اهمال کاری تحصیلی

اهمال کاری تحصیلی یکی از شایع‌ترین مشکلات در سطوح مختلف تحصیلی است که به تمایل غالب فراگیران برای به تأخیر انداختن فعالیت‌‌ها و هدف‌های تحصیلی اشاره دارد، تا آنجایی‌که عملکرد بهینه را تحت تأثیر قرار می‌دهد (الیس،1997، به نقل از الکساندر و انوگبازی، 2007؛ جوکار، 1386). اهمال کاری تحصیلی اغلب با اضطراب همراه است (والترز، 2003). به عبارت دیگر اهمال کاری تحصیلی، طفره رفتن از انجام تکالیف، غفلت از آماده شدن برای امتحان و نوشتن مقاله‌ها تا آخرین روزها و لحظات ترم تحصیلی می باشد (سولومون و راثبلوم ، 1984).

اهمالکاری‌ تحصیلی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت‌های تحصیلی تعریف نموده‌اند که تقریبا همیشه با اضطراب توام است (سولومون و راثبلوم، 1984؛به نقل از جوکار، 1386).
اهمالکاری تحصیلی از نظر فراوانی و شدت بین همه دانش آموزان یکسان نیست. برخی از آنان فقط در برخی شرایط و تکالیف تحصیلی اهمالکاری می کنند درحالیکه تعدادی دیگر در بسیاری از شرایط اهمالکار هستند. دانش آموزان ممکن است در زمینه تصمیم گیری برای انجام یک تکلیف مشکل داشته باشند و یا در مورد انجام تکلیفی برنامه ریزی کنند اما تا لحظه آخر به آن عمل نکنند و یا ممکن است در آخرین لحظات به یاد آورند که باید تکلیفی را انجام دهند بدون آنکه به آن فکر کرده باشند و برای آن برنامه ریزی کرده باشند و زمان زیادی برای آن داشته باشند.در چنین شرایطی با ناامیدی و اضطراب شروع به انجام آن تکلیف می کنند که نتیجه تلاش‌‌هایشان دراغلب اوقات چندان مطلوب نخواهد بود (دی و منسینگ و اسالیوان ،2002).
علاوه بر این سولومون و راثبلوم(1984) سه حوزه که دانش‌آموزان ، اهمال کاری بیشتری را گزارش کرده‌اند و احتمال دارد که بیشتر مورد اجتناب و اهمال کاری قرار دهند شامل: نوشتن مقالات در طول ترم تحصیلی ـ ارزیابی و مطالعه روزانه و هفتگی ـ و مطالعه برای آماده شدن جهت امتحانات دانسته اند و از نظر آنان این سه حوزه نسبت به سایر فعالیت‌ها و حوزه‌های تحصیلی بیشتر نیازمند کسب مهارت‌‌های لازم به خصوص راهبردهای خودکارآمدی است.

ﺷﺎﻧﻚ (1996) ﺑﻴﺎن ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ داﻧﺶآﻣﻮزان ﻛﺎرآﻣﺪی ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺧﻮد را از ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻤﻠﻜﺮد‬ واﻗﻌﻲ، ﺗﺠﺎرب ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻲ ﻳﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ای، واﻛﻨﺶﻫـﺎی ﺟﺴـﻤﺎﻧﻲ و اﺷـﻜﺎل ﻣﺘﻘﺎﻋﺪﺳـﺎزی ﺑـﻪدﺳـﺖ‬ ﻣــﻲآورﻧــﺪ. ﺑﺎﻧــﺪورا (1982)ﻣﻌﺘﻘــﺪ اﺳــﺖ، ﺗﺠــﺎرب ﻋﻤﻠﻜــﺮدی ﮔﺬﺷــﺘﻪ، ﻗــﻮیﺗــﺮﻳﻦ ﻣﻨﺒــﻊ‬ ﺧﻮدﻛﺎرآﻣﺪی ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻋﻤﻠﻜـﺮد ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖآﻣﻴـﺰ در آنﻫـﺎ، ﺳـﻄﺢ اﻧﺘﻈـﺎر ﺧﻮدﻛﺎرآﻣـﺪی را ﺑـﺎلا‬ ﻣﻲﺑﺮد و ﺷﻜﺴﺖ در ﻋﻤﻠﻜﺮد اﻳﻦ ﺳﻄﺢ را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲآورد. وی ﺑﻴﺎن ﻣـﻲﻛﻨـﺪ، زﻣـﺎنﻫـﺎﻳﻲ وﺟـﻮد‬ دارد ﻛــﻪ ﻣﺸــﺎﻫﺪه ﻣﻮﻓﻘﻴــﺖ و ﺷﻜﺴــﺖ دﻳﮕــﺮان ﻧﻴــﺰ ﻣــﻲﺗﻮاﻧــﺪ اﻧﺘﻈــﺎر ﺧﻮدﻛﺎرآﻣــﺪی را در‬
زﻫﺮاﻛﺎر، رﺿﺎزاده و اﺣﻘﺮ(1389) بیان می کنند ﻛـﻪ ﻣﻴـﺰان‬ ﺧﻮدﻛﺎرآﻣﺪی داﻧﺶآﻣﻮزاﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻬﺎرت ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ درﻳﺎﻓﺖ ﻛﺮدﻧﺪ ﺑﻴـﺸﺘﺮ از ﻣﻴـﺰان ﺧﻮدﻛﺎرآﻣـﺪی‬
ﻣﺎﺳﻦ (2000) در پژوهش خود ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ آﻣﻮزش راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻓﺮاﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻗﺎﺑـﻞ ﺗـﻮﺟﻬﻲ‬ در ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ و اﻧﺠﺎم ﻣﻮﻓﻘﻴﺖآﻣﻴﺰ ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ درﺳﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. سیمیاریان ، سیمیاریان و اﺑﺮاﻫﯿﻤﯽ ﻗﻮام (1390) ﻧﺸﺎن دادند ﮐﻪ آﻣﻮزش‬ ﺧﻮدﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﺑﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﺳﻬﻞ اﻧﮕﺎری ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ. مطیعی و همکاران(1392) به این نتیجه رسیدند که آموزش خودتنظیمی موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی شده است.
اهمال کاری در دانش آموزان موجب افت تحصیلی می شود و با توجه به اهمیت اساسی آن در دنیای امروز، نیاز است عوامل موثر بر آن شناسایی شده و برای کاهش آن تلاش کرد. از آنجا که به نظر می آید تاکنون کار مداخله ای در زمینه اهمال کاری مبتنی بر رویکرد خودکارآمدی در ایران صورت نگرفته و با توجه به بالا بودن میزان اهمال کاری و افت تحصیلی در دانش آموزان ، پژوهش حاضر سعی دارد تا به این سوال پاسخ دهد آیا آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری دانش آموزان دوره دوم متوسطه موثر است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
به دلیل اهمیت موضوع یادگیری و پیشرفت تحصیلی باید عواملی را که باعث اختلال در روند آن می‌شوند یافته و اصلاح نمود. اهمال کاری تحصیلی یکی از مشکلاتی است که در زمینه پیشرفت تحصیلی بروز می کند و چهره خود را به شکل ضعف عملکرد و انگیزه شخص در انجام تکالیف مربوط به آموزش و یادگیری نمایان می کند و در نهایت منجر به افت تحصیلی، عدم بروز پتانسیل و استعدادهای حقیقی دانش‌آموزان می‌شود. پژوهش‌‌ها به ارتباط بین اهمال کاری در ابتدای ترم تحصیلی و بیماری‌‌های جسمانی و روانی از جمله افسردگی و اضطراب در انتهای سال تحصیلی اشاره دارند (حسین و سلطان ، 2010).
با این حال، متأسفانه چنین پدیده زیان باری اگر چه در کشورهای مختلف پژوهشهای بسیاری را برانگیخته، در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است. مبحث اهمال کاری در روانشناسی کشور ما مفهومی نسبتاً جدید است. که تحقیق و پژوهش بیشتری را در این زمینه می طلبد.
اهمال کاری علاوه بر پیامدهای نامطلوب وآثاری که برجسم و روان و موقعیت تحصیلی فراگیران دارد، با توجه به تمایلات پیشرفت گرایانه جوامع پیامدهای نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و علمی نیز در پی دارد. چرا که سر منشا بالندگی درعرصه‌‌های مذکور، دانشگاهها و مراکز علمی- پژوهشی است. این در حالی است که پژوهش‌‌های موجود شیوع بالای اهمال کاری را بین %20 تا %70 و در مواردی حتی تا %90 در محیط‌‌های آموزشی و به خصوص در بین دانش آموزان و دانشجویان گزارش می‌کنند (انوگبازی، 2000؛ سولومون و راثبلوم، 1984).
از لحاظ نظری انجام این پژوهش می تواند گامی مثبت در جهت شناخت ماهیت این مسأله و عوامل مرتبط با آن – به عنوان یک مبحث جدیدکه به تازگی به قلمرو روان‌شناسی تربیتی وارد شده- بر دارد و در نهایت رهنمود‌‌هایی در جهت شناسایی و کاهش آن در دانش آموزان ارائه نماید و می تواند مورد استفاده محافل آموزشی، پژوهشی و درمانی قرار گیرد. همچنین می تواند تاحدی کاهش پژوهش در این حیطه به خصوص در داخل کشور را جبران نماید. باتوجه به بررسی‌‌های محقق، پژوهشی که اثربخشی آموزش خودکارآمدی تحصیلی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی را مورد توجه قرار داده و بررسی کند، احتمالا در داخل یا صورت نگرفته و یا بسیار محدود و بصورت مهجور و غیرقابل دسترسی آسان به نتایج آن می باشد.
از دیگر جنبه‌های نظری پژوهش حاضر می‌توان به اهمیت متغیرهای خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی در عملکرد تحصیلی و تأثیر آن‌ها بر کارکرد مدارس و عملکرد فردی و اجتماعی افراد اشاره کرد که نگارنده معتقد است، متغیرهایی مهم در کیفیت نظام آموزشی هستند. از سویی بررسی همه‌جانبه سازه‌های پیش‌گفته، می‌تواند به شناخت بهتر و اهمیت این متغیرها، بررسی اهمیت آن‌ها، چگونگی کارکرد آن‌ها در نظام آموزشی و همچنین بالا بردن دانش نظری در مورد سازه‌های فوق کمک شایان توجهی کند.
از ضرورتهای دیگر این پژوهش اینکه، روانشناسی تربیتی همیشه توجه خود را معطوف به مساعد سازی شرایط و محیط یادگیری فراگیران و آموزش‌‌های موثر برای یادگیری بهینه و مطلوب آنان و شناسایی عوامل مخل آن نموده است. در این بین اهمال کاری تحصیلی از موانع اصلی رسیدن به این هدف است که لزوم آموزش خودکارآمدی تحصیلی را – که فقدان یا نقصان آن می تواند از جمله علل یا پیشایند‌‌های اهمال کاری تحصیلی باشد- نشان می دهد. از سوی دیگر می توان به اهمیت کاربردی و نظری آن نیز اشاره نمود که در بعد کاربردی می تواند پیش زمینه هایی را برای کاربرد مفاهیم مربوط به خودکارآمدی تحصیلی در کاهش اهمال کاری تحصیلی فراهم آورده و در مداخلات مربوط به خودکارآمدی نتایج تحقیق مورد استفاده قرار گیرد.
اهداف پژوهش
هدف کلی: تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان
اهداف جزئی: 1- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری« آماده شدن برای امتحان».
2- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری «آماده کردن تکالیف».
3- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری «آماده کردن پژوهش های کلاسی».
فرضیه‌های پژوهش
فرضیه اصلی
آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان موثر است.
فرضیه‌های فرعی
آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری «آماده شدن برای امتحان» موثر است.
آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری« آماده کردن تکالیف» موثر است.
آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری «آماده کردن پژوهش های کلاسی» موثر است.
متغیرهای پژوهش
متغیرهایی که در این پژوهش موردبررسی قرار خواهند گرفت عبارت‌اند از:
متغیر مستقل: خودکارآمدی
متغیر وابسته: اهمال کاری تحصیلی
متغیرهای کنترل: جنسیت، پایه تحصیلی، محل تحصیل
تعریف مفاهیم پژوهش
الف: تعریف نظری متغیرها

اهمال کاری تحصیلی: طفره رفتن از انجام تکالیف، غفلت از آماده شدن برای امتحان و نوشتن مقاله‌‌ها تا آخرین روزها و لحظات ترم تحصیلی می باشد (سولومون و راثبلوم،1984).
خودکارآمدی: به باورها یا قضاوتهای فرد به توانائیهای خود در انجام وظایف و مسئولیتها اشاره دارد. (بندورا ، 1997 ؛به نقل از حسینچاری ، 1386).
ب: تعریف عملیاتی متغیرها
اهمال کاری تحصیلی: نمره ای که فرد از پاسخگویی به پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984) به دست آورده است.
خودکارآمدی تحصیلی: مداخلات آموزشی 10جلسه ای است که مطابق چارچوب پیوست اجرا شده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
مقدّمه
واژه انگلیسی procrastination در فارسی معادل، تعلل، اهمال کاری ، سهل انگاری و به تعویق انداختن کار می باشد (الیس ونال، 1977؛ ترجمه فرجاد، 1382). سابقه تاریخی اهمال کاری به سه هزار سال قبل بر می گردد،ولی در حدود چهل سال است که این بخش در روانشناسی مطرح شده است. اما حتی امروز برای ما قابل فهم نیست که چرا کاری را که اکنون می توانیم انجام دهیم به تأخیر می‌اندازیم(فراری و همکاران، 2007). مبحث اهمال کاری در روانشناسی کشور ما مفهومی نسبتاً جدید است. متأسفانه چنین پدیده زیان باری اگر چه در کشورهای مختلف پژوهشهای بسیاری را برانگیخته و بین افراد جامعه در سطوح مختلف از افراد عامی گرفته تا فرهیخته، مصادیق مختلف آن دیده می شود، در کشور ما کمتر مورد توجه قرار نگرفته است.
همه ما گاهی از انجام وظایفمان طفره می‌رویم، اما این برای عده‌ای به شکل یک روش زندگی مشکل آفرین در آمده است. گاهی اوقات اهمال کاری در معانی مثبت و قابل قبول بکار می‌رود. برای مثال هنگامی‌که ما اقدام به انجام کاری می‌کنیم انتخاب‌هایی را که با کسب اطلاعات جدیدتر می‌توانستیم داشته باشیم از دست خواهیم داد. در نتیجه اقدام به انجام عملی نکردن یک ارزش است. همچنین هنگامی‌که از پیامدهای یک اقدام مطمئن نیستیم مخصوصاً اگراحتمال آسیب رسیدن به دیگران یا خود فرد مطرح باشد، اهمال کاری می‌تواند منطقی باشد(استیل،2007).
البته به تأخیر انداختن کارها در برخی مواقع طبیعی و منطقی است.گاهی اهمال کاری در انجام یک کار (البته نه بیش از حد) ممکن است باعث شود که آن کار بهتر ارائه گردد. اما بطور کلی اغلب تأخیرهای انجام گرفته توسط افراد، غیر منطقی می باشند (الیس و نال 1977، ترجمه فرجاد، 1382).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فراری و همکاران (2007) نه تنها اهمال کاری مزمن را راهبردی موثر نمی داند بلکه آن را نابهنجار ، خود تخریب گرانه و فاقد کارکرد می داند. به تعویق انداختن کار، رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که که ممکن است سرانجام ناخوشایندی را برای افراد در پی داشته باشد. هرگز نمی توان از تأخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر انجام دادن آنها دفاع کرد. این رفتار به تدریج در وجود انسان بصورت عادت در می آید و علاوه بر اینکه برای خود فرد نیز رنج آور است و پیامدهای زیان باری برای فرد در بردارد (الیس و نال، 1977، ترجمه فرجاد،1382).
افراد اهمال کار، خود نیز به نامطلوب بودن کارشان اذعان دارند و همواره به واسطه این عادت نامناسب در رنج و عذاب هستند. این دسته از افراد در احساس ناخوشایندی و بی ارزشی درگیر می باشند. به عبارت دیگر افراد اهمال کار علی رغم احساس زودگذری که به دلیل به تعویق انداختن کارها برایشان حاصل می شود، بعد ازآن به فکر می روند و به دنبال تحلیل عملکرد خویش دچار ناامیدی از خود می شوند (راثبلوم، 1999، به نقل از فراری، 2001). والترز (2003) معتقد است صرفه‌نظر از سبب‌شناسی اهمال کاری به دلیل پی‌آمدهای شناختی ـ هیجانی منفی که دارد رفتاری ناسازگارانه است.
هرچند در مسیربیان پژوهش‌‌های انجام گرفته به موارد خاصی خواهیم پرداخت که صورتهایی مثبتی از اهمال کاری را بیان می کنند، اما در این پژوهش صورت‌‌های منفی اهمال کاری موردنظر است و حتی در مواردی نتایج تحقیقات آنان را نیز به چالش می کشد.
مفهوم اهمال کاری
مانند بسیاری از اصطلاحات روانشناسی، تعریف اهمال کاری نیز به اندازه تعداد محققانی که در رابطه با این موضوع تحقیق کرده‌اند بسیار متنوع و متعدد می باشد. اهمال کاری یکی از مشکلات رفتاری است که شیوع بسیار زیادی دارد.
بالکیس و دورو (2007) اهمال کاری را پدیده‌ای تعریف می‌کنند که فرد از وظایف و مسؤولیت‌هایش در یک شکل و اندازه و زمان به موقع و در حد انتظار غفلت می‌کند، با وجود داشتن قدرت و توانایی مطلوب جهت انجام آن و آگاهی از پیامدهای ناخوشایند طفره رفتن و اینکه می‌تواند اجتناب‌پذیر باشد.
فراری وتیک (2000) اهمال کاری را حالتی می داند که تأخیرهای مکرر در انجام تکلیف به عنوان شیوه زندگی فرد تلقی می گردد.کنوس (2000، به نقل از استیل،2007) اهمال کاری را تمایل به اجتناب از فعالیت‌‌ها و تکالیف و محول نمودن آن به آینده و توجیه تاخیر در انجام فعالیت تعریف کرده‌اند.
الکساندر و انوگبازی(2007) اهمال کاری ‌ را به عنوان نبود عملکرد خودتنظیمی و گرایش رفتاری در به تأخیرانداختن آنچه برای رسیدن به هدف ضروری است می‌دانند. البته این موضوع مبرهن است که تمام اصطلاحاتی که به نوعی به اهمال کاری ارتباط دارند بیانگر به تعویق انداختن، به تأخیر انداختن و به فردا موکول کردن کارها می‌باشد.
از سالها قبل در جهان غرب ارزش بررسی اهمال کاری ، شناخته شده بود، اما تاریخ نخستین مطالعه علمی اهمال کاری به اواسط دهه1980 باز میگردد (لای، 1987).
اولین تحلیل تاریخی بر روی اهمال کاری توسط میلگرام در سال (1992) نوشته شد که در آن اشاره به رشد اهمال کاری همراه با پیشرفت جوامع می‌شود و نخستین کتاب در زمینه اهمال کاری توسط فراری، جانسون و مک کوئن (1995،به نقل از اکبرزده 1393) انتشار یافت. آنان در این کتاب عنوان می‌کنند که هزاران سال است که اهمال کاری وجود دارد اما معنی و مفهوم منفی خود را از زمان ظهور انقلاب صنعتی کسب کرده است. قبل از این اهمال کاری ‌ به عنوان امری کاملا طبیعی حتی گاهی اوقات در معنی مثبت بکار می‌رفت (استیل، 2007). از مطالعات انجام گرفته در خصوص خود گزارشی‌های اهمال کاران حدس زده می‌شود که میزان بروز اهمال کاری رو به افزایش است . با توجه به اینکه در عصر حاضر هنگامی‌که بیشتر مردم با تکالیف چندگانه و پیچیده‌ای روبرو می‌شوند که باید در محدوده زمانی کوتاهی انجام شود تعجب آور نیست که هم اکنون به این موضوع اهمیت داده شود (میلگرام ، میتال و لئوسن، 1998).
انواع اهمال کاری
در پژوهش‌‌های مختلف اهمال کاری به شیوه‌‌های متعددی طبقه بندی شده است که اغلب بر مبنای مشاهدات بالینی پژوهشگران انجام شده است. بورکا و یان (1983، به نقل از شهنی ییلاق و همکاران، 1385) طی مشاهدات بالینی خود سه نوع افراد اهمالکار را معرفی نمودند: مضطرب، معتقد به شانس و طغیانگرا. برحسب صورت‌‌های سازگارانه و ناسازگارانه اهمال کاری آن را به دو دسته اهمال کاری فعال و اهمال کاری منفعلانه (چو و چوی، 2005) و از حیث انگیزه تمایل به اهمال کاری به دو نوع اجتنابی و برانگیخته تقسیم می کنند (هرینگتون، 2005).
درهمین راستا فراری (1994) بین اهمال کاری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *