یادگیری مشارکتی و ویژگی ها و دیدگاه های آن

ویژگی های یادگیری مشارکتی

سیف(1379) ویژگی های یادگیری مشارکتی را به شرح زیر معرفی می نماید:

 

1-تشکیل گروههای کوچک نامتجانس

یادگیری مشارکتی معمولا از گروههای 4 الی 6 نفری تشکیل می شود که از جهات مختلف یادگیری، میزان پیشرفت، نژاد و… نامتجانس هستند.

 

2– داشتن هدفهای روشن

یادگیری مشارکتی باید دارای هدفهای روشن و قابل دسترسی باشد و همه اعضای گروه بدانند که باید برای رسیدن به آنها بکوشند.

 

3– وابسته بودن اعضای گروه به یکدیگر

جانسون و جانسون(2000) می گویند که وقتی موفقیت دانش آموزان به کمک و مشارکت سایر اعضای گروه وابسته است بیشتر به صورت مشارکتی فعالیت می کنند.

 

4– معلم به عنوان هدایت کننده و منبع اطلاعات

نقش معلم در روش یادگیری مشارکتی باید عمدتا به صورت هدایت کننده باشد همچنین زمانیکه گروه نیاز به اطلاعاتی دارد که نمی توان به دست آورد معلم می تواند آن اطلاعات را در اختیار گروه قرار دهد.

 

5- مسئوولیت فردی

برای جلوگیری از وضعیتی که در آن بعضی اعضای گروه بیشترین مقدار کار گروه را انجام دهند و بعضی از زیر بار شانه خالی کنند، همه افراد گروه باید نقش هایی را در یادگیری بپذیرند.

 

6-پاداش دادن به توفیق گروهی

پس از آنکه گروه به هدفش دست یافت و به موفقیت رسید همه اعضای گروه باید به پاس این موفقیت پاداش دریافت کنند به عنوان مثال وقتی در امتحان مربوط به کار گروهی همه ی اعضا موفق شوند تک تک آنان مستحق دریافت پاداش خواهند بود.

 

7- ارزشیابی خود

پس از آنکه فعالیت های گروهی به پایان رسید و هدفهای پیش بینی شده تحقق یافتند گروه به تحلیل عملکرد خود می پردازند و نقاط قوت و ضعف کار را مشخص می کند و به ارزیابی از فعالیتهای انجام شده اقدام می نمایند در صورت لزوم با کمک معلم صورت می پذیرد.

 

دیدگاههای عمده در یادگیری مشارکتی

قدرتی(1380) ) چهار دیدگاه علمی مهم را که عامل اثربخش روش یادگیری مشارکتی اند را به این شرح بیان می دارد:

الف) دیدگاه انگیزشی؛

ب) دیدگاه انسجام اجتماعی؛

ج) دیدگاه شناختی؛

د) دیدگاه رشدی.

 

دیدگاه انگیزشی

تاکید این دیدگاه نخست بر پاداش و ساختارهای هدف است که تحت تاثیر این پاداشها و ساختارهای هدفمند دانش آموزان به یادگیری می پردازند. ساختارهای مشارکتی موقعیتی را ایجاد می کنند که اعضای گروه از طریق آن موقعیت می توانند به هدفهای شخصی برسند(جانسون و جانسون، 2000).

نمره دادن رقابتی و روش پاداش در کلاسهای سنتی، هنجارهایی را بوجود می آورد که در تضاد با تلاشهای تحصیلی اند، این مساله انتقاد متخصصان انگیزش از این کلاسهای درس سنتی برانگیخته است زیرا وقتی موفقیت یک دانش آموز شانس موفقیت دیگران را کاهش می دهد، آنها احتمالا به این هنجارها معتقد می شوند که موفقیت سطح بالا مخصوص دانش آموزان خاصی است که دست پرورده معلم هستند.

 

اساس تجربی دیدگاه انگیزشی یادگیری مشارکتی

شواهدی از کاربرد علمی یادگیری مشارکتی در مدارس راهنمایی وجود دارد که این ادعای متخصصان انگیزش را تایید می کند که پاداشهای گروهی و ساختارهای هدفمند پیشرفت تحصیلی را در این روش افزایش می دهد. برای مثال در تکنیک گروههای دانش آموزی با سطوح پیشرفت مختلف، دانش آموزان با سطوح پیشرفت و توانایی های مختلف در گروه قرار می گیرند و با همدیگر برای یادگیری مباحث تدریس شده توسط معلم و یا مباحث جدید فعالیت می کنند و در امتحانات به صورت فردی شرکت می کنند در هر گروه بر اساس درجه ای که همه اعضای آن پیشرفت کرده اند پاداش دریافت می کنند و تنها گروهی می تواند پاداش دریافت کند که همه اعضای آن مطالب را یاد گرفته باشند.

 

دیدگاه انسجام اجتماعی روش یادگیری مشارکتی

بر طبق دیدگاه انسجام اجتماعی یادگیری مشارکتی در پیشرفت به میزان زیادی با انسجام گروه بستگی دارد. بر این اساس دانش آموزان به هم گروههای خویش در یادگیری مطالب کمک می کنند و هر کدام موفقیت دیگری را می خواهد این دیدگاه شبیه دیدگاه انگیزشی است که در آن بر تاکید توضیحات شناختی در اثربخشی روش یادگیری مشارکتی کمتر از توضیحات انگیزشی تاکید می شود. در تئوری انگیزشی راجع به یادگیری مشارکتی ادعا می شود که به دانش آموزان حداقل در بعضی از قسمتها به خاطر علاقه ای که به هم گروهی های خود دارند به آنها کمک می کنند تا مطالب را یاد بگیرند ولی در نظریه انسجام اجتماعی اعتقاد بر این است که دانش آموزان به خاطر مراقبت از گروه است که به یکدیگر در یادگیری کمک می کنند.

 

دیدگاه شناختی روش یادگیری مشارکتی

تحقیق در زمینه شناختی نشان داده است که اگر قرار است اطلاعات در حافظه به اطلاعاتی که قبلا در آنجا وجود داشته اند ربط داده شوند یادگیرنده باید به بازسازی شناختی مواد مورد یادگیری بپردازد. یکی از موثرترین شیوه های انجام عمل فوق توضیح دادن مطالب برای شخص دیگری می باشد. آموزش به وسیله همکلاسی ها(گروه های همتا، هم برای آموزش دهنده و برای فراگیر فواید زیادی دارد).

 

دیدگاه رشدی روش یادگیری مشارکتی

از این نظر فعالیت مشارکتی بین بچه ها باعث تحریک رشد می شود زیرا بچه های همسن احتمالا داخل نواحی رشد تقریبی یکدیگر عمل می کنند و مدل قرار گرفتن در رفتارهای مشارکتی نسبت به عملکرد به صورت انفرادی باعث پیشرفت آنها می شود قهرمانی(1387) ) دیدگاههای پیاژه ویگوتسکی و سالیوان را در مورد تشریک مساعی همسالان کامل می کند وی نقطه نظرات مشترک طرفداران آنها را در زمینه یادگیری مشارکتی در موارد زیر بیان می کند:

1- از طریق بازخورد دو طرفه و بحث؛

2- همکاری بین اعضای گروه؛

3- تجزیه ارتباط با همسالان؛

4- تعامل میان اعضای گروه.

 

روشهای یادگیری مشارکتی

قهرمانی(1387) ) در یک جمع بندی از تحقیقات انجام شده در زمینه یادگیری مشارکتی چند شیوه یادگیری مشارکتی را معرفی می نماید که در تازه ترین تحقیقات به کار گرفته شده اند و اثربخشی خود را در دستاوردها نشان داده و مورد تایید قرار گرفته اند.

این شیوه ها عبارتند از:

1- گروههای پیشرفت تیمی دانش آموزان[1]

در این شیوه دانش آموزان به گروههایی که از 4 تا 5 نفر تشکیل می شود تقسیم می شوند. در این گروهها دانش آموزان از لحاظ جنسیت، نژاد، زمینه های خانوادگی و فرهنگی، تجربیات قبلی و… متفاوت می باشند. روش فوق برای تدریس دروسی که زمینه های علمی محض دارند مانند ریاضیات، محاسبات و کاربردهای ریاضی، دستور زبان و کاربردهای آن، جغرافیا و… بسیار مناسب است.

2- روش مسابقه ی تیمی یا رقابت و مسابقه ی تیمی[2]

در این شیوه روش تدریس معلم و کار گروهی کاملا شبیه روش قبلی است. ولی تفاوت آنها در این است که دانش آموزان به جای شرکت در آزمون در مسابقات هفتگی شرکت می کنند، نمره هایی که هر برنده برای تیم خود کسب می کند بدون توجه به سطحی که در آن به رقابت پرداخته است محاسبه می شود این بدان معناست که برای دانش آموزان ضعیفی که با همطرازان خود به رقابت می پردازند و دانش آموزان ممتازی که با تیمهایی که نمره های بالا را کسب کرده اند شانس یکسانی برای کسب موفقیت داده می شود.

 

3-یادگیری انفرادی با یاری گرفتن از تیم

در این روش نیز تیم های چهار نفره دانش آموزان که در سطوح کارایی متفاوت هستند تشکیل می شود و به تیمهایی که عملکرد مطلوب داشته باشند گواهینامه اعطا می شود. با این حال تفاوتهایی میان این روش با روشهای قبل به چشم می خورد. برای نمونه در دو روش پیشین آموزش دانش آموزان به صورت جمعی و یکسان ارائه می شود، ولی در این روش یادگیری مشارکتی با آموزش فردی در می آمیزد به علاوه دو روش قبلی برای تدریس بسیاری از موضوعات در اغلب پایه ها مناسب می باشد در صورتی که روش فوق مختص آموزش ریاضیات در پایه دوم تا بالاتر طراحی شده است در روش حاضر دانش آموزان بر اساس یک آزمون جایایی رتبه بندی می شوند و سپس مطابق با سرعت یادگیری خود به فراگیری مشغول می شوند در مجموع می توان گفت که اعضای یک تیم هر یک به مطالعه و یادگیری مباحث گوناگون مشغول می شود هم تیم ها با استفاده از برگه پاسخنامه به کنترل کار و کمک به حل مشکلات یکدیگر می پردازند. آزمونهای نهایی هر مبحث بدون کمک هم تیم ها پاسخ داده می شود و آنها را سرگروه ها تصحیح می کنند معلمان هر هفته تعدادی از بخشهای مطالعه شده ی دانش آموزان هر تیم را محاسبه می کنند و بر اساس تعداد آزمونهای برگزار شده امتیازات کسب شده و امتیازات اضافی مربوط به تکالیف شب به تیم هایی که بالاترین سطح قرار می گیرند گواهینامه یا جوائز گروهی دیگر اعطا می کنند.

 

4– قرائت و نگارش تلفیقی مشارکتی[3]

این روش که در حقیقت برنامه ای جامع برای آموزش قرائت و نگارش در سالهای آخر دوره ابتدایی است جدیدترین شیوه یادگیری مشارکتی به شمار می رود در این روش معلمان به شیوه ی برنامه های سنتی از تشکیل گروههای قرائت استفاده می کنند و دانش آموزان را به تیم های مختلف که از دو جفت دانش آموز تشکیل شده است تقسیم می کنند. هنگامی که معلم به آموزش یکی از تیم ها اشتغال دارد تیم های دیگر به یک سلسله فعالیتهای شناختی نظیر قرائت در حضور همدیگر، بحث در مورد چگونگی نگارش یک داستان، خلاصه کردن داستان، املاء کلمه ها و لغت معنی مشغول می شوند در صورتی که تقسیم کلاس به گروه های قرائت همگن ممکن نباشد همه دانش آموزان کلاس به منزله یک تیم واحد در جریان یادگیری با یکدیگر مشارکت می کنند. در طول ساعت های تدریس زبان دانش آموزان به فعالیت هایی از قبیل نگارش اصلاح و ویراستاری آثار یکدیگر و تهیه مقدمات انتشار کتاب از سوی تیم مشغول می شوند. در اکثر فعالیتهای روش مذکور دانش آموزان درس را که معلم ارائه کرده است به صورت تیمی مطالعه کرده و تمرین ها و آزمون های مربوط به آن نیز به صورت تیمی انجام می دهند این بدان معناست که تا زمان اعلام آمادگی همه ی اعضای یک تیم دانش آموزان مورد آزمایش قرار نحواهد گرفت. گواهینامه نیز بر اساس میانگین عملکرد همه ی اعضای تیم در دروس قرائت و نگارش اعطاء می شود.

 

 

5-جیگ ساو (تقسیم موضوع به بخش های مختلف)

روش جیگ ساو یک متد ویژه مشارکتی است که نزدیک به سه دهه پیشینه موفقیّت و سودمندی را در ابعاد مختلف تربیت به همراه دارد، توانسته است در کاهش تضادها و نابرابری های نژادی، ایجاد جو مثبت و پویای یادگیری، نقش ارزنده ای را ایفا نماید(رابرت[4] ، 2007).

روش جیگ ساو یکی از ویژگی های برجسته را نسبت به سایر روش های ویژه یادگیری مشارکتی دارد که درآن افراد، تیم های ویژه و تخصصی پیرامون آن قسمت از بحث یا موضوعی که انتخاب کرده اند، تشکیل می دهند و این امر فرصت ویژه ای برای تمرین مهارت مسئولیت پذیری و سایر مهارت های اجتماعی است(آرونسون[5]، 2000).

این روش یکی از الگوهای روش تدریس مشارکتی است که برای محیط های آموزشی مناسب می باشد، و در سال ۱۹۷۸ توسط آرونسون به کار برده شد. در این روش فراگیران به گروه های ۴ تا ۵ نفره تقسیم می شوند. آرونسون گروه های ۶ نفره تشکیل داد، ولی امروزه با توجه به نتایج تحقیقات بسته به شرایط، تعداد اعضای گروه فرق می کند.

روش جیگ ساو به وسیله اسلاوین در سال ۱۹۸۶ اصلاح شد در این روش دانش آموزان به گروه های ۴ یا ۵ نفره تقسیم می شوند. در این روش، کلیه دانش آموزان، یک مطلب مشترک نظیر یک فصل کتاب، یک داستان کوتاه یا یک زندگینامه را مطالعه می کنند در عین حال از هر دانش آموز خواسته می شود تا در مورد یکی از عناوین مطلب مورد نظر(یک بخش خاص)، مطالعه عمیق تری به عمل آورد. آن دسته از دانش آموزانی که در مورد یک عنوان مشترک مطالعه می کنند گروه های تخصصی تشکیل می دهند و یادگیری خود را در مورد آن موضوع عمیق تر نموده و بعد به منظور تدریس آموخته های خود به سایر اعضای گروه به تیم های خود باز می گردند. سرانجام، همه دانش آموزان در آزمون های انفرادی شرکت می نمایند و نمره هر گروه بر اساس میانگین نمرات اعضای آن گروه مشخص می شود و گروه هایی که به حد نصاب معین رسیده باشند موفّق به اخذ گواهینامه یا پاداش می شوند. این روش در خصوص مطالبی که اساس یادگیری آن ها مطالعه درسی است کاربرد دارد. الگوی جیگ ساو همان طورکه ذکر شد توسط الیوت آرونسون ابداع و به عنوان الگوی یادگیری مشارکتی با کاربردی جدید معرفی شده است. با این الگو دانش آموزان در بخشی از موضوعات درسی که موظف به یادگیری آن هستند، مهارت کامل به دست می آورند و سپس آموخته های خود را به سایر اعضای گروه خود می آموزند. مزیت الگوی جیگ ساو این است که اگر چه نتایج حاصل از تلاش هر دانش آموز با دانش آموز دیگر متفاوت است، ولی به همه دانش آموزان با توانایی های متفاوت به طور یکسان مسئولیت لازم را اعطا می کند. در الگوی جیگ ساو به طور معمول، دانش آموزان برای مطالعه یک فصل ازکتاب درسی گروه بندی می شوند. پس از آن هر کدام از اعضای گروه ها یک قسمت از این فصل را مطالعه می کند و مسئول آموزش آن قسمت به سایر اعضای گروه خود می شود.

روش جیگ ساو یکی از ویژگی های برجسته را نسبت به سایر روش های ویژه یادگیری مشارکتی دارد که در آن افراد، تیم های ویژه و تخصصی پیرامون آن قسمت از بحث یا موضوعی که انتخاب کرده اند، تشکیل می دهند و این امر فرصت  ویژه ای برای تمرین مهارت مسئولیت پذیری و سایر مهارتهای اجتماعی است(آرونسون، 2000).

در کلاس های مبتنی بر الگوی جیگ ساو از الگوی یادگیری مشارکتی استفاده می شود. این الگو دقیقاً مانند پازل(جورچین) است. در جیگ ساو نیز، شرکت هر یک از دانش آموزان مانند هر تکه از یک پازل برای تکمیل کردن و فهمیدن کامل ماحصل و نتیجه نهایی ضروری است. اگر نقش هر دانش آموز بنیادی باشد پس وجود هر دانش آموز نیز ضروری است و این به طور دقیق همان چیزی است که سبب مؤثر واقع شدن این استراتژی شده است(بهرنگی و آقایاری، ۱۳۸۳).

1.Student teams-achievement devision

2.Teams games tournament.

1.Cooperative integrated reading and composition

[4] . Robert

[5] . Aronson

بنابراین روش جیگ ساو به طور خلاصه به این صورت است که: کلاس درس به گروههای 4 نفره تقسیم می شود. و در هر گروه هر یک از افراد بخشی از کار یا موضوع را برای مطالعه برعهده می گیرد، گروههای اولیه 4 نفره برای تشکیل تیم های تخصصی تقسیم می شوند و سپس گروه متشکل از افراد تخصصی  به بحث در فهم و یادگیری مطلب تلاش می نمایند و ماحصل یادگیری را به گروه اولیه ارائه می کنند و از دیگر اعضای گروه اولیه نیز که همین فرایند را دنبال نموده اند مطالبی را یاد می گیرند(بنت واستوان[1]، 1991). بعد از اجرای این فرایند معلم بایستی به ارزیابی میزان یادگیری دانش آموزان در موضوعات مد نظر بپردازد. بایستی برآورد نماید که آیا همه دانش آموزان در فرایند یادگیری فعالیت داشته اند یا خیر؟ علاوه بر این بایستی از دانش آموزان نیز خواسته شود که به ارزیابی آموخته های خود و دیگر اعضای گروه اقدام نمایند و سپس بایستی اهداف و مباحث یادگیری برای جلسه بعد را مشخص نمود و جلسه درس را خاتمه داد.  براین اساس روش جیگ ساو یک متد ویژه مشارکتی است که نزدیک به سه دهه پیشینه موفقیت و سودمندی را در ابعاد مختلف تربیت به همراه دارد، توانسته است در کاهش تضادها و نابرابری های نژادی، ایجاد جو مثبت و پویای یادگیری، نقش ارزنده ای را ایفا نماید(رابرت، 2007).

 

6- روش آموختن با هم[2]

این شیوه را جانسون و جانسون در سال 1987 ابداع نموده اند در این روش دانش آموزان در گروههای ناهمگن 4 تا 5 نفره مشغول انجام تکالیف خود می شوند. نتایج کار گروهی روی یک ورقه منعکس می شود و مبنای دریافت نمره یا روشهای گروهی همین کار مشترک است محور اصلی موفقیت در این روش یادگیری مشارکتی فعالیتهای درون گروهی مشترک و تشکیل جلسه های مباحثه منظم درباره ی چگونگی بهتر انجام دادن یک کار گروهی است.

 

7- روش پژوهش گروهی

این روش به وسیله ی شلوموشاران و بیل شاران در دانشگاه تلاویو طراحی شد این روش در اصل یک طرح عمومی اداره ی کلاس درس است که بر طبق آن دانش آموزان در گروههای کوچک با استفاده از روشهای مشارکتی بحثهای گروهی و برنامه ریزی مشارکت فعالیت می کنند در این روش دانش آموزان به گروههای 2 تا 6 نفره تقسیم می شوند. پس از انتخاب عنوان مورد مطالعه هر گروه آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم می کند و هر بخش را یکی از اعضاء مطالعه می کنند در آخرین مرحله هر یک از گروهها مجموع آموخته ها و یافته های خود را به صورت یک کار گروهی به بقیه کلاس ارائه می دهند.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک

گروههای هموار گروههای کوچک
همبستگی مثبت وجود دارد یا همه نجات می یابیم یا همه غرق می شویم. گفتگوی رو در درو هیچ همبستگی ای وجود ندارد دانش آموزان معمولاً برای خودشان کار می کنند. و به ندرت جواب هایشان را با یکدیگر مقایسه می کنند.
پاسخگویی فردی وجود دارد هر دانش آموز باید بر تمام مطالب مسلط باشد. بازخورد را به روی دوش دیگران گذاشتن بعضی از دانش آموزان اجازه می دهند تمام یا بیشتر کار را دیگران انجام دهند.
معلم مهارت های اجتماعی لازم را برای کار گروهی آموزش می دهد. مهارت های اجتماعی را به طور نظامند نمی آموزند.
معلم رفتار دانش آموزان را زیر نظر دارد. بازخورد و بحث درباره رفتار دانش آموزان رفتار دانش آموزان مستقیماً مورد مشاهده قرار نمی گیرد معلم اغلب با دانش آموزان دیگر کار می کند و یا درس جلسه ی بعد را آماده می کند هیچ نوع گفتگویی در مورد این که دانش آموزان چطور با یکدیگر کار کردند انجام نمی شود حداکثر ممکن است گفته شود کار خوبی بود سعی کنید دفعه ی دیگر در هنگام کار کمتر شلوغ کنید.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک: الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان، 1379).

 

گروههای مشارکتی با مشخصه ها و ویژگیهایی که برای این نوع یادگیری برشمرده شد از سایر گروههای بدون رویکرد مشارکتی متمایز می گردند. الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان) تفاوت فعالیت در گروههای کوچک را با گروههای همیار به شرح جدول زیر توصیف می نمایند؛ جاکوبز[3] و همکاران(2002) برخی تفاوت های میان آن کلاسهایی که تشویق کننده ی مشارکت و همیاری می باشند و آن کلاسهایی که منع کننده ی مشارکت می باشند را به شرح جدول زیر ذکر می نمایند؛ (به نقل از قلتاش، 1383).

 

 

کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی
نگاه به نوشته ی خودتان کنید. به آنچه که همردیفان انجام می دهند نگاه کنید تا از آنان یاد بگیرید به آنها کمک کنید و با ایده های آنها شریک شوید.
با بغل دستی خود صحبت نکنید. با بغل دستی به منظور مبادله ی ایده ها، مباحث، توضیح دادن پیشنهاد کردن و سئوال کردن هم صحبت شوید.
کار خود را انجام دهید و بگذارید همه کارشان را انجام دهند. در کار خود با دیگران سهیم شوید به گونه ای که کاری که با هم انجام می دهید بهتر از مجموع اجزای آن کار باشد.
اگر احتیاج به کمک دارید از معلم یاری بخواهید. اگر احتیاج به یاری دارید از هم گروهی ها و دیگران کمک بخواهید قبل از این که معلم تقاضای یاری نمایید.
جهت جلب توجه معلم با یکدیگر رقابت کنید. به هر دانش آموز یک فرصت بدهید که سخنگویی برای گروه باشد.
برای جوائز و پاداشها رقابت کنید. برای پاداشهای اصلی و فرعی مشارکت کنید.
کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی

 

 

سازماندهی کلاس درس برای روش تدریس جیگ ساو:

جاکوبز و همکاران(2002) در ترتیب بندی کلاس درس برای یادگیری مشارکتی بیان می دارند که جهت سازماندهی کلاس درس یا مشارکت موثر، جنبه هایی نیاز است که مورد ملاحظه قرار گیرند. دانش آموزان نیاز به نشستن نزدیک به هم دارند نزدیکی به هم امر سهیم شدن در مواد آموزشی و استفاده از گفتگوی مناسب که مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند را تسهیل می نماید.

ترتیب نشستن خود باید مولد مشارکت باشد. اغلب شاهد بوده ایم که یک گروه عملکرد مشارکتی خوبی نداشته این فقط به خاطر اینکه نحوه نشستن افراد در گروه به صورت مناسب نبوده است. به عنوان مثال یک دانش آموز خیلی دور از گروه قرار گرفته است و دانش آموز دیگری چنان نشسته که به آسانی قادر به برقراری ارتباط با دیگر افراد نیست شکل زیر دو نوع نشستن را بیانگر است:

 

در کلاس درس ترتیب نشستن افراد باید به گونه ای باشد که فضا برای چرخیدن در اطراف کلاس درس برای دیدن همه افراد در گروهها وجود داشته باشند به طور ایده آل معلم باید فضایی بین گروهها داشته باشد و جایگاهی که بتوان به طور راحت کل گروه را در نظر داشته با

1.Bennet & Stevahn

[2] . Learning together

[3] . Jacobs

بنابراین روش جیگ ساو به طور خلاصه به این صورت است که: کلاس درس به گروههای 4 نفره تقسیم می شود. و در هر گروه هر یک از افراد بخشی از کار یا موضوع را برای مطالعه برعهده می گیرد، گروههای اولیه 4 نفره برای تشکیل تیم های تخصصی تقسیم می شوند و سپس گروه متشکل از افراد تخصصی  به بحث در فهم و یادگیری مطلب تلاش می نمایند و ماحصل یادگیری را به گروه اولیه ارائه می کنند و از دیگر اعضای گروه اولیه نیز که همین فرایند را دنبال نموده اند مطالبی را یاد می گیرند(بنت واستوان[1]، 1991). بعد از اجرای این فرایند معلم بایستی به ارزیابی میزان یادگیری دانش آموزان در موضوعات مد نظر بپردازد. بایستی برآورد نماید که آیا همه دانش آموزان در فرایند یادگیری فعالیت داشته اند یا خیر؟ علاوه بر این بایستی از دانش آموزان نیز خواسته شود که به ارزیابی آموخته های خود و دیگر اعضای گروه اقدام نمایند و سپس بایستی اهداف و مباحث یادگیری برای جلسه بعد را مشخص نمود و جلسه درس را خاتمه داد.  براین اساس روش جیگ ساو یک متد ویژه مشارکتی است که نزدیک به سه دهه پیشینه موفقیت و سودمندی را در ابعاد مختلف تربیت به همراه دارد، توانسته است در کاهش تضادها و نابرابری های نژادی، ایجاد جو مثبت و پویای یادگیری، نقش ارزنده ای را ایفا نماید(رابرت، 2007).

 

6- روش آموختن با هم[2]

این شیوه را جانسون و جانسون در سال 1987 ابداع نموده اند در این روش دانش آموزان در گروههای ناهمگن 4 تا 5 نفره مشغول انجام تکالیف خود می شوند. نتایج کار گروهی روی یک ورقه منعکس می شود و مبنای دریافت نمره یا روشهای گروهی همین کار مشترک است محور اصلی موفقیت در این روش یادگیری مشارکتی فعالیتهای درون گروهی مشترک و تشکیل جلسه های مباحثه منظم درباره ی چگونگی بهتر انجام دادن یک کار گروهی است.

 

7- روش پژوهش گروهی

این روش به وسیله ی شلوموشاران و بیل شاران در دانشگاه تلاویو طراحی شد این روش در اصل یک طرح عمومی اداره ی کلاس درس است که بر طبق آن دانش آموزان در گروههای کوچک با استفاده از روشهای مشارکتی بحثهای گروهی و برنامه ریزی مشارکت فعالیت می کنند در این روش دانش آموزان به گروههای 2 تا 6 نفره تقسیم می شوند. پس از انتخاب عنوان مورد مطالعه هر گروه آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم می کند و هر بخش را یکی از اعضاء مطالعه می کنند در آخرین مرحله هر یک از گروهها مجموع آموخته ها و یافته های خود را به صورت یک کار گروهی به بقیه کلاس ارائه می دهند.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک

گروههای هموار گروههای کوچک
همبستگی مثبت وجود دارد یا همه نجات می یابیم یا همه غرق می شویم. گفتگوی رو در درو هیچ همبستگی ای وجود ندارد دانش آموزان معمولاً برای خودشان کار می کنند. و به ندرت جواب هایشان را با یکدیگر مقایسه می کنند.
پاسخگویی فردی وجود دارد هر دانش آموز باید بر تمام مطالب مسلط باشد. بازخورد را به روی دوش دیگران گذاشتن بعضی از دانش آموزان اجازه می دهند تمام یا بیشتر کار را دیگران انجام دهند.
معلم مهارت های اجتماعی لازم را برای کار گروهی آموزش می دهد. مهارت های اجتماعی را به طور نظامند نمی آموزند.
معلم رفتار دانش آموزان را زیر نظر دارد. بازخورد و بحث درباره رفتار دانش آموزان رفتار دانش آموزان مستقیماً مورد مشاهده قرار نمی گیرد معلم اغلب با دانش آموزان دیگر کار می کند و یا درس جلسه ی بعد را آماده می کند هیچ نوع گفتگویی در مورد این که دانش آموزان چطور با یکدیگر کار کردند انجام نمی شود حداکثر ممکن است گفته شود کار خوبی بود سعی کنید دفعه ی دیگر در هنگام کار کمتر شلوغ کنید.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک: الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان، 1379).

 

گروههای مشارکتی با مشخصه ها و ویژگیهایی که برای این نوع یادگیری برشمرده شد از سایر گروههای بدون رویکرد مشارکتی متمایز می گردند. الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان) تفاوت فعالیت در گروههای کوچک را با گروههای همیار به شرح جدول زیر توصیف می نمایند؛ جاکوبز[3] و همکاران(2002) برخی تفاوت های میان آن کلاسهایی که تشویق کننده ی مشارکت و همیاری می باشند و آن کلاسهایی که منع کننده ی مشارکت می باشند را به شرح جدول زیر ذکر می نمایند؛ (به نقل از قلتاش، 1383).

 

 

کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی
نگاه به نوشته ی خودتان کنید. به آنچه که همردیفان انجام می دهند نگاه کنید تا از آنان یاد بگیرید به آنها کمک کنید و با ایده های آنها شریک شوید.
با بغل دستی خود صحبت نکنید. با بغل دستی به منظور مبادله ی ایده ها، مباحث، توضیح دادن پیشنهاد کردن و سئوال کردن هم صحبت شوید.
کار خود را انجام دهید و بگذارید همه کارشان را انجام دهند. در کار خود با دیگران سهیم شوید به گونه ای که کاری که با هم انجام می دهید بهتر از مجموع اجزای آن کار باشد.
اگر احتیاج به کمک دارید از معلم یاری بخواهید. اگر احتیاج به یاری دارید از هم گروهی ها و دیگران کمک بخواهید قبل از این که معلم تقاضای یاری نمایید.
جهت جلب توجه معلم با یکدیگر رقابت کنید. به هر دانش آموز یک فرصت بدهید که سخنگویی برای گروه باشد.
برای جوائز و پاداشها رقابت کنید. برای پاداشهای اصلی و فرعی مشارکت کنید.
کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی

 

 

سازماندهی کلاس درس برای روش تدریس جیگ ساو:

جاکوبز و همکاران(2002) در ترتیب بندی کلاس درس برای یادگیری مشارکتی بیان می دارند که جهت سازماندهی کلاس درس یا مشارکت موثر، جنبه هایی نیاز است که مورد ملاحظه قرار گیرند. دانش آموزان نیاز به نشستن نزدیک به هم دارند نزدیکی به هم امر سهیم شدن در مواد آموزشی و استفاده از گفتگوی مناسب که مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند را تسهیل می نماید.

ترتیب نشستن خود باید مولد مشارکت باشد. اغلب شاهد بوده ایم که یک گروه عملکرد مشارکتی خوبی نداشته این فقط به خاطر اینکه نحوه نشستن افراد در گروه به صورت مناسب نبوده است. به عنوان مثال یک دانش آموز خیلی دور از گروه قرار گرفته است و دانش آموز دیگری چنان نشسته که به آسانی قادر به برقراری ارتباط با دیگر افراد نیست شکل زیر دو نوع نشستن را بیانگر است:

 

در کلاس درس ترتیب نشستن افراد باید به گونه ای باشد که فضا برای چرخیدن در اطراف کلاس درس برای دیدن همه افراد در گروهها وجود داشته باشند به طور ایده آل معلم باید فضایی بین گروهها داشته باشد و جایگاهی که بتوان به طور راحت کل گروه را در نظر داشته با

1.Bennet & Stevahn

[2] . Learning together

[3] . Jacobs

بنابراین روش جیگ ساو به طور خلاصه به این صورت است که: کلاس درس به گروههای 4 نفره تقسیم می شود. و در هر گروه هر یک از افراد بخشی از کار یا موضوع را برای مطالعه برعهده می گیرد، گروههای اولیه 4 نفره برای تشکیل تیم های تخصصی تقسیم می شوند و سپس گروه متشکل از افراد تخصصی  به بحث در فهم و یادگیری مطلب تلاش می نمایند و ماحصل یادگیری را به گروه اولیه ارائه می کنند و از دیگر اعضای گروه اولیه نیز که همین فرایند را دنبال نموده اند مطالبی را یاد می گیرند(بنت واستوان[1]، 1991). بعد از اجرای این فرایند معلم بایستی به ارزیابی میزان یادگیری دانش آموزان در موضوعات مد نظر بپردازد. بایستی برآورد نماید که آیا همه دانش آموزان در فرایند یادگیری فعالیت داشته اند یا خیر؟ علاوه بر این بایستی از دانش آموزان نیز خواسته شود که به ارزیابی آموخته های خود و دیگر اعضای گروه اقدام نمایند و سپس بایستی اهداف و مباحث یادگیری برای جلسه بعد را مشخص نمود و جلسه درس را خاتمه داد.  براین اساس روش جیگ ساو یک متد ویژه مشارکتی است که نزدیک به سه دهه پیشینه موفقیت و سودمندی را در ابعاد مختلف تربیت به همراه دارد، توانسته است در کاهش تضادها و نابرابری های نژادی، ایجاد جو مثبت و پویای یادگیری، نقش ارزنده ای را ایفا نماید(رابرت، 2007).

 

6- روش آموختن با هم[2]

این شیوه را جانسون و جانسون در سال 1987 ابداع نموده اند در این روش دانش آموزان در گروههای ناهمگن 4 تا 5 نفره مشغول انجام تکالیف خود می شوند. نتایج کار گروهی روی یک ورقه منعکس می شود و مبنای دریافت نمره یا روشهای گروهی همین کار مشترک است محور اصلی موفقیت در این روش یادگیری مشارکتی فعالیتهای درون گروهی مشترک و تشکیل جلسه های مباحثه منظم درباره ی چگونگی بهتر انجام دادن یک کار گروهی است.

 

7- روش پژوهش گروهی

این روش به وسیله ی شلوموشاران و بیل شاران در دانشگاه تلاویو طراحی شد این روش در اصل یک طرح عمومی اداره ی کلاس درس است که بر طبق آن دانش آموزان در گروههای کوچک با استفاده از روشهای مشارکتی بحثهای گروهی و برنامه ریزی مشارکت فعالیت می کنند در این روش دانش آموزان به گروههای 2 تا 6 نفره تقسیم می شوند. پس از انتخاب عنوان مورد مطالعه هر گروه آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم می کند و هر بخش را یکی از اعضاء مطالعه می کنند در آخرین مرحله هر یک از گروهها مجموع آموخته ها و یافته های خود را به صورت یک کار گروهی به بقیه کلاس ارائه می دهند.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک

گروههای هموار گروههای کوچک
همبستگی مثبت وجود دارد یا همه نجات می یابیم یا همه غرق می شویم. گفتگوی رو در درو هیچ همبستگی ای وجود ندارد دانش آموزان معمولاً برای خودشان کار می کنند. و به ندرت جواب هایشان را با یکدیگر مقایسه می کنند.
پاسخگویی فردی وجود دارد هر دانش آموز باید بر تمام مطالب مسلط باشد. بازخورد را به روی دوش دیگران گذاشتن بعضی از دانش آموزان اجازه می دهند تمام یا بیشتر کار را دیگران انجام دهند.
معلم مهارت های اجتماعی لازم را برای کار گروهی آموزش می دهد. مهارت های اجتماعی را به طور نظامند نمی آموزند.
معلم رفتار دانش آموزان را زیر نظر دارد. بازخورد و بحث درباره رفتار دانش آموزان رفتار دانش آموزان مستقیماً مورد مشاهده قرار نمی گیرد معلم اغلب با دانش آموزان دیگر کار می کند و یا درس جلسه ی بعد را آماده می کند هیچ نوع گفتگویی در مورد این که دانش آموزان چطور با یکدیگر کار کردند انجام نمی شود حداکثر ممکن است گفته شود کار خوبی بود سعی کنید دفعه ی دیگر در هنگام کار کمتر شلوغ کنید.

مقایسه فعالیت های گروههای مشارکتی با فعالیت های گروههای کوچک: الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان، 1379).

 

گروههای مشارکتی با مشخصه ها و ویژگیهایی که برای این نوع یادگیری برشمرده شد از سایر گروههای بدون رویکرد مشارکتی متمایز می گردند. الیس و والن(ترجمه رستگار و ملکان) تفاوت فعالیت در گروههای کوچک را با گروههای همیار به شرح جدول زیر توصیف می نمایند؛ جاکوبز[3] و همکاران(2002) برخی تفاوت های میان آن کلاسهایی که تشویق کننده ی مشارکت و همیاری می باشند و آن کلاسهایی که منع کننده ی مشارکت می باشند را به شرح جدول زیر ذکر می نمایند؛ (به نقل از قلتاش، 1383).

 

 

کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی
نگاه به نوشته ی خودتان کنید. به آنچه که همردیفان انجام می دهند نگاه کنید تا از آنان یاد بگیرید به آنها کمک کنید و با ایده های آنها شریک شوید.
با بغل دستی خود صحبت نکنید. با بغل دستی به منظور مبادله ی ایده ها، مباحث، توضیح دادن پیشنهاد کردن و سئوال کردن هم صحبت شوید.
کار خود را انجام دهید و بگذارید همه کارشان را انجام دهند. در کار خود با دیگران سهیم شوید به گونه ای که کاری که با هم انجام می دهید بهتر از مجموع اجزای آن کار باشد.
اگر احتیاج به کمک دارید از معلم یاری بخواهید. اگر احتیاج به یاری دارید از هم گروهی ها و دیگران کمک بخواهید قبل از این که معلم تقاضای یاری نمایید.
جهت جلب توجه معلم با یکدیگر رقابت کنید. به هر دانش آموز یک فرصت بدهید که سخنگویی برای گروه باشد.
برای جوائز و پاداشها رقابت کنید. برای پاداشهای اصلی و فرعی مشارکت کنید.
کلاسی که منع کننده مشارکت است. کلاس درس مشارکتی

 

 

سازماندهی کلاس درس برای روش تدریس جیگ ساو:

جاکوبز و همکاران(2002) در ترتیب بندی کلاس درس برای یادگیری مشارکتی بیان می دارند که جهت سازماندهی کلاس درس یا مشارکت موثر، جنبه هایی نیاز است که مورد ملاحظه قرار گیرند. دانش آموزان نیاز به نشستن نزدیک به هم دارند نزدیکی به هم امر سهیم شدن در مواد آموزشی و استفاده از گفتگوی مناسب که مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند را تسهیل می نماید.

ترتیب نشستن خود باید مولد مشارکت باشد. اغلب شاهد بوده ایم که یک گروه عملکرد مشارکتی خوبی نداشته این فقط به خاطر اینکه نحوه نشستن افراد در گروه به صورت مناسب نبوده است. به عنوان مثال یک دانش آموز خیلی دور از گروه قرار گرفته است و دانش آموز دیگری چنان نشسته که به آسانی قادر به برقراری ارتباط با دیگر افراد نیست شکل زیر دو نوع نشستن را بیانگر است:

 

در کلاس درس ترتیب نشستن افراد باید به گونه ای باشد که فضا برای چرخیدن در اطراف کلاس درس برای دیدن همه افراد در گروهها وجود داشته باشند به طور ایده آل معلم باید فضایی بین گروهها داشته باشد و جایگاهی که بتوان به طور راحت کل گروه را در نظر داشته با

1.Bennet & Stevahn

[2] . Learning together

[3] . Jacobs

خانواده الگو های انفرادی

دنیا از آغاز کودکی به ما نقش می دهد.محیط اجتماعی به ما زبان می آموزد،به ما چگونه رفتار کردن را یاد می دهد،و برایمان دوست داشتن را فراهم می آورد.اما خودهایمان همواره به خود شکل می دهند و محیط های درونیشان را می آفرینند.هر یک از ما هویت خود را درون این دنیاها خلق می کنیم.شخصیت های مدامت مشخصی از اوان زندگی را در خود دارند (وایت،1980).هنوز استعداد بسیاری برای تغییر داریم که می توانیم با دامنه گسترده فضاها و محیط های فیزیکی خود را سازگار کنیم .بدون دیگران کامل نمی شویم.می توانیم دوست بداریم و دوستمان بدارند و شاید با آن بتوانیم به بیشترین رشد خود دست یابیم.

برعکس،می توانیم رفتار های نا موثری پیش بگیریم و از دنیا تسلیم شدن و سر فرود اوردن به ما را انتظار داشته باشم و بخواهیم بدترین نمودمان را باور کنیم.از بهترین ها هستیم و می توانیم خیره سر باشیم.

الگوهای انفرادی تدریس هدف هاس مشترکی دارند.اول با بهبود اعتماد به نفس و ایجاد واقعگرا از خویشتن و ابراز عکس العمل های همدلانه به دیگران و شاگردان را بسوی سلامت عاطفی و عقلی بیشتر هدایت می کنند.دوم به آموزشی که بر گرفته از نیاز ها و تمایلات خود شاگردان است می افزایند و شاگردان چون عضوی موثر در تصمیم گیری برای انتخاب مطلب یادگیری خود به حساب می اورند.سوم ،انواع خاصی از تفکرات کیفی مانند خلاقیت و ابراز نظر فردی را رشد می دهند.از این الگو ها می توان به چهار طریق استفاده کرد:

اول،می توان الگو های انفرادی را بعنوان الگوهای عمومی تدریس حتی برای طرح آموزشی که فلسفه آموزش غیر مستقیم را بعنوان محور اصلی یا رویکرد عمده اموزشی خود می پذیرد به کار برد.

دوم می توان الگوهای انفرادی را بعنوان چاشنی سایر الگوها برای تنظیم محیط مناسب یادگیری به کار برد.بطور مثال می توان خودپنداری دانش آموزان را همواره همراه خود داشت ، و می توان در این باره اندیشید.که چگونه انچه را که انجام می دهیم شکل دهیم که دانش آموزان مثبت بودن خود را تا حداکثر اندازه احساس کنند و چه باید کرد تا این احتمال به حداقل برسد که آموزش به حذف آنها به عنوان انسان نیانجامد.به عبارتی دیگر می توان از این الگو ها برای توجه به کیفیات و احساسات فردی دانش آموزان ،فراهم اوردن فرصت های مناسب برای مشارکت با ما و برقرار ساختن ارتباط مثبت با انها استفاده کرد.

سوم،می توانیم از خواص یگانه این الگوها برای مشورت دهی به شاگردان در هنگامی استفاده کنیم که بخواهیم به شاگردان کمک کنیم تا به دنیای بیرون خود کامل تر و مثبت تر ارتباط برقرار سازند.

چهارم،می توان برنامه درسی دروس مختلف را بر محور شاگردان تنظیم کرد.روش های تجربی در آموزش خواندن به طور مثال داستان هایی که دانش آموزان نقل می کنند بعنوان مطالب اولیه برای خواندن و یا پیشینه ای که دانش آموزان بعموان مطلبی عمده انتخاب می کنند در هنگامیکه دانش آموزان شایستگی لازم برای این کار  را دارند استفاده می کند.

خانواده الگو های انفرادی در ترکیب با الگوهای دیگر می توانند برای طرح درس مستقل از جمله برنامه مبتنی بر منابع بکار روند.خانواده الگوهای انفرادی علاوه بر این باور که رشد شاگرد بعنوان یک فرد به لحاظ اموزشی به نوبه خود هدف با ارزشی است اعتقاد دارد که فراگیرآن رشد یافته تر مثبت تر خودشکوفا تر در یادگیری توانمند ترند .بنابراین الگوهای انفرادی با عطف توجه به روان دانش آموزان موجب افزایش توجه پیشرفت تحصیلی انها می شود.تحقیقات بسیاری از این نظر جانبداری می کنند (روباک ،بوهلرو آسپای ،1976) که دانش اموزام معلمانی که استفاده از الگو های انفرادی را چاشنی استفاده از سایر الگو ها قرار دادند از پیشرفت تحصیلی بیشتری برخوردارند.مجموع مطالعات هان وجویس و همکارانشان(رجوع شود به جویس ،چک،و براون،1981) بیان می کنند  چگونه می توان آموزش را با الگوهای بسیار متنوعی که برای دانش آموزان تنظیم شده باشند اثربخش تر کرد.از روی این الگوهای انفرادی چند نمونه برای نشان دادن سبک آنها انتخاب شده است.با مطالعه فصل الگوی تدریس غیر مستقیم کارل راجرز می توان فلسفه  و فنون مورد استفاده سخنگوی اصلی این خانواده الگوهای انفرادی را مشاهده کرد،و فصل مربوط به حالات رشد ،سازمان کلاس را به عنوان جامعه ای که شاگردان خود ان را تنظیم می کنند معرفی میکند.

 

روش های آموزش انفرادی

نظام های آموزشی جهان امروز در موقعیتی به فعالیت خود ادامه ومی دهند که تغییرات سریع علمی و فناوری بر تمام جنبه های زندگی انسان اثر جدید تاثیر گذاشته است.تافلر (1980)در کتاب موج سوم ،ضمن تحلیل نمراحل تحول در تاریخ تمدن بشر،به تحلیل آخرین مرحله از تحول یعنی پیدایش عصر فرا صنعتی یا عصر اطلاعات می پردازد که از اواسط قرن بیستم شروع شده است.بر اساس تحلیل تافلر به رغم ظهور عصر اطلاعات،بسیاری از نظام اموزشی نه تنها هوز پا فراتر از عصر صنعتی نگذاشته اند بلکه در فرایند گذر دچار نوعی اشفتگی نیز شده اندوهنوز در فرایند تحصیل دنش اموزان مشغول یادگیری مهارت های پایه و مقدماتی اند.انها نه تنها مهارت های سطح بالا را که نیاز اثر اطلاعات است نمی اموزند بلکه در اکثر نظام های اموزشی از تجربه مربوط به حیات ذهنی محروم اند(چنس،1986).

شکل گیری دید گاه های جدید تربیتی علیه عملکرد نظام های اموزشی ایجاب می کنند که متخصصان تعلیم و تربیت چه معلمان و چه مدیران اموزشی بدون هیچ نوع سوء گیری به بازنگری و باز آزمایی دقیق و عالمانه فرایند اهمیت های اموزشی موجود و اندیشه های حاکم بر ان بپردازند.زیرا پا فشاری لجوجانه بر انجام فعالیت های اموزشی به همان شیوه گذشته ،در آماده سازی نسل جوان برای زندگی اینده موثر نخواهد بود.بسیاری از صاحبنظران تربیتی از رویکردی حمایت می کنند که یبر اساس تجاربشخصی و بسط اندیشه بر پایه مطالعه،چالش و درگیری و دیدگاه های مختلف در فرایند اموزش –یادگیری شکل گرفته باشد. براساس چنین رویکردی محیط های یادگیری دیگر نمی توانند محدود به اموزش رسمی و سنتس شوند،دیگر نمی توان باور داشت که پرورش ارتقاء اندیشه افراد تنها محصول رخداد های اموزشی درون نهاد های تربیتی باشد ،زیرا در جهان امروز پیشرفت و گسترش دانش به گسترش فناوری های پیشرفته عصر اطلاعات گره خورده و حوزه دانش دائما در حال تحول است.بنابراین اطلاعات علمی دیگر محدود به کتاب های درسی تالیف و چاپ شده نیست و نمی توان یک محتوای علمی را در سال های مامادی و در همه جا بطور یکسان مورد استفاده قرار داد.از سوی دیگرفحجم یافته های علمی و دانش بشری به اندازه ای است که هرگز کلاس های درس با روش های متعارف قادر به انتقال آنها نخواهد بود…….. سوال اساسی در مقابل چنین تحولی این است که:

-چگونه می توان محیط های آموزشی را بصورت بستری مناسب برای شناخت یافته های علمی و کسب دانش روز فراهم کرد؟

 

آموزش انفرادی و ویژگی های آن

آموزش انفرادی به آموزشی گفته می شود که دانش آموزان در فعالیت های خود مستقل باشند و پیشرفت تحصیلی بر اساس توان فردی آنها صورت گیرد.محتوای آموزشی باید به نحوی نوشته و سازماندهی شود که دانش آموز بتواند،در درون مدرسه یا خارج از آن به طور مستقل به مطالعه و کسب تجارب یادگیری بپردازد.اما نظام آموزشی یا معلم موظف است امکانات مورد نیاز را در محیط آموزشی فراهم سازد تا دانش آموزان به تناسب موقعیت و نیازشان به مطالعه و یادگیری بپردازند..در این نوع آموزش،اغلب محتوایی یکنواخت و سازمان یافته به صورت نوشتاری چاپی یا الکترونیکی در اختیار یادگیرندگان قرار می گیرد.زمان و نوع فعالیت اغلب خود گردان ،و نسبتا خود کنترل انعطاف پذیر است.اما توجه دانش آموزان دقیقا باید بر جنبه هایی از موضوع متمرکز شود که مرتبط یا اهداف آموزشی است محتوای آموزشی بصورت برنامه ای منظم ، گام به گام اغلب به شکل نوشتاری ،دیداری-شنیداری ،و الکترونیکی طراحی و سازماندهی می شود.آموزش ها معمولا به دو منظور طراحی می شوند،یا بصورت یک روش مستقل جایگزین محتوای سنتی می شوند یا به منظور تکمیل و حمایت از روش سنتی متداول مورد استفاده قرار می گیرند.

در رویکرد حمایتی،محتوا معمولا به صورت بسته های آموزشی در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد.این  نوع از برنامه های درسی ،جایگزین برنامه های سنتی نمیشوند بلکه تنها نقش تکمیلی و حمایتی دارند.تحقیقات نشان داده اند دانش آموزانی با توانایی متوسط در یادگیری ،بیشتر از دانش آموزان ضعیف از این نوع امکانات استفاده می کنند.

اگر محتوای تنظیم شده به عنوان محتوای جایگزین مطرح باشد باید به عنوان محتوای اصلی در اختیار همه دانش آموزان قرار گیرد تا همه یادگیرندگان محتوای مورد نظر را گام به گام مطالعه کنند.اما پیشرفت هر کس بر اساس توان فردی خود اوست،یعنی افراد زمانی می توانند وارد مباحث بعدی شوند که مباحث یا واحد های قبلی را تا حد تسلط آموخته باشند.

آموزش های انفرادی ممکن است به صورت گروهی یا از راه دور انجام شوند.کسانی که به دلایل مختلف امکان حضور در محیط آموزشی رسمی را ندارند می توانند از امکانات برنامه های از راه دور ،چه در درون نظام آموزشی و چه در خارج از آن به روش های مختلف مانند: منابع نوشتاری متنی،نوارهای ویدیویی،مراکز چند رسانه ای،کنفرانس یارانه ای و امکانات دانشگاه مجازی استفاده  کنند، وبوسیله شبکه های اینترنتی با معلمان خود ارتباط برقرار نمایند.

قوانین اجرایی و آموزشی در این رویکرد به اندازه کافی انعطاف پذیر است تا دانش آموزان با سطوح مختلف توانایی و علایق بتوانند از عهده ی مسئولیت های یادگیری و پیشرفت تحصیلی خود بر آیند.برنامه درسی علاوه بر خود آموز بودن جذاب و بر انگیزاننده اند.در واحد درسی اهداف رفتاری و شاخص های شایستگی دقیقا مشخص شده اند.در نتیجه دانش آموزان در فرایند یادگیری همواره می توانند بر فعالیت و میزان پیشرفت خود نظارت و کنترل داشته باشند.در هر صورت آموزش انفرادی آموزشی دانش آموز محور است که یادگیرنده در آن نقشی فعال دارد ،و معلم ضمن فراهم آوردن شرایط یادگیری نقش راهنما و هدایت کننده را بر عهده دارد.اهداف مهم این نوع آمووزش عبارتند از:

1.رعایت تفاوت های فردی؛

2.رشد استقلال در عمل و یادگیری؛

3.ایجاد مهارت در مطالعه؛

4.عادت به مطالعه مستمر؛

5.پیشرفت بر اساس توان فردی؛

6.خود تحولی و خود سنجی (خود ارزشیابی)

7.یادگیری در حد تسلط.

نظام یادگیری انفرادی با تمام تنوع خود ،با رایانه و چه بدون رایانه ،منعکس کننده کاربرد نظریه رفتار گرایی در فرایند یاددهی-یادگیری است.بر اساس این نظریه صاحب نظران مختلف ،روش های مختلفی را در آموزش انفرادی ارائه داده اند که معروف ترین انها روش اسکینر،کلر و بلوم است.

آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه اسکینر

با پیشرفت روانشناسی یادگیری و ظهور دیدگاه های جدید در آموزش،اسکینر(1954)در مقاله ای تحت عنوان علم یادگیری و هنر تدریس ضمن نقد روش های سنتی آموزش . تحلیل مشکلات موجود در فرایند یاددهی –یادگیری ،در نهایت،روش آموزش برنامه ای را برای حل معظلات آموزشی تجویز کرد.

اصطلاح آموزش برنامه ای معمولا برای توصیف محتوایی منظم و خود آموز بکار برده می شود که بتواند بدون نیاز به حضور معلم بطور خود آموز موجب یادگیری شود.بر اساس این تعریف تمام کتاب های درسی نوعی مواد آموزشی برنامه ریزی شده به حساب می آیند.اما تعریف فنی این اصطلاح ،گستره ی آن را محدود می سازد.در تعریف فنی آموزش برنامه ای آموزشی انفرادی است که می کوشد یادگیری را با نیاز دانش آموزان هماهنگ سازد.این روش بر اساس مجموعه ای از عده ای رفتاری طراحی و مواد آموزشی به واحد هایی کوچک تحت عنوان چهارچوب یا گام تقسیم می شود.در هر گام تکلیفی مشخص شده است که دانش آموزان از طریق مطالعه یا انجام آنها به هدف های مور نظر دست می یابد.گام ها باید بر اساس رفتار ورودی دانش آموزان نوشته و تنظیم  هدایت می گردد.در این نوع برنامه ،گام های مستقیم را گام اصلی و گام های فرعی را گام جبرانی می نامیم.عده از گام های جبرانی این است که دانش آموز با دریافت اطلاعات اضافی ،اشتباه خود را اصلاح کند و سپس به گام اصلی برگردد.

آموزش برنامه ای شاخه ای از چند جهت با آموزش برانامه ای خطی متفاوت است:

1.مراحل و گام های برنامه ای شاخه ای ،طولانی تر از آموزش برنامه ای خطی است.

2.همه دانش آموزان دقیقا با یک روش برنامه را دنبال نمی کنند .دانش آموزانی که به تمام پاسخ ها جواب صحیح می دهند از کوتاهترین راه ممکن به ف  عالیت خود ادامه می دهند.

در غیر این صورت به گام های فرعی یا ترمیمی هدایت شده،مطالب شفاف تری را در برنامه دریافت می کنند،و در صورت موفقیت،به گام های اصلی باز می گردند.

آموزش برنامه ای آنگونه که اسکینر و طرفداران آن اعلام می کردند در عمل چندان موفق نبوده (آزوبل ،1968،474،476).شرام(1964)با مرور 165تحقیق در آموزش برنامه ای به این نتیجه رسید که هیچ شواهدی دال بر برتری این نوع برنامه با اموزش سنتی وجود ندارد.حتی بررسی های او نشان داد که برنامه های کوتاهی که گام های آنها بطور تصادفی مرتب شده اند می توانند به اندازه برنامه هایی که بطور منطقی تنظیم شده اند موثر باشند.همچنین بر اساس نتایج استخراج شده ،آموزش نه تنها بهتر یا سریع تر از آموزش معلمان نیست بلکه توانایی لحاظ کردن تفاوت های فردی دانش آموزان را ندارد،مگر اینکه از رایانه در آموزش برنامه ای استفاده شود.

 

آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه بلوم

روش آموزش انفرادی بلوم ،بر اساس الگوی جان کارول (1963)طراحی شده است.کارول بر این باور بود که میزان یادگیری تابعی است از زمان صرف شده در آموزش و زمان مورد نیاز که بستگی به شایستگی (استعداد)و شرایط مطلوب آموزشی دارد:

زمان منظور شده برای یادگیری/  زمان مورد نیاز برای یادگیری   F=  میزان یادگیری

بر اساس نظریه بلوم هر کدام از مراحل یادگیری را می توان به تعدادی اهداف مشخص تجزیه کرد و آن چنان آموزش داد که بیشتر دانش آموزان بتوانند به آن اهداف دست یابند.اگرچه روش های پیشنهادی  بلوم تفاوت اساسی با روش های متدول ندارد اما از چند جهت با انها متفاوت است:

1.روش های بلوم به سوی اهداف مشخص از پیش تعیین شده هدایت می شود.

2.برای تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان از ارزشیابی تکوینی بطور مستمر استفاده می شود.

3.برای اصلاح نواقص و کمبود های یادگیری از شیوه های متعددی چون:جلسات مطالعه،آموزش خصوصی ،باز آموزی ،و انتخاب مواد آموزشی جایگزین به صورت های مختلف مانند برنامه تلوزیونی ،فیلم و نوار های ویدئویی استفاده می شود.

4.پیشرفت دانش آموزان از یک واحد به واحد دیگر به صورت گروهی صورت می گیرد.

برای اجرای این روش ابتدا زمینه آشنایی دانش آموزان با اهداف آموزشی فراهم و زمان  اموزش هر واحد بر اساس دانش آموزانی که بیشترین زمان را برای تسلط نیار دارند تعیین می گردد.در نهایت به تمامی دانش آموزانی که اهداف دوره را تا حد تسلط یاد گرفته باشند نمره الف و به تمام کسانی که نتوانسته اند به حد تسلط برسند نمره نا تمام داده می شود.لذا در چنین رویکردی هیچ گونه مردودی وجود ندارد.

نظام آموزشی بلوم ،همچون کلاس های معمولی ،زمان یکسانی را برای همه دانش آموزان در نظر می گیرند.این امر سبب می شود که دانش آموزان ضعیف نمرات پایین تری را در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی کسب کنند و بر عکس،دانش آموزان قوی به نمره هایی 80،90 و حتی گاهی 100که معیار یادگیری در حد تسلط است و یادگیری کامل،زمان کافی و حتی زمانی بیشتر از نیاز در اختیار دارند ،در حالیکه دانش آموزان ضعیف از این موقعیت برخوردار نیستند.

کارول معتقد بود که کیفیت آموزش ،انگیزش،استعداد یا توانایی فهم دانش آموزان یادگیری و رسیدن به حد تسلط بسیار موثر است.در واقع او میزان یادگیری را تابعی از عوامل زیر می دانست:

 

F()       =میزان یادگیری

 

بلوم و همکارانش تلاش می کردند با طرح  اجرای این نظریه،یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را افزایش می دهند.آنها در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده بودند که در روش آنها تنها 5 الی 10 درصد از دانش آموزان کلاس نمی توانند با وجود وقت کافی به نمره الف یا ب دست یابند و توصیه کردند این عده که توان پیشرفت همگام با بقیه را ندارند به کلاس های آموزش خصوصی هدایت شوند.

 

آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه کلر

کلر در سال 1968 مقاله هیجان انگیزی در زمینه آموزش انفرادی منتشر کرد.که تجدید حیاتی برای آموزش کالج ها و دانشگاه ها بود.تا سال 1975 حدود 2 هزار واحد درسی بر اساس طرح کلر نوشته شد که هر واحد درسی معمولا 15 الی 30بخش تقسیم می شد.دانش آموز می بایست هر بخش را مطالعه کند،و سپس در صورت موفقیت در ارزشیابی می توانست بخش بعدی را ادامه دهد.اهدافی که طرح کلر بر مبنای انها طراحی می شد عبارت بودند از:

1.پیشرفت بر اساس توان فردی.دانش آموز باید بخش ها را با توجه به توان خود و زمانی که در اختیار دارد مطالعه کند.هر وقت احساس کند که مطالب آن بخش را یاد گرفته است آمادگی را برای ارزشیابی اعلام کند.در این طرح هر کس بر اساس توانایی های خود مطالعه و پیشرفت می کند،و ممکن است پیشرفت و میزان یادگیری او ارتباطی با سایر همکلاسانش نداشته باشد.به عبارت دیگر ،تفاوت های فردی دانش آموزان در فرایند فعالیت های آموزشی کاملا رعایت می شود.

2.یادگیری در حد تسلط .تا وقتی که یک دانش آموز بخش مورد مطالعه خود را تا حد تسلط یاد نگرفته باشد نمی تواند مطالب جدید را شروع کند.هیچ تنبیه یا مجازاتی نیز برای عدم موقعیت او وجود ندارد.لازم چنین رویکردی ساختن تعهداتی ازمون های هم تراز است ،بدلیل اینکه امکان ارزشیابی های مجدد وجود دارد.از نظر زمان یادگیری و رسیدن به سطح مطلوب محدودیتی وجود ندارد.دانش آموز می تواند انقدر به مطالعه و سنجش خود ادامه دهد تا در یادگیری آن بخش به سطح قابل قبولی برسد.معیار قابل قبول معمولا 80الی 90 درصد کسب امتیاز در ارزشیابی است، و همان طور که اشاره شد کسانی که نتوانند در زمان تعیین شده امتیاز مورد نظر را کسب کنند باید به آموزش خصوصی هدایت شوند.

3.آموزش خصوصی.اساس کار در آموزش خصوصی توجه به نیاز های علمی ،علایق و توانایی های شخصی دانش آموزانی است که نتوانسته اند در کلاس های متعارف موقعیتی در حد تسلط کسب کننند در این رویکرد باید بهترین معلم انتخاب و علاوه بر وی،تعدادی از دانش آموزان قوی و پیشرفته بعنوان دستیار معلم به کار گرفته شوند.دستیار ها می توانند در زمینه های مختلف مانند حل مسائل ،توضیح و تحلیل موضوع و تمرین مهارت ها به دانش آموزان ضعیف کمک کنند .دانش آموزان چون از نظر سنی و سایر ویژگی ها نزدیک به دستیار ها هستند زبان آنها را بهتر می فهمند،امنیت بیشتری احساس می کنند ومشکلات خود را به راحتی با آنها در میان می گذارند و در آموزش خصوصی معلم باید به مجموعه ای از عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشند.زیرا این گروه از دانش آموزان تجربه تلخی از شکست گذشته در ذهن دارند.اگر آموزش آنها نتیجه بخش نباشد تجربه ناموفق دیگری بر تجربه تلخ آنها افزوده خواهد شد و در این صورت ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.معلم باید با محترم شمردن دانش اموز و ارزش قائل شدن برای وی محیط آموزشی گرو و صمیمی بوجود آورد . او نباید دانش آموز خصوصی اش را با سایر دانش آموزان مقایسه کند بلکه باید پیشرفت وی را با گذشته اش مقایسه مند و اگر پیشرفت یادگیری او حتی از حد استاندارد معمول پایین تر ولی نسبت به گذشته اش بهتر باشد باید مورد تشویق قرار گیرد.جلسات آموزشی نیز باید راحت و متناسب با سن و وضعیت تحصیلی دانش آموز باشد.

4.راهنماییی بجای آموزش .در آموزش خصوصی نقش معلم بیشتر راهنمایی است.راهنمایی ممکن است بیشتر به صورت تعامل در کلاس یا بوسیله ارائه دفترچه راهنما انجام شود.دفترچه راهنما باید هدف واحد های مختلف و روش مطالعه آنها را دقیقا مشخص نماید،منابع قابل دسترسی را معرفی کند،چگونگی فعالیت در کلاس را توضیح دهد و نمونه هایی از آزمون های پایان هر بخش را ارائه نماید.

5.استفاده از روش های مکمل همراه با روش های سنتی.برای تقویت و تسهیل یادگیری،معلم باید ز برنامه های مکمل مانند سخنرانی،نمایش ،فیلم،تلوزیون و ویدئو کنفرانس استفاده کند و برنامه های مکمل اغلب برای تحریک،تسهیل و تشریح مطالب آموزشی طراحی می شوند و حضور دانش آموزان در این نوع برنامه  ها باید داوطلبانه باشد.

طرح(شخصی کردن نظام آموزشی)کلر(1968)در واقع شکل بسط یافته یادگیری تا حد تسلط علوم است.این طرح ابتدا برای تدریس درس روان شناسی مقدماتی( در سطح دانشگاه)به اجرا در آمد،و سپس به تدریج در رشته های متنوع دیگر بکار برده شد.اگرچه این طرح در مدارس ابتدایی و متوسطه بطور گسترده ارائه نشده است،اما اصول و روش های پیشنهادی آن در این سطح نیز می تواند به خوبی دانشگاه مفید باشد.

در نظام آموزش انفرادی کلر،پس از تعیین اهداف و مواد اموزشی،واحد های درسی با دقت طراحی و سپس هر واحد به بخش های کوچکی تقسیم می شود.در فرایند فعالیت های آموزشی ،دانش آموز می تواند زمان مطالعه و یادگیری را بر اساس نیاز خود تنظیم کند و پس از اتمام هر بخش چنانچه دانش آموز آمادگی داشته و داوطلب ارزشیابی باشد از او آزمون گرفته می شود.نتیجه آزمون باید بلافاصله مشخص و به او ابلاغ شود.در صورت موفقیت می تواند بخش بعدی ان واحد را آغاز کند و اما دانش آموزی که هنوز کارش به اتمام نرسیده و نیاز بیشتری به زمان داشته باشد به او فرصت بیشتری داده می شود.معمولا برای دانش آموزانی که سرعت یادگیریشان خیلی کند باشد آموزش خصوصی به صورت برنامه تکمیلی و تقویت کننده به شکل های مختلف ارائه می گردد.طرح کلر بسیار نزدیک به اندیشه بلوم در نظام آموزش انفرادی است.زیرا هر دو به تفاوت های فردی و شرعی یادگیری دانش آموزان توجه دارند و می کوشند انگیزش درونی و انتظار موقعیت را در آنان تقویت کنند.اگرچه اسکینر،بلوم و کلر را می توان از پایه گذاران نظام آموزش انفرادی دانست،اما روش های آموزش انفرادی منحصر به روش های ارائه شده ی آنها نست.در اینجا چند روش دیگر مانند روش های آموزش انفرادی تجویز شده،آموزش انفرادی هدایت شده و آموزش به کمک رایانه به اختصار تجزیه و تحلیل می شوند.

 

روش تدریس یادگری در حد تسلط

در یادگیری در حد تسلط اساسی ترین مفهوم “تسلط” است.تسلط به مقدار یادگیری واقعی یادگیرنده اشاره می کند.مفهوم تسلط به مفهوم مهارت هم نزدیک است.مهارت به کارآمدی فرد در استفاده از یادگیری هایش اشاره می کند.هر چند که تسلط به اثر بخشی فراید یادگیری در ایجاد یادگیری مطلوب اشاره می کند.اندرسون و بلاک می گویند،مهارت بدنبال تسلط می آید؛یعنی نخست شخصی باید ابتدا بر کاری تسلط یابد تا بعد در آن ماهر شود.یادگیرندگان از راه تمرین کردن یادگیری هایی که قبلا برآنها تسلط یافته اند مهارت کسب می کنند.بنابراین می توان گفت تسلط پیش نیاز مهارت است.

کنترل میزان تسلطی که دانش آموز در فرایند آموزش بدست می آورد از طریق آزمون های مرحله ای تکوین و پایانی، تجمعی و تراکمی ،امکان پذیر است.

بر طبق نظریه روزنشتاین عواملی که زمینه ساز تسهیل و فرایند یادگیری اند،عبارتست از:تمرین های گام به گام،تمرینات مبتنی بر مثال هایی درباره ی مهارت ها و مفاهیم جدید،گفتار های توضیحی درباره ی مواد مورد نظر برای یادگیری،تلاش برای تسلط بر مفهوم یا مهارت و دوری از بی صبری و تشریح مجدد نکات.

معلم باید تلاش کند متناسب با نوع درس و زبان بازخوردهای مناسب را ارائه دهد.

 

مراحل اجرای روش تدریس یادگیری در حد تسلط

روش حاضر از پنج مرحله برای آموزش مفاهیم ومهارت هاست که به ترتیب زیر تشریح می گردند.

مرحله نخست: آماده سازی درس 

در مرحله ی نخست معلم درس را می خواند و فعالیت های زیر را انجام می دهد:

1.اهداف یا هدف درس را معین می کند.

2.رابطه ی بین محتوای درس با یادگرفته های پیشین دانش آموزان را تعیین می کند.

3.مسئولیت دانش آموزان را برای تمرین و یادگیری معین می کند.

 

مرحله دوم: ارئه درس:

معلم در مرحله دوم مفاهیم و مهارت طرح شده در غالب اهداف درس ر ا متوجه قرار می دهد.او در مرحله دوم عموما به صورت زیر عمل می کند.

1.مفهوم جدید را شرح می دهد.

2.گام های دستیابی به مهارت را معین می کند.

3.ابزار های کمک آموزشی مناسب را تدارک می بیند.

 

مرحله سوم :تمرین منظم:

در مرحله ی حاضر،تمرینی که دانش آموز انجام می دهند به دستورالعمل معلم وابسته است.

1.معلم،دانش آموزان را بر اساس گام هایی که در مرحله شماره 2 اشاره کرده است ،هدایت می کند.

2.او لغزش های دانش آموزان را تصحیح و پیشرفت های آنان را مورد تمجید قرار می دهد.

3.اصول کار گروهی برای رسیدن به اهداف درس را مشخص می سازد.

 

مرحله چهارم:تمرین هدایت شده

هر اندازه که اطلاعات و تبهر دانش آموز بیشتر شود از میزان وابستگی او به معلم کاسته می شود. در این مرحله کار معلم هدایت برنامه های نیمه مستقل دانش آموزان است.دانش آموزان برای اجرای دستورات معلم تلاش می کنند و معام تلاش می کند تا اقدامات زیر را انجام دهد:

1.تدارک تمرین های مناسب.

2.بازنگری تمرین ها.

3.تدارک بازخوردهای اصلاحی و تقویتی.

 

مرحله پنجم:تمرین مستقل

معلم تا مرحله پنجم دانش آموزان را با دو مرحله وابسته به معلم و نیمه مستقل برای دستیابی به مهارت و یادگیری مفاهیم پیش برده است.در مرحله پنجم روش تدریس حاضر است،معلم فعالیت های زیر را انجام می دهد:

.برای فعالیت های مستقل یادگیری در کلاس و منزل تکلیف تعیین می کند.یافته های دانش آموزان را بررسی می کند و بازخورد های لازم را رائه می دهد.