نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

انسجام اجتماعی و اعتماد پایدار به پلیس

اعتماد اولین جزء انسجام اجتماعی ارتباطات بین فردی و یا بین شهروندان و سازمانا و نهادهای یک جامعه س. اعتماد یعنی تمایل فرد یا یک جمعی به قبول خطر در یک موقعیت اجتماعی که این تمایل بر اساس حس اطمینان به این نکتهه که بقیه به شکلی انتظار میره عمل کرده و روش حمایت کننده در پیش خواهند گرفت.به تعبیر فوکویاما« اعتماد انتظاریه که در یک جامعه منظم، صادق و دارای رفتار تعاونی خود رو نشون میده…..گیدنز  دو نوع اعتماد رو میگه: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظامای انتطاعی. اعتماد ذهنی در برگیرنده باخبر شدن از خطر و فرد مورد اعتماده. بنابر این در حالی که عمل گر می تونه خیلی آسون در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کنه (طبق اطلاعات مربوط به تاریخچه اون فرد، انگیزها و شایستگیش) می تونه درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به بقیه زیاد شده هم دارای ایدها و باورهایی باشه. افرا ضمنا می تونن درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظامای ذهنی مانند نهادها  هم  دارای باورهایی باشن از این مراحل میشه با سطح نهادی اعتماد نام برد. این  همون چیزیه که گیدنز اون رو ایده اعتماد به ” نظامای تخصصی” می نامد. ممکنه که عمل گر از فردی که اتومبیل اون یا خونه اون رو ساخته شناختی نداشته باشه، ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قوانین و قوانین، نظازت و کنترل کیفیت دارای میزانی از اعتماد باشه.»( شارع پور،1383: 73)طبق این نگرشا میشه در بخش آزمایش کارکرد پلیس با سرمایه اجتماعی در سطح منطقه ای و ملی در یک جامعه، امتحان اعتماد به کارکرد سازمان پلیس  جامعه محور رو ضرورت دونست، و اون رو در سطح ملی چیزی پیشرفت مند و سودمند به حساب آورد. بر این پایه« در مراحل پیشرفت اجتماعی[1]، میزان عضویت جامعه در گروه ها، سازمانا و انجمنای مختلف زیاد می شه و آمادگی فرد واسه ایجاد رابطه بیشتر می شه و اینجوری اعتماد اجتماعی دوطرفه گسترش قبول می کنه. به خاطر این، آیزنشات به درستی یادآور می شه که مهمترین مسئله نظم اجتماعی واسه بنیانگذاران جامعه شناسی اعتماد و اتحاد اجتماعیه، یعنی بی انسجام و یه جور اعتماد پایداری نظم اجتماعی غیر ممکنه.»( چلبی،1375: 12)با توجه به این مسأله، اعتماد پایدار به پلیس و کارکرد اون در سطح خرد و کلان، پایه نظم اجتماعی و امنیت در جامعه رو محکم تر می کنه. اعتماد به کارکرد پایدار پلیس تنشای و اختلافات درون قومی، محله ای، روستایی و شهری رو کاهش داده و انسجام رو تقویت می کنه. وجود امنیت از طرف پلیس جامعه محور در سطوح کلان و خرد با ابعاد اجتماعی، محیطی، منطقه ای، محله ای، مرزی، ملی، و… باعث اعتماد بقیه نهادها و شهروندان به پلیس و برعکس میشه. اعتماد دوطرفه شهروندان با پلیس می تونه چالشای منطقه ای، ملی و بین المللی رو که گریبانگیر  پلیسه حل کنه و حتی با این اطلاعات مقابله کنه.

بخش دیگری از  جایگاه موثر انسجام اجتماعی در سازمان پلیس در هر جامعه ای رو باید در بخش اعتماد به فعالیتا و کارکرد جامعه اساسی پلیس در بین شهروندان مورد تفکر و امتحان قرار داد. یکی از  شاخصای مفید درباره اینکه پلیس وظیفه و کارکردش رو  چیجوری  در جامعه و در قبال امنیت و نظم شهروندان انجام میده، اعتماد به پلیس باید دونست. درک شهروندان از اعتماد پذیری و قانون پلیس موجب افزایش تمایل شهروندان واسه همکاری با پلیس و پیروی از قانون  می شه. اعتماد یک معنی انتزاعیه، اما خیلی ریشه در تجربه داره؛ تعاملات افراد با دیگر افراد و تجربیات گذشته اونا با نهادهای دیگر، انتظارات در باره این که چیجوری باید در آینده به اونا اعتماد کرد، شاخص اعتماد و رابطه اون با سرمایه اجتماعی شکل میده.«یک افسر پلیس هنگامی مورد اعتماد واقع می شه که شهروندان به فکر باشن اون برابر با هنجارهای اجتماعی افسران پلیس رفتار می کنن. اگه افسران اینجور رفتاری از خود نشون بدن به عنوان یک افسر پلیس مورد اعتماد شناخته می شن. افسران پلیس اعتماد مردم رو از راه رفتارشان کسب می کنن. پس اعتماد به پلیس، یکی از مهمترین و بارزش ترین شاخصای کارکرد پلیسه این کارکرد از راه نظر سنجی از شهروندان اندازه گیری می شه.»( Choi,2010,47)

اعتماد شهروندان به کارکرد سازمان پلیس جامعه محور، یه جور روان کننده حرکت پیشرفت مند تقویت انسجام اجتماعی پلیس در هر جامعه ایه. مثل عواملی که می تونه اعتماد شهروندان به پلیس رو زیاد کنه، کمک کردن پلیس به شهروندان در زمینه های مختلفه. کمک پلیس به شهروندان علاوه بر افزایش اعتماد اونا به پلیس می تونه به خاطر اهداف زیر انجام شه:

«1- کاهش ترس شهروندان در باره مشکلات خاص در جامعه. 2- مشارکت مردم در حمایت از پلیس واسه حل مشکلات. 3- آموزش شهروندان درباره آسیب پذیری اونا در برابر جرم و جنایت. 4- کمک به شهروندان در جهت حل مشکلات به وسیله خودشون»( مرادی و همکاران،1389)

بر این پایه جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالایی بهره مند باشن، نظارت شهروندان موجب انجام بهتر خدمات پلیس می شه، این به افزایش رضایت بین شهروندان شده و در آخر، منجربه اعتماد بیشتر به پلیس می شه. ضمنا هنگامی که افراد تجربه خوبی از پلیس داشته باشن، بیشتر به اون اعتماد می کنن. هنگامی که شهروندان در زندگی مدنی مشارکت نداشته باشن، قادر نخوان بود به نهادهایی که زندگی سیاسی اونا رو ادره می کنن.« اعتماد به پلیس، انعکاسی از فعالیت مدنی و نگرشای شهروندان به اعتماد اجتماعیه که در زندگی مدنی شون یاد گرفتن. اگه سرمایه اجتماعی کم بشه اعتماد هم کاهش پیدا می کنه. شهروندانی که در فعالیتای مدنی مشارکت دارن، با افراد بیشتری ملاقات کرده و از رفت و امد با اونا اعتماد بین شخصی رو یاد می گیرن. شهروندانی که در فعالیتای مدنی شرکت نمی کنن در خود احساس کمبود می کنن که از دید سیاسی اثر گذار نیستن این موجب احساس نبود قدرت شده و بدبینی و نبود اعتماد به نهادهای سیاسی مثل پلیس رو به دنبال داره.»( 1993) پس میشه اینطور مطرح نمود که سطوح بالای انسجام اجتماعی به طور مثبتی با اعتماد شهروندان به پلیس رابطه داره.

[1] -Social Development

متن کامل :

دانلود پایان نامه : پایان نامه نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم