پایان نامه هوش استراتژیک مدیران و توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه

تفکر بحرانی:

پول و الدر[1](2006): با توجه به فرایند تصمیم گیری سازمانی و توانایی فردی در تفکر بحرانی بیان می‌کنند که تفکر بحرانی طریقه ای از تفکر است درباره هر موضوع، محتوا و مسائل که در آن متفکر، کیفیت تفکر خود را از طریق در اختیار گرفتن ماهارانه ساختارهای اصلی تفکر و اعمال استانداردهای فکری بهبود می‌بخشد. همچنین اظهار داشتند که تفکر بحرانی به افراد اجازه می‌دهد :

1) علت تصمیم گیری خود را بهتر درک کنند.

2) نقطه نظرات رقابتی خود را بهتر درک کنند.

3) به صورت خلاقانه تفکر کنند.

4) به صورت استقرایی و قیاسی تفکر کنند.

5) درباره بحران و بهبود تجربیات خود تأمل کنند.

کربی و گودپاستر[2](2007) به سادگی متفکر بحرانی را به عنوان فردی تعریف کرده‌اند که:

  • درباره همه چیز سؤال می‌پرسند.
  • کسی که تأثیر نفوذ فرایند فرهنگ آموزی را درک می‌کند.
  • افراد را آنگونه که هستند ببینند، نه آن که ما دوست داریم آن‌ها چگونه باشند.

همچنین متفکر بحرانی را به عنوان فردی که می‌تواند از ایده‌های خودش چشم پوشی کند و خشم، غرور،خودبینی و حالت تدافعی خود را کنترل کند و پذیرای انتقاد سازنده باشد تعریف کرده‌اند.

الدر(1996): در تعریف خود از متفکر بحرانی تاکید می‌کند که فردی است که الف) به هر دو شیوه استقرایی و قیاسی تفکر می‌کند. ب) تعصبات خود را در فراین تصمیم گیری می‌پذیرد. ج) خود راهنمایی دارد.

همانطور که از شرح خلاصه ای از تفکر بحرانی مشهود است، تقسیرهای بسیار گسترده ای درباره این الگو وجود دارد. پول و الدر(2007) نظراتی مشابه با کار و همکاران(2007) ارائه دادند که مؤلفه‌های کلیدی تفکر، در سطوح بالاتر و برهان در خود افراد وجود دارد؛ کسانی که خود هدایتی، خود انگیزگی، خود هماهنگی و خود اصلاحی داشته باشند( گوایچارد،2011).

 

 

متن کامل در لینک زیر :

تفکر خلاق:

هوش خلاق یکی از جنبه‌های مهم از هوش فردی است. خلاقیت در جنبه‌هایی از شناخت فردی شامل: الف) توانا بودن در اثرگذاری مثبت  ب) داشتن احساس ایجاد انگیزه و محرک روانی  ج) توانایی ساخت و ترکیب افکار و ایده‌ها در ارتباط با ایده‌ها و بینش‌های جدید. باندورا[3](1997) همچنین اظهار داشت خلاقیت به منزله یکی از بارزترین اشکال بیان انسانی است. نوآوری عمدتاً شامل بازسازی و سنتز دانش با هدف روش‌های جدید تفکر و انجام کارها است. خلاقیت به یک حد خوبی از امکانات شناختی نیاز دارد تا بتواند راه‌های تفکری را که مانع از شناسایی ایده‌های جدید و کشف دانش جدید می‌شود را نادیده بگیرد)باندورا، 1997).

استرنبرگ(2004): افراد بسیار باهوش به طور مستمر به تولیدات جدید و با کیفیت و ایده‌های مناسب برای موقعیت‌های معین می‌پردازند؛ و متفکران خلاق در خارج از چارچوب و هنجارها فکر می‌کنند.

پول و الدر(2006) درباره اهمیت تفکر خلاق بیان داشتند که یک توانایی فردی در انعکاس و نشان دادن میزان انحراف مجاز از اخلاقیات، خودخواهی، پیروی از رسوم و عقاید عادی و غیر انتقادی، آموزش‌های اجتماعی، دیدگاه‌های تلفیقی، دیدگاه‌های جایگزین، تمایلات خودمحورانه و میزان دوری از ریاکاری است.

موانع خلاقیت شامل موارد زیر است ( بنیس[4] 1997):

  1. ترس از انتقاد و عدم پذیرش
  2. مدیریت و کنترل کردن افراد به جای هدایت و راهنمایی کردن آن‌ها
  3. وجود فضای یادگیری در شرایط اضطراب؛ که در آن افراد اعتقاد به از دست دادن اثربخشی، اعتماد به نفس و هویت دارند.

شاین[5] اظهار داشت موانع توانایی فرد در فکر کردن در خارج از چارچوب و هنجارها مربوط به فرهنگ جامعه و سازمان است.

باندورا(1997) و پترسون(2003) اظهار داشتند که به منظور بهبود چشم انداز خلاقیت، یک رهبر: 1) نباید سریع از افراد انتقاد کند. 2) اجازه دهد تا افرادی که کم حرف هستند به صورت باز در ارائه نظرات سهیم باشند. 3) باعث افزایش خود کارآمدی و اثر مثبت فردی در افراد شود. 4) شرایط طوفان مغزی را ایجاد نماید. 5) تواضع و نوع دوستی رهبران را افزایش دهد( گوایچارد، 2011).

مطلب مشابه :  پرسش مهر98-97 رئیس جمهور بهترین پاسخ به پرسش مهر 19

پترسون(2003) ادعا می‌کند، خلاقیت رهبر با تواضع و نوع دوستی نسبت به پیروان در ارتباط است. پترسون توضیح می‌دهد که این یک عمل متقابل است، که یک لایه از اعتماد را بین رهبر و پیروان ایجاد می‌کند، که به نوبه خود باعث می‌شود تا پیروان از چشم اندازها و مأموریت‌های سازمان پیروی کنند.

فرایند خود یادگیری:

یکی از اندازه گیری‌های اصلی خودیادگیری( یادگیری مستقیم فرد از خود) که توسط گوگلی المینو[6](1977) ارائه شده است شامل اندازه گیری جنبه‌های: 1) آزادی( باز بودن شرایط) در یادگیری 2) تصور کلی و عقیده فردی  3) داشتن ابتکار عمل و استقلال  4) پذیرش مسئولیت یادگیری فردی 5)علاقه به یادگیری  6) خلاقیت  7) جهت گیری‌های آینده 8) داشتن مهارت‌های حل مسئله(گوگلی المینو،1977).

پانتون و کار(1999) خودیادگیری فردی را به عنوان ویژگی شخصیتی که شامل شناخت، آگاهی و علاقه است، تعریف کرده‌اند. همچنین اظهار داشتند که ویژگی‌های جمعیت شناختی مانند سن، جنس، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات بالایی که دارند، ممکن است با خودیادگیری افراد در ارتباط باشد. در این ارتباط لیچ و ریو(2000) به این نتایج دست یافتند که: 1) سن رابطه مثبت و معنی داری با خودیادگیری و تفکر بحرانی دارد. 2) اعضای مسن تر بیشتر تمایل دارند خود را به عنوان یک خود یادگیرنده احساس کنند. 3) جنسیت ارتباطی با خود یادگیری شخصی ندارد. 4) جنسیت در تفکر بحرانی بی اهمیت است.

  1. Paul and Elder
  2. Kirby and Goodpastor
  3. Baundura
  4. Bennis
  5. Schein
  6. Guglielmino