منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، سرمایه اقتصادی، کنش اجتماعی

گروهها تعاون سازمانی و وظیفهای دارند و تنوع و تمایز اعضاء در آنها بیشتر است. اعضاء مثل قسمتهای مختلف یک ارگانیسم زنده هر کدام کار مخصوص خود را انجام میدهند. (معتمدنژاد، ۱۳۷۹، ص۲۷) به عبارت دیگر، جوامع قدیم دارای همبستگی مکانیکی بوده اما در جوامع جدید همبتگی ارگانیکی(ناشی از تقسیم کار) حکمفرماست.
از نطر دورکیم، تکامل جامعه به میزان همبستگی اجتماعی و درجه شدت آن بستگی دارد. هر چه این همبستگی بیشتر باشد افراد بیشتر به سوی هم تمایل پیدا کرده و میزان روابط متقابل اجتماعی افزایش مییابد و هر چه همبستگی جامعه کمتر باشد به همان نسبت از پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی میان آنها کاسته میشود. (تنهایی، ۱۳۸۹، ص۱۰۶)
۲-۹-۲-۲- فردیناند تونیس۶۱
ازنگاه تونیس، در جوامع کنونی بسیاری از روابط اجتماعی نسبت جوامع کوچک قدیم تفاوتهای اساسی پیدا کرده است. او معتقد است هیچ گروهی صرفاً بر پایه روابط اجتماعی یا جامعه بنیان نگرفته است اما در عین حال میتوان با مشاهده واقعیت اجتماعی عینی، دو نوع روابط اجتماعی را نشان داد. (حاتمی، ۱۳۸۸، ص۴۰)
روابط افراد در اجتماعات (گمینشافت)۶۲ روابطی است که مبتنی بر ویژگیهای پایدار ، کنترل اجتماعی غیر رسمی و ایجاد اجتماع متمرکز در برابر فرد را شامل میشود. تونیس هم مثل دورکیم اعتقاد داشت که با تقسیم کار پیچیده ناشی از سرمایه داری، اجتماعات در حال زوال هستند و به جای اجتماع، جامعه(گزل شافت)۶۳ شکل گرفته که دارای طبیعتی رسمی، غیر شخصی و فردگراست. (باستانی، ۱۳۸۷، ص۸-۵)
۳-۹-۲-۲- چارلز هورتون کولی۶۴
کولی جامعهشناس معروف آمریکایی در کتاب خود به نام «طبیعت انسان و نظم اجتماعی» دو گروه ابتدایی و ثانوی را از هم تفکیک میکند. در گروههای ابتدایی روابط افراد شخصی، مستقیم و رو در رو است به همین دلیل افراد به هم احساس همبستگی میکنند. در حالی که در گروههای ثانوی روابط انسان جنبه غیر شخصی و غیر مستقیم دارند. و این به خاطر تعداد زیاد افراد، دوری فاصله محل زندگی با کار، امکان برقراری مستقیم ارتباط را کاهش میدهد و لذا افراد برای مبادله اطلاعات و رسیدن به مقاصد خود از وسایل ارتباط غیر مستقیم استفاده میکنند. (معتمدنژاد، ۱۳۷۹، ص۱۲۸)
۴-۹-۲-۲- جورج زیمل۶۵
زیمل به عوامل و پیامدهای (مثبت و منفی) تحولات عمیقی که در دنیای جدید روی داده توجه کرده و تلاش میکند تأثیرات آن را بر روی روابط اجتماعی نشان دهد. به عقیده وی، فرآیندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون و نظایر آن سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در سطح کلانشهرها شده است. در حالت دلزدگی فرد قادر نیست تقاوتها را دریابد برای چنین فردی، انسانها در یک سطح و بدون تمایز ظاهر میشوند و رضایت از زندگی کاهش مییابد. از نظر او احتیاط یکی دیگر از ویژگیهای روابط اجتماعی در زندگی کلانشهری است. به موازات افزایش افراد یا به عبارتی تراکم فیزیکی، روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط دیگری میدهد. البته زیمل اعتقاد دارد چنین شرایطی ناپایدار است. (فیلد، ۱۳۸۵، ص۸)
۵-۹-۲-۲- ماکس وبر۶۶
در دیدگاه وبر، تشکیل جامعه و تداوم آن منوط به وجود دو عامل اساسی؛ کنش اجتماعی و روابط اجتماعی میباشد و به ویژه روابط اجتماعی که محصول کنش اجتماعی معنادار است، موجب ایجاد و تداوم دوستی، وفاداری،میهن پرستی و … میشود. در واقع، وبر ناخودآگاه، آنچه را که امروزه در منابع جامعهشناسی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد میکنند و هسته اصلی آن را نیز روابط اجتماعی و تعاملات مثبت، مؤثر و سازنده میدانند، یادآور شده بود. از نظر وبر، کنش اجتماعی معنادار که عامل مهم خلق روابط اجتماعی است، سرمایه بزرگی برای افراد حاضر در جامعه به حساب میآید که به وسیله آن ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و نیز همکاری و همیاری دوجانبه آنان گستردهتر و محکمتر خواهد شد. ضمن اینکه تولید و بازتولید کنشهای اجتماعی معنادار، عامل اصلی و اساسی ایجاد روابط اجتماعی خواهد بود و این روابط اجتماعی موجب ایجاد و گسترش پیوندهای اجتماعی افراد با یکدیگر خواهد بود. تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر را میتوان در قالب شکل زیر به تصویر کشید. سرمایه اجتماعی محصول کنش اجتماعی و روابط اجتماعی افراد بوده که در سطح خرد، مورد توجه قرار گرفته است. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۷۲)
نمودار(۵-۲) تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر
جدول(۹-۲)روابط اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کلاسیک
دورکیم
تغییر روابط از جوامع قدیم(شامل گروههایی که دارای همکاری و تعاون شخصی هستند) به جامعه جدید(با همبستگی کمتر و به همان نسبت پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی کمتر)
تونیس
کاهش روابط اجتماعی با تبدیل اجتماع(گمینشافت) به جامعه(گزلشافت)
کولی
کاهش گروههای اولیه با روابط شخصی و رو در رو و افزایش گروههای ثانویه با روابط غیر شخصی و رسمی
زیمل
تغییر روابط چهره به چهره به موازات افزایش افراد و تراکم فیزیکی
وبر
ایجاد سرمایه اجتماعی بوسیله کنش اجتماعی معنادار
منبع: صادقی، ۱۳۹۰، ص۱۴
۱۰-۲-۲- سرمایه اجتماعی از نگاه جامعهشناسان جدید
نظریههای سرمایه اجتماعی را به سه بخش تقسیم میکنیم؛ بخش اول شامل نظریههایی است که سرمایه اجتماعی را در سطح خرد (فردی) مورد بررسی قرار میدهند، بخش دوم به نظریههایی اشاره میگردد که سرمایه اجتماعی را در سطح کلان (جمعی) مورد واکاوی قرار میدهد. نهایتاً در بخش سوم به نظریههایی میپردازیم که عموماً دارای رویکرد تلفیقی هستند این نوع تقسیمبندی، تقریباً مورد پدیرش اکثر پژوهشگران حوزه سرمایه اجتماعی قرار گرفته است.
۱-۱۰-۲-۲- نظریههای سرمایه اجتماعی در سطح خرد (رهیافت فردمحور)
در این رهیافت سرمایه اجتماعی به عنوان ابزار دسترسی افراد، خانوادهها یا گروههای کوچک به منافعشان در نظر گرفته میشود. مطابق این رهیافت، توزیع سرمایه اجتماعی در درون هر اجتماع خاصی، نابرابر و اغلب قشربندی شده است؛ یعنی، سرمایه اجتماعی میتواند مکانیسمی برای ادخال یا طرد اجتماعی باشد، افزون بر آن افراد میتوانند منابع را در جهت اهداف سازنده یا ویرانگر استفاده کنند. این رهیافت با تأکید بر موقعیت متمایز افراد جامعه در کسب منابع محدود، میکوشد
تأثیر شکل و مقدار سرمایه اجتماعی بر موقعیت افراد در دسترسی به منابع محدود بررسی کند. (فصیحی، ۱۳۸۹، ص۴۴)
۱-۱-۱۰-۲-۲- پی یر بوردیو۶۷
بوریو از نخستین کسانی است که به طور منظم به بررسی و تحلیل مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخت. در تعریف سرمایه اجتماعی، بوردیو قبل از هرچیز اعتقاد دارد که سرمایه اجتماعی هم یکی از اشکال سرمایه است، که از الزامات (پیوندهای) اجتماعی ساخته شده و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی (قابل تبدیل شدن به پول) است. از نظر بوردیو، ایجاد و اثر بخشی سرمایه اجتماعی، بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرزهای گروه را از طریق مبادلهی اشیاء و نمادها، بنیان نهاده اند. در واقع فرد با عضویت در گروه، در مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد شریک میشود که در خود، منافع بالقوه و بالفعلی (سرمایه اجتماعی) برای او دارد. تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی بیشتر معطوف به عناصر فرهنگی جامعه است و آن را ناشی از ویژگیهای فرهنگی و تاریخی جامعه دانسته و حفظ و ترویج آن را مستلزم یک بستر فرهنگی مناسبی میداند.
تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی عبارت است از: انباشت منابع بالفعل یا بالقوه ای که به تصاحب یک شبکه بادوام روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی متقابل مربوطند. از نظر بوردیو، شبکههای اجتماعی موهبتی طبیعی نیستند و باید با انجام کنشهای منطقی و هدفمند آنها را برای دستیابی به دیگر سرمایه ها و منابع پدید آورد. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد:
۱. سرمایه اقتصادی که قابل تبدیل شدن به پول است و میتواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود ۲. سرمایه فرهنگی که تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل میشود و به شکل کیفیات آموزش نهادینه میگردد
۳. سرمایه اجتماعی که در برگیرنده روابط اجتماعی ارزشمند میان آدمیان است و تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل میشود. (کلدی، ۱۳۸۴، صص۱۸۶-۱۸۵)
به اعتقاد بوردیو، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکهای از روابط، یک ودیعه طبیعی یا یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر بوردیو، سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایهگذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت، قابل استقاده هستند. (شارع پور، ۱۳۸۵، ص۳۱)
تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی نشان میدهد که این سرمایه دو عنصر دارد: نخست روابط اجتماعی، که افراد را قادر به دستیابی به منابعی میکند که دیگران، یعنی هم گروههایش صاحب آنها هستند و دوم مقدار و کیفیت منابعی که حاصل فرد میشود. سرمایه اجتماعی این امکان را برای فرد فراهم می آورد تا به منابعی مانند اطلاعات، فرصتهای اقتصادی و آموزشی دست یابد. باید بین منابعی که فرد به دست آورده و عضویت در شبکههای اجتماعی تمایز قایل شد. چون ممکن است افراد بسیاری باشند که صاحب سرمایه اجتماعیاند اما به دلایلی از این سرمایه برای دستیابی به منابع استفاده نمیکنند. (کلدی، ۱۳۸۷، ص۱۸۷)
بوردیو بر قابلیت انواع مختلف سرمایه تأکید داشته و سرمایه اقتصادی را ریشه انواع دیگر سرمایه میداند و به تعبیر لین (۲۰۰۱) سرمایه اجتماعی در نظر بوردیو لباس مبدل برای سرمایه اقتصادی میباشد. گرچه بوردیو معتقد است که شکلهای دگرگون شده و تغییر چهره داده سرمایه اقتصادی هرگز تماماً قابل تعریف به این تعریف نیست. بنابراین به کمک سرمایه اجتماعی، کنشگران قادر هستند مستقیماً به منابع اقتصادی (وامهای یارانهای، بازارهای حمایت شده) دست یابند. به علاوه آنها میتوانند سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با متخصصان و فرهیختگان (سرمایه فرهنگی متجسم) بیافزایند یا به جای آن به نهادهایی که مدارک معتبر ارایه میدهند (سرمایه فرهنگی نهادینه) بپیوندند. (توسلی و موسوی، ۱۳۸۴، ص۹)
پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی، از طریق ارتباطات اجتماعی میباشد. تأکید بوردیو بر مشارکت فرد در شبکههای اجتماعی است که این مشارکت سبب دسترسی او بر منابع و امکانات گروه میشود. پس تئوری بوردیو به فهم این نکته کمک میکند که چگونه فرد میتواند با استفاده از سرمایه اجتماعی، موقعیت اقتصادی خود را در جامعه بهبود بخشد. به نظر میرسد که در دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید