منبع پایان نامه ارشد با موضوع سینمای ایران، بنیادگرایی، سنت و مدرنیته، لاکلا و موف

1- 2 هدفهای پژوهش
مهمترین هدف این پژوهش نشاندادن این مسئله است که محصولات فرهنگیای همچون فیلمهای سینمایی چگونه جریانهای فکری کلانتر اجتماع از جمله چالشهایی که خانوادۀ ایرانی با آنها روبروست را بازنمایی میکنند. هدف دیگر پژوهش دست یافتن به مفصلبندی1 گفتمانهای موجود در فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد سینمای ایران است. همچنین دستیافتن به تعاریفی که هر کدام از گفتمانها برای مفاهیم بنیادیِ خانواده در فیلمها ارائه دادهاند، را میتوان هدف دیگر این پژوهش در نظر گرفت.
1- 3 اهمیت موضوع پژوهش و دلایل انتخاب آن
ورود هنجارهای جدید (مخصوصاً با فراگیرشدن رسانههای نوین) به جامعه و خانوادۀ ایرانی و تعارضی که الگوهای جدید با سنتهای دینی و عرفی به وجود آورده، موضوعی است که با اندکی دقت در اطراف خود خواهیم دید. هنرمندان سینماگر نیز این مسئله را، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، دستمایۀ بسیاری از فیلمهای خود قرار دادهاند. از این رو بررسی این موضوع میتواند شناخت بهتری از تفکرات اجتماعی سینماگران در دورۀ کنونی بهدست دهد. البته دلمشغولیهای اجتماعی سینماگران برآمده از بطن اجتماع است و به این وسیله تصویری از دغدغههای اجتماعی نیز ترسیم خواهد شد. ضمن این که حداقل تا این زمان هیچ پژوهش مستقیمی در این ارتباط انجام نشده است.

1- 4 پرسشها و فرضیههای پژوهش
1- آیا میتوان دو گفتمان سنت و مدرنیته را به عنوان گفتمانهای غالب در اکثر فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد سینمای ایران در نظر گرفت؟
2- در فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد سینمای ایران بیشتر با کدام یک از اَشکال خانواده مواجه هستیم؟ (خانوادۀ سنتی، خانوادۀ مدرن یا خانوادۀ التقاطی و درحال گذار).
3- آیا مفاهیم بنیادیِ خانواده نظیرِ زن، مادر، عشق، ازدواج، مهاجرت و غیره، در فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد سینمای ایران از نگاهِ گفتمان سنت و گفتمان مدرنیته معنای واحدی دارند؟ در صورت متفاوت بودن، هر یک از این دو گفتمان مفاهیم فوق را چگونه تعریف کردهاند؟
4- بهطورکلی، هر یک از دو گفتمان سنت و مدرنیته در فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد سینمای ایران، با چه مؤلفهها و ویژگیهایی بازنمایی شدهاند؟
5- آیا میتوان با بررسی فیلمهای خانوادگی دهۀ هشتاد، به چالشهایی که مدرنیته برای خانوادۀ ایرانی ایجاد کرده دست یافت یا خیر؟

1- 5 چهارچوب نظری پژوهش
از آنجا که جایگاهِ جدالِ سنت و مدرنیته در آثار سینماییِ حال حاضرِ ایران، اغلب از سطح داستان اصلی به لایههای ژرفترِ فیلمها رسیده، به نظر میرسد نظریۀ تحلیل گفتمان2 با توجه به امکاناتی که در اختیار پژوهشگر قرار میدهد چهارچوب مناسبی برای پیشبُرد این تحقیق باشد. به طور خاص، در این پژوهش از نظریۀ گفتمان لاکلا3و موف4 استفاده خواهد شد که تلفیقی از تحلیلهای نشانهشناختی و گفتمانی است. بنابراین، هم میتواند چهارچوب بسیار مناسبی برای تحلیلهای کلان اجتماعی باشد و هم الگوی خوبی برای بررسی فیلمهای سینمایی.
همچنین این پژوهش در چهارچوب برساختگرایی5 اجتماعی قرار دارد. برساختگرایی اجتماعی مبتنی بر این تفکر است که شیوۀ سخنگفتن ما دربارۀ جهانمان، هویتهایمان و روابط اجتماعیمان، آنها را به شکلی خنثی انعکاس نمیدهد بلکه نقشی فعال در ایجاد و تغییر آنها دارد (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 18). نظریۀ گفتمان لاکلا و موف ریشه در برساختگرایی اجتماعی دارد. به این معنی که همۀ پدیدهها و مفاهیم در این نظریه برساختهای گفتمانیاند که گفتمانهای مختلف تعیین میکنند چه معنایی به آنها الصاق گردد.
1- 6 روش انجام پژوهش
در این پژوهش برای تحلیل فیلمها از روش نشانهشناسیِ گفتمانی6، براساس مقالۀ سلطانی (1393) استفاده خواهد شد. طبق این روش، تحلیل فیلم شامل سه سطح خواهد بود: تحلیل متنی7، تحلیل بینامتنی8 و تحلیل بافتی9. تحلیل متنی به نشانهشناسی شخصیتهای فیلم و پیداکردن نظمهای گفتمانی10 فیلم اختصاص دارد. در تحلیل بینامتنی، نظمهای گفتمانی بهدستآمده با فیلمهای خانوادگی دیگر سینمای ایران مقایسه و بررسی خواهند شد. و درنهایت در تحلیل بافتی مباحث مطرح شده در بستر بحثهای کلانتر اجتماعی قرار خواهند گرفت و از نظر روشنفکران خارج از حوزۀ سینما نیز بررسی خواهند شد.

1- 7 واژههای کلیدی
سنّت، مدرنیته، فیلمهای خانوادگی سینمای ایران، نظریۀ گفتمان لاکلا و موف.
برای آشنایی مقدماتی با این مفاهیم، تعریف مختصری از هر کدام در اینجا آمده است. توضیحات کلیتر در فصلهای بعدی ارائه خواهد شد.
– سنت: سنت در لغت به معنای طریق و روش است، اعم از طریقی پسندیده یا ناپسند. سنت، گاه مترادف با اندیشۀ کهنه و گاه به معنی حفظ وضعیت موجود به کار میرود (سریع القلم، 1376: 112) و بهطـورکلی مساوی با ذهنیتی است که در جامعــه عمومیت داشته و بیش از یک نسـل را شامل میشود (غفاری، 1387 : 307).
– مدرنیته: مدرنیته وضعیت و مرحلهای تاریخی است که در تاریخ غرب در طی چندین سده به تدریج شکل گرفته (بشیریه، 1378- 1377: 4) و سعی بر آن دارد تا سنتهای ایمانی را رد کرده، نتایج کارکردهای عقل آدمی را جایگزین آن کند و این جایگزینی را دگرگونیای کیفی و دستاورد مهم خود میخواند (احمدی، 1380: 21). اساس مدرنیته بر تغییر و نوآوری استوار است و بهطورکلی «به دریافت ذهنی نو از جهان، هستی و تاریخ اطلاق میشود» (ضیمران و عبادی، 1375: 9).
– فیلمهایخانوادگی سینمای ایران: کلیۀ فیلمهایی که به یکی از موضوعات مربوط به خانواده (نظیر نقش زن، فرزند، عشق، ازد
واج، طلاق، و…) پرداخته باشند در ژانر ملودرام یا فیلمهای خانوادگی قرار میگیرند.
– نظریۀ گفتمان لاکلا و موف: شنتال موف و ارنستو لاکلا، زن و شوهری هستند که نظریۀ گفتمان پساساختگرایانۀ11 خود را در کتابی با عنوان هژمونی و راهبرد سوسیالیستی: به سوی سیاست رادیکال دموکراسی، براساس نظریۀ گفتمان فوکو و با بهکارگیری آراء متفکرانی چون سوسور، دریدا، بارت، لاکان، گرامشی و آلتوسر شکل دادند.

1- 8 محدودیتها و مشکلات پژوهش
کمبود منابع (اعمّ از کتاب، مقاله، پایاننامه، مجله و سایت) در ارتباط با سینمای دهۀ هشتاد، فیلمهای خانوادگی و همچنین سنت و مدرنیته در سینمای ایران از مهمترین مشکلات این پژوهش بود.

مقدمه
این فصل شامل سه بخش است. در بخش اول مطالعات نظری مربوط به سنت و مدرنیته خواهد آمد شامل: تعریف مفاهیم کلیدی مرتبط، تاریخچۀ مدرنیته در غرب، ویژگیهای مدرنیته، تاریخچۀ ورود مدرنیته به ایران، رویارویی ایران با مدرنیته، تأثیر مدرنیته بر خانوادۀ ایرانی و مروری بر پیشینۀ تقابل سنت و مدرنیته در فیلمهای خانوادگی سینمای ایران. بخش دوم به چهارچوب نظری پژوهش یعنی نظریۀ گفتمان لاکلا و موف اختصاص دارد. در بخش سوم نیز مروری خواهیم داشت بر مطالعات و تحقیقات انجام شدۀ مرتبط با این پایاننامه.

2- 1 مطالعات مربوط به سنت و مدرنیته
2- 1- 1 تعریف مفاهیم کلیدی مرتبط
2- 1- 1- 1 سنت
ریشۀ واژۀ سنت به زمانهای دور بازمیگردد. به گفتۀ گیدنز، در اصل «واژۀ انگلیسی tradition از ریشۀ لاتینی trader گرفته شده و به معنای انتقالدادن یا سپردن چیزی به کسی است تا از آن مراقبت و نگهداری کند» (گیدنز، 1379: 7). دهخدا در توصیف لغوی واژۀ سنت در لغتنامۀ خود تعاریفی نظیر: راه و روش، طریقه، قانون، آیین، رسم، نهاد و…آورده است (دهخدا، 1377: 13775). دکتر معین نیز در فرهنگ خود تعریفی مشابه داشته و در توصیف این واژه، راه و روش، سیره، طریقه، عادت، گفتار و کردار و تقریر معصوم (پیامبر و امامان) را پیشنهاد داده است (معین، 1382: 1941). واژۀ سنت در مفهوم کاربردی نیز بدین معناست: هر بار که ما به یک شیوۀ بودن، عملکردن یا احساسکردن تن میدهیم یا تمکین میکنیم به این بهانه که” همیشه همین طور بوده است” میتوان از سنت سخن گفت (بودون و بوریکو، 1385: 443).
سنت به معنای انتقالدادن است یعنی آنچه که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود (جهانبگلو، 1382: 31). «سنت یعنی حضور گذشته در حال» (بهنام، 1382 :30). «در فرهنگهای سنتی، گذشته مورد احتـرام است و نمادها ارزش دارند بـهخاطر آنکـه تجربۀ نسلها را دربـرمیگیرند و تـداوم میبخشند» (گیدنز، 1380: 45). «سنت حاکی از وجود عنصر ثابتی است یعنی آنچه استمرار تاریخی داشته و بهرغم تغییر و تحولات بسیار، نسلاندرنسل منتقل شده و به لایههای زیرین اعتقادی و جهانبینی یک قوم پیوسته است» (افروغ، 1387: 22).
ویژگی محوری جوامع سنتی ایـن است که تقریبـاً در همۀ این جوامع، دین نقش اصلی را در فرهنگآفرینی داشته، یعنی ارزشها را تعیین میکرده؛ در جوامع ابتدایی تقریباً تمام شیوههای زندگی به یک معنی، دینی اساطیری بوده یعنی تمام زندگی از کوچکترین رفتار ارزشش را از این نگاه دینی و اساطیری میگرفت (فـانی، 1385: 124). «در جامعــۀ سنتی فرد با جایگاهی که جامعــه بـه او میبخشید، آسان و زود همخوان میشد و گروه امکان ظهور روان فردی را نمیداد» (احمدی، 1385: 46).
آنتونی گیدنز عناصر سنت را اینگونه برمیشمارد:
از مهمترین عناصر سنت که هستۀ مرکزی آن را تشکیل میدهد، مراسم، آیینها و رفتارهای تشریفاتی است. آیینها تا جایی که بهصورت مراسمی خاص انجام گیرد، محور هر چیز سنتی است و رفتار سنتی به رفتاری اشاره دارد که «در حوزهای معیّن تکرار و باز انجام میشود» (گیدنز، 1379: 79)، بدون آنکه این سؤال پرسیده شود: آیا آنچه انجام میدهیم صحیح و معتبر است یا خیر. گذشته به کمک آیینهای مذهبی تکرار میشود و سنت نیز قدرت خود را از این آیینها میگیرد.
جمعیبودن، مشخصۀ دیگر سنت است. یعنی الگوهای رفتاری کاملاً فردی در جوامع سنتی وجود ندارد. البته ممکن است کسی دارای آیینهای شخصی باشد، اما نمیتوان آنها را سنت دانست. «سنت اساساً جمعی و اجتماعی است و با ارتباط بین آیینهای تکراری و باز انجام تشریفات و انجامدادن جمعی آنها کاری صورت میگیرد که بدین نحو آن را سنت تعریف میکنند» (همان: 75).
ویژگی دیگر سنت این است که هم نگهبان است و هم در درون خود نگهبانهایی دارد که کارشان تفسیر و توضیح دادن سنتهاست تا به این نحو بر قوام تفکر سنتی بیفزایند. در ادامه باید یادآوری کرد که به نظر گیدنز وجود تشریفات و رفتارهای رمزآلود سبب بهوجودآمدن بنیادگرایی در دل سنت میشود. بنابراین، بنیادگرایی12 هم از مشخصات سنت است.
او بنیادگرایی را ایـنگونـه تعریف میکند: بنیادگرایی بیان و تجلی حقیقت آیینهای سنت بـه خالصترین شکل است که اغلب هم تهاجمی است. بنیادگرایی در واقع بر آموزههای بنیادین و بر اعتبار مفاهیم مشخص تأکید میکند و تکامل آموزهها را نمیپذیرد. بحث بنیادگرایی تنها به مذهب محدود نمیشود. بنیادگرایی به طور جدّی از مدل خانوادۀ سنتی که به عدم تساوی حقوق زنان و مردان تأکید دارد، حمایت میکند. امتناع از گفتوگو، عدم پذیرش انتقاد، تکیه بر یک استدلال خاص و ردّ نظریههای دیگر اساس بنیادگرایی بهحساب میآیند. بنیادگرایی برخی اموررا مقدس پنداشته و باقی امور را در حوزۀ غیرمقدس وارد میکند (همان: 76).
بنابر این تعاریف و باتوجه به آراء نظریهپردازان میتوان در یک نگرش کلی، سنت را عبارت از مجموعه اعتقادات، باورها، نظرات و رفتارهای تکرارپذیر دانست که در بستر زمان ایجاد میشوند و بهعنوان ارزشهای اجتماعی و ملی مورد حمایت و احترام مردم قرارمیگیرند. مؤلفههایی همچون گذشتهگرایی، جمعگرایی، محافظهکاری، مقاومت در برابر تغییر و پافشاری بر حفظ شرایط موجود، خرافهپرستی، تأکید بر اصالت، تقدم گذشتگان، تقدیرگرایی، آخرتگرایی و خداباوری را میتوان به عنوان شاخصههای اصلی تفکر سنتی برشمرد.
2- 1- 1- 2 مدرنیته
اصطلاح مدرنیته از واژۀ لاتین modernus مشتق شده است، modo به معنی اخیراً یا بهتازگی است (ادگار و سج ویک، 1387: 238). این اصطلاح به طور گستردهای در علوم اجتماعی، تاریخ، فلسفه، اقتصاد، هــنر، زندگی خـانوادگی و… استفاده میشود، همین کثرت کاربرد باعث شده تا معنایِ آن بدیهی و آشکار فرض شود، اما برداشتهایی که از مدرنیته در متون مختلف آمده، گاه بسیار از هم دورند و همانگونه که بابک احمدی در کتاب معمای

دیدگاهتان را بنویسید