منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، سرمایه انسانی، مشارکت مدنی

را توسعه تلویزیون در دهه شصت و هفتاد میداند، اوسلنر دلیل تفاوت در میزان اعتماد اجتماعی در این دونسل را تفاوت در شرایط حاکم بر زمان آن میداند و استنباط میکند اگر نسل دهه پنجاه دارای اعتماد اجتماعی و در نتیجه مشارکت مدنی
پایینتری میباشد، به دلیل شرایط دشوار سیاسی- اقتصادی مانند جنگ ویتنام، ماجرای واترگیت، بحران اقتصادی و بیعدالتی اجتماعی میباشد که تحمل کرده است و موجب کاهش میزان اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی در بین این نسل گردیده و ارتباطی با گسترش تلویزیون در دهه ۶۰ و ۷۰ ندارد.
اوسلنر معتقد است که اعتماد بیشتر مربوط به به نگاه مثبت به جهان بوده و ریشه در رضایت و خشنودی فرد از زندگی شخصی خود و عواملی مانند موقعیت مالی، تحصیلات و ارزشهای فردی افراد دارد. اوسلنر همچنین به تحلیل رابطه سه متغیر خوشبینی، اعتماد اجتماعی، مشارکت مدنی و تلویزیون میپردازد. هدف اصلی او مقایسه تأثیر دو متغیر خوشبینی و میزان تماشای تلویزیون بر اعتماد و مشارکت مدنی است. او بر اساس یافتههای تحقیق نتیجه میگیرد که بین میزان تماشای تلویزیون و اعتماد اجتماعی مخاطبان رابطه ضعیفی وجود دارد و همچنین در میزان اعتماد اجتماعی افرادی که در شبانهروز بیشتر از ۱۰ ساعت تلویزیون میبینند و افرادی که هرگز تلویزیون تماشا نمیکنند، تفاوت ناچیزی وجود دارد. همچنین بین میزان تماشای تلویزیون و مشارکت مدنی با محاسبه ضریب رگرسیون نتیجه ضعیفی ( ۰۳۹/.) به دست آمده است. بین برنامههای تلویزیون با میزان خوشبینی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد و تماشای زیاد این برنامهها(نمایشهای کمدی، دراماتیک و برنامههای عمومی) موجب افزایش اعتماد مخاطبان میگردد. ( گاما= ۱۴۰ /.)
اوسلنر نتیجه میگیرد، که بین تصویر مردم از دنیای تلویزیون و تصویر آنان از دنیای واقعی رابطه ضعیفی وجود دارد و در مواقعی هم که این رابطه از شدت بالایی برخوردار باشد به این دلیل است که تصویری که تلویزیون از دنیا ارایه میدهد با تصویر دنیای واقعی تفاوتی ندارد. او میافزاید که بسیاری از مخاطبان تلویزیون معتقدند که برنامههای تلویزیون ملی با واقعیتهای جامعه تفاوتهای قابل ملاحظهای داشته و در مقابل برنامههای تلویزیون محلی در عین حال که تصویر واقعیتر از جامعه ارایه میکند، اما عملاً تأثیری در ساخت دنیای پیرامون افراد ندارد. او تصور از محیط جامعه خود را بیشتر مبتنی بر واقعیتهای عینی جامعه میداند و معتقد است تلویزیون تأثیر چندانی در ساخت دنیای بیرونی افراد جامعه ندارد. (حسینپور، ۱۳۸۹، صص۳۰-۱۲۹)
۲-۲- چهارچوب نظری سرمایه اجتماعی
۱-۲-۲- سرمایه در مفهوم کلاسیک و جدید
مفهوم سرمایه را میتوان از آرای مارکس دنبال کرد. در مفهومپردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایهداران، کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف آنرا به دست میآورند. در این گردش، به کارگران در مقابل کار (کالاشان) دستمزد پرداخت میشود که به آنها امکان میدهد کالاهایی (از قبیل غذا، مسکن و لباس) را برای ادامه حیات خود (ارزش مبادله) خریداری کنند. اما کالای پردازش و تولید شده توسط سرمایهداران را میتوان با قیمت بالاتری در بازار مصرف فروخت (ارزش مصرفکننده). در این تصویر از جامعه سرمایهداری، سرمایه بیانگر دو عنصر مرتبط اما متمایز است. از یک سو سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که به زعم مارکس توسط کارگران تولید شده اما نصیب سرمایهدار میشود. از سوی دیگر، سرمایه بیانگر یک سرمایهگذاری از سوی سرمایهگذاران (در تولید و گردش کالا) به امید بازدهی و کسب سود در بازار است. سرمایه به عنوان بخشی از ارزش اضافی محصول یک فرآیند است؛ در عین حال سرمایه و ارزش اضافی حاصل از آن مرتبط با یک بازدهی / بازتولید فرآیند سرمایهگذاری و ارزش اضافی بیشتر هستند. و این طبقه مسلط است که سرمایهگذاری میکند و ارزش اضافی را نصیب خود میکند. بنابراین سرمایه در مفهوم مارکسی (کلاسیک) نظریهای درباره روابط اجتماعی استثماری میان دو طبقه است.
از دهه ۱۹۶۰ به این سو، شاهد ظهور نظریههای جدید سرمایه همچون سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی هستیم. اما به رغم تمام اصلاحات و جرح و تعدیلهایی که در این نظریه صورت گرفته، اندیشه اصلی مفهوم سرمایه یعنی «سرمایه گذاری با بازدهی مورد انتظار» در همه نظریههای زیر مجموعه نظریه سرمایه حفظ شده است. در عین حال، تبیین طبقاتی مستتر در مفهوم کلاسیک سرمایه، به عنوان یک جهتگیری نظری ضروری، حذف شده است. به طور مثال نظریه سرمایه انسانی «شولتز»۲۱ (۱۹۶۱) سرمایه را به مثابه سرمایهگذاری در آموزش با بازگشت سرمایه (سود) معین در نظر میگیرد. کارگران در مهارتهای فنی و دانش سرمایهگذاری میکنند تا بتوانند با کسانی که فرایند تولید (بنگاهها و نمایندگیهای آنها) را کنترل میکنند برای پرداخت به مهارت کارشان وارد مذاکره شوند. به همین ترتیب، سرمایه فرهنگی آنگونه که بوردیو۲۲ (۱۹۹۰) توصیف کرده است بیانگر سرمایهگذاریهای طبقه مسلط در بازتولید مجموعهای از نمادها و معانیای است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آنها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفتهاند. در این نظریه، هدف از سرمایهگذاری در کنشهای آموزشی، تلقین تودهها و درونی کردن ارزشهای این نمادها و معانی است. ولی این نظریه میپذیرد که تودهها (طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعی میتوانند سرمایهگذاری کنند و این نمادها و معانی را به دست آورند. به همین نحو، سرمایه اجتماعی در یک معنای عام، نوعی سرمایهگذاری در روابط اجتماعی است که بازده مورد انتظار در بازار تعریف میشود. البته بازار لفظی استعارهای است و محدوده آن در تحلیلهای گوناگون میتواند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و یا بازار کار باشد که در آن، افراد با درگیر شدن در تعاملات و شبکههای اجتماعی، منافع مورد انتظار را تولید مینمایند. سرمایه اجتماعی در مقایسه با دیگر سرمایهها (سرمایه انسانی و سرمایه فرهنگی) کمتر حالت هژمونیک دارد و بیشتر در اختیار منافع فرد است به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی با سرمایهگذاری در روابط اجتماعی میخواهد منافع (سود) حاصلشده را در جهت توسعه شبکههای اجتماعی قرار دهد. هرچند که در تحلیل کلان سرمایه اجتماعی به همنوایی فرد با ارزشها و هنجارهای نظام حاکم اشاره دارد.
بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دوگانه آشتیناپذیر، به تصویر گفتمانهای لایهبندی شده تغییر مییابد. از طرف دیگر در نظریههای سرمایه جدید به جای اینکه سرمایه به عنوان بخشی از فرایند استثمار طبقاتی در جامعه دیده شود (تحلیل سطح کلان)؛ به چگونگی سرمایهگذاری کارگران و عاملان به عنوان کنشگرانی که برای کسب ارزش افزوده کارشان در بازار سرمایهگذاری میکنند پرداخته میشود (تبیین سطح خرد) و کنش یا انتخاب به عنوان مؤلفههای مهم در نظریههای جدید سرمایه ظاهر میشوند. بنابراین در این نظریهها یک گذر تبیینی از سطح تحلیل کلان به سطح تحلیل خرد مشاهده میشود. نظریههای جدید سرمایه همچنین بر تعامل کنشهای فردی و وضعیتهای ساختاری در فرایند سرمایهگذاری تأکید دارند. جدول ذیل تحول نظریه سرمایه را نشان میدهد. (توسلی و موسوی، ۱۳۸۴، صص۴-۲)
جدول (۱-۲)نظریههای سرمایه
نظریهکلاسیک
نظریههای سرمایه جدید
سرمایه انسانی
سرمایه فرهنگی
سرمایه اجتماعی
نظریهپرداز
مارکس
شولتز
بوردیو
لین / کلمن
بوردیو، کلمن، پاتنام
تبیین
روابط اجتماعی: استثمار کارگران توسط سرمایهداران (بورژوازی)
انباشت ارزش اضافی توسط کارگران
بازتولید نمادها و معانی(ارزشهای) مسلط
دسترسی و استفاده از منابع نهفته در شبکههای اجتماعی
همبستگی و بازتولید گروه
سرمایه
الف- بخشی از ارزش اضافی بین ارزش استفاده (در بازار مصرف) و ارزش مبادله کالا (در بازار تولید – کار)
ب- سرمایهگذاری در تولید و گردش کالاها
سرمایهگذاری مهارتها و دانش فنی
درونی کردن یا درک نادرست از ارزشهای مسلط
سرمایهگذاری در شبکههای اجتماعی
سرمایهگذاری در تأیید و پذیرش متقابل
سطح تحلیل
ساختاری (طبقات)
فرد
فرد / طبقه
فرد
گروه / فرد
منبع: توسلی و موسوی، ۱۳۸۴، ص۴
۲-۲-۲- مفهوم سرمایه و ابعاد آن
سرمایه به هر نوع دارایی که قابلیت تولید ایجاد میکند، اطلاق میگردد. سرمایه یک مفهوم اقتصادی است و تعاریف مختلفی از آن در علم اقتصاد ارائه شده است. برای نمونه «جان بلاک۲۳» میگوید: «سرمایه، وسایل تولید ساخت بشر است»، در تعریف دیگری آمده: «سرمایه، مالی است که از آن عایدی به دست میآید» ولی این تعاریف فقط به بخشی از تعاریف سرمایه نظر دارد. سرمایه در یک تقسیمبندی کلی به سرمایه مرئی و ملموس، سرمایه مالی و سرمایه نامرئی تقسیم میشود. در اقتصاد کلاسیک، بیشتر سرمایه مرئی و ملموس مانند کار، زمین، ماشین و ابزارآلات مدنظر بود. چنانکه تعریف جان بلاک به این نوع سرمایه اشاره دارد. این مفهوم سرمایه، تنها در عرصه اقتصاد محدود نمانده و با تغییر اندک در سایر عرصههای اجتماعی نیز وارد شده است. در اقتصاد نئوکلاسیک، به سرمایههای مالی اعم از وجوه نقد، اوراق قرضه، سهام و اسناد بهادار نیز توجه شده است. چنانکه تعریف دوم به این معنا اشاره دارد. در اقتصاد جدید اعم از اقتصاد نهادگرا و پساصنعتی، سرمایههای نامرئی و ناملموس مانند سرمایههای انسانی، سیاسی، فرهنگی و سرمایه اجتماعی اهمیت بیشتری دارند. با توجه به رویکردهای سهگانه فوق میتوان برای سرمایه شش بعد را در نظر گرفت.
۱-۲-۲-۲- سرمایه مادی (طبیعی)۲۴
مقصود از سرمایه طبیعی آن دسته از منابع طبیعی است که به عنوان ماده خام از آن در یک فرایند تولیدی استفاده میشود. به عبارت دیگر سرمایه طبیعی به منابع تجدیدشدنی و تجدیدنشدنی طبیعت گفته میشود. هوا، آب،زمین، ابزارها، ماشین آلات و سایر تجهیزات فیزیکی ابعاد سرمایه طبیعی قلمداد میشوند. (فصیحی، ۱۳۸۹، صص۲۱-۲۰)
۲-۲-۲-۲- سرمایه اقتصادی۲۵ (مالی)
به درآمد پولی و همچنین سایر داراییهای مالی اطلاق میشود، مثل پول و ثروت که میتواند جهت تولید کالا و خدمات مورد توجه قرار گیرد. بوردیو معتقد است که سرمایه اقتصادی ریشه دیگر انواع سرمایه است. «فلورا»۲۶ در تعریف این نوع سرمایه مینویسد:
«شکلهایی از پول بریا افزایش ظرقیت واحدهایی که به آن دسترسی دارند. مزیت سرمایه مادی در این است که به آسانی قابل اندازهگیری است و تمایل برای قرار دادن دیگر سرمایهها در داخل واژه سرمایه (مالی) وجود دارد.»
بدهی سرمایه، ارزش سرمایه، درآمد مالیاتی، پسانداز، تخفیف مالیاتی و اهداء، ابعاد سرمایه مالی شمرده میشوند. (فیلد، ۱۳۸۵، ص ۳۲)
۳-۲-۲-۲- سرمایه انسانی۲۷
اصطلاح سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید