منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، اعتماد بنیادی، اعتماد اجتماعی، اعتماد نهادی

سیاسی و اقتصادی است؛ با توجه به آنکه بعد اجتماعی سرمایه جتماعی برای ما حایز اهمیت است، به تفصیل این ابعاد توضیح داده میشود. دیگر ابعاد نیز فقط به صورت تیتروار در نمودار اشاره میگردد.
نمودار(۳-۲) اجزای سرمایه اجتماعی
منبع: فصیحی، ۱۳۸۹، ۷۳
۸-۲-۲- اجزای اجتماعی سرمایه اجتماعی
۱-۸-۲-۲- اعتماد۵۸
اعتماد عبارت است از تمایل فرد به قبول ریسک در یک موقعیت اجتماعی، که این تمایل مبتنی بر حس اطمینان به این نکته است که دیگران به گونهای که انتظار میرود عمل نموده و شیوهای حمایت کننده را در پیش خواهند گرفت. به تعبیر فوکویاما: اعتماد، انتظاری است که در یک اجتماع منظم، صادق و دارای رفتار تعاونی خود را نشان میدهد. (شارعپور،۱۳۸۵، ص۴۳)
اعتماد پیششرط عمده و کلیدی برای موجودیت هر جامعه محسوب میشود و برای حل مسایل اجتماعی ضروری به نظر میرسد. اعتماد باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی میگردد و برای حرکت موفقیتآمیز اقتصاد و افزایش مشروعیت حکام و توسعه سیاسی ضرورت دارد. (جوادی یگانه و همکاران، ۱۳۸۴، ص۱۳۸)
آنتونی گیدنز اعتماد را به عنوان اطمینان از اعتماد پذیری اشخاص یا اتکاء به کیفیت یا ویژگی یک شخص و یا صحت عبارت و گفتهای توصیف میکند. به نظر وی، اعتماد به صورتی بلاواسطه، با مفهوم ساختار و نهاد از یک سو و خصلت جامعه مدرن از سوی دیگر مرتبط است، ساختار از نظر او بر اساس قواعد و منابع تکرارپذیر صورت میگیرد ویژگی تکرارپذیری و تداوم، همان عناصری هستند که وی در تعریف اعتماد نیز آنها را به کار میگیرد. گیدنز به چهار زمینه اصلی مسلط بر فرهنگهای پیش از مدرن یعنی نظام خویشاوندی، اجتماع محلی، باورداشتهای مذهبی و سنت اشاره میکند، که به اعتقاد وی این منابع اعتماد، اهمیت خود را در جوامع مدرن از دست دادهاند. گیدنز معتقد است که در جوامع مدرن، هیچ یک از این چهار کانون اصلی اعتماد اهمیت ندارد و نظامهای انتزاعی جانشین نظام خویشاوندی، اجتماع محلی و سنت شدهاند. او در مباحث خود از سه اعتماد بنیادی، شخصی و انتزاعی(اعتماد به سازمانهای مدرن) نام میبرد. به زعم وی در جوامع تحت تسلط نظامهای انتزاعی، فاصلهگیری زمانی و مکانی اعتماد بسیار مهم است. به عبارتی افراد به کسانی که پیوسته در معرض دیدشان هستند و فعالیتهایشان را میتوان مستقیماً مورد بازنگری قرار داد نیاز به اعتماد ندارد. ( گیدنز، ۱۳۷۷، صص۱۲۹-۳۷)
برخی نویسندگان، سرمایه اجتماعی و اعتماد را قویاً در ارتباط با یکدیگر میدانند و آن را از پیامدها و همچنین علل سرمایه اجتماعی میدانند. سرمایه اجتماعی، اعتماد و هنجارهای روابط متقابل را به وجود میآورد و این دو متقابلاً سرمایه اجتماعی بیشتری را ایجاد میکنند. اعتماد تسهیلکنندهی روابط افراد و گروههاست، بیاعتمادی و بدبینی میتواند زمینهساز رفتارها و کنشهای ضد اجتماعی قرار گیرد. اعتماد به عنوان یک خصیصه شخصیتی، رابطه معناداری با سایر سطوح اعتماد، اعم از اعتماد در روابط بین شخصی، روابط درون گروهی و اعتماد در سطح عام دارد. این بدین معنی است که اعتماد فرد نسبت به افراد، گروهها، اجتماعات و ساختارهای اجتماعی تا حدود زیادی توسط اعتماد اولیه قابل توجیه و تبیین است.
فوکویاما با طرح مفهوم شعاع اعتماد بر این نکته اشاره دارد که تمام گروههایی که تشکیل دهنده سرمایه اجتماعیاند دارای شعاع اعتماد خاص خود هستند. اگر سرمایه اجتماعی یک گروه بازده خارجی مثبت تولید کند شعاع اعتماد از خود گروه وسیعتر خواهد شد، در غیر این صورت شعاع اعتماد محدود است و خاصگرایی حاکم خواهد شد که در آن دنیای اطراف به دو بخش خودی و غیرخودی تعریف میگردد و تحت چنین شرایطی است که ابراز نفرت و خشونت پذیرفته شده و هنجار تلقی میگردد. (بهزاد، ۱۳۸۴، ص۸۸)
پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع مرتبط یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی میداند. اعتماد همکاری را تسهیل میکند و هرچه سطح اعتماد در جامعهای بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود. همکاری نیز اعتماد را ایجاد میکند. (شارعپور، ۱۳۸۵، ص۴۵)
۱-۱-۸-۲-۲- انواع اعتماد
اعتماد بر چهار نوع قابل تقسیم است:
۱-۱-۱-۸-۲-۲- اعتماد بنیادی
اعتماد بنیادی، نگرشی است به خود و دنیای پیرامون که رفتار و اعمال ما را متأثر میسازد و این تفکر را تقویت میکند که میتوان به افراد و امور جهان، اعتماد کرد و بر استمرار و ثبات این باور صحه میگذارد.
«اریکسون»۵۹ بر این باور است که اعتماد بنیادی در مراحل اولیه زندگی (شیرخوارگی) انسان شکل میگیرد. به نظر او، کودک معمولاً نخستین رابطه را با مادر برقرار میسازد. کودک باید بتواند در کنار مادر احساس امنیت کند. اگر مادر به نیازهای جسمانی کودک پاسخ دهد و محبت و عشق و امنیت کافی برای او تأمین کند، از آن پس کودک شروع به پروراندن حس اعتماد خواهد کرد. نگرشی که نظر کودک را درباره خودش و دیگران مشخص خواهد کرد؛ اعتماد بنیادی، ما را به مفهومی رهنمون میسازد که آنتونی گیدنز از آن با نام «امنیت هستی شناختی» (امنیت وجودی) یاد میکند. منظور از امنیت وجودی اطمینانی است که اغلب موجودات انسانی از پیوستگی و استمرار هویت خود و محیطهای اجتماعی و مادی اطراف خود دارند. به باور گیدنز، امنیت وجودی، پدیدهای شناختی نیست، بلکه پدیدهای احساسی است و در ناخودآگاه ریشه دارد. آنچه مسلم است پاسخگویی به سوالاتی از قبیل: آیا من واقعاً وجود دارم؟ آیا من امروز همان کسی هستم که دیروز بودم؟ آیا مردم واقعاً وجود دارند؟ و… را نمیتوان با بحث عقلی و بیچون و چرا پاسخ گفت. (شکربیگی، ۱۳۹۰، ص۱۶۷)
۲-۱-۱-۸-۲-۲- اعتماد فردی
اعتماد به آشنایان که از آن به اعتماد خاص، اعتماد شخصی یا اعتماد اجتماعی به آشنایان نیز نام برده شده است. این نوع اعتماد معمولاً در شبکههای اجتماعی و روابط پایدار دیده میشود این شکل از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع میسازد و با کاستن از حالت دفاعی، بسیاری از تعاملات مؤثر را موجب میشود. اعتماد بین شخصی حوزهای از تعاملات میان عشاق، دوستان، همکاران و همچنین اعتماد میان رئیس و کارمند، سرپرست و کارگر، معلم و شاگرد، فروشنده و مشتری، پزشک و بیمار، راننده و مسافر و… را در برمیگیرد. (شکربیگی، ۱۳۹۰، ص۱۶۷)
اعتماد متقابل بینشخصی را میتوان به معنی داشتن حسنظن فرد نسبت به سایر افراد جامعه دانست که این امر موجب گسترش و تسهیل هر چه بیشتر روابط اجتماعی فرد با آنها و در نتیجه تقویت و تداوم رابطه میگردد. محدوده اعتماد بینشخصی اعضای خانواده، خویشاوندان و گروه دوستان است و میتوان گفت که ویژگی مهم اعتماد بینشخصی این است که در یک فضای تعاملی نسبتاً محدود صورت میگیرد، در نتیجه شعاع آن محدود میباشد. طبق جدول ذیل، اعتماد بینشخصی در مردم کشور به میزان قابل توجه و در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد. شاید بتوان از آمارههای این جدول، وجود نوعی خاصگرایی را در بین مردم استنباط نمود به این معنا که مردم وجود حلقههای اعتماد در نظام گذشته را امروزه نیز حفظ کرده و تعلق و وفاداری شدیدی را نسبت به اعضای خانواده و گروه فامیل و دوستان خود نشان میدهند. (غفاری، ۱۳۸۳، ص۱۹)
جدول(۷-۲)میزان اعتماد بینشخصی (اعضای خانواده، خویشان و دوستان)
اصلاً
خیلیکم وکم
متوسط
زیاد وخیلیزیاد
کاملاً
میزان کلی اعتماد
اعضای خانواده
۳/.
۵/۱
۷/۹
۶/۴۸
۶/۳۹
خیلی زیاد
خویشان و اقوام
۷/۳
۸/۱۳
۵/۳۳
۵/۱۷
۵/۶
متوسط رو به زیاد
دوستان
۵/۵
۶/۱۶
۴/۳۴
۹/۳۸
۶/۵
متوسط رو به زیاد
منبع: غفاری، ۱۳۸۳، ص ۱۹
-۱-۱-۸-۲-۲- اعتماد عمومی (تعمیمیافته / اجتماعی )
این نوع اعتماد بیشتر اعتماد به بیگانگان را شامل میشود و بر اساس انتظارات رفتاری یا حس هنجارهای مشترک شکل میگیرد. اعتماد اجتماعی تعمیمیافته، ماده خام جامعه مدنی است که از بین کنش متقابل مردم به وجود میآید. اگر با این رویکرد نگاه کنیم، باید خاطر نشان ساخت که سرمایه اجتماعی بین شخص یا بین ساختارهای اجتماعی قرار ندارد بلکه در فضایی مابین مردم قرار دارد و سرمایه اجتماعی یک پدیده از پایین به بالا است که با شکلگیری پیوند و شبکههای اجتماعی مردم بر مبنای اصول اعتماد، معامله متقابل(بدهبستان) و هنجارهای کنش به وجود میآید. (Colman/Hoffer/1987:22)
اعتماد تعمیمیافته را میتوان داشتن حسنظن به افراد جامعه، جدای از تعلق آنها به گروههای قومی و قبیلهای تعریف کرد. این تعریف بیانگر چند نکته اساسی است:
-اعتماد تعمیمیافته؛ فقط به افرادی که با هم کنش دارند و میانشان روابط چهره به چهره برقرار است، محدود نمیشود.
-اعتماد تعمیمیافته؛ مرزهای خانوادگی، همسایگی، قومی و محلی را در مینوردد و در سطح ملی گسترش مییابد.
-اعتماد تعمیمیافته؛ پدیدهی نسبتاً جدیدی است که همراه با شکلگیری دولتهای مدرن یا دولت-ملت مطرح میشود.
-اعتماد تعمیمیافته؛ لازمه همکاری و مشارکت میلیونها شهروندی است که جوامع پیچیده و مدرن امروزی را تشکیل میدهند. (شکربیگی، ۱۳۹۰، ص۱۶۸)
۴-۱-۱-۸-۲-۲- اعتماد نهادی
اعتماد نهادی یا مدنی که اشاره به اعتماد اساسی بر نهادهای رسمی حکومت شامل قوانین، رویههای رسمی، حل نزاعها و تخصیص منابع میشود. اعتماد نهادی متفاوت از اعتماد مدنی است و بیشتر مربوط به نظامهای متخصص برای مثال شفافیت، قاعدهمندی و قابل اتکا بودن است، در حالی که اعتماد مدنی مربوط به آشنایی است. (فیروزآبادی، ۱۳۸۹، صص۱۶۲-۱۵۹)
جدول (۸-۲) اجزای اعتماد اجتماعی
انواع اعتماد اجتماعی
تعریف
اعتماد بنیادین
امنیت وجودی و احساس آرامش خاطر
اعتماد فردی(بینشخصی)
انتظارات و تعهدات در اجتماع با سوگیری خاصگرایانه
اعتماد عمومی(تعمم یافته
گسترش تعاملات اجتماعی در جامعه با سوگیری عام گرایانه
اعتماد نهادی
اعتماد رسمی به نهادهای رسمی حکومت
۲-۸-۲-۲- هنجارهای معامله متقابل
معامله متقابل یک فرایند مبادله کالاها و خدمات در رابطه اجتماعی است. معمولاً معامله متقابل در روابط خانوادگی و خویشاوندی مبادلات به صورت ناهمگون، با تأخیر و غیرمستقیم و گاهی اوقات بیننسلی صورت میگیرد و معامله متقابل در بین خانواده به صورت منعطف عمل میکند و در شبکههای خارج از خانواده نیز به صورت متفاوتی است. در تحقیقات سرمایه اجتماعی به دو شیوه در مورد معامله متقابل عمل میشود. نوع اول به بررسی و تحقیق فرهنگها و معامله متقابل در داخل یک شبکه یا محل میپردازد. رویکرد دوم به تحقیق پیرامون رفتار معامله متقابل و منافع ناشی از مشارکت شبکهای میپردازد و بیشتر کشف نتایج رفتاری هنجار معامله متقابل مدنظر است تا خود هنجار. ( فیروزآبادی، ۱۳۸۹، ص۱۶۳)
۳-۸-۲-۲- آگاهی و توجه به حوزههای عمومی سیاسی-اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید