اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم …

پیگیری ۲ ماهه

۱

۷/۴۴

۶/۰۴

۰/۰۳۰

۰/۳۳۵

۰/۷۸۱

عضویت گروهی

پس آزمون

۱

۶۶/۲۹

۵۱/۶۵

۰/۰۰۰

۰/۷۹

۱/۰۰۰

پیگیری ۲ ماهه

۱

۵۵/۶۱

۵۶/۳۲

۰/۰۰۰

۰/۸۰۱

۱/۰۰۰

همانطور که نتایج جدول(۴-۲۴) نشان می دهد تفاوت میانگین نمرات عملکرد در نقش(کار)گروه آزمایش و کنترل درمرحله پس آزمون معنا دار است(۰۰۰۱/۰ = P) و ضریب اتا بیانگر این است که ۷۹ درصد از واریانس نمرات پس آزمون ناشی از عضویت گروهی و تأثیر مداخله درمانی است و توان آماری ۱ هم بیانگر کفایت حجم نمونه و دقت بالای آزمون است. در مرحله پیگیری ۲ ماهه نیز تفاوت دو گروه معنادار است(۰۰۰۱/۰ = P) و ۸۰ درصد تفاوت ها ناشی از عضویت گروهی می باشد و توان آماری ۱ می باشد.
فصل پنجم
۵ – ۱ بحث در یافته های پژوهش
ارائه مسائل کلی و بحث پیرامون مسأله مورد تحقیق در هر پژوهش، یکی از بخش های مهم هر پژوهش محسوب می شود. در این فصل ابتدا بطور خلاصه، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش با استناد به شیوه های آماری بیان میگردد و سپس تبیین احتمالی این نتایج بررسی میگردد و در پایان محدودیتها و پیشنهادهای پژوهشی مطرح میگردد. در این پژوهش فرضیههای پژوهشی به دو صورت اصلی و فرعی بیان شده است. بنابراین در این بخش ابتدا تبیینهای دو فرضیه اصلی و سپس هشت فرضیه فرعی ارائه گردیده است. به این صورت که، سه فرضیه فرعی اول متعلق به فرض اصلی اول و ۵ فرضیه فرعی دیگر متعلق به فرض اصلی دوم می باشد.
۵-۱-۱ فرضیههای اصلی پژوهش
۵-۱-۱-۱ فرض اصلی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
این فرضیه به بررسی اثربخشی مداخله ای به شیوه شناختی- رفتاری بر بهبود وضعیت روانی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید می پردازد و همانطور که نتایج جدول (۴-۱۵) نشان می دهد این فرضیه تأیید می شود و تفاوت میانگین های دو گروه ازمایش و کنترل در این متغبرها معنادار است(۰۰۱/۰ = P ) و طبق نتایج به دست آمده میزان تأثیر مداخله درمانی ۹۶/۰ با توان آماری ۱ است.بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که این مداخله برای سه وضعیت اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس چه در مرحله پس آزمون و چه در مرحله پیگیری دو ماهه اثربخش بوده است. این یافته به طور کلی با نتایج پژوهشی که در زمینه اضطراب و استرس با رویکردهای متفاوت انجام پذیرفته است؛ کویک، ادمسون، اسپنسر و هاو (۲۰۰۶) ، ساولکول، وایت و پست (۲۰۰۳)، شارپه، سنسکی، تیمبرلک، ریان و الارد (۲۰۰۳)، آستین، بکنر، سوکن، هچبرگ و برمن (۲۰۰۲)، (بارلو و همکاران،۲۰۰۰: برادلی،۱۹۸۵: اورس[۲۴۵] و همکاران،۲۰۰۲: کرایمت و همکاران ،۱۹۹۰: شارپه و همکاران،۲۰۰۱)، پارکر، اسمار و همکاران (۲۰۰۰)، اولیری، شور و هولمن (۱۹۸۸)، اسمار، پارکر، رایت، استوکی روپ، بولکر و همکاران (۱۹۹۷)، اولری و همکاران (۱۹۸۸)، اسمار و همکاران (۱۹۹۷)، مدستاد و همکاران (۱۹۹۷) ، رحمانی و همکاران، (۱۳۹۱) و خلوت و همکاران، (۱۳۸۶)، همسو می باشد. بر اساس رویکرد طرحواره ای بک، در اضطراب طرحواره های ناکارآمد با پردازش اطلاعات مربوط به تهدید یا خطر ارتباط دارند. فعال شدن این طرحواره ها منجر به پردازش انتخابی اطلاعات هماهنگ با طرحواره می گردد( بارت[۲۴۶] و همکاران،۲۰۰۴). بنابراین با توجه به مدل باور، احساس خطر، هسته اصلی این طرحواره در حافظه هیجانی است و محرک های محیطی مرتبط در صورت تحریک این هسته فعال شده و سوگیری زیادی را ممکن است به وجود آورند. مسیر عصبی طرحواره های هیجانی و ارتباط آن با دستگاه های مختلف بدن به این صورت است که، مهمترین انتقال دهنده عصبی اضطراب نوراپی نفرین است که در منطقه ای از بصل النخاع به نام لوکوس سرولوئوس ترشح می شود.این منطقه با بسیاری از مناطق مغزی به خصوص دستگاه لیمبیک و هیپوکامپ ارتباط سیناپسی زیادی دارد.در اختلالات اضطرابی مانند فوبی اجتماعی، وسواس- اجبار و اختلال اضطراب فراگیر نوراپی نفرین زیادی ترشح می شود که احساسات ناخوشایند دراز مدت اضطراب را ایجاد می کند. بنابراین در صورتی که فرد اضطراب کمتری را تجربه کند و در موقعیت های اضطراب زا بتواند هیجانات خود را مدیریت کند، سنتز نوراپی نفرین در لوکوس سرولوئوس و فعالیت محور هیپوتالاموس- هیپوفیز و غده فوق کلیوی کاهش می یابد و فرد تنش و اضطراب کمتری را احساس می کند. علاوه بر این محور عصبی دیگری که می تواند علائم بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید را تبیین کند محور هیپوتالاموس-دستگاه ایمنی است. دستگاه ایمنی بدن شامل مغز استخوان، سلول لینفوئید، تیموس غده ای واقع در ناحیه زیر گلو که سبب می شود سلول ها تبدیل به لنفوسیت T و لنفوسیتB می شوند، بورسینکو (۱۹۸۷) معتقد است وقتی دستگاه ایمنی به طور طبیعی کار می کند، نظم دار است. اما وقتی دستکاه ایمنی آنطور که باید به وظایف خود عمل نمی کند، واکنش بیش از اندازه، کمتر از اندازه و شاید هر دو آنها را تولید می کند. در هر کدام از این موارد بیماری و اختلالات جسمی امری حتمی است. استرس فیزیولوژیایی مکانیزم منظم را از تعادل خارج می کند. استرس کاتالیزوری است، که جهت حرکت دستگاه ایمنی را شتاب می دهد و تول

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ید واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه می کند. برای ایجاد نظم و تعادل در دستگاه ایمنی می توان از برنامه های آرمیدگی استفاده کرد. چنانچه واکنش های فوق از حد متعادل و میزان سازگاری فرد افزون گردند، سطح برانگیختگی به حدی می رسد که نهایتاً منجر به کاهش عملکرد در تمام زمینه ها می شود. طبق دیدگاه موجود حضور مداوم و شدید استرسورها، سیستم عصبی سمپاتیک فعال می شود و باعث ترشح هورمون های متعددی می شود، این هورمون ها به ارگانیزم کمک می کند تا در برابر فشار فعال شود. بالا بودن میزان هورمون ها آسیب زاست، زیرا بطور مداوم ذخیره چربی و پروتئین مورد نیاز سلول های سیستم ایمنی بدن را مصرف می کنند. در نتیجه تکثیر و ترمیم این سلول ها کندتر و کمتر خواهد گردید. نهایتأ سیستم ایمونولوژی بدن تضعیف و در برابر بیماری ها آسیب پذیر می گردد.انواع بیماری های عفونی و سایر بیماری ها محصول این پدیده است. اگرچه علل اصلی و ایجاد کننده بیماری آرتریت روماتوئید هنوز مشخص نیست، اما یکی از مواردی که باعث بروز این بیماری می شود عفونت های درونی و ناتوانی سیستم ایمنی بدن در مقابله با آن است، که اضطراب و استرس در ایجاد و تشدید علائم این بیماری در بدن بسیار تأثیر گذار است. اضطراب صفت و اضطراب حالت هر کدام به صورت جداگانه می تواند روند بیماری را تسریع بخشیده و یا حتی می تواند از علل به وجود آورنده این بیماری باشد. تا کنون هیچ پژوهشی که بر چنین فرضی استوار باشد که اضطراب را به دو صورت صفت و حالت مورد سنجش قرار دهد نه در داخل کشور و نه در خارج از کشور انجام نگرفته است. نتایج به دست آمده نقش این دو عامل را در کاهش علائم بیماری تأیید می کنند. در مداخله گروهی درمان شناختی – رفتاری بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید، شناسایی عوامل نگران کننده بیماران، رابطه این عوامل با حالات جسمی و مدیریت آنها تمرین ها و تکالیف اختصاصی انجام می شد و با به کاربردن آموزش تکنیک آرمیدگی، آموزش ارتباط موثر و شیوه های مقابله با افکار منفی به میزان قابل توجهی سطوح اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس این بیماران کاهش یافته و متعاقب آن میزان درد روزانه کاهش یافته و ادامه درمان دارویی موثرتر از پیش بوده است. به طوریکه در گروه آزمایش این تأثیرات در آزمایشات پزشکی این بیماران که توسط متخصص روماتولوژی پس از مرحله پیگیری دو ماهه انجام پذیرفت کاملاً مشهود بوده، اما در گروه کنترل سیر بیماری تغییر قابل ملاحظه ای نداشته است. در نتیجه این فرض که عوامل روانی سهم بسزایی در کاهش و کنترل علائم بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید دارد تأیید می شود.
۵-۱-۱-۲ فرض اصلی دوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
کیفیت زندگی یک مفهوم با محدوده وسیع است که به شیوه ای پیچیده تحت تأثیر سلامت جسمانی، وضعیت روانشناختی، میزان عدم وابستگی و روابط اجتماعی فرد و روابط وی با خصوصیات برجسته محیط اطرافش قرار دارد بیماری آرتریت روماتوئید می تواند تأثیر قابل ملاحظ های بر روی کیفیت زندگی بیماران مبتلا داشته باشد(مینوک[۲۴۷]، فیتزجرالد[۲۴۸] و برزنیهان[۲۴۹]، ۲۰۰۳). این بیماری همچنین به مرور زمان می تواند تأثیر مستقیمی بر روی کیفیت زندگی در بیماران مزمن داشته باشد. علایم آرتریت روماتوئید به صورت درد، تورم، خستگی، محدودیت حرکتی و خشکی مفاصل تظاهر می کند (هیل و هال[۲۵۰]، ۲۰۰۴). بیماران به علت درد، خستگی، محدودیت حرکت و فعالیت روزانه دچار اختلال در عملکرد جسمانی، اجتماعی، روانی و احساسات می شوند؛ در نتیجه، در کیفیت زندگی آنان اختلال به وجود می آید (کیدانا[۲۵۱] و همکاران،۲۰۰۳). در مورد بیماری و کیفیت زندگی می توان به طور مستقل بحث کرد ولی ارتباطی متقابل بین آنها وجود دارد. اختلالات جسمانی و وجود علایم فیزیکی روی تمام جنبه های کیفیت زندگی اثر مستقیم دارد. برای مثال، مشکلات جسمی کنترل نشده، موجب مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی و ناامیدی در مددجویان می شود و همچنین علایم جسمانی به طور مستقیم روی کیفیت زندگی اثر می گذارد. با توجه به نتایج به دست آمده در جدول (۴-۱۶) تفاوت میانگین های دو گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله پس آزمون و پیگیری دو ماهه و با کنترل پیش آزمون هاو سه متغیر دموگرافیک(سن، سطح تحصیلات و طول مدت بیماری) که با متغیرهای وابسته همبستگی داشتند، معنادار است (۰۰۱/۰ = P) و توان آماری نیز ۱ است. بنابراین فرضیه تأیید می شود. نتایج پژوهش حاکی از اثر بخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر افزایش کلی کیفیت زندگی، افزایش سلامت روانی و کاهش مشکلات ناشی از اضطراب های آشکار و پنهان و استرس زاهای مرتبط با آرتریت روماتوئید در بیماران گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری دو ماهه می باشد. نتایج این فرضیه همچنین با نتایج پژوهشهای؛ ویکرمیشلیک و ویجرانه(۲۰۱۳)، میچوود، بامبدیر و امری (۲۰۰۷)، دیکسون، کیفی، اسکیپو، پری و ابرنتی (۲۰۰۷)، ندریان ، مروت و سلیمانی (۱۳۸۹)، منجمد و همکاران (۱۳۸۶) همخوانی دارد. به طور کلی می توان گفت که مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی و وضعیت سلامت بیماران اثر بخش بوده است.
۵-۱-۲ فرضیههای فرعی پژوهش
۵-۱-۲-۱ فرض فرعی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیمار
ان مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است
.

این نوشته را هم بخوانید :   بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع در شعب بانک رفاه شهر اصفهان۸۹- قسمت ۱۴