نظریه ناکامی – پرخاشگری :-اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری کودکان

نظریه  ناکامی  – پرخاشگری :

پرخاشگری  می تواند معلول  هر موقعیت ناخوشایند  یا ملال انگیز از قبیل درد دلتنگی باشد . مهمترین عامل ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیت های ملال انگیز ناکامی است . اگر فرد  در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود  ناکامی حاصل احتمال رفتار پرخاشگرانه  او را افزایش می دهد ( سادوک و سادوک 2003  ترجمه رضایی 1382) . در تفسیر و توضیح این نظریه می توان گفت که اگر کودکان و نوجوانان در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه شوند یا خواسته  های آنها برآورده نشود  احساس ناکامی  می کنند  و این احساس  با پرخاشگری نمایش داده می شود  ( درتاج، مصائبی و اسد زاده 1388).

 

2-2-3-3- نظریه یادگیری اجتماعی :

براساس این نظریه همان گونه که کودکان مهارت های شناختی و اجتماعی را از طریق مشاهده عملکرد اطرافیان می آموزند  با تماشای اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز  یاد می گیرند که پرخاشگرانه رفتار کنند ( حسینی انجدانی 1387). آلبرت بندورا  نظریه پرداز اصلی  این دیدگاه معتقد است که از آنجا که بخش اعظم یادگیری مردم از طریق مشاهده در محیط پیرامونشان صورت می گیرد و می توان نتیجه گرفت که فرایندهای  مشابهی  مانند رسانه های گروهی نیز همین تاثیر را بر مخاطبان دارند . مطالعات نشان می دهد که کودکان و نوجوانان آنچه را از صفحه تلویزیون  می بینند  تقلید می کنند  یا به ذخیره رفتاری خویش می افزایند . شاخه دیگری از این نظریه به نقش فرایندهای  شناختی توجه می کند . اگر رفتارهای خشونت آمیز نشان داده شده از تلویزیون  موفقیت به دنبال داشته  باشد در نتیجه تماشای  زیاد تلویزیون قالب بندی نگرش ها و رفتار کودکان را در پی دارد  . ( گانتر[1] 1987 ترجمه ی عابدی نایینی 1388)

با  توجه  به  دیدگاه  مطرح  شده  در نظریه  یادگیری اجتماعی کودکانی که  در  معرض  تماشای  برنامه های  پر خاشگرانه  و خشونت آمیز  تلویزیونی  و ماهواره ای  و یا حتی بازی های  کامپیوتری هستند  نسبت به سایرکودکان از میزان پرخاشگری بالاتری برخوردارند.( عاشوری، ترکمن، ملایری و فدایی 1387 ).

2-2-3-4- دیدگاه شناختی :

بر طبق این دیدگاه فرایندهایی مانند ادراک های فرد از رویدادها  تعبیرها و استنباط های فرد از عوامل اصلی به وجود آورنده ی هر گونه رفتار از جمله رفتار پرخاشگرانه است . طبق این تئوری کودکان پرخاشگر  رفتار دیگران  را  به عنوان رفتار  پرخاشگرانه تعبیر می کنند  و بر اساس  اینگونه نحوه ی پردازش  اطلاعات  عمل  می کنند ( نلسون  و ایزارییا [2] 1993 ترجمه ی منشی طوسی 1372).

 

2-2-3-5- نظریه پرخاشگری پرخاشگری

بد رفتاری  و اهانت کلامی دیگران اغلب عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در طرف مقابل است ( معتمدین  و عبادی 1386 به نقل از یعقوبی  سهرابی  و مفیدی 1390 ) طبق این دیدگاه کودکان و نوجوانی که در معرض خشونت و پرخاشگری دیگران شامل اعضای خانواده  همکلاسی ها و دوستان یا سایر افراد قرار  می گیرند  به وجود آمدن حس انتقام جویی در آنها به صورت رفتار پرخاشگرانه واکنش نشان می دهند ( واحدی  و فتحی آذر 1385).

 

2-2-3-6-نظریه لورنز

به عقیده لورنز  پرخاشگری که موجب آسیب رساندن به دیگران می گردد  از غریزه جنگیدن بر می خیزد  که مشترک بین انسان و سایر ارگانیسم هاست . انرژی مربوط به این غریزه به طور خود به خود  با عیاری کم و بیش ثابت در ارگانیسم تولید می شود . احتمال پرخاشگری در نتیجه بالا رفتن میزان انرژی انبار شده  و وجود  و شدت محرک های آزاد کننده پرخاشگری افزایش می یابد . پرخاشگری غیر قابل اجتناب است و گاهی حملات خود به خودی آن روی می دهد. طرفداران فروید خشونت در عصر ماشینی حاضر را بازتاب خصومت فطری انسانها می دانند . به همان صورتی که در کردارشناسان چون لورنز معتقدند حیوانات برای آزاد کردن پرخاشگری غریزه دارند  فروید نیز از غریزی بودن خشونت و ویرانگری در انسان خبر می دهد.

2-2-4- عوامل موثر بر پرخاشگری کودکان و نوجوانان:

با مطالعه و بررسی نظریات مختلف در حوزه پرخاشگری و خشونت به طور کلی و پرخاشگری کودکان  و نوجوانان به طور خاص موارد ذیل را به عنوان  مهمترین عوامل موثر بر پرخاشگری  شناسایی و معرفی می نماییم:

1-خانواده : خانواده یکی از عوامل موثر و اساسی در رفتار افراد می باشد . کودک از بدو تولد خصوصیاتی را از والدین خود ارث می برد و زمینه های رشد وی را فراهم می کند . نفوذ والدین در کودکان تنها جنبه ی ارثی و وراثتی ندارند بلکه در آشنایی کودک با زندگی اجتماعی و فرهنگ پذیری  وی خانواده و جامعه ای که خانواده در آن زندگی می کند  در بیشتر موارد همسانی ندارند لذا رفتار و تاثیر خانواده ها در افراد متفاوت است و رفتار متضاد پدر و مادر جدایی والدین از هم غیبت طولانی مدت یکی از والدین وجود جونامساعد  در خانواده  پرخاشگر بودن پدر و مادر و یا هر دو تبعیض و بی عدالتی در مورد کودکان تحقیر کودکان  و احساس ناامنی دخالت بیش از حد در کار آنها  و رفتار  تهدید آمیز  از علل روانی اجتماعی مهم در پرخاشگری  نوجوانان  محسوب می شود ( گراترز  فیلد  کلبرت  بل  بلاسیک  کامیک  گریسلرو  کینر[3] 2007).

بدیهی است هیچ پدر و مادری عمدا فرزند خود را به پرخاشگری تشویق نمی کند ولی گاهی والدین از این که می بینند فرزندشان در دفاع از خود قلدری به خرج می دهد و می تواند حق خود را بگیرد لذت می برند . البته پدر و مادر تنها کسانی نیستند که باعث بروز پرخاشگری در کودک می شوند  بلکه  سایر اعضای خانواده  یا دوستان صمیمی کودک هم  که کمی از او بزرگ تر هستند  بهترین الگوهای رفتارهای پرخاشگری برای کودک به شمار می روند . گروهی از پژوهشگران دریافته اند که عدم نظارت والدین بر فعالیت ها و روابط اجتماعی کودکان و نوجوانان به نوعی کوتاهی در امر آموزش آنان به حساب می آید. این بی توجهی والدین موجب بروز درصد بالاتری از بزهکاری و رفتارهای خشونت آمیز  در بین کودکان 11 تا 14 ساله می شود . (پاترسون[4] و همکاران 1991).

2-دوستان و همسالان: هنگامی که رفتارهای خشونت آمیز کودک پیامدهای مثبتی برای او به همراه داشته باشد  بدیهی است که او آنها  را تکرار خواهد کرد. برای مثال  شرایطی را در نظر بگیرید که کودک با سرو صدا  راه انداختن  به هدف خود می رسد . در مقابل اگر رفتارهای خشونت آمیز کودک پیامدهای منفی برای او به همراه داشته باشد  احتمال تکرار این گونه رفتارها از سوی او کاهش می یابد . برای مثال وقتی که کودک سعی می کند با زورگویی و قلدری به هدف خود برسد  ولی با بی اعتنایی و کم محلی دیگران  روبرو می شود  سعی خواهد کرد با تغییر رفتار و ملایمت خواسته خود را مطرح کند. (سلحشور1387).

 

3-جنسیت: تفاوت در پرخاشگری میان دو جنس از  دو – سه  سالگی  مشهود است . در مهد کودک پرخاشگری  کلامی و بدنی در پسرها بیش از دختران است  و معمولا  پسرها بیشتر در صدد تلافی  بر می آیند و این تفاوت  در پرخاشگری دختران و پسران  در همه ی فرهنگ ها و طبقات اجتماعی دیده می شود که دختران به طور ذاتی  نسبت به پسران پرخاشگری کمتری دارند و در حالی که پسران بیشتر از پرخاشگری فیزیکی استفاده می کنند دختران پرخاشگری کلامی از خود نشان می دهند و دلیل آن این است که دختران در مواجهه با مشکلات بیشتر به صورت درونی یعنی افسردگی و اضطراب پاسخ می دهند . همچنین پسران وقتی که مورد تهاجم قرار بگیرند سریعتر دست به تلافی می زنند و با شدت بیشتری پاسخ می دهند . علاوه  بران دختران نسبت به پسران گرایش کمتری به تقلید رفتارهای پرخاشگرانه دارند مگر آنکه به دلیل چنین رفتارهایی از سوی دیگران تقویت شوند  و البته در اجتماع ما کمتر پرخاشگری دختران را تقویت می کنند ( محسنی  تبریزی 1383).

4-سن:  معمولا هر چه کودکان بزرگتر می شوند کمتر دست به رفتارهایی می زنند که پرخاشگرانه باشد زیرا می توانندبا بیان کلامی به خواسته های خود دست یابند . البته چنانچه که کودکان در سنین مدرسه رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند  غالبا این نوع رفتار از نوع خصمانه آن خواهد بود . به عبارت دیگر برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات خود با قصد و برنامه ریزی قبلی عمل می کنند و بیشتر به پرخاشگری های کلامی مثل : انتقاد  تمسخر یاوه گویی  و فحاشی یا مخالفت های کلامی می پردازند (مجتهد زاده و نیسی 1388).

5-رسانه ها : رسانه یکی از مهمترین عوامل تاثثیر گذار در بروز رفتارهای پرخاشگرانه محسوب می شود .رسانه ها و بخصوص تلویزیون نقش اساسی در اجتماعی کردن کودکان ایفا می کنند و هر چه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در تلویزیون تماشا کنند بعدها پرخاشگر تر می شوند (معتمدین و عبادی 1386).

6-بازی های رایانه ای : پرخاشگری و خشونت از جمله موضوعات اساسی مطرح شده در بازی های رایانه ای به شمار می آید . بررسی مفاهیم پرخاشگرانه در این گونه بازی ها حاوی نوعی از عادی سازی پدیده خشونت و پرخاشگری در جریان بازی هاست . جنگ ستارگان  انهدام سیاره ها  سفینه های فضایی  و ربوت ها  و مانند آنها  از موضوعات عادی و پیش پا افتاده  این بازی های رایانه ای محسوب می شود  و از همه بدتر اینکه در برخی از این بازی ها کاربران کودک و نوجوان نقش جنایت کاران خیالی را ایفا می کنند و با حمله به عابران و رهگذران و کشتن آنها امتیاز کسب می کنند و یا برای قتل عام عابران جایزه می گیرند و صدای شکستن استخوانهای آنها را به جلوه های واقع گرایی بازی اضافه می کنند ( محسنی تبریزی  و رحمتی 1381).

مهمترین تبعات بازی های رایانه ای عبارتند از : وجود تخیلات پرخاشگرانه عادی شدن پرخاشگری الگو برداری از قهرمانان پرخاشگر  پرخاشگری به عنوان راه حل مسائل و مشکلات افراد  افزایش پرخاشگری عملی در کودکان و نوجوانان و افزایش قتل و بزهکاری در نوجوانان  حساسیت زدایی نسبت به خشونت و پرخاشگری و در نتیجه یافتن شخصیتی خشن و ستیزه جو و …. (آبرامس و آمیل 1998).

7-علائق و خواسته های گوناگون کودکان: گاهی کودکان و نوجوانان با انتخاب های خود موجب تقویت رفتارهای پرخاشگرانه می شوند . برای مثال  انجام ورزش های رزمی (مثل جودو  تکواندو  کاراته و … ) دیدن فیلم های پر تحرک و خشونت آمیز و انجام  بازی های رقابتی و غیره باعث بروز رفتارهای تند و خشن در آنها می شود . در حالی که شرکت در گروه های آموزشی موسیقی  نقاشی  نمایشنامه  انجام فعالیتهای فرهنگی  بازی های جمعی  و از این قبیل می تواند موجب آرامش  و تقویت روحیه جمعی در کودک شود . با گذشت زمان  نوع  فعالیت های  گوناگون الگوهای شخصیتی – رفتاری  آنها را تغییر می دهد. روانشناسان دریافته اند کودکانی که فعالیتهای پرخاشگرانه را بر فعالیت های غیر پرخاشگرانه  ترجیح می دهند  یک سال بعد پرخاشگرتر شده اند. (پارک و هترینگتون[5]1991).

8- خشونت  و مدرسه : گاهی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و این قربانی شدن باعث می شود که خود آنها نیز عامل خشونت شوند .

 

عواملی که به خشونت در مدرسه می انجامند عبارتند از:

1-وقتی کودکی توسط دانش آموزان دیگر مورد تمسخر قرار می گیرد .

2-وقتی کودکی توسط دانش آموزان دیگر کتک بخورد و قادر به دفاع از خود نباشد .

3-وقتی کودکی همیشه از مشاجرات فرار می کند و حتی در مواقعی به گریه متوسل می شود .

4-وقتی کودکی  مرتب اشیاء  وسائل و پول خود را گم می کند .

5-وقتی کودک از لحاظ ظاهری  ( پارگی لباس و یا نامناسب بودن آن ) مورد تمسخر قرار می گیرد.

6-خجالتی بودن و سکوت مکرر در کلاس

7-افت تحصیلی  افسردگی  و ناراحت بودن.

این عوامل کودک را قربانی خشونت دیگران می کند و خود کودک نیز عامل خشونت  می شود  و رفتارهای پرخاشگرانه از او سر خواهد زد ( کریک ، کاساس  و ماشر 1997).

 

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد : بررسی اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری کودکان دبستانی

[1] – Ganter

[2] – Nelson&Ezariya

[3] – Crothers,Field,Kolbert,Bell,Blasic,Camic,Greisler&Keene

[4] – Patterson