منبع پایان نامه ارشد درباره قرن نوزدهم، سلسله مراتب، ساختار شهر، عدم تمرکز

همسایگی (محله های سنتی) نیز در نقاط مختلف جهان در حال اجرا و یا بررسی و مطالعه می باشد (فواد مرعشی، 1389 :2_3).
اصول شهرسازی نو شامل: مرزبندی منطبق با بافت اجتماع محله_ ساختار سنتی محله_ مرزبندی با افزایش روابط اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی_ قابلیت پیاده روی_ ارتباط پذیری_ کاربری های مختلف و متنوع_ مسکن مختلط_ معماری و طراحی شهری با کیفیت (تاکید بر زیبایی، آسایش انسان و خلق حس مکان و …)_ تراکم افزایش یافته_ حمل و نقل هوشمند_ پایداری_ کارایی انرژی_ بالا بودن کیفیت زندگی (عبدللهی مهر، 1390، 47) و (URL. 2010).
نوشهرسازی و محله: نو شهرسازی با دیدگاه آن در ارتباط با محلات به TND موسوم است، شناخته می شود. TND که اختصاری از Traditional Neighborhood Development (توسعه سنتی محلات) است، یکی از مهمترین اصطلاحات مورد طرح در نهضت نوشهرسازی است. TND یک سیستم جامع برنامه ریزی است که طیف متنوعی از کونه های مسکن و کاربری ها را در یک ناحیه مشخص را در بر می گیرد. تنوع کاربریها به تسهیلات آموزشی، بناهای مدنی و تجاری این اجازه را می دهد که در فاصله مناسب برای پیاده روی از واحدهای مسکونی قرار گیرند. TND از راه های مناسب برای افراد پیاده حمایت می کند (عبدللهی مهر، 1390، 49).
اصول طراحی محله از دیدگاه نوشهرسازی: نوشهرسازی بازگشت به الگوی توسعه محلات سنتی را ضروری می داند تا با آن بتوان به جامعه پایدار و کاربردی دست یافت و دستیابی به این پایداری در کاهش استفاده از اتومبیل، تنوع کاربری ها و افزایش روابط اجتماعی می داند. قلب نوشهرسازی طراحی محلات است و برای آن تعریفی مشخص تر از 13 نکته ارائه شده توسط آندره دوانی و الیزابت پلاتر، زیبرک وجود ندارد، بنابراین یک محله خوب شامل اجزای زیر است: مشخص بودن مرز و مرکز محلات_ فاصله کوتاه ساکنین با مرکز محله(5 دقیقه پیاده روی)_ وجود روابط و سرمایه بالای اجتماعی_تنوع در کاربری ها و نوع خانه ها_ بر طرف شدن نیازهای هفتگی ساکنین در لبه محلات_وجود هویت و حس تعلق_ تعبیه یک بنا کوچک و فرعی در حیاط پشتی_ وجود مدرسه ابتدایی در محله_ وجود فضاهای بازی کوچک و قابل دسترسی برای همه_ طراحی پیوسته خیابانها و عدم تمرکز ترافیک_ سهولت حرکت عابران پیاده و دوچرخه سواران در خیابانها_ طراحی مطلوب ساختمانهای مرکز محله_ دسترسی پارکینگها از پشت بنا_توجه به کریدورهای دید در چشم انداز خیابانها و یا مرکز محله_ سازماندهی خودمختار محلات (steuteville , 2004).
در کشور ما کمتر تمهیداتی برای برنامه ریزی محله های شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی آنها و معاصرسازی آنها انجام شده است و این محلات که زمانی پاسخگوی نیاز ساکنان و مقتضیات زمان حاضر خود بوده اند، مسیر تنزل را طی کرده اند. در این راستا به کار گیری اصول شهرسازی نوین در تقویت هویت محلات به همراه داشته است (اصغری زاده یزدی، 1389: 52). مرزبندی محلات باید به روش سنتی مرزبندی و بافت اجتماعی محله توجه کند و باعث گسست اجتماعی آن نشود.
4-2 مدل ها:39
1-4-2 مدل های ساخت شهر:40
الف) نظریه ی ساخت مناطق متحدالمرکز:
بر اساس نظریه برگس ساختار شهر به صورت مناطق متحدالمرکزی که به دور مرکز اصلی شهر قرار دارند. در مرکز فعالیتهای عمده فروشی و تجارت استقرار دارند و پس از عبور از حلقه ی منطقه تحول به حلقه های محلات مسکونی بر اساس تقسیمات محله ای می رسیم. برگس عمدتا دیدگاهی طبقاتی نسبت به محلات و شهر دارد. (درکوش، 1364: 8_67)
گسترش شهر تهران از تاریخ 1270 به صورت مکانهای متحد المرکز به دور هسته ی اصلی شهر یعنی بازار، گسترش یافته است. (درکوش، 1364: 74)
بر اساس این نظریه محلات و تقسیم بندی آنها از مرکز شهر به شکل دوایر متحدالمرکز است و محله های مسکونی در حلقه های بیرونی هستند.
ب) نظریه ی ساخت قطاعی:41
هومر هویت با تجزیه و تحلیل نظریه برگس به این نتیجه می رسد که توسعه شهر از مرکز آغاز و به طور قطاعی و در طول راه های اصلی پیش می رود و محلات مسکونی در این قطاع ها شکل می گیرد. (شکویی، : 16)
شکل کلی ساختار امروز تهران به صورت قطاعی است که دارای یک مرکز تجاری اصلی در ناحیه ی مرکزی شهر و شمال بازار و دو مرکز فرعی مهم شمیرانات و ری و چندین مرکز خرده فروشی است. (درکوش، 1364: 77)
بر اساس این نظریه تقسیم بندی محلات به شکل قطاعی، در طول راه های اصلی و بر اساس پایگاه اقتصادی، قیمت زمین و مسکن انجام می شود.
پ) نظریه ی ساخت اکولوژی:42
کالوین اشمید بر این اعتقاد است که ساخت اکولوژی شهرهای بزرگ کاملا با پایگاه های اجتماعی و اقتصادی در رابطه است و ساخت اجتماعی جامعه شهری را بر پایه اصول اکولوژی استوار می داند. (شکویی،1354: 10)
بر اساس این نظریه محلات و تقسیم بندی آنها با وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنین مرتبط است.

ت) نظریه ی واحدهای همسایگی یا واحدهای خودگردان43:
از جمله نظریه هایی که در اوایل قرن 20 بر تحولات برنامه ریزی شهری در جهان، به خصوص در اروپا تاثیر گذاشت، نظریه ی کلارنس پری44 در سال 1923 با عنوان واحد همسایگی است. پری معتقد بود خدمات عمده و اساسی باید در نزدیکی خانه مسکونی مستقر شود و مسیرهای دسترسی به خدمات نباید خیابانهای اصلی را قطع کند. وی برای هر واحد حداقل یک دبستان، چند مغازه و چند قطعه زمین برای پارک و ورزش و برای محلات مسکونی پردرآمد علاوه بر خدمات ذکر شده، یک کلیسا، سال اجتماعات، کتابخانه، باشگاه و استخر شنا در نظر گرفته بود و معیار او 10 هزار نفر جمعیت را برای یک واحد همسایگی پرتراکم بیان می کند. (Perry,1939: pp. 213_214)
در
طرح واحدهای خودیار(همسایگی) شبکه های اصلی ارتباطی شهردر پیرامون محلات قرار گرفته و ارتباطات درون محله ای، از طریق شبکه راه های درجه دوم و سوم و جمع کننده صورت می پذیرد. این گونه طراحی بیشتر به خاطر تدوین برنامه ای در جهت حفاظت اماکن مسکونی در رابطه با ترافیک، آثار عبور ومرور اتومبیل و ورود به قلب محله مسکونی است و می گوید که مسیرهای دسترسی به خدمات نباید به وسیله ی خیابانهای اصلی قطع شود. و از سویی دیگر استقرار تاسیسات فرهنگی و اجتماعی در مرکز محلات از خصیصه های طرح به شمار می رود (پاکزاد، 1386: 1_4).
لازم به ذکر است که اتومبیل عامل قدرت بخشیدن به نظریه واحدهای همسایگی و نیز محرک تفکیک شهرها به تعدادی از واحدهای ساختاری بود که یک نظام سلسله مراتبی شهری به وجود می آوردند. (زیاری، 1389: 31)
دو ویژگی دسترسی و امنیت در محلات مسکونی شهری در طرح واحدهای خودیار از سایر خصیصه ها نمود بارزتری دارد. و در این طرح شناخت و تاکید بر عواملی چون وسعت، مرزها، فضاهای باز، محل ساختمانهای عمومی، مغازه های محل و راه های داخلی اساس کار به شمار می رود.
جامعه شناسان شهری برمزایای طرح مذکور تاکید داشته و معتقدند که افراد ارتباط اجتماعی مناسبی با یکدیگر دارند و ازسویی دیگر ارائه خدمات به خوبی انجام می گردد.
یکی از ایراداتی که همواره به طرح یاد شده وارد می شود بحث تقسیمات و به عبارت بهتر، خطکشی های فیزیکی است که این طرح در سطح شهرها ارائه می نماید از نظر منتقدین طرح، با توجه به روابط پیچیده اجتماعی_ انسانی حاکم بر جوامع شهری امروز و ریشه دواندن بخشهای مختلف شهری در یکدیگر امکان انجام خط کشی های فیزیکی وجود ندارد و این امر به جدا افتادگی بخشهای مختلف، از دست رفتن بسیاری از فضاهای شهری و در نتیجه ناکارآمدی شهرها در ادای وظیفه خود در ابعاد گوناگون منجر خواهد شد.(Hall: p.43)
در مجموع می توان گفت، طرح کلارنس پری، علارغم عدم توجه کافی به خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و طبیعی شهرهای مختلف، قابلیت اجرایی زیادی دارد و اساس طرح وی می تواند به عنوان الگویی جهت طراحی و توسعه واحدهای محله ای قرار گیرد.( رضویان، 1381: 38_40)
ث) تئوری کلرنس اشتاین45:
این طرح که ازآن به “نظریه ی ایده بلوکهای بزرگ مسکونی” نیز یاد می شود. در واقع شکل دیگری از طرحهای خودیار پری است. در این طرح قطعاتی با ابعاد بزرگ ایجاد شده و در داخل آنها فقط راههای بن بستی پیشنهاد می گردد (ژروندو، 1353 : 38).
در طرح اشتاین موارد زیر قابل ذکرند:
? هسته اصلی واحدهای همسایگی، محدوده یک مدرسه ابتدایی و پارکها و فضاهای سبز عمومی جنبی ان است.
? خیابانهای اصلی جهت تردد خودروهای عبوری، در اطراف واحدهای همسایگی احداث می شوند و بخشهای مسکونی و غیر مسکونی به صورت جداگانه در داخل آن ایجاد می شوند.
? جهت نیازمندیهای روزانه، یک مرکز خرید کوچک در نزدیکی مدرسه ابتدایی ایجاد می گردد.
? برای هر سه واحد همسایگی، یک دبیرستان و یک مرکز تجاری و فضایی برای پیاده روی در نظر گرفته می شود.
? جمعیتی حدود 5000 نفر در هر واحد خودیار مد نظر بوده و توزیع کاربری ها بر اساس عدد جمعیتی فوق صورت می گیرد.
? مرز واحدهای خودیار در این طرح، بر اساس کاربریهای عمومی شهری و نحوه توزیع آنها تعیین می شود.(www.bartleby.com)

2-4-2 مدل شهرهای سالم:46
ایده شهر سالم به عنوان یک پدیده فکری که به دلیل گستردگی در سطح بین المللی و بهره مندی از بنیادهای علمی و دانشگاهی از پایه های منطقی کافی برخوردار است، ابزار مفیدی تلقی می گردد و مسائل امروزی شهرها ایجاب می کند که ایده شهرهای سالم را به عنوان وسیله ای موثر و جامع مورد توجه قرار داد.( زیاری و دیگران،1388: 14 _ 15)
ایده شهر سالم ویا “جنبش شهر سالم” در دهه ی 1980 و از کشور کانادا آغاز شد. این جنبش در آغاز اهداف زیست محیطی و بهبود وضعیت بهداشتی شهرها و سکونتگاه های انسانی را مد نظر داشت، لیکن رفته رفته اهدافی فراتر از مسایل بهداشتی شهرها رادنبال نمود. ریشه های پیدایش این جنبش را می توان در ایده های مربوط به آرمانشهرها_ که به دنبال ایجاد سکونتگاه های پاک، آرام و بدون هرگونه ناهنجاری بودند و همراه با تعامل بالای اجتماعی_ که از قرن نوزدهم و به دنبال بروز نابسامانی های در شهرها مطرح شدند_ جستجو کرد و تفاوت ان با ایده آرمانشهری آن است که بر خلاف آرمانشهرها که به دنبال خلق محیط های کوچک و سالم بودند، به دنبال ایجاد محیط های سالم در هر مقیاسی_ چه کوچک و چه بزرگ_ می باشد. (احمدی، 1388 :1)
در ایران نیز پروژه شهر سالم با برگزاری” نخستین سمپوزیوم شهر سالم”47 در آذر ماه 1370 در تهران مطرح شد. این پروژه مبتنی بر فرآیند ابتکارات خودانگیخته مردم و سازمانها برای ارتقاء و اعتلای مستمر سطح سلامت جسمی، اجتماعی، اقتصادی و روحی_ روانی شهروندان بود و محله کوی 13 آبان در جنوب تهران، نخستین محله برای اجرای ابتکار شهر سالم بود (علوی تبار، 1379: 81_79).
جامع ترین تعریفی که از شهر سالم ارائه شده است، تعریفی است که دهل و هنکوک ارائه نموده اند. شهر سالم شهری است که به طور مداوم و مستمر در حال آفرینش و بهبود بخشی به آن گونه محیط های کالبدی و اجتماعی و گسترش آن گونه منابع جامعه است، که مردم را قادر می سازد که یکدیگر را در راه اجرای تمامی عملکردهای زندگی و دستیابی به حداکثر توان های خودشان پشتیبانی نمایند. (Duhel & sanchez, 1999: p. 23).
تعریف دیگری از شهر سالم تاکید بر خلق زندگی سالم دارد و شهر سالم را مجموعه ای میداند از امکانات
رفاهی، بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی که برای یک زندگی سالم باید در نظر گرفته شود. (خوش چشم، 1371: 33(. شهر سالم به شهری گفته می شود که پیوسته به تسهیل خلق و ارتقاء محیط های اجتماعی و فیزیکی پرداخته و با شکل گیری شبکه های حمایتی در جهت ارتقاء کیفیت زندگی حرکت کند puplic health advisory committee, 2008)). شهر سالم از دو جهت تحقق می یابد، یکی برنامه ریزی کالبدی و شهری، دوم سلامت جامعه و اصلاح و تعدیل رفتارهای مناسب و معقول. شهرهای سالم حافظ سلامتی ساکنین بوده و ملزم به تعیین شرایط مناسب برای فعالیت هستند و محیط امنی برای زندگی هستند و ارتباط اجتماعی در شهرهای سالم، تعالی دهنده و در جهت تغییر اصلاح جامعه است (حاجی خانی و صالحی، 1372: 65). مرزبندی محلات باید به گونه ای باشد که تعامل و همبستگی اجتماعی را از بین نبرد و اصول

دیدگاهتان را بنویسید