خرید پایان نامه کارشناسی ارشد : انواع مواد مخدر و اثرات جسمی و روانی آن­ها

انواع مواد مخدر به شرح زیر است:

  • تریاک: از گیاه خشخاش بدست می­آید منشأ هروئین، کدئین و مرفین نیز از همین ماده است. سوخته تریاک و شیره از اشکال دیگر تریاک می­باشد. روش­های مصرف آن عبارتند از: الف) تدخین که با بهره گرفتن از ابزارهای مختلف نظیر وافور، چپق، نگاری (مخصوص تدخین شیره)، قلیان دست­ساز (قلقلی) و سیخ و سنگ انجام می­شود، ب) خوردن که شامل حل کردن در آب و چای، مکیدن و بمبی است، ج) تزریق که مخصوص معتادین بی­بضاعت است (مناجاتی، 1382).
  • مرفین: از تریاک گرفته می­شود و به دو صورت مایع و پودر بوده و در جوامع صنعتی بیشتر توسط جوانان استفاده می­شود.
  • هروئین: یکی از مشتقات نیمه­مصنوعی مرفین است، اما اثرش سه برابر مرفین است. روش­های مصرف آن عبارتند از: الف) تدخین، ب) انفیه (دماغی)، ج) تزریق
  • کوکائین: از گیاه مصنوعی گرفته می­شود. اثرات جسمی آن کم است در حالیکه از نظر روانی اثرش از هروئین بیشتر است.
  • ال- اس- دی[1]: اعتیاد جسمانی ندارد ولی اثرات مغزی و روانی دارد. به همین دلیل زیانبخش است و اعتیاد روانی می­آورد. در آمریکا بیشتر از سایر کشورها رواج دارد.
  • آمفتامین­ها: محرک و اعتیاد آورند و اغلب بوسیله پزشکان به بیماران تجویز می­گردند و چون سیستم عصبی مرکزی را تحریک می­ کنند، بیشتر به وسیله رانندگان بیابانی و کارگران شب­کار و دانشجویان مصرف می­شوند.
  • ماری­جوانا و حشیش: هر دو از گیاه خودرو شاهدانه گرفته می­شوند و اعتیاد جسمانی ندارند ولی اعتیاد روانی می­آورند، به همین جهت مضرند و اثرات مغزی ناگواری دارند. اغلب بصورت سیگار مصرف می­شوند.
  • آرام­بخش­ها: اگر به مقدار زیاد و به مدت طولانی مصرف شوند، اعتیادآورند. متأسفانه امروزه در جوامع صنعتی به صورت حلال مشکلات درآمده­اند.
  • مواد استنشاقی: شامل انواع حلال­ها، چسب­ها، رنگ­های اسپری، مواد پاک­کننده، بنزین و … می­باشند. استنشاق این مواد از طریق بطری، قوطی، پارچه و دستمال آغشته به مواد یا اسپری صورت می­گیرد (داجن، 1383).

 

 

2-4- روش­های مصرف مواد اعتیادآور

 

عمده­ترین روش­های مصرف مواد اعتیادآور عبارتند از:

الف- خوردن به صورت قرص یا شربت (مشروبات الکلی، باربیتورات­ها، آمفتامین، آرام­بخش­ها و …)

ب- کشیدن به صورت دود یا پودر (سیگار، تریاک، هروئین، کوکائین).

ج- تزریق به صورت زیرپوستی (هروئین)، عضلانی (استروئید)، وریدی (هروئین و کوکائین).

د- مالیدن و استفاده از برچسب­ها (نورانی­پور، 1383).

 

 

2-5- مشکلات ناشی از اعتیاد به مواد مخدر

 

2-5-1- مشکلات جسمی

خطرات جسمی اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر مسمومیت مزمن و تدریجی ناشی از مصرف مواد مخدر که موجب از دست دادن اشتها و ددر نتیجه کاهش وزن و بالاخره به خطر افتادن سلامت جسمی می­گردد، بیشتر از جهت اثرات سویی که به دلیل عدم رعایت بهداشت و استریل کردن وسایل تزریق و نادیده گرفتن سلامت عمومی فرد به دنبال دارد قابل توجه است.

الف) خود تزریقی: خود تزریقی که معمولاً با وسایل غیربهداشتی و سوزن­های آلوده انجام ­می­گردد، موجب ناراحتی­های پوستی، عفونت­ها، دمل­ها، آماس­ها، و یرقان ناشی از مصرف سوزن آلوده و سایر امراض عفونی می­گردد. ابتلاء به بیماری ایدز خطرناک­ترین عارضه آن است.

ب) مصرف بیش از اندازه: معمولاً بدنبال از دست دادن تحمل در فرد معتاد، مصرف بیش از اندازه رخ می­دهد (فرجاد، بهروش و وجدی، 1382).

 

2-5-2- مشکلات روانی

مهم­ترین مشکل روانی برای یک فرد معتاد، وابستگی شدید روانی می­باشد. آنچه که قابل توجه و جالب است. این است که در بیشتر موارد فردی که برای ماه­ها به مواد مخدر معتاد بوده است، دیگر آن احساس سرخوشی و شنگولی را نمی­نماید. در حقیقت این بدان معناست که انگیزه­ی اصلی او برای ادامه مصرف، جلوگیری از اثرات قطع دارو است. حالات افسردگی توأم با احساس خودکشی در آن­ها دیده می­شود و به طور کلی در اخلاق و رفتار معتاد احتمال اختلالاتی وجود دارد. همچنین احتمال دارد که فرد به سمت نوع خاصی از زندگی کشیده شود و به عنوان جزئی از یک گروه غیرعادی و ناسالم جامعه تلقی گردد و بالاخره در برابر جامعه حالتی پیدا کند که می ­تواند کم و بیش در تغییر و اصلاح فرد معتاد اثری سوء داشته باشد و امر بازتوانی را با مشکل مواجه سازد (فرجاد و همکاران، 1382).

 

2-5-3- مشکلات اجتماعی

بارزترین تأثیر سوء اعتیاد به مواد افیونی این است که انرژی و توان را از فرد معتاد می­گیرد؛ بطوریکه فرد دیگر علاقه­ای به فعالت ندارد. حتی علایقش را درمورد ارتباطات دوستانه، خانوادگی و زناشویی از دست می­دهد. به طور کلی، امکان دارد که روش زندگی­ای را که مخالف جامعه است، بپیماید. معتاد علاقه دارد در اجتماعی زندگی کند که بتواند به طور غیرقانونی مواد غیرقانونی را بدست آورده و مصرف کند. مهم­ترین خطر اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر آن است که اعتیاد به طور مؤثری ارتباط فرد را با دنیای اطرافش قطع کرده و او را از واقعیت­های موجود در زندگی دور می­ کند. معتادان به مواد مخدر اغلب افرادی سست­اراده و ضعیف­النفس هستند و بیشتر در دنیای خودفریبی، تقلب، نادرستی، دروغ و ریا زندگی می­ کنند (فرجاد و همکاران، 1382).

 

 

2-6- سوابق روانی و صفات خلقی معتادان

 

نتایج تحقیقات مختلف نشان داده­اند که بسیاری از افراد معتاد پیش از ابتلا به اعتباد افرادی تنها و منزوی بوده و دوست پیدا کردن برایشان مشکل بوده است. همچنین آن­ها در معاشرت راحت نیستند. بسیاری دچار تشویش و دلهره می­باشند. عده­ای مبتلا به افسردگی و اضطراب بوده و برای کاستن از این حالت دست به مصرف مواد زده­اند (فرجاد و همکاران، 1382).

بسیاری از مبتلایان به اعتیاد، بیماری روانی همراه دارند و بیماری­هایی مثل پنیک، وسواس، افسردگی عمده و فوبیا در میان آن­ها مشاهده می­شود (مناجاتی، 1382).

افراد دارای مشکلات روانی با احتمال بیشتری دچار مشکلات مربوط به مواد می­شوند. سینها و شاتنفلد[2] (2001 به نقل از فینی[3]، کونور[4]، یانگ[5]، توکر[6] و مک­پرسون[7]، 2005) احتمال همبودی اختلالات روانپزشکی در افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد را سه برابر بیشتر می­دانند. در مطالعه­ای که کرانفورد، ایزنبرگ و سراس[8] (2009) جهت بررسی ارتباط بین سوء­مصرف مواد و سلامت روان بر 2843 دانشجو انجام دادند، دریافتند که اختلال افسردگی اساسی، اختلال پانیک و اختلال اضطراب منتشر به طور مثبتی با حشیش ارتباط دارد. میگساری مکرر با افسردگی اساسی ارتباط منفی و با اضطراب منتشر ارتباط مثبت داشت و این ارتباط در مردان مصرف ­کننده مواد معنادارتر از زنان مصرف ­کننده مواد بود (به نقل از دریانورد، 1388).

از دید برخی از روان­شناسان کلاسیک، مبتلایان به سوء­مصرف مواد به عنوان افراد دچار اختلال شخصیت معرفی می­شوند (ویتیگ[9]، 1976 و لیندزی و پاول[10]، 1377)؛ ولی نتایج و یافته­ های پژوهش­های جدید مؤید این نظریه نیست. بر اساس این پژوهش­ها، بیماران مبتلا به سوء­مصرف مواد دارای شخصیت اعتیادگرای یگانه­ای نیستند و از الگوهای روانی-شخصیتی ناهمگنی تبعیت می­ کنند (آزاد، 1377 و بوتزین[11]، آکولا[12]، روس[13] و الوی[14]، 1993؛ والر و ماهونی[15]، 1999، به نقل از دریانورد، 1388).

2-7- اشکال درمان سوء­مصرف مواد

 

راه­های متفاوتی برای درمان سوء­مصرف مواد ارائه شده است. اما در یک طبقه ­بندی کلی می­توان گفت دو شکل عمده درمان سوء­مصرف عبارتند از درمان بستری و درمان سرپایی. در این بخش انواع مختلف درمان بستری و سرپایی ذکر می­شود و سپس مراحل اساسی و مشترک در تمام درمان­ها توضیح داده خواهد شد. نورانی­پور (1383) انواع درمان­ها را اینگونه توصیف می­ کند:

 

2-7-1- روش­های دارویی

دو دسته درمان نگهدارنده دارویی رایج در درمان مبتلایان به سوء­مصرف مواد عبارت است از : درمان نگهدارنده با آگونیست­ها و درمان نگهدارنده با آنتاگونیست­ها. به عنوان مثال یکی از داروهای آگونیست رایج مورد استفاده در مرحله­ی پیشگیری از عود در درمان سوء­مصرف مواد افیونی، متادون است که تحت عنوان درمان نگهدارنده با متادون[16] (MMT) از آن یاد می­شود.

یکی دیگر از روش­های دارویی در این مرحله مبتنی بر مهاراشتیاق و میل مفرط به مصرف مواد است. این میل بر اثر ایجاد سرخوشی توسط اپیوئیدهایی است که به واسطه گیرنده­های µ ایجاد می­شود. نالترکسون یکی از آنتاگونیست­های خوراکی گیرنده µ است که توسط FDA برای درمان وابستگی به الکل و مواد و توقف تأثیرات اپیوئیدها، تجویز شده است (کاپلان و سادوک، 2003؛ به نقل از تاتاری، شاکری، نصیری، قلیچی و عبدلی، 1385).

 

2-7-2-           روش­های غیردارویی

در خصوص اینگونه درمان­ها، رویکردها و روش­های مختلفی وجود دارد که ممکن است در چارچوپ­های فردی یا گروهی اجرا شوندکه مهمترین آن­ها عبارتند از: رفتاردرمانی، درمان مواجهه با نشانه، رویکرد تقویت اجتماعی، مدیریت وابستگی، شناخت­­درمانی، درمان شناختی- رفتاری (CBT)، پیشگیری از عود، مصاحبه انگیزشی، درمان افزایش انگیزه، رویکردهای 12قدم، رویکردهای خانوادگی.

 

 

2-8- درمان دارویی اعتیاد به مواد مخدر

 

درمان اعتیاد فرآیندی دشوار و پیچیده با ابعاد فراوان است. یکی از مسیرهای درمانی آن به درمان دارویی اختصاص دارد. ولی این هرگز به معنای فراموش کردن دیگر زوایای درمان نمی­باشد، چرا که اگر تمامی ابعادآن مورد توجه قرار نگیرد، چه بسا درمان دارویی مؤثر واقع نشود. مسائل پراهمیت پزشکی مثل استفاده از سر سوزن­های غیراستریل، HIV[17]، هپاتیت، دیگر عفونت­های خونی، نامناسب بودن بهداشت فردی، سوء­تغذیه، عواقب نابهنجار در اثر استفاده از داروها، تصادفات، ضربه مغزی و بیماری­های همراه پزشکی، همه و همه تداخلات جدی در مسیر درمان فراهم آورده و دشواری کار را دو چندان می­سازند.

 

2-8-1- سم­زدایی

درمان سم­زدایی به سه دسته تقسیم می­شوند: الف) سم­زدایی به وسیله داروهای غیرافیونی ب) سم­زدایی بوسیله داروهای افیونی ج) سم­زدایی بسیار سریع

الف) درمان سم­زدایی به وسیله­ داروهای غیرافیونی:

کلونیدین[19] که آگونیست[20] گیرنده آلفا-2 آدرژنیک[21] است، بعنوان یک داروی ضد فشارخون در ترک اعتیاد بکار می­رود. بیمارانی که با میزان نسبتاً کمی متادون به وضع تقریباً ثابتی رسیده ­اند را می­توان سریعاً قطع متادون کرده و روی درمان کلونیدین قرار داد. کلونیدین با میزان 1/0 میلی­گرم یا 3/0 میلی­گرم، سه تا چهار بار در روز نیز بکار می­رود. عارضه اصلی آن افت فشار خون و اثرات آرامبخشی داروست. کلونیدین اثر کمتری در کاهش درد عضلانی، بی­خوابی، بی­قراری و اشتیاق برای مصرف در بیماران دارد و همچنین در کاهش عود تأثیر زیادی ندارد. هرچند برای تسهیل انتقال متادون و قرار گرفتن روی نالترکسون[22] مفید واقع می­شود. ترکیب کلونیدین با نالترکسون می ­تواند دوره بستری را کوتاه و به کمتر از 5روز تقلیل دهد (مناجاتی، 1382).

ب) درمان سم­زدایی بوسیله داروهای افیونی:

مصرف متادون از طریق دهان غالباً سبب تخفیف علائم ترک می­گردد. اخیراً بوپرنورفین[23] نیز در این مورد کاربرد پیدا کرده است. از نظر تئوری هرگونه ماده افیونی را می­توان بکار بست و سپس به آهستگی از مقدار آن کاست. علائم ترک غالباً در مسمومیت­زدایی قابل تحمل بوده و باید به بیمار تأکید کرد که به هرحال مقداری ناراحتی را تجربه خواهد کرد. برای شروع تجویز 10 تا 20 میلی­گرم متادون از طریق دهان کافی است، تا مقدار 40 میلی­گرم برای تثبیت وضع بیمار تجویز می­شود. وقتی بیمار وضعیت ثابتی پیدا کرد، میزان مصرف متادون بتدریج کاهش می­یابد (مناجاتی، 1382).

بطور کلی بیمارانی که ارتباط درمانی عمیق­تری با درمانگر برقرار می­ کنند یا کسانی که مصرف مستمر متادون برای مدت­های بیشتری دارند، پیش­آگهی بهتری برای کامل کردن مرحله سم­زدایی دارند (مناجاتی، 1382).

ج) سم­زدایی بسیار سریع:

زمان ترک را می­توان با افزودن آنتاگونیست­[24]های افیونی بسیار کوتاه کرد. این روش منجر به ایجاد علائم شدید ترک می­گردد. اساس روش تجویز داروهایی برای پیشگیری از حالت تهوع و استفراغ و کاهش حرکات روده­ای و همچنین تعدیل دستگاه عصبی خودکار است. بدنبال اینکه بیمار با آرامبخش آرام شد و لوله­گذاری انجام گردید، از طریق لوله­ی گوارش نالترکسون به او داده می­شود. بیهوشی برای 4 تا 6 ساعت ادامه دارد. بعضی از بیماران علائم خفیف ترک را بعد از بهوش آمدن تجربه می­ کنند هرچند مطالعات گوناگون، برتری این روش را تأیید کرده­اند (مناجاتی، 1382).

 

2-8-2- درمان نگهدارنده

درمان نگهدارنده نیز به دو دسته تقسیم می­شوند: الف) درمان نگهدارنده با نالترکسون که جزء آنتاگونیست­های افیونی است، ب) درمان نگهدارنده با متادون که از آگونیست­های مواد افیونی است.

درمان نگهدارنده با نالترکسون که گاهی به مدت 6 ماه استفاده می­شود، باعث کمتر شدن اشتیاق و وسوسه مصرف مواد می­شود. مصرف این دارو از طریق دهان مؤثر می­باشد و به همراه یکسری درمان­های روانشناختی در کاهش وسوسه و حالت ولع بیمار برای مصرف مواد مخدر مؤثر می­باشد (مناجاتی، 1382).

متادون چیست؟

متادون اولین بار در آلمان و در حین جنگ جهانی دوم تولید شد و در ابتدا جهت تسکین درد به کار می­رفت. در سال 1965 در آمریکا توسط دول[25] و نیس­واندر[26] به عنوان درمان با آگونیست مورد استفاده قرار گرفت.

در دهه 1990، لزوم کاهش صدمات ناشی از مصرف مواد به طور روشن­تری به رسمیت شناخته شد و تحولاتی جهت تسهیل متادون درمانی توسط پزشکان پدید آمد، که منجر به افزایش تعداد افراد تحت درمان متادون و کاهش تعداد مرگ و میر ناشی از مصرف هروئین گردید. طرح درمان نگهدارنده با متادون، علاج قطعی محسوب نمی­ شود و حکم نوعی درمان مقطعی را دارد که در آن فرد معتاد تحت حمایت­های طبی و اجتماعی موردنیاز جهت تثبیت و بهبود وضع زندگی­اش قرار می­گیرد و تشویق می­شود تا زمانی­که درمان برایش مفید باشد، این طرح را ادامه دهد. شکل ظاهری متادون، به صورت خالص، پودر بلوری سفیدرنگی است که معمولاً در یک نوشیدنی با طعم میوه حل شده و روزانه مصرف می­شود. در ایران معمولاً به شکل قرص­های 5 میلی­گرمی می­باشد (تقوی، 1383).

متادون که آگونیست گیرنده µ است، سبب سرخوشی، اثرات ضد درد و دیگر تأثیرات شبه مورفینی می­گردد. خواص دیگر این دارو شامل جذب مطمئن و کامل بعد از مصرف دهانی است. برنامه نگهدارنده متادون با توجه به میزان مصرف مواد مخدر، نگرش نسبت به رفتارهای ضد اجتماعی و اهداف درازمدت اجتماعی متفاوت است. غالب برنامه­ها بر اساس مصرف 80 تا 120 میلی­گرم روزانه تأکید دارند که سبب مهار تمایل به مصرف هروئین و القای تحمل متقابل می­گردد. برنامه ­های دیگر با 20 تا 60 میلی­گرم برای ممانعت از رفتارهای جستجوی دارو کافی است، اما برای تحمل متقابل دوزهای بالاتری لازم است. به هرحال بیمارانی که با دوز کمتری از متادون نگهداری می­شوند، میزان عود بالاتری را نشان می­ دهند. تعداد زیادی از بیماران که با متادون درمان می­شوند، کاهش قابل توجهی در استفاده از مواد مخدر، رفتارهای جانبی و علائم افسردگی نشان می­ دهند. همچنین افزایش اشتغال نزد این گروه نیز بیشتر است (مناجاتی، 1382).

لوومتیل­استات[27] نیز از آگونیست­های گیرنده µ است و بعنوان همکار دیگر متادون در درمان اعتیاد به هروئین، هم برای سم­­زدایی و هم برای رفع وابستگی بکار می­رود (مناجاتی، 1382).

آیا متادون اعتیادآور است؟

تعاریف جدید اعتیاد، شرایط سنجش مصرف دارو توسط افراد را، اینگونه بیان می­ کند: میزان تحمل (مقاومت) یا نیاز به افزایش دارو تا حصول تأثیر مشابه و وابستگی فیزیکی که در صورت قطع دارو موجب علائم ترک شده و مصرف بی اختیار دارو به رغم عوارض منفی آن ادامه می­یابد (تقوی، 1383).

بعضی افراد معتقدند که متادون مثل هروئین اعتیادآور است و در عمل هم افراد تحت درمان متادون، نسبت به اثرات معین آن مقاوم شده و در صورت عدم مصرف منظم، علائم قطع دارو را تجربه می­ کنند ولی وقتی نحوه و علت مصرف متادون را مورد توجه قرار می­دهیم، معلوم می­شود که اثرات مصرف متادون در تعریف اعتیاد نمی­گنجد. در درجه اول، تداوم مصرف متادون به عنوان یک درمان طبی توصیه می­شود. این برای افرادی است که در گذشته به مواد افیونی وابستگی داشته اند. متادون برای این اشخاص راه سالمی است جهت جایگزینی خطرات دائمی و مشکلات ناشی از تأمین مرتب و روزانه مواد مخدر خیابانی نظیر هروئین. چون این امر آن­ها را از وسواس دائمی مصرف رها کرده و امکان تمرکز جهت بهبود شرایط زندگیشان را فراهم می­آورد. اثرات متادون دیر ظاهر می­شود ولی دوام دارد، لذا از تمایل به آن به عنوان یک ماده مخدر می­کاهد (تقوی، 1383).

متادون چه احساسی به فرد می­دهد؟

وقتی درمان نگهدارنده با متادون شروع می­شود، برخی افراد احساس شعف و تسکین می­ کنند، حالتی که در کلیه مواد افیونی شایع است، اما در ادامه درمان و تثبیت دوز متادون، مقاومت به این اثرات بروز کرده و افراد تحت درمان، از عادی بودن احساس خود خبر می­ دهند. همچنین درمان با متادون تداخلی در افکار ایجاد نمی­کند؛ لذا فرد قادر است به زندگی روزمره خود بپردازد. به علاوه اکثر مردم برخی عوارض جانبی درمان با متادون را تجربه می­ کنند که عبارتند از: تعریق، یبوست و اضافه­وزن (تقوی، 1383).

تأثیر متادون چقدر دوام می­آورد؟

افراد معتاد، با مصرف یک دوز متادون 24 تا 36 ساعت دچار علائم ترک نمی­شوند. در مقابل، افراد مصرف کننده مواد برای جلوگیری از علائم ترک باید حداقل روزی 3 تا 4 بار آن را مصرف کنند (تقوی، 1383).

درمان روزانه با متادون ممکن است به طور نامحدود ادامه یابد، اما اگر شخص مصرف ­کننده متادون با پزشک معالج، جهت خاتمه درمان به توافق برسند، می­توان ظرف چند هفته یا چندماه، دارو را کم کرده و در نهایت متادون را قطع کرد. در صورتی که متادون یکباره قطع شود علائمی مانند درد شکم، اسهال و درد مضلانی و استخوانی بروز خواهد کرد که معمولاً 1 تا 3 روز پس از آخرین روز مصرف بروز کرده و در روزهای سوم تا پنجم به اوج خود رسیده و تدریجاً تحلیل می­رود (تقوی، 1383).

مزایای درمان نگهدارنده متادون

درمان نگهدارنده متادون (MMT) چندین مزیت دارد، شامل:

  • متادون را می­توان از راه خوراکی مصرف کرد. بنابراین شخص وابسته به مواد افیونی از مصرف وریدی هروئین رها شده و لذا احتمال انتشار HIV از طریق سوزن آلوده کم می­شود (کاپلان، 1379).
  • متادون حداقل نشئه را ایجاد کرده و در مصرف درازمدت، به ندرت موجب خواب­­آلودگی یا افسردگی می­شود (کاپلان، 1379).
  • متادون به بیمار امکان می­دهد به جای انجام فعالیت­های جنایی و خلاف برای یافتن مواد غیرقانونی، به مشاغل مفید روی آورد (کاپلان، 1379).
  • پژوهشگران دریافتند که بعد از مصرف مقادیر نسبتاً زیاد متادون، معتادان به هروئین از کاهش قابل توجه اشتیاقشان به مواد مخدر خبر می­ دهند. همچنین کاهش قابل ملاحظه­ای در مصرف هروئین و جرم­های مربوط به آن، و افزایش در عملکرد اجتماعی آن­ها وجود داشته است (روزنهان[28]، 1380).
  • متادون اثر طولانی­تر از هروئین دارد و 24 تا 36 ساعت از شروع نشانه­ های ترک دارو جلوگیری می­ کند. از طرفی، با اینکه در اثر ترک متادون نشانگان ترک ظاهر می­شود ولی شدت آن از علائم ترک هروئین کمتر است (همان منبع).
  • متادون ظاهراً مانع از آثار هروئین برای فرد می­شود. چندین بررسی انجام شده در محیط آزمایشگاهی و خارج از آن نشان داده­اند که فرد معتاد به هروئین چنانچه همراه متادون، هروئین مصرف کند، شتاب یا شنگولی یکسانی را احساس نمی­کند. شاید به این علت که متادون قبلاً گیرنده­های مربوط به هروئین را اشغال کرده است (همان منبع).
  • بیماران برای دریافت متادون، هر روز باید به کلینیک مراجعه کنند بنابراین، کلینیک برای فرد معتاد، حمایت اجتماعی و ساختاری جهت زندگی روزمره او فراهم می­آورد و به محدود کردن یا برطرف کردن فعالیت­های غیرقانونی مربوط به دارو کمک می­ کند (همان منبع).

درمان نگهدارنده (MMT) در حد ایده­آلی مراجع را از فشارهای لازم برای بدست آوردن هروئین، از مخاطرات تزریق و از غلتیدن در سراشیبی که مواد مخدر ایجاد می­ کنند رها می­سازد. لذا مصرف آن برای ایجاد تعادل جسمی، اجتماعی و عاطفی که با مصرف مواد ممکن نمی­گردد، پیشنهاد می­شود (همان منبع).

هرچند متادون خود جزء داروهای اعتیادآور مواد مخدر است، ولی استفاده آن در امر درمان هیچ­گونه عوارض جانبی ندارد. همچنین به معتاد اجازه می­دهد که بتواند خودش را با محیط، به عنوان فردی از افراد جامعه هماهنگ سازد و در مرحله جایگزینی، معتاد را قادر می­سازد که خود را از اعتیاد هروئین که بسیار خطرناک است برهاند و به جای آن مدتی این ماده را مصرف کند که در نهایت و درازمدت موجب ترک کامل و مرحله رهایی از اعتیاد خواهد شد (فرجاد و همکاران، 1382).

موارد تجویز متادون به عنوان درمان نگهدارنده

افراد زیر برای دریافت درمان نگهدارنده متادون مناسب هستند:

    پایان نامه

  • معتادان هروئینی یا مواد مخدر دیگر به صورت تزریقی
  • معتادان زندانی
  • بیمارانی که دارای یکی از شرایط زیر باشند: الف) اختلالات عمده محور یک روانپزشکی ب) اختلالات عمده محور دو روانپزشکی پ) اختلالات عمده رشدی- تکاملی مثل اوتیسم و عقب­ماندگی ذهنی ت) بیماری­های عمده غیرروانی که ترک مواد مخدر موجب عوارض ناگوار برای بیمار شود: مثل بدخیمی­ها، بیماری­های پیشرفته کبدی، کلیوی، قلبی و … ث) افکار جدی خودکشی یا سابقه مبادرت به آن در زمان ترک، انجام خودزنی و صدمات عمدی به خود و دیگران در هنگام ترک مصرف مواد مخدر ج) بارداری چ) سابقه اقدام به ترک ناموفق در مراکز معتبر طبی و با بهره گرفتن از روش­های استاندارد تحت نظر روانپزشک. به عنوان یک قاعده کلی، بیمارانی که مدت وابستگی آن­ها بیش از یکسال نبوده و یا قبلاً سعی در ترک نداشته­اند، نامزد مناسبی برای درمان نگهدارنده نیستند (وزیریان، 1382).

به طور خلاصه MMT فواید زیر را برای بیماران به همراه دارد:

  • مصرف مواد غیرقانونی را کاهش می­دهد.
  • زندگی بیمار را ثبات می­بخشد.
  • زندگی سازنده را ممکن می­سازد.
  • مصرف خودسرانه داروها را کاهش می­دهد.
  • از ارتکاب اعمال غیرقانونی می­کاهد.
  • رفتارهای پرخطر به خصوص تزریق مشترک که همراه با خطر انتقال بیماری­های پاتوژن خونی همانند ایدز و هپاتیت است را کاهش می­دهد.
  • بیماری و مرگ و میر ناشی از مواد را کاهش می­دهد.
  • شیوه­ی زندگی بیمار، نظم بیشتری می­یابد.
  • کارکرد و موقعیت خانوادگی و اجتماعی وی بهبود می­یابد.
  • وضعیت سلامت جسمانی و حس بهزیستی وی افزایش می­یابد.
  • پیشرفت روند سایر بیماری­های همراه مانند ایدز کاهش یافته یا کندتر می­شود (وزیریان، 1382).

بنابراین درمان نگهدارنده متادون هم برای فرد و هم برای جامعه ثمربخش است. این درمان، هرچند خود نوعی اعتیاد جسمانی ارزیابی می­شود اما مساوی با اعتیاد تلقی نمی­گردد؛ زیرا فرد به سبب مصرف منظم این دارو از دور تسلسل یکنواخت (مصرف، نشئگی، خماری، جستجوی نوبت بعدی مواد، مصرف) رها می­شود. در کنار آن به ندرت جایی برای بازگشت مصرف مواد باقی می­ماند. این رهایی از بازگشت، ورود مجدد فرد به جامعه و معطوف ساختن نیروی زندگی به سایر زمینه­ها را امکان­پذیر می­سازد (وزیریان، 1382).

مقررات مربوط به درمان (MMT)

  • در درمان متادون، اصل بر مراجعه روزانه برای دریافت داروی متادون مصرفی به صورت محلول می­باشد.
  • مراجعه روزانه و تحویل دارو توسط پرسنل، به طور ضمنی معنای مراقبت شدن را در بر دارد.
  • مراجعه روزانه باعث تحکیم پیوند یا نظام درمانی و در نتیجه باقی ماندن طولانی­تر در درمان می­گردد.
  • بیماران مشکلات زیادی دارند که در صورت ارتباط روزانه، بخشی از آن­ها با پرسنل مطرح شده و از بار آن­ها کاسته خواهد شد.
  • در دو ماه اول درمان، بردن داروی متادون به منزل توصیه نمی­ شود.
  • در صورتیکه بیمار با ثبات باشد و به خصوص در صورت اشتغال، پزشک می ­تواند بعضی دوزهای درمانی را برای بردن به منزل به شرح زیر در نظر بگیرد:

الف) در ماه سوم درمان، بیمار می ­تواند داروی روزهای آخر هفته را به منزل ببرد.

ب) در ماه چهارم، بیمار یک روز درمیان برای دریافت دارو مراجعه کند.

ج) در ماه پنجم، حداقل مراجعه بیمار برای دریافت دارو دو روز در هفته باشد.

د) از ماه ششم، حداقل مراجعه یکبار در هفته ضروری است (همان منبع).

سایر مداخله­های غیردارویی مورد نیاز در درمان نگهدارنده متادون

خدمات روانشناختی

  • جلسات هفتگی گروه­درمانی که برای ارتقای کیفیت زندگی بیمار و کیفیت درمان بسیار مفید است.
  • مشاوره توسط روانشناس مرکز در رابطه با موارد زیر:

الف) حصول اطمینان از تأمین سرپناه، غذا، پوشاک

ب) درگیری­های قانونی

ج) مهارت­های زندگی

د) کنار آمدن با استرس

و) مشاوره خانواده و تربیت فرزندان

ی) عدم استفاده از مواد غیرقانونی و پیشگیری از عود مصرف آن­ها (وزیریان، 1382).

خدمات مددکاری

خدمات مددکاری می ­تواند در زمینه ­های زیر ارائه شود:

الف) وجود سرپناه و نیازهای عادی اولیه زندگی

ب) درگیری­های قانونی

ج) مسائل و درگیری­های شغلی

د) کمک در یافتن محل شغل

ذ) مسائل خانوادگی و کمک به حل آن

ر) مشکلات مالی در رابطه با درمان متادون

ز) تقویت حمایت خانواده و بستگان بیمار از بیمار (همان منبع).

 

 

2-9- باورهای ارتباطی ناکارآمد

 

انسان درگیر ارتباط می­شود تا هویت پیدا کند، با دیگران پیوند برقرار می­ کند و پیوندهای خود را عمیق­تر می­سازد. درضمن مشکلات خود را رفع و امکانات موجود را کشف می­ کند. بنابراین اساس زندگی و خوشبختی انسان را همین ارتباط­های میان­فردی تشکیل می­دهد. ارتباطات میان­فردی، خود حیات­بخش روابط هدفمند است (وود، 1998).

شاید بتوان گفت یکی از قدیمی­ترین پیوندهای ارتباطی بشر، ازدواج است. ازدواج به معنی قانونمندسازی نوعی ارتباط بین دو انسان (زن و مرد) است. در واقع هدف اصلی ازدواج ارتباط است. بدون ارتباط ازدواج وجهه قانونی ندارد (ادیب­راد، مهدوی، ادیب­راد و دهشیری، 1384).

ارتباطات زناشویی می ­تواند دست­مایه شادی و یا منبع بزرگ رنج و تألم باشد. عشق از امید شروع می­شود. امید به روزی که احساس فرد درک شود یا پذیرفته شود و ارتباط دلپذیری به وجود آید. ارتباط به زن و شوهر این امکان را می­دهد که با یکدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند، مشکلاتشان را حل کنند و از نیازهای هم آگاهی پیدا کنند. زوج­هایی که نتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند در یک وضعیت نامشخص قرار می­گیرند (یانگ و لانگ، 1998).

برای برخورداری از یک جامعه و افراد با سلامت روانی و روابط مطلوب با یکدیگر، باید بر روی سالم­سازی و بهبود روابط تلاش کرد. با تأکید بر ارتباط صحیح میان زن و شوهر و با اصلاح نتیجه­گیری آن­ها در قبال یکدیگر، با کاستن از شدت خصومت­ها می­توان روابط منطقی­تری میان خانواده­ها ایجاد کرد (بک، 1382).

تفکر در معنای وسیع خود مجموعه ­ای از هیجان­ها، اندیشه­ها، رفتارها و احساس­هایی است که به طور وسیع باهم در تعامل هستند. تفکر غیرمنطقی تفکری است اغراق­آمیز، انعطاف­ناپذیر و مطلق­گرا. افکار غیرمنطقی با واقعیت همگونی ندارند و بر اساس ظن و گمان هستند. فرد واجد تفکر غیرمنطقی، حکم­های از پیش تعیین شده داشته و حالت­های آشفته از قبیل افسردگی، اضطراب و بی ­تفاوتی دارد. به دلیل اینکه فکر غیرمنطقی با واقعیت در ارتباط نیست، موجب تعارض شده و مانع برخورد موفقیت­آمیز فرد با حوادث و الزام­های زندگی می­شود (حیدری، مظاهری و پوراعتماد، 1384).

با ارتباط درست می­توان پیوندهای بین­فردی را افزایش داد، امکان اتخاذ تصمیم درست­تر را فراهم نمود، نگرش­ها و باورهای طرف مقابل را در جهت رسیدن به همدلی بیشتر هدایت کرد و تغییرات و دگرگونی­ها را توجیه نمود. عواملی وجود دارند که می­توانند اثربخشی یک ارتباط را تضعیف کرده و موجب عدم درک درست پیام فرستاده­شده یا به عبارتی رمزگشایی صحیح آن شوند که به عنوان نمونه می­توان به باورهای غلط، پیش­داوری­ها، و نگرش­های منفی اشاره نمود. همچنین هرچه حوزه­های شناختی دو عنصر ارتباط یعنی گیرنده و فرستنده، از یکدیگر دورتر باشد، اثربخشی ارتباط کمتر خواهد بود. اگرچه در توضیح و تبیین علل مشکلات ارتباطی دیدگاه­های متفاوتی ارائه شده است اما در این زمینه موضع رویکرد شناختی از جایگاه برجسته­ای برخوردار است. از این دیدگاه احساسات و رفتارهای آشفته صرفاً معلول رفتار غلط یکی از زوجین و یا حتی مشکلات و گرفتاری­های زندگی نیست، بلکه بخش عمده­ای از آن می ­تواند به دلیل باورها و نگرش­هایی باشد که یک یا هر دوی آن­ها درمورد رفتارها و یا دشواری­های زندگی­ دارند (خلعتبری، قربان و مهدیون، 1388).

باورهای ناکارآمد[29]، علت اصلی بسیاری از اختلاف­های اجتماعی، به ویژه روابط است (الیس، 1978، 2000، 2001؛ بک، 1970، 1987؛ اپشتاین، 1986). منظور از چنین باورهایی، درواقع وجود افکار نادرست و نامنطبق با واقعیت درباره­ی خود و جهان است. به اعتقاد الیس (2001) هیچ رویدادی ذاتاً نمی­تواند در انسان ایجاد آشفتگی روانی کند؛ زیرا تمام محرک­ها و رویدادها در ذهن معنا و تفسیر می­شوند و بر این اساس، سازش­نایافتگی­ها و مشکلات هیجانی در واقع ناشی از نحوه­ی تعبیر، تفسیر و پردازش اطلاعات حاصل از محرک­ها و رویدادهایی هستند که افکار و باورهای ناکارآمد در زیربنای آن­ها قرار دارند (ازخوش و عسگری، 1386).

یکی از عمده­ترین عرصه­های بروز و نفوذ افکار غیرمنطقی و ناکارآمد، زندگی زناشویی است. با آنکه به اعتقاد بسیاری از صاحب­نظران ازدواج یکی از بنیادهای جهان­شمول به حساب می­آید و به گونه­ای تنگاتنگ زندگی افراد بشر را تحت تأثیر قرار می­دهد، اما از آسیب­های گوناگون در امان نیست. برای نمونه، نتایج مطالعات (برنشتاین و برنشتاین[30]، 1380/1989) نشان داده­اند که بسیاری از همسران در برقراری و حفظ روابط دوستانه و صمیمی با یکدیگر دچار مشکل­اند، چون انتظار دارند تا از ازدواج به گونه­ی کلی، و از همسران به گونه­ی اختصاصی، منافعی بدست آورند. به بیان دیگر، انتظارهای آنان از رابطه زناشویی بیشتر، گسترده­تر و در بسیاری از موارد، غیرمنطقی­تر شده ­اند و حتی توانسته ­اند زمینه­ سرخوردگی از زندگی زناشویی را فراهم آورد.

در بسیاری از فرهنگ­ها به روابط زناشویی به منزله­ی منبع اولیه حمایت و عاطفه نگریسته می­شود (لاوینگر و هاستون[31]، 1990) و از همسران انتظار می­رود تا یک رابطه انحصاری، صداقت، علاقه، عاطفه و نیز صمیمیت و حمایت از خود نشان دهند. تقریباً تمامی زوج­ها در ابتدای زندگی زناشویی سطح بالایی از رضایت را گزارش می­ کنند (مارکمن و هالوگ[32]، 1993). اما این رضایت در خلال زمان کاهش می­یابد. معتبرترین شاخص این عدم رضایت و آشفتگی نیز طلاق است (برادبری، 1995). از سوی دیگر، بین 85 تا 91 درصد از افرادی که در آستانه طلاق قرار دارند، در ابتدای روابط زناشویی عقاید مثبت و پیش ­بینی­های غیرواقع­بینانه و ناکارآمدی از رابطه زناشویی داشته اند و بر این باور بوده ­اند که احتمال طلاق برای آن­ها صفر است (فاورز[33]، لایونز[34] و مونتل[35]، 1996).

بی­تردید، رفتار در چهارچوب روابط به گونه­ای چشمگیر تحت تأثیر عوامل شناختی قرار دارد. زیرا افراد با مجموعه ­ای از انتظارها و باورها درباره­ی هم به تدریج به جایی می­رسند که روابط رو به سردی، ناامیدی و بی­اعتمادی می­رود. ازین رو، شناسایی و اندازه ­گیری این عقاید و باورها و تأمل درمورد آن­ها برای حل مشکلات عاطفی و رفتاری همسران بسیار سودمند خواهد بود (ازخوش و عسگری، 1386).

باورهای غیرمنطقی در روابط زناشویی به گونه­های مختلف طبقه ­بندی شده ­اند. برای مثال، بر پایه طبقه ­بندی بک (1976) برخی از باورهای خاص و منحصر به فرد زوج­ها عبارتند از: 1) تجربه­های انتخابی[36] (توجه به بخش کوچکی از یک حادثه منفی)، 2) تعمیم مبالغه­آمیز[37] (در نظر گرفتن هر حادثه منفی به عنوان شکستی تمام عیار)، 3) برچسب منفی زدن (اصرار بر دلایل منفی و بدخواهانه در رفتار و گفتار همسر)، 4) شخصی­سازی[38] (نسبت دادن تمام مشکلات به خود و ناتوانی­ های خویش)، 5) نتیجه­گیری شتاب­زده (بدون داشتن دلایل محکم قضاوت کردن، ذهن­خوانی[39] و پیش­گویی افکار یکدیگر)، 6) تفکر همه یا هیچ و 7) بزرگ­نمایی (با اهمیت جلوه دادن مسائل و مبالغه در شدت اشتباه­ها). به عقیده­ی برنز (1990/1371) نیز برخی از باورهای ناکارآمد همسران در روابط زناشویی عبارتند از محق بودن، سرزنش دیگری، قربانی دانستن خود، تحقیر، توقع و درماندگی.

 

 

2-10- پیشینه نظری

 

عوامل زیادی در موفقیت و رضایت از ازدواج نقش دارند؛ شخصیت طرفین، میزان درک متقابل، بلوغ فکری و تعادل روحی به حد کافی، عوامل اقتصادی و سازگاری و رضایت جنسی و عشق و علاقه از مهمترین عامل­های بوجود آورنده یک زندگی رضایت­بخش و خوشایند می­باشد (شاملو، 2002).

توماس بردبری(2000) در یک بررسی که بر روی طبیعت و محدوده­ خشنودی زناشویی با مرور بر یک دهه مطالعات علمی نموده، عوامل مطرح شده را در سه گروه با تأکید بر ویژگی­ها طبقه ­بندی کرده است.

الف: فرایند بیم فردی که در ازدواج اعمال می­گردد شامل: شناخت، عاطفه، فیزیولوژی، الگوی رفتاری، حمایت اجتماعی و خشونت.

ب: محیط زمینه­ای که ازدواج در آن حضور دارد شامل: خرده­زمینه­ها (حضور کودکان، استرس زندگی و بحران­های تحولی) و با زمینه ­های با اهمیت­تر (عوامل اقتصادی، ارزشمندی همسر).

ج: ادراک و اندازه ­گیری خوشنودی زناشویی که در دو دامنه­ی خط سیر، پایه­ای و روش­های اجتماعی- شناختی صورت­ گرفته، که بر اساس انتخاب زمینه­ مورد بررسی، عوامل مؤثر از دیدگاه­های متفاوت بیان گردیده­ است.

مسائلی مانند برداشت­های منفی زوجین، داشتن معیارهای انعطاف­ناپذیر، تعصب­های شخصی و سوءتفاهم یا درک نکردن صحبت­های یکدیگر آن­طور که هست، در اغلب ازدواج­ها موجب نارضایتی زوجین شده، بر جنبه­های مثبت ازدواج غلبه می­یابد. ریشه مشکلات و ناسازگاری­های زناشویی در تفکرهای غیرمنطقی یک یا هردو شریک زندگی است که در صورت اصلاح این تفکرات، اختلافات زناشویی نیز از بین می­رود (الیس، 1375؛ به نقل از حیدری و همکاران، 1384). اصولاً شکست در برقراری ارتباط شایع­ترین شکایت زوج­های جداشده است. برای اطلاع بیشتر از رفتارهای اشخاص باید به پشت پرده اعمال و به فراسوی افکار خودانگیخته آن­ها رفته و باورهای اولیه آن­ها را جستجو کنیم. خوشبختانه بعضی از این باورها آنقدر عمیق نیستند و می­توان به سهولت آن­ها را شناسایی کرد (بک، 1380).

از سوی دیگر، کشش­ها و کیفیت زندگی جنسی انسان به اندازه­ اصل زیستن، پربار و پیچیده است. فعالیت جنسی و جنسیت، بخش مهمی از زندگی زناشویی است. تحقیقات متعددی که درمورد عوامل مرتبط با ازدواج انجام گرفته­ است، نشان می­دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول زوجین قرار دارد (دانکامب[40]، 1983؛ کرافورد و پاپ[41]، 2003؛ برادبری و کارنی[42]، 2004؛ به نقل از دیویس و شاور[43]، 2006). نارضایتی از رابطه جنسی می ­تواند به مشکلات عمیق در روابط زوجین و ایجاد تنفر از همسر، دلخوری، حسادت، رقابت، حس انتقام­گیری، احساس تحقیر، احساس عدم اعتماد به نفس و نظایر آن­ها منجر شود. این مسائل توسط تنش­ها و اختلافات، تقویت شده یا در قالب آن­ها تجلی و بروز می­یابد و به تدریج شکاف بین همسران را عمیق­تر می­سازد (کریستوفر و اسپرچر[44]، 2000).

اختلال عملکرد جنسی[45]در اثر مصرف مداوم و مزمن مواد افیونی، همواره یکی از مشکلات جدی است که سوءمصرف­کنندگان مواد، با آن مواجه هستند (فوس[46] و گرزالکا[47]، 1987). نظریه روان­تحلیلی فروید[48] بر این باور است که غریزه جنسی، مهم­ترین انگیزه فرد برای زندگی است و کسانی که غرایزشان به خصوص تمایلات جنسی اولیه آن­ها در دوران کودکی به­ویژه در سنین 4یا5 سالگی سرکوب شده، دچار عقده ادیپ[49] و در نتیجه مشکلات جنسی در سنین بزرگسالی می­شوند (ولف[50]، 2005). در ابتدای قرن بیستم، پزشکانی مانند ابینگ[51]، اختلال عملکرد جنسی را ناشی از استمناء[52] در دوران کودکی و فعالیت جنسی بیش از حد پس از بلوغ دانستند. رفتاردرمان­گرانی[53]مانند ولپ[54] معتقد بودند که تشویش و اضطراب، علت اصلی اختلال عملکرد جنسی است (لویی[55]، 2005). در سال­های اخیر دو نظریه کلی در مورد اختلال عملکرد جنسی مطرح بوده است که عبارتند از تئوری روان­زاد که اختلال عملکرد جنسی، را به بازتاب شرطی[56]شدن نسبت می­دهد که طی آن، الگوی انزال سریع تثبیت می­شود. این دیدگاه معتقد است که مقاربت یا خودارضایی، مکرراً به علت­های مختلفی همچون اضطراب، احساس گناه و ترس از فاش شدن با عجله و به صورت سریع انجام می­گردد و پیامد آن، اختلال در عملکرد جنسی خواهد بود (عسلیان، 2005). در مقابل نظریه­ روان­زاد، تئوری ارگانی- فیزیکی[57]، معتقد است که اختلال عملکرد جنسی، یک اختلال روان­- تنی[58]است. این نظریه به نقش انتقال­دهنده­های عصبی[59]در مغز در ایجاد اختلال عملکرد جنسی اشاره دارد (عسلیان، 2005). لیکن هیچ­کدام از این نظریه­ها، به تنهایی نمی­توانند به تبیین این مسئله بپردازند.

با این وجود، مطالعات پزشکی در طی چند دهه اخیر نشان می­دهد که مصرف هروئین و اندورفین­ها چه از طریق مهار تولید هورمون­های جنسی[60]به وسیله هیپوتالاموس[61]و چه از طریق مهار سنتز تستوسترون[62]در بیضه­ها، موجب کاهش غلظت تستوسترون خون می­شود (جهرمی و همکاران، 1388) که خود باعث اختلال در عملکرد جنسی فرد بیمار می­باشد. اختلال عملکرد جنسی حاصل مصرف مواد افیونی، می ­تواند در تمامی مراحل تحریک جنسی[63](نعوظ)، پلاتو[64](مرحله برانگیختگی جنسی) و ارگاسم[65] (انزال) در چرخه واکنش­های جنسی به وجود آید (کواگلیو[66]، لوگوبونی[67]و پاتارو[68]، 2008) و موجب بروز مشکلات و اختلالات روحی و روان­شناختی همچون اضطراب، افسردگی، دلزدگی و مشکلات زناشویی بین فرد مصرف ­کننده مواد و همسرش گردد که خود به مشکلات جنسی فرد دامن می­زنند. اگرچه مصرف مواد افیونی به خصوص تریاک و هروئین فشرده (کراک)، در دوران ابتدایی مصرف، با کاهش اضطراب و یا بالابردن موقتی خلق و بهبود عملکرد جنسی همراه است، ولی به مرور و با استفاده مداوم از مواد، به تدریج میل جنسی کم یا قطع می­شود و تحریک جنسی، صورت نمی­پذیرد و فرد به مرحله اوج لذت جنسی یا ارگاسم نرسیده و یا اصلاً انزالی صورت نمی­گیرد (جهرمی، مکری، فرهودیان و اختیاری، 1388). علاوه بر این، اختلال عملکرد جنسی می ­تواند باعث عود[69] مصرف مواد در بیمارانی که تحت درمان سم­زدایی[70] هستند، گردد (پیتال[71] و هلستروم[72]، 2009).

مطالعات نشان داده است که سازگاری زناشویی بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان­ها تأثیر می­گذارند. روابط زناشویی رضایت­بخش، زیربنای عملکرد خوب خانواده است و باعث رشد شایستگی و توانایی سازگاری و انطباق در بین کودکان می­شود (کامینگ و او-ریلی[73]، 1997). همچنین نتایج مطالعات مبین این نکته است که افراد متأهلی که زندگیشان پایدار است و از زندگی زناشویی خود رضایت کافی دارند، عموماً عمر طولانی دارند؛ بیشتر احتمال دارد از سرطان نجات یابند (کومز[74]،1991)؛ تغذیه سالم و مطلوب دارند (وایت[75]، 1997؛ گلن[76]، 1996)؛ و کمتر دچار بیماری افسردگی و مشکلات روانشناختی می­شوند (وایت، 1997؛ دمو[77]، 1996). پژوهش­ها نشان دادند کودکانی که والدیدنشان ازدواج پایدار و همراه با سازگاری داشته اند، وضعیت تحصیلی بهتری دارند (وسترمن و ادگار[78]، 1995) و کمتر به الکل یا مواد مخدر روی می­آورند (آماتو[79]، 1993).

سازگاری زناشویی، احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه­شده­ی زن و مرد با توجه به تمام جنبه­های رابطه­ زناشویی است.  به عنوان یکی از مهم­ترین مؤلفه­های ثبات عاطفی زوجین به حساب می­آید (فیشر و مک­نالتی[80]، 2008). روابط رضایت­بخش در بین زوجین از طریق علاقه­ متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل سنجش است (سینها و مکرجی، 1990). سازگاری زناشویی در واقع  یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط، ارائه می­دهد. یکی از رایج­ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه، رضایت و سازگاری زناشویی است (دنیل و بارالد[81]، 1999).

مهمترین مسئله در ازدواج و تشکیل خانواده، آرامشی است که فرد بدست می­آورد. مطلوبیت زندگی، خشنودی از آن، و کیفیت و میزان سازگاری زناشویی نیز مانند سازگاری زندگی مجردی از عوامل مختلفی تأثیر می­پذیرد که ارزیابی آن­ها در افراد و روابط­شان، بخشی از ادبیات مشاوره، ازدواج و خانواده است (درویزه و کهکی، 1387).

مطالعه علمی سازگاری زناشویی از دهه 1990 تاکنون به شدت مورد توجه قرار گرفته است. در واقع رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط ارائه می­دهد. رضایت و سازگاری زناشویی یکی از گسترده­ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه است (ویگل[82]، بالارد[83] و دبورا[84]، 1999، به نقل از احمدی، آزاد مرزآبادی و ملازمانی، 1384). پس آنچه در ازدواج مهم است سازگاری زناشویی و رضایت از ازدواج می­باشد. برای توصیف سازگاری از اصطلاحات متعددی مانند رضایتمندی، سازش، خشنودی، موفقیت و کیفیت زناشویی استفاده شده است. با این وجود اغلب محققان درباره­ی تعریف سازگاری اتفاق نظر ندارند. سازگاری به مذاکره مداوم، ارتباط و فرایند سازش مربوط می­شود، درحالیکه رضایتمندی زناشویی بیشتر سطح ارزشیابی زودگذر در مقطعی از زمان است؛ سازگاری زناشویی را می­توان به عنوان منبع نظام خانواده یا حتی بخشی از نیروهای تأمین حیات و احیا کننده خانواده دانست. به عبارتی سازگاری زناشویی نتیجه­ی فرایند زناشویی و شامل عواملی مانند ابراز محبت و عشق همسران، احترام متقابل، روابط جنسی، تشابه نگرش و چگونگی ارتباط و حل مسئله است (ملازاده، 1381).

مطالعات نشان داده است که سازگاری زناشویی بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان­ها تأثیر می­گذارد. سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس خوشبختی و رضایت از یکدیگر را دارند و روابط زناشویی رضایت­بخش، سنگ زیربنای عملکرد خوب خانواده است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، والدین مؤثر بودن را تسهیل می­ کند، روابط فرزندان را با یکدیگر و با والدین بهبود می­بخشد و باعث رشد شایستگی و توانایی سازگاری و انطباق در بین کودکان می­شود. به عبارت دیگر ازدواج­هایی که در آن­ها توافق حاکم است، ارتباط مادر-کودک و پدر-کودک مثبت است و احتمال بیشتری وجود دارد که پدر و مادر نقش­های مشاب، شراکتی و همکاری متقابل داشته باشند، زیرا برای یک زوج سخت است که زن و شوهر خوبی نباشند و بخواهند والدین باکفایتی باشند (کامینگ[85]، 1997؛ به نقل از احمدی و همکاران، 1384). همچنین بر طبق تحقیقات انجام شده، رضایت زناشویی نقش والدین را تسهیل می­ کند، عمر زن و شوهر را طولانی تر و باعث افزایش سلامت جسمانی و روانی، پیشرفت اقتصادی و رضایت از زندگی می­گردد. روابط رضایت­بخش بین زوجین از طریق علاقه متقابل، میزان مراقبت از همدیگر، پذیرش یکدیگر و تفاهم، قابل ارزیابی است (سینها و مکرجی، 1990).

در زندگی روزمره­ی زوج­های سازگار، پویایی و تحرکی وجود دارد که از افکار و احساسات منفی درباره­ی یکدیگر (که همه زوج­ها دارند) و علیه این افکار بر احساسات مثبت، بازداری می­ کند. این زوج­ها زندگی زناشویی هوشمندانه و عاطفی دارند (گاتمن[86]، 1999). همچنین مطالعات نشان می­دهد که سازگاری زناشویی به سازگاری کلی فرد کمک می­ کند؛ یعنی همسرانی که از سازگاری زناشویی بالایی برخوردارند، عزت نفس بیشتری دارند و در روابط اجتماعی سازگارترند (ملازاده، 1381).

از سوی دیگر، ناسازگاری و نارضایتی زناشویی در روابط زن و شوهر ضمن برهم زدن تعادل روانی و عاطفی افراد خانواده، باعث اشکال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اخلاقی و افول ارزش­های فرهنگی بین زوجین می­گردد. طبق تحقیقات، اضطراب، افسردگی، اختلالات عصبی، مقاربت دردناک زنان، آزار کودکان و نهایتاً طلاق از پیامدهای نامطلوب نارضایتی زناشویی است (عامری، 1382؛ به نقل از کنگرانی فراهانی، 1386).

روابط زناشویی متغیری چندعاملی است که شامل ابعاد فیزیولوژیک و جسمانی، روانی، اجتماعی و روحی و معنوی است (بلاچ[87]، 1370، به نقل از گل­پرور و مولوی، 1380). اختلال در هر یک از ابعاد چهارگانه فوق می ­تواند بنیان روابط زناشویی را سست نماید.

 

2-10-1- عوامل مؤثر بر سازگاری و ناسازگاری زناشویی

در پژوهش­های مختلف تلاش­هایی در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر سازگاری زوجین صورت گرفته است. وینچ و همکاران (1974، به نقل از نظری، 1386) هشت معیار را برای موفقیت زناشویی ذکر کرده­اند: ثبات، انتظارات اجتماعی، رشد شخصیت، مصاحبت، شادی، رضایت، سازگاری و یکپارچگی. اسپربون[88] (1980؛ به نقل از نوابی­نژاد، 1383) بر اساس تجارب کلینیکی خود دریافته است که ازدواج­های موفق در ارضای چهار نیاز اساسی زیر با یکدیگر مشابه هستند.

  • تأمین­کننده نیازهای جنسی یکدیگرند؛
  • با یکدیگر ارتباط و تعامل توأم دارند و در موقعیت­های گوناگون ستایش و قدردانی را به یکدیگر ابراز می­ کنند؛
  • زمینه ­های تشویق برای رشد و شکوفایی یکدیگر را فراهم می­سازند؛
  • نسبت به یکدیگر عشق و محبت می­ورزند.

گاتمن و همکاران (1998)، کارنی و برادبری (2000)، مک­گلدریک[89] و کارتر[90] (1993) و راسل[91] و ورنر[92] (1994) به نقل از برک[93] (1385) در تحقیقی عوامل مرتبط با رضایت زناشویی و نارضایتی زناشویی را مشخص نمودند:

پیشینه­ی خانوادگی- شباهت زوجین در طبقه­ی اجتماعی- اقتصادی، تحصیلات، مذهب و سن از عوامل رضایتمندی است در حالیکه تفاوت فاحش زن و شوهر در این مؤلفه­ها از عوامل مؤثر بر زندگی زناشویی ناخوشایند است.

سن ازدواج- ازدواج­های قبل از 20 سالگی به رضایت زناشویی پایین منجر می­شود.

طول مدت رابطه آشنایی- حداقل طول دوره آشنایی برای رضایتمندی ازدواج 6ماه است.

رابطه با خانواده گسترده- در صورتی که زوجین دارای روابط گرم، صمیمی و مثبت با خانواده گسترده باشند، شانس رضایت زناشویی آنان بالا می­رود.

حالت­های زناشویی در خانواده گسترده- در صورتی که در خانواده گسترده، زوجین دارای روابط نااستوار، جدایی­های مکرر و طلاق باشند، احتمال رضایت زناشویی پایین می­آید.

زمان اولین فرزند- درصورتی که اولین فرزندپیش از سال اول ازدواج به دنیا آید، میزان رضایت زناشویی کمتر می­شود.

وضعیت مالی و شغلی- وجود امنیت شغلی از عوامل رضایت زناشویی است.

ویژگی­های شخصیتی- افرادی که از لحاظ شخصیتی مثبت باشند و مهارت­های کارآمد در حل مسئله داشته باشند، به احتمال بیشتر از زندگی زناشویی مطلوب برخوردارند.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *