منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی، روابط اجتماعی

انسانی را برای اولین بار «شولتز۲۸» (۱۹۶۱) به کار برد؛ وی سرمایه انسانی را به مثابه سرمایهگذاری در آموزش با بازگشت سرمایه معین تعریف کرده است. به صورت دقیقتر میتوان گفت سرمایه انسانی به ارتقا و بهبود توانمندیهای اکتسابی و انتسابی تولیدی افراد جامعه اطلاق میشود. بنابراین، سرمایه انسانی به فاکتورهای کیفی نظیر تحصیلات، دانش، تخصص، مهارتهای تکنیکی و خلاقیتهای افراد گفته میشود.
اگرچه سرمایه انسانی با سرمایه متعارف(یا فیزیکی) متفاوت است، اما از قابلیت تبدیل شدن به آن برخوردار است. سرمایه انسانی به دلیل اهمیت خود مکمل سرمایه فیزیکی و ابزار نیل به دیگر سرمایهها معرفی شده است. آموزش، مهارتها، سلامتی، ارزشها و رهبری به عنوان ابعاد سرمایه انسانی شمرده میشوند.
۴-۲-۲-۲- سرمایه فرهنگی۲۹
بوردیو برای اولین بار سرمایه فرهنگی (۱۹۹۰) را به کار برده و مقصود وی از این استعاره، سرمایهگذاریهای طبقه مسلط در بازتولید مجموعهای از نمادها و معانی است که از سوی طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آنها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفتهاند. طبق این نظریه سرمایهگذاری در کنشهای آموزشی فرایند بازتولید، همچون تعلیم و تربیت، قرار دارد که هدف از آن تلقین تودهها و درونی کردن ارزشهای این نمادها و معانی است.
«فلورا» (۲۰۰۰) در تعریف سرمایه فرهنگی از تعریف کارکردگرایانه استفاده کرده و چنین مینویسد: « سرمایه فرهنگی تعیین میکند چگونه جهان را ببینیم، چه چیزی جهت ارائه به دست آوریم و به چه چیزهایی جهت تغییر بیندیشیم.»
باید توجه داشت که سرمایه فرهنگی گاه در قالب پدیدههای ملموس مانند آثار فرهنگی تحقق مییابد و گاه به صورت غیرملموس و در قالب سرمایه معنوی عینیت مییابد؛ مانند ارزشها، باورها، عقاید و اعمال مشترک در میان یک گروه.
۵-۲-۲-۲- سرمایه سیاسی۳۰
سرمایه سیاسی به تعریف ما از قدرت بستگی دارد. به دلیل تعریفهای متفاوت قدرت، سرمایه سیاسی نیز از تعاریف متعدد برخوردار است. بر اساس تعریف وبر از قدرت، سرمایه سیاسی عبارت است از: «توانایی گروه برای نفوذ و اثرگذاری در توزیع منابع برای واحدهای اجتماعی، شامل کمک کردن به برنامه کاری جهت اینکه چه منابعی در اختیار هستند.»
خود سرمایه سیاسی نیز دارای وجوه متفاوتی است که سازمانها، ارتباطات و قدرت، ابعاد اصلی سرمایه سیاسی را تشکیل میدهند. (فصیحی، ۱۳۸۹، صص۲۴-۲۱)
۶-۲-۲-۲- سرمایه اجتماعی۳۱
مجموعه منابع مادی یا معنوی است که به یک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل را در اختیار داشته باشد. (فیلد، ۱۳۸۵، ص۳۱) بر این اساس سرمایه اجتماعی ناظر بر شاخصهایی است که به تقویت شبکه روابط اجتماعی و تسهیل فرایند گردش امور در این شبکه و در نهایت افزایش کارآمدی آن در عین ثبات یا کاهش هزینههای فعالیت در آن، دلالت دارد. (افتخاری، ۱۳۸۹، ص۱۰۶)
این اشکال مختلف سرمایه، کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند بلکه وابستگی متقابل داشته و تقویت کننده یکدیگر هستند. به عنوان مثال، سرمایه اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در شکل گیری سرمایه انسانی دارند و بر عکس.
نمودار(۱-۲) ارتباط متقابل انواع سرمایه
منبع: فصیحی، ۱۳۸۹، ص۲۳
۳-۲-۲- تاریخچه مفهوم سرمایه اجتماعی
برای ارائه مفهوم اولیه سرمایه اجتماعی از یک تمثیل ساده استفاده میکنیم. یک کشور کوچک را که کسی در آن زندگی نمیکند اگر در نطر بگیریم که دارای همه امکانات و غنیترین منابع زیرزمینی و معدنی، انبوهی از کارخانجات و تأسیسات زیربنایی شده، در اینصورت دارای سرمایههای اقتصادی است. اما بدیهی است که بدون سرمایه انسانی یعنی نیروی کار ساده و ورزیده، مهندسان تحصیلکرده و مدیران مجرب قادر به ایجاد ارزشافزوده نیست. حال اگر فرض کنیم عدهای افراد متخصص، کارگر، سرمایهدار و مدیر از کشورهای مختلف به دلایلی اخراج یا آواره شوند و به کشور مفروض گسیل شوند، باز هم مشکل حل نخواهد شد زیرا نیروی انسانی وجود دارد اما هر یک میل دارد به صورت انفرادی تلاش کند و هیچ نقطه یا هدف مشترکی با سایرین نخواهد داشت و همچنان تضمینی برای ایجاد ارزشافزوده وجود ندارد. اما اگر بین نیروی انسانی موجود سازماندهی و ارتباط برقرار گردد و افراد با هم همکاری و به هم اعتماد کنند امکان ایجاد ارزشافزوده وجود دارد. لذا روحیهها، ارزشهای اخلاقی، عادات رفتاری، سنتها، هنجارها، روشها و نهادهایی که منجر به پذیرش سلسله مراتب، تمکین از قواعد اجتماعی، همکاری، اعتماد و مشارکت افراد میشود را سرمایه اجتماعی مینامیم. به دیگر سخن سرمایه اجتماعی شکل میگیرد که هنجارها و ارزشها در افراد به صورت عادتهای رفتاری درآیند.
در واقع دو دسته قوانین بر رفتار اجتماعی افراد نظارت و حاکمیت دارند. دسته اول، قوانین بیرونی هستند که دولت آن را تنظیم و سپس اجرا و نظارت میکند. دسته دوم قوانین درونیاند که عمدتاً ارزشهای اخلاقی و اجتماعیای هستند که مورد پذیرش افراد قرار گرفته و به تدریج به صورت عادات رفتاری درآمدهاند و در حقیقت وقتی قوانین بیرونی موثرند که باور قلبی افراد باشند، و الا قوانین بیروح خواهند بود که اعمال آنها بسیار دشوار و پرهزینه است. به طور کلی هر چه سرمایه اجتماعی بالاتر باشد نیاز به مهارت و نظارت و در نتیجه هزینههای عمومی کاهش مییابد. ( رنانی، ۱۳۸۶، صص۲۲-۷)
هرچند که کمتر از دو دهه از طرح عبارت سرمایه اجتماعی در نوشتههای جدید علوم اجتماعی می گذرد؛ ولی با دقت در محتوا و هسته اصلی تشکیل دهنده این عبارت یعنی کم و کیف روابط و پیوندهای اجتماعی، متوجه میشویم که قدمت سرمایه اجتماعی را میتوان در آموزههای دینی و اخلاقی، اندیشمندان و صاحبنظران قدیم و کلاسیکهای جامعهشناسی در چند قرن اخیر جستجو نمود. ریشههای این مفهوم را میتوان در اندیشه متفکرانی چون: ابن خلدون، روسو، توکویل، مارکس، تونیس، دورکیم، وبر و زیمل ردیابی نمود. در نظر ابن خلدون، انسان باطبع مدنی است و از این گذشته زندگی مدنی با اجتماع، ضرورت دارد. زیرا انسان برای مقابله با مخاطرات طبیعی و بقای خود ناگزیر از تعاون است. (شیخ، ۱۳۶۳، ص۷۶) دورکیم بدنبال آن بود تا پایههای اخلاقی انسجام اجتماعی را شناسایی کند، به عبارت دیگر پاسخ این پرسش را بیابد که چه چیزی یکپارچگی اجتماعی و تحقق زندگی جمعی را ممکن میسازد. «پورتس»۳۲ معتقد است که منشأ و خاستگاه مفهوم سرمایه اجتماعی در جامعهشناسی کلاسیک قرن نوزدهم قرار دارد. به نظر او اهمیت دورکیم به زندگی گروهی به عنوان پادزهری برای نابسامانی و خودتباهی اجتماعی و تفکیکی که مارکس بین طبقه «درخود» و طبقه «برای خود» قائل است که اولی طبقهای منفعل و فاقد وحدت و آگاهی است و دومی طبقهای فعال، آگاه و مشارکتی است، دلالت بر مفهوم سرمایه اجتماعی دارد. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۳۲)
اصطلاح سرمایه اجتماعی را اولین بار در سال ۱۹۲۰ در مقالهای توسط شخصی به نام «هنیفن»۳۳ به کار گرفته شد. او سرمایه اجتماعی را شامل داراییهایی میدانست که در زندگی روزانه افراد خیلی به حساب میآیند همانند حسنتفاهم، رفاقت و دوستی، احساس همدردی، و روابط اجتماعی در بین افراد و خانوادههایی که یک واحد اجتماعی را تشکیل می دهند. (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰) به نظر وی تعلقات استوار اولیه فرد به خانواده، بواسطه فرآیند ارجاع به اجتماع، به عنوان اولین جزء سرمایه اجتماعی، موجب تعلق فرد به شبکه حمایتی خانواده، همسایگی و اجتماع محله گردیده و وی را از دارایی اجتماعی برخوردار میکند که مانع از گرایش به رفتارهای ضد اجتماعی میشود. پس از نیم قرن تأخیر، در سال ۱۹۶۱، «جینجاکوب»۳۴ در مقالهای تحت عنوان «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی»،۳۵ توضیح داد که شبکههای اجتماعی فشرده در محدودههای حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان میدهند. به دنبال وی در دهه ۱۹۷۰، «گلن لوری»۳۶ اقتصاددان و «ایوانلایت»۳۷ جامعه شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را برای توصیف مشکل توسعه اقتصاد درون شهری به کار بردند. در دهه ۱۹۸۰، این اصطلاح توسط جیمز کلمن۳۸ جامعهشناس در معنای وسیعتری مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پاتنام دانشمند علوم سیاسی نیز بحث قوی و پرشور را در مورد نقش سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی هم در ایتالیا و هم در ایالات متحده برانگیخت. (فوکویاما، ۱۳۷۹، ص۱۰) و به دنبال آن مفهوم سرمایه اجتماعی به حوزههای مختلف علوم اجتماعی گسترش یافت.
۴-۲-۲- تعریف سرمایه اجتماعی
سرمایه، ثروت یا ارزشی است که از آن میتوان برای افزایش یا ایجاد منابع در اختیار و یا جدید استفاده کرد. سرمایه اجتماعی بیانگر کم وکیف روابط اجتماعی و نحوه تعاملات کنشگران اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی یک مفهوم چندوجهی و در عین حال نامشخص با تعدادی از تعاریف رقیب میباشد. این ویژگی باعث یکی از پرمناقشهترین موضوعات در بین دانشمندان علوم اجتماعی در دهههای اخیر شده است و آن اینکه سرمایه اجتماعی چیست و چگونه مورد سنجش قرار میگیرد؟ وجود واژه اجتماعی در مفهوم سرمایه اجتماعی تأکید بر این دارد که این منابع، دارایی شخصی و فردی نیستند. این منابع در شبکه روابط قرار دارند. سرمایه انسانی عبارت است از آنچه که شما میدانید(مجموع شناختها، مهارتها و تجربیات). ولی سرمایه اجتماعی بستگی دارد به اینکه شما چه کسانی را میشناسید و با چه افرادی در ارتباط هستید (حجم این ارتباطات، کیفیت آن و تنوع شبکههای ارتباطی فرد). واژه سرمایه نیز تأکید بر این دارد که سرمایه اجتماعی مثل سرمایه انسانی یا مالی، مولد است. این سرمایه شما را قادر میسازد تا ارزشی به وجود آورید، کاری انجام دهید، به هدفی نایل شوید، مأموریتی در زندگی انجام داده و نقشی در جهان ایفا کنید. لذا هیچ فردی نمیتواند بدون سرمایه اجتماعی، به موفقیت نایل شود.
«کاواچی»۳۹ سرمایه اجتماعی را منابع قابل دسترس در درون ساختارهای اجتماعی میداند از قبیل اعتماد، هنجارهای روابط متقابل و هدف متقابل که افراد را برای انجام کنشهای جمعی آماده میکند و به عنوان محصول فردی روابط اجتماعی و درگیری مدنی در سازمانهای رسمی و غیر رسمی ظهور میکند. کلمن نیز سرمایه اجتماعی را چنین تعریف میکند: سرمایه اجتماعی یک عنصر مجزا نیست بلکه مجموعهای از عناصر متفاوت است که دارای دو ویژگی مشترک هستند: تمام این عناصر دارای برخی از جوانب ساختار اجتماعی بوده و برخی از کنشهای افراد واقع در درون ساختار را تسهیل مینمایند.

دیدگاهتان را بنویسید