واقعیت درمانی در تمایز یافتگی و هم وابستگی زوجین ناسازگار

مسوولیت پذیری[1]:

مسوولیت پذیری یا احساس مسوولیت کردن که از مفاهیم بنیادین واقعیت درمانی است,به معنای توانایی فرد در برآورده کردن نیازهای خود وانجام این کار به گونه ای که دیگران را از برآورده کردن نیازهایشان محروم نکند تعریف می شود.انسانی که احساس مسوولیت می کند رفتاری را از خود صادر می کند که به او احساس ارزشمندی می دهدوحس می کند برای دیگران انسان ارزشمندی است. احساس مسوولیت ,مسئله پیچیده ودائمی است در نقطه مقابل  افرادی نیز مسوولیت  گریزند.اینها افرادی یا کسانی هستند که نیازهای خود را به قیمت جلوگیری یا ممانعت از برآورده شدن نیازهای دیگران برآورده میکنند ودر بین این گروه افراد بسیاری هم هستند  که فقط تا اندازه ای مسوولیت گریزند ولی بیشتر رفتارهایشان توام با مسوولیت پذیری است وبه برآورده کردن نیازهایشان منتهی می شود گروه دیگر افرادی هستند که فقط بخشی از نیازهای روانی آنها بر آورده می شود (گلاسر ویلیام . ترجمه صاحبی, 1391).

در افراد مسوولیت پذیر می توان ترکیب متعادل محبت وانضباط را به خوبی بررسی کرد.اساسا ما از راه اموزش اانضباط وایجاد رابطه دوستانه با دیگران به احساس احترام به خویش می رسیم.

یکی از اهداف واقعیت درمانی افزایش حس مسوولیت پذیری افراد است تا به انتخابهایی دست بزنند  که برایشان نتیجه مطلوبی در پی داشته باشد (صاحبی, 1394)

 

 

 

 

 

 

 

 

پژوهش های انجام شده در داخل وخارج کشور:

 

اسلامی,هاشمیان,جراحی وغروی(1392) در پژوهش خود با عنوان اثر بخشی رویکرد واقعیت درمانی گروهی بر شادکامی وکیفیت زندگی نوجوانان بد سرپرست در مشهدبه این نتیجه رسیدند که واقعیت درمانی گروهی در بهبود کیفیت زندگی ,افزایش شادکامی  ورضایت از زندگی نوجوانان بد سرپرست موثر می باشد.محیط محترمانه ,ابراز احساسات ودرک همدلانه در گروه درمانی در افزایش شادکامی وبهبود کیفیت زندگی اثر گذار است (اسلامی ,1392).

برناه(1392)پژوهشی با عنوان مقایسه ی اثر بخشی زوج درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار(EFT) با واقعیت درمانی (RT) بر رضایت مندی زناشویی هوش هیجانی و سلامت روان زوجین انجام دادونتایج نشان داد که، هر دو رویکرد هیجان مدار و واقعیت درمانی به طور یکسان رضایت مندی زناشویی را بهبود بخشیده اند. در مورد هوش هیجانی نیز بین گروه هیجان- مدار و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت و بین گروه واقعیت-درمانی و کنترل نیز تفاوت معناداری مشاهده شد اما بین دوگروه هیجان مدار و واقعیت درمانی تفاوت معناداری مشاهده نشد. در زمینه سلامت روان بین گروه هیجان- مدار و کنترل تفاوت معناداری بود و بین دو گروه واقعیت درمانی و کنترل نیزتفاوت معناداری وجود داشت اما بین دوگروه هیجان مدار و واقعیت-درمانی تفاوت معناداری مشاهده نشد (برناه, 1392).

سپهری رمزی اسلامبولی(1392)  در پژوهش خود که با هدف بررسی اثر بخشی واقعیت درمانی به شیوه گروهی بر میزان باورهای ارتباطی، راه برد های مقابله ای و انتظارات زناشویی در زنان شاغل متأهل انجام شد. نشان دادکه  بهبود بیشتری در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، در خرده مقیاس های تخریب کنندگی مخالفت، توقع ذهن خوانی از همسر، تغییر ناپذیری همسر وکمال گرایی جنسی از مقیاس باور های ارتباطی وتمامی خرده مقیاس های انتظارات زناشویی بود. هم چنین نتایج نشان داد که مداخله مورد پژوهش، نمره های مقیاس کلی راه برد مقابله ای هیجان مدار و خرده مقیاس گریز- اجتناب آن را کاهش و نمره های مقیاس کلی راه برد مقابله ای مسأله مدار و خرده مقیاس های حل مسئله برنامه ریزی شده وارزیابی مجدد مثبت را افزایش داده است. هم چنین تغییرات ایجاد شده در پی گیری 45 روزه نیز نسبتاً ماندگار بود. نتیجه مدل رگرسیون نیز نشان داد که متغیر پیش بین باورهای ارتباطی متغیر ملاک انتظارات زناشویی و راه برد مقابله هیجان مدار را پیش بینی کرد (لیلا, 1392) .

در پژوهش عرب پور وهاشمیان (1391)با عنوان اثر بخشی زوج درمانی به روش واقعیت درمانی بر بهبود روابط صمیمانه زوجین نتایج نشان داد ند که شیوه های زوج درمانی به روش گلاسر بر بهبود روابط صمیمانه زوجین موثر نبوده است اما این روش در از خودگذشتکی موثر بوده است (عرب پور, 1391).

پژوهش امیری (1391) با عنوان اثربخشی رویکرد واقعیت درمانی گروهی بر منبع کنترل و راهبردهای مقابله ای صورت گرفت  .هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر منبع کنترل و راهبردهای مقابله ای دانشجویان بود. نتایج این پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی موجب درونی تر شدن منبع کنترل دانشجویان شده است (امیری, 1389).

هدف اصلی پژوهش صاحبدل وهمکاران(1391)، تعیین تاثیر واقعیت درمانی گروهی بر سلامت روانی سالمندان مرد مقیم آسایشگاه شهید هاشمی نژاد کهریزک بوده ونتایج نشان دادند که واقعیت درمانی گروهی در کاهش نشانگان اضطراب و بهبود عملکرد اجتماعی سالمندان تاثیر مثبت دارد و می تواند نمره کلی سلامت روانی آنها را افزایش دهد.با برگزاری کارگاه های آموزشی برای کارکنان و پرستاران شاغل در آسایشگاه های سالمندان، این روش می تواند درمان مناسبی برای سالمندان مخصوصا در زمینه اضطراب و عملکرد اجتماعی باشد (صاحبدل, 1391).