ماهیت مورد نهی قرار گرفته باشد فاسد کننده است نه امری که خارج از حقیقت است بنابر این بیعی که مشتمل بر ربا است فاسد می باشد اما بیع در وقت نماز جمعه صحیح است چون در مورد اول از عین حقیقت بیع نهی شده و در مورد دوم از وصفی که خارج از حقیقت آن است نهی شده است20.

6- مفاهیم
از منظر شهید ثانی مفهوم به دو نوع مفهوم موافقت – فحوی خطاب و لحن خطاب- و مفهوم مخالفت یادلیل خطاب تقسیم می شود. در حجیت داشتن مفهوم موافقت هیچ نزاعی نیست و به عقیده تمامی اصولی ها حجت است زیرا حکم در مسکوت، اولی تر از منطوق است21. وی در بحث حجیت مفهوم شرط و وصف پس ازبیان اقوال در تمهید القواعد معتقد است در مفهوم شرط و وصف فرقی در حجیت و عدم حجیت نیست یا هردو حجت اند یا هر دو حجت نیستند22. اما در الروضه البهیه میان این دو مفهوم در حجیت و عدم حجیت تفاوت قائل شده مفهوم وصف را فاقد حجت می داند اما مفهوم شرط را حجت می داند23. مفهوم لقب نزد اکثر اصولیون حجت نیست در نتیجه خود موضوع هیچ دلالتی ندارد بر این که حکم بر این عنوان معلق شده است.اگر مفهوم لقب حجت باشد مانند این که محمد رسول الله است پس بر نفی رسالتِ رسولان، به غیر ایشان دلالت دارد و این معنا کفر است24.پس کلام ظهور در انحصار حکم برای این عنوان ندارد. وی دیدگاه خود را درمورد مفهوم عدد با یاد کرد مثالی از قرآن کریم بازگو می گوید ؛ مفهوم عدد را جمعی از اندیشمندان اصول حجت دانسته به این استدلال که آن گاه که آیه نازل شد ” اگر هفتاد مرتبه برای آنان استغفار کنی، خداوند آنان را نمی بخشد “25 پیامبر (ص) فرمودند ” سوگند به خدا من بیشتر از هفتاد بار استغفار خواهم کرد ” این نشانگر حجیت مفهوم عدد و وصف است اما اهل تحقیق بر این نظرند که مفهوم عدد و وصف حجیت ندارد مگر این که قرینه ای درکار باشد26 .

7- عموم و خصوص
از منظر شهید ثانی و بیشتر اصولیون در لغت عرب برای عموم، صیغه های خاصی وضع شده است. مانند ” کل، جمیع، اجمع، سائر، من، ما شرطیه یا استفهامیه “27 افاده عموم می کنند. اگر جمع اضافه شود یا محلی به ال باشد و برای عهد نباشد، بر عموم دلالت دارد. در مقام شک هرگاه احتمال دهیم ال برای عهد است یا ال جنس یا عموم بر عهد حمل می شود زیرا اصل برائت از زائد است .پس هنگام شک بین اقل و اکثر به اقل که یقینی است عمل می شود28 .
اگرجمع مضاف نباشد و ال بر آن داخل نشود اقل جمع سه تا است29. نکره در سیاق نفی، نکره در سیاق شرط دلالت بر عمومیت دارند . نکره در سیاق اثبات اگر برای امتنان باشد دلالت بر عمومیت دارند زیرا امتنان با عمومیت سازگار است30. هنگامی که لفظ کل اطلاق می شود دلالت بر تفصیل می کند پس ثبوت حکم برای هر یک از افراد تحت عام است اما گاهی نیز با وجود قرینه بر کل مجموعی دلالت می کند31 .
از منظر شهید ثانی چیزی قابلیت تخصیص دارد که یک حکم برای متعدد از جهت لفظ یا معنا ثابت شده باشد عموم یا لفظی است یا معنوی، تخصیص از جهت معنا مانند تخصیص علت، تخصیص مفهوم موافق، تخصیص مفهوم مخالف. در موردتخصیص علت بعضی از اصولیون آن را جایز دانسته اما اکثر اصولیون آن را جایز نمی دانند. از جمله نمونه فقهی تخصیص علت، بیع عرایاست . شارع از بیع رطب به خرمای خشک نهی کرده و آن علت عبارتست از کم شدن وزن خرمای تر به هنگام خشک شدن، در حالی که این علت نیز به عینه در بیع عرایا موجود است اما اجماع فقها وجود دارد بر این که بیع عرایا جایز است پس این علت در بیع عرایا و غیر آن عمومیت دارد اما این عموم تعلیل تخصیص خورده است32. در نتیجه اجماع دلیل تخصیص است .
تخصیص مفهوم موافق؛ آیه شریفه ” … فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ … “33به وسیله منطوق بر حرمت تافیف دلالت می کند و بوسیله مفهوم موافق بر حرمت ضرب و سایر آذار دلالت دارد در نتیجه مفهوم
موافق به عموم خود بر حرمت تمامی آزار و اذیت ها دلالت می کند اما اگر پدری به دلیل ندادن نفقه فرزندش حبس شود این حبس جایز است اگرچه باعث اذیت پدر می شود .پس عموم مفهوم موافق تخصیص خورده است34. مخصص بر دو قسم لفظی و معنوی تقسیم می شود.

مخصص لفظی بر هشت قسم شرط35، صفت، غایت، حال36، تمییز37، زمان، مکان و استثناء تقسیم پذیر است . ازنظر وی استثناء چیزی است که اخراج به الا و نحو آن است .در این جا الایی مد نظر است که وصفی نباشد38. استثناء در عدد معین و غیر معین جایز است39. در استثناء شرط است که مستثنی منه به مستثنی متصل باشد البته منظور از اتصال، اتصال عادی است یعنی بین مستثنی منه و مستثنی فاصله زیاد یا سکوت طولانی نباشد. مستثنی نباید در اول کلام مقدم شود زیرا معنای آن برعکس می شود40. استثناء منقطع صحیح است البته از باب مجاز به این مورد استثناء گویند در نتیجه هرگاه شک شود در این که آیا این مورداستثناء متصل است یا استثناء منقطع، بر متصل حمل می شود زیرا متصل حقیقت و منقطع مجاز است در نتیجه تا جایی که امکان دارد لفظ بر حقیقت حمل می شود استثناء مجهول باطل است41.
مخصص معنوی یا عقلی42بر شش قسم است ؛ تخصیص به نیت، تخصیص به عرف شرعی، تخصیص به عرف استعمالی یا قرینه43، تخصیص به عادت44، تخصیص به شاهد حال45، تخصیص به اجماع46. از منظر شهیدثانی خبر واحد عموم قرآن را تخصیص می زند47. هرگاه عام و خاص با یکدیگر تعارض کنند و معلوم نباشد که تاریخ کدام مقدم است، تا جایی که امکان دارد بین دو دلیل جمع می شود تا به هر دو دلیل عمل کرده باشیم . این مبنا شهید در فقه تحت عنوان ” الجمع مهما امکن اولی من طرح ” بیان شده است. در نتیجه با مقدم داشتن خاص، دیگر نیازی نیست که تاریخ تقدم و تاخر دلیل ها دانسته شود48. هرگاه لفظی بیان شود در حالی که افاده عموم می کند اما این لفظ به دلیل واقعه ای بیان شده باشد، در این جا به عموم لفظ تمسک می شود و خصوصیت مورد نمی تواند مخصص باشد. همین طور است درسبب عام و لفظ خاص باز آنچه معتبر است لفظ است49 .

8- مطلق و مقید
از منظر شهیدثانی مهمترین شباهت و تفاوت عام و مطلق بدین قرار است : مطلق مانند عام بر تمامی افرادش حمل می شود تا این که مقیدی ذکر شود. مطلق و عام هر دو در حکم مشترک اند اما عام به اعتبار تعداد و افراد بر عموم دلالت می کند و مطلق به اعتبار ماهیت من حیث هی دلالت بر عموم دارد . مطلق نه قید وحدت دارد نه قید تعدد در حالی که عام به شرط شی ( تعدد ) است در حالی که مطلق لا به شرط شی ( نه تعدد، نه وحدت ) است50. اگر مقیدی وارد شود بین دو دلیل جمع می کنیم در نتیجه مطلق حمل بر مقید می شود تا به هر دو دلیل عمل کرده باشیم51. اگر بین دو دلیل متعارض رابطه عموم خصوص من وجه برقرار باشد در این صورت هر یک را به دیگری مقید می کنیم مانند حدیث نبوی ” خلق الله الماء طهورالاینجسه شیء الا ما غیر لونه او طعمه او ریحه “52 و حدیث نبوی ” اذا بلغ الماء کرا لم یحمل خبثا “53 حدیث اول از جهت مقدار مطلق است و از جهت اوصاف مقید است و حدیث دوم از جهت مقدار مقید است و از جهت اوصاف مطلق است. پس حدیث اول به کر بودن تقیید می شود و حدیث دوم به تغییر نکردن یکی از اوصاف سه گانه قید می خورد. از منظر وی تمام تقسیمات مخصص برای مقیید جاری است و تقیید مطلق همانند تخصیص عام بر دو قسم لفظی و معنوی است54.

9- مجمل و مبین
از منظر شهیدثانی اجمال در فعل یا در لفظ است. اجمال در لفظ نیز بر دو قسم مفرد و مرکب است. مبین به دو قسم تقسیم می شود :
– نص : آن لفظی است که جز یک معنا احتمال معنای دیگری برای آن نباشد .
– ظاهر : آن لفظی است که دلالت آن ظنی است و ظاهر آن قابل تاویل است55.

10- تاخیر بیان از وقت حاجت
از دیدگاه وی در عدم جواز تاخیر بیان از وقت حاجت اختلافی بین اصولیون وجود ندارد و جملگی از آن منع کرده اند زیرا تکلیف به ما لایطاق منع شده است . بیشتر اصولیون تاخیر بیان از وقت خطاب را نیز جایز دانسته اند56 .

11- مباحث ادله

11-1 کتاب
از منظر شهید ثانی حفظ و فهم آیات الاحکام و یا دست کم فهم مقتضیات و معانی آیات که به حدود پانصد آیه می رسد از شرایط رسیدن به مقام اجتهاد قلمداد می شود57. البته وی علاوه برحفظ و فهم آیات الاحکام به یادگیری علوم و معارف قرآن تاکید دارد . علوم مربوط به قرآن کریم اصطلاحا در سه فن استقرار یافته که درباره هریک از این سه فن کتب مستقل و جداگانه ای تالیف شده و بر هر یک از آن ها علم اطلاق می شود. فن اول علم تجوید، فن دوم علم قرائت، فن سوم علم تفسیر است58 از منظر شهید ثانی قرآن از تحریف مصون است در دو دلیل خلاصه می شود :
– احادیث فراوانی است که ناظر به احکام فقهی و روایاتی است که درباره فضایل قرائت حفظ و نگارش در آثار وی مشهود است59. با امثتال این احکام و پیدایش آثار آن ها تحریف قرآن، دشوار بلکه محال خواهد بود .
– تواتر اجزای قرآن است . دلیل تواتر، تلفیقی از دلیل روایی و شواهد تاریخی است که بر اهتمام ویژه مسلمانان درباره جمع آوری، حفظ، ضبط، قرائت و نگارش قرآن تاکید دارد دلیل تواتر اجزای قرآن مبتنی بر دیدگاه آنان درباره تواتر قرائات هفت گانه بلکه دهگانه است که به طور قطع موجب تواتر اجزای قرآن خواهد بود60 از نظر ایشان شناخت آیات الاحکام موقوف به آن است که آیات ناسخ را از آیات منسوخ باز شناسد هرچند این شناخت با مراجعه کردن به منبعی باشد که آیات ناسخ و منسوخ در آن آمده باشد61.

دیدگاهتان را بنویسید