پایان نامه گرایش کارآفرینانه بر میزان صادرات با توجه به نقش نوآوری و یادگیری سازمانی(مطالعه موردی: شرکت های کوچک و متوسط استان تهران)

2-2-9- سطوح یادگیری سازمانی

 

بعضی سازمان ها ممکنه در رسیدن به یادگیری مؤثر در بعضی سطوح نسبت به سطوح دیگر بهتر عمل کنن. کلا یاد گیری سازمانی در چار سطح اتفاق می افته(مشایخی و عسکری نژاد، 1389):

 

2-2-9-1- یادگیری فردی

 

این همیشه مورد توجه بوده که کارکنان نیاز به یادگیری فردی دارن. ممکنه واسه یک فرد لازم باشه مهارت جدیدی کسب کنه یا فرآیندهای جدیدی رو درک کنه. خیلی از سازمان ها واسه پاسخگویی به نیازای آموزشی و شکوفایی فردی، خوب مجهز شدن؛ چون که این  پاسخگویی از راه آموزش های سنتی و مربی – اساسی یا با استفاده از روش های چند رسانه ای و یا آموزش های آزاد و از راه دور صورت میگیره. یادگیری فردی مورد نیازه چون افراد، واحدهای تشکیل دهنده سازمان هستن و یا همونطور که پیترسنگه بیان داشته یادگیری سازمانی تنها از راه یادگیری فردی روی میده. عواملی که می تونن در یادگیری فردی سازمان اثر داشته باشن شامل(مشایخی و عسکری نژاد، 1389):

  • مشارکت فردی وگروهی واسه یادگیری؛
  • تمرکز فرد روی یادگیری (یادگیری باید کاربرد سریع در شغل داشته باشه)؛
  • تکنیک های آسون کننده یادگیری؛
  • برنامه پیشرفت فردی؛
  • فرصت های قابل دسترس واسه پیشرفت حرفه ای؛
  • رابطه یادگیری فردی به یادگیری سازمانی به روش ساختاری و روشن.

 

2-2-9-2- یادگیری تیمی و گروهی

 

در حالی که ممکنه کارکنان به عنوان افراد، نیازای یادگیری فردی داشته باشن، ولی به عنوان عضو گروه کاری نیاز به یادگیری تیمی دارن. یادگیری تیمی به این معنیه که تیم های کاری باید قادر به فکر کردن و به وجود آوردن یادگیری باشن. اونا باید یاد بگیرن چیجوری به یادگیری بهتری برسن. یک سیستم موفق یادگیری تیمی تضمین می کنه که تیم تجربیات خود رو با دیگر گروه ها در سازمان تقسیم می کنه. یادگیری تیمی خیلی کامل تر اتفاق می افته اگه تیم ها واسه یادگیری در سازمان تشویق شن(مشایخی و عسکری نژاد، 1389).

مطلب مشابه :  نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

 

2-2-9-3- یادگیری فرابخشی

 

سطح سوم یادگیری، کل نیازای پیچیده یادگیری در سطح بخش ها یا واحدهاه. پیشرفت در فن آوری اطلاعات به دلیل افزایش شدید ذخیره سازی، پردازش و امکان بازیابی اطلاعات، گروه ها و واحدها رو به هم نزدیک کرده. یادگیری واسه کار کردن با هم، درک همدیگه و کار کردن در چهارچوب یک دورنمای مشترک در واحدهای مختلف سازمان به وسیله یک گروه ، سطح مهمی از یادگیری واسه خیلی از سازمان هاس(مشایخی و عسکری نژاد، 1389).

 

2-2-9-4- یادگیری سازمانی

 

در سطح سازمانی، می­توان یک مدل 4 سطحی رو در جهت پیشرفت سطوح بالاتر علم و مهارت نشون داد(اسکیرم[1]، 2003به نقل از نکوئی مقدم و بهشتی فر، 1386):

  • سطح 1- یادگیری حقایق، علم، فرآیند ها و رویدادها. خواسته واسه شناخت موقعیت هایی که تغییرات جزئی هستن.
  • سطح 2- یادگیری مهارت های شغلی جدید که قابل انتقال به بقیه موقعیت ها هستن. خواسته واسه موقعیت های جدید جایی که پاسخگویی به تغییر نیازه.
  • سطح 3- یادگیری واسه برابری. خواسته موقعیت های پویا و درس گرفتن از موفّقیت ها و شکست ها که یک روش یادگیری حساب می شه.
  • سطح 4- یادگیری واسه یادگرفتن. این نوع یادگیری مربوط به خلاقیت، نوآوری و طرّاحی آیندهس. در این سطح، فرضیه ها رقابت برانگیز می شن و علم تهیه می شه.

 

ضمنا، این مدل (یا برابری با اون) می تونه در سه سطح به کار رود، واسه یادگیری افراد، تیم ها و سازمان ها. سازمان هایی که به سطح چهارم یادگیری می رسن نه تنها سازمان بلکه صنعت رو هم متحول می کنن (اسکیرم، 2003به نقل از نکوئی مقدم و بهشتی فر، 1386).

 

 

2-3- ادبیات کارآفرینی

2-3-1- تاریخچه کارآفرینی

 

با نگاهی گذرا به سیر تاریخی واژه “کارآفرینی”، روشن می­شه که کارآفرینی، ریشه ای[2] فرانسوی داشته و هر چند از اول خلقت بشر- همراه با اون- در تموم شئون زندگی حضور داشته، اما به شکل رسمی در اول تنها در بخش موزیک مطرح بوده ­است. این واژه در فرهنگ لغات آکسفورد هم “رئیس یا مدیر موسسه ملی موزیک” تعریف شده ­بود. اما از سال 1939، کارآفرینی وارد بخش جدیدتر و وسیع­تر کار و کاسبی شد. در این برهه زمانی، “کارآفرین” به کسی گفته می­شد که موسس یک بنگاه اقتصادی باشه(صمدآقایی، 1388). ضمنا اقتصاددان­ها واسه اولین بار، این واژه رو در نظریه­های اقتصادی خود به کار بردن(عبدالملکی، یوسفی افراشته، پیرمحمدی، سبک­رو، 1387) و گسترش اون رو بهترین راه واسه آزادی از رکود و بحران اقتصادی معرفی کردن(هیل، هولتمن و میلز[3]، 2008). تحقیقات در مورد این زمینه از تحقیق اقتصاددانی به نام جوزپ اسچامپتر[4] سر گرفت. او به فکر بود که عامل اصلی رشد اقتصادی، کارآفرینانی هستن که محصول جدید و یا روش­های جدید تولید و دیگر نوآوری­های مربوط به فعالیتای اقتصادی رو معرفی می­کنن. این تحقیقات در ده ۱۹۷۰ میلادی به اوج خود رسید. جایی که اقتصاددانان پس از مشاهده شکست مدیریتِ خواسته مصرف­کننده، واسه جلوگیری از تورم دائمی در این ده به کارآفرینی توجه کردن. اقتصاددانان دریافتند که بهره­وری دو یا سه درصدی هرساله سال­های ده ۱۹۵۰و۱۹۶۰، تقریبا در دهه۱۹۷۰ به صفر رسید­ه ­است. این موضوع باعث شد تا به جای توجه به مدیریت خواسته، بر عرضه کالا و خدمات که در قلمرو کارآفرینی قرار داشت، بیشتر توجه کنن(ناهید، 1388).  بعد از اون بود که این معنی در بخش­های مختلف علوم انسانی مطرح شد؛ به طوری­که الان می­توان ادعا کرد کارآفرینی از کلی­ترین جریان­های حاکم بر زندگی بشری در شروع ده سوم میلادی به حساب می­رود(عبدالملکی و همکاران، 1387).
یییییییییییییی

مطلب مشابه :  مقاله (پایان نامه) : تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

[1] Skyrme

[2]. Entrepreneurship

[3] . Hills, Hultman & Miles

[4] . Joseph Schumpeter

متن کامل :

اثر تمایل کارآفرینانه بر میزان صادرات با توجه به نقش نوآوری و یادگیری سازمانی- دانلود پایان نامه ارشد