نظریه­های هویت یابی

نظریه­های هویت یابی

نظریه­های روانشناسانی نظیر استانلی هال (1957)به نقل ازپور حسینی (1380)، نوجوانی را سیر بحران، آشفتگی و طوفان می­دانند. هرچند نظریات گوناگی تغییر در نوجوانی را بیان می­کنند، ولی نظریاتی نیز این مرحله را همچون سایر مراحل و با ویژگی­های عادی که تحت تأثیر محیط است،  قابل تغییر و تبدیل می­دانند. طوفان بودن نوجوانی بیشتر از تعاریف دیگر موردپسند واقع شده است، برخی از روانشناسان به تفسیر و تصویر این طوفان پرداخته و با توصیف نوع، چگونگی و علت این طوفان، نوجوانی را همچون داستانی از زندگی شهر توصیف و تشریح نموده­اند (بلوجونز[1]، 1354به نقل از پورحسینی،1380).

چنانچه در نظریه اریکسون (1959) نیز آمده است سیر هویت یابی بیشتر در مردان تشریح و توصیف شده است. بنابراین کوشش بسیاری از روانشناسان و محققان متوجه روشن ساختن روش هویت یابی در بین زنان و یا تفاوت­های این تکامل و تحول بین دو جنس زن و مرد بوده است. به طور مثال اکانل (1975) به تفاوت سبک­های تشکل هویت در گروه­های مختلف زنان پرداخته است. ماساد (1981) نیز به بررسی تأثیر صفات زنانه و مردانه در شکل گیری هویت می­پردازند.

به غیر از اختلاف بین دو جنس، مسائل دیگری نیز در هویت یابی نوجوان ملاحظه شده است. این مسئله که هویت دارای چه بخش­هایی است و چگونه می­توان آن را مورد ارزیابی قرار داد به تحقیقات و به تکامل روش­های مختلف اندازه­گیری هویت منجر شده است. واترمن و همکاران (1974) در مطالعه­ای تفاوت نوجوانان زن و مرد را در هویت­های مختلف که شامل شغل و ایدئولوژی است، مورد بررسی قرار می­دهند.

تحقیقات دیگر مثل پژوهش فلوم (1994) به منظور کشف دیگر حالات هویت، صورت می­گیرد. چنانکه وی در تحقیق خود سبک جدیدی از حالت هویت یابی نوجوانان را همراه با تشریح و توصیف کامل خصایص این حالت بیان می­دارد.

ویو میوس (1996) چگونگی حرکت و پیشرفت نوجوانان را از هر مرحله بعد توصیف و تشریح می­کنند و با مرور کلی به ادبیات این موضوع شرایطی که سبب می­شود فرد از سطوح پاینتر هویت به سطح بالاتر آن حرکت کند یا از سطوح بالاتر به سطوح پاینتر هویت عقب نشینی کند را روشن می­سازد.

بحران هویت که اریکسون (1959) حمل آنرا نشانه پیروزی و رسیدن به تعادل  خود در دوره نوجوانی می­داند، بحران خودیابی و تشکیل شخصیت است. شخصیت فرد جنبه­های متفاوتی از خود را شامل می­شود، هویت نیز ترکیبات متفاوتی دارد که جمعاً هویت شخصی را تشکیل می­دهد. هویت جنسی عقاید و رفتارهای فرد نسبت به جنسیت خود، هویت اجتماعی، شمه ی ارتباطی فرد با دیگران، هویت شغلی، مقام و مقاومت کاری و حرفه­ای فرد در جامعه، هویت سیاسی عقاید، نگرش­ها و بازخوردهای فرد در مقابل جریانات سیاسی، گروه­ها و احزاب و شکل ارتباطی او با این جریان و هویت مذهبی، عقاید و افکار و رفتارهای فرددر خوربا مذهب را شامل می­شود(اریکسون،1968).

[1] Bluejones