بررسی حکم فقهی سِحر از دیدگاه مذاهب اسلامی۹۲- قسمت ۱۶

۱-۲-۱۰-۲- تردستی
تردستی، از نظر لغوی به معنی چالاکی، مهارت، شعبده بازی و حقه‌بازی است. و از نظر معنی اصطلاحی، تردستی یا شعبده عبارت است از حرکات سریعی که بیننده خیال می‌کند شعبده باز افعال عجیبی را انجام می دهد در حالی که با سرعت دست، از خطای چشم بیننده استفاده می کند. [۱۴۹]
۲-۱- تردستی از نظر فقهی
تردستی، ‌نوعی سِحر است با این تفاوت که در آن فاعل تحت تأثیر نیروهای ماوراء الطبیعه قرار نمی‌گیرد. در آیات قرآن کریم:« یُریدُ اَن یُخرِجَکُم مِن ارضکم بِسِحرهِ فَماذا تأمرون »،«‌می‌خواهند بدین سِحر و شعبده ها شما مردم مصر را از کشور خود آواره کنند».[۱۵۰]
بسیاری از علمای دین، تردستی یا شعبده را جزء سِحر می دانند. این در حالی است که شعبده سبب خارق العاده‌ای ندارد، اما آنان معتقدند تردستی نوعی چشم بندی است. شیخ انصاری می‌گوید: تردستی جزء سِحر نیست بلکه اگر به آنها گفته شود، از باب مسامحه و مجاز است. [۱۵۱]
در داستان حضرت موسی(ع) هم داریم هنگامی که ساحران و طناب ها و عصاهای خود را انداختند آن طناب‌ها و عصاها به صورت مارهای خشمگین ظاهر شدند و موجب وحشت حاضران گردید در این هنگام حضرت موسی(ع) به اذن خداوند عصای خود را به زمین افکندند و آن عصا همه آن مارهای خشمگین را بلعید. [۱۵۲]
۲-۱-۱- انواع تردستی و تاریخچه‌ی آن
تردستی از نظر سبک به سه دسته تقسیم می شود: عادی، تشریفاتی و رسمی که سبک تشریفاتی و رسمی به صورت نمایش‌هایی در شهرهای اروپایی معمول بوده است؛ روش و ابزار و شرایط تردستی به پنج دسته تقسیم می‌شود: خطای بیننده – حرکات سریع- حرکات پنهان – ابزارها- ابزارهای مخصوص که عمداً برای پنهان کاری به کار می بردند.[۱۵۳]
این عمل به صورت نمایش‌هایی در شهرهای اروپایی معمول بوده. شعبده بازی چند قانون و اصل مهم دارد که حتماً باید آنها را رعایت کنید؛‌مثلاً هیچ گاه نباید تردستی و شعبده بازی را برای یک نفر دوباره انجام دهید؛ یا نباید راز آن را بازگو کنید و برای افزایش مهارت تردستی و شعبده بازی خود نیاز به تمرین‌های زیادی دارید که برای مثال برای اولین بار جلوی آینه تمرین کنید برای بار دوم جلوی کسانی که شما را تشویق می کنند، مانند اعضای خانواده و وقتی به مهارت کافی دست پیدا کردید جلوی تماشاچیان به انجام آن بپردازید. [۱۵۴]
از نظر قرآن شعبده نوع دیگری از سِحر است که به سِحر مجازی یا تخیلی مشهور است یعنی ساحران پدیده‌ای را در نگاه و خیال و مسحور، غیرواقعی جلوه می‌دهد. این نوع سِحر، ‌همان تردستی و چشم‌بندی است که حقیقت ندارد چنان که می‌خوانیم:« فإذا جِبالهُم و عِصیُهم تخیل اِلیه من سِحرهم اَنها تَسعی»،« پس ناگهان ریسمان و چوبدستی ها بر اثر سِحرشان در خیال او چنین می نمود که آنها با شتاب می‌خزند».
در اینجا چند مسئله وجود دارد: ساحران چشم‌های حاضران را جادو می‌کردند که بیننده این ریسمان‌ها را به صورت مارهای خشمگین ببینند و خیال کنند که این طناب‌ها و عصاها مار هستند و ریسمان‌ها جادو نشده بودند و عصای حضرت موسی از باب معجزه و کرامت بود که در این جا فرق بین سِحر و معجزه آشکار می‌شود. آیات بسیاری راجع به این مطلب وجود دارد از جمله سوره‌ی اعراف آیه‌ی ۱۱۶:« فلمّا القوا سِحروا اعینَ النّاسِ و استرهبوهُمْ»،« هنگامی که ریسمان ها را انداختند چشم های مردم را سِحر کردند و آنها را ارعاب نمودند از این آیه روشن می شود سِحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد بلکه این تردستی و چشم بندی ساحران است که آن چنان جلوه می دهد. کار این ساحران تردستی است ولی چون این کارشان را تحت تأثیر نیروهای ماوراءالطبیعه انجام دادند،‌ عنوان سِحر لقب گرفت. [۱۵۵]
تردستی یا چشم‌بندی یا شعبده فنی است برای نمودن اثری عجیب به حواس انسان‌ها به روش خاص، چه مرموز و چه با روش‌های فیزیکی، چه بر ذهن اثر بگذارد و چه بر چشم و گوش و حواس. یعنی تردست به بیننده چیزی نشان می‌دهد که واقعاً اتفاق نیفتاده؛ به این هدف که او باور کند. از نظر افراد خاص: تردستی و شعبده که نام دیگر آن ریمیا است درباره چگونگی استفاده از قوای مادی و خواص موجودات برای وانمود کردن آثار خارق العاده به حس صحبت می کند.
۲-۱-۲- پیش‌گویی
پیش‌گویی از نظر معنی لغوی فرایند برآورد در شرایط ناشناخته است. پیش‌بینی اصطلاحی مشابه اما عمومی تر است. هر دو این لغات می‌توانند به برآورد مجموعه های سری‌های زمانی – داده های میان بخشی و یا وابسته به طول جغرافیایی ارجاع دهند. کاربرد این لغات میان حوزه های اجرایی متفاوت است.
پیش‌گویی از نظر معنی اصطلاحی به این معنی است: گفتن پیشامدها قبل از وقوع آنها، مثلاً منجمان از طریق نجوم در صدد پیش‌گویی حوادث عالم بر می‌آیند یا توسط عام نجوم طلسم می‌کنند البته اطلاق نام «سِحر» به پیش‌گویی مسامحه به نظر می رسد. [۱۵۶]
۲-۱-۲-۱- پیش گویی از نظر فقهی
آن پیش گویی که دروغ درآید تحت عنوان «کذب» و «دروغ» حرام است، یعنی موضوع عبارت است از،‌ «کذب» و «حکم» نیز عبارت است از «حرام» و این به مبحث حرمت کذب مربوط است. پیش‌گویی کاذب از دو جهت حرام است هم به دلیل دروغ بودن و هم به دلیل کهانت . [۱۵۷]
۲-۱-۲-۲- روایاتی درباره پیش‌گویی
امیرالمؤمنین(ع) وقتی منجمی می‌خواست برای کمک به پیروزی حضرت از طریق علوم نجوم

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

(پیش‌بینی حوادث زمینی از طریق ستاره‌شناسی) به حضرت مشورتی بدهد، حضرت برخورد بسیار تندی با او کردند و هر کس را که به مشورت وی اعتماد کند کافر دانستند.
هنگامی که مرد ستاره‌شناس گفت :«‌اگر در این زمان(برای جنگ با خوارج) بر وی می‌ترسم به مراد خودنرسی» حضرت فرمود: آیا خیال می‌کنی تو می‌توانی ساعتی را نشان دهی که هر کس در آن ساعت سفر کند بلا و بدی از او دور شود و از ساعتی بر حذر داری که هر کس در آن سفر کند ضرر و زیان او را در برمی‌گیرد؟ آن کس که سخنان تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است و برای رسیدن به مطلوب و دفع امور ناخوشایند، از کمک گرفتن از خدای بی نیازی نشان داده است.
حضرت سپس رو به مردم کرد و فرمود:« ای مردم! از آموختن اخترشناسی بپرهیزید مگر آن مقداری که در بیابان و یا دریا وسیله‌ی راه‌یابی می شود،‌ زیرا اخترشناسی به کهانت و پیشگویی می‌انجامد و اخترگو مانند کاهن است و کاهن چون ساحر و ساحر مانند کافر و کافر در آتش است. [۱۵۸]
روایاتی درباره تحصیل علم نجوم: عبدالملک بن اعین نقل کرده که به حضرت صادق(ع)‌گفتم: من به دانش علم نجوم مبتلا شده‌ام کاری را قصد می کنم و وقتی به طالع می‌نگرم و آن را بد می‌بینم و به دنبال آن امر نمی‌روم و وقتی طالع را خوب دیدم دنبال مقصود روانه می‌شوم.حضرت صادق(ع)‌به من فرمودند: انجام می‌دهی؟ ‌عرض کردم: بلی، فرمود: کتاب‌هایت را بسوزان. [۱۵۹]
«از ابن عمیر روایت شده که من به نجوم نگاه می‌کردم و حکم آنها را می‌شناختم و طالع را می‌دانستم از لحاظ چیزی نظیر ترس و غیره در دلم راه می‌یافت. در این موضوع به حضرت علی بن موسی به جعفر(ع) ‌شکایت کردم. حضرت فرمود: اگر به خاطرت چیزی رسید به اولین مسکینی که برخورد کردی صدقه بده و سپس دنبال کارت برو که خدای عزوجل از تو دفع می فرماید». [۱۶۰]
چرا پیشگویی و فال گیری برای مردم جذاب است؟‌
در این مورد دلایل پیچیده‌ی روانی مطرح نیست، ‌زیرا انسان فطرتاً در جست و جوی ناشناخته‌هاست و توجه‌اش به آن‌ها جلب می‌شود و دلیل ساده ظاهری آن،‌ این است که آدم ها دوست دارند اگر اتفاق ناخوشایندی قرار است بیافتد زودتر از آن با خبر شوند اما اغلب این جست و جو شکلی ناهنجار به خود می گیرد و در لباس فال گیری بروز می کند. [۱۶۱]
۲-۲- آیات قرآن در مورد پیشگویی
گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، ‌اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت،‌ در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می نماییم:
۲-۲-۱- الف- اشاره به حرکت زمین:‌
«الذی جعل لکم الارض مهدا »، « آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد». [۱۶۲]
در این آیه، ‌قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می کند و آن را گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدین سان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آن که هنگامی که هزار سال بعد از گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابراین قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً‌ با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیاً حقیقت را بیان کرده باشد.
ب)اشاره به عمل لقاح توسط باد:
« و أرسلنا الریاح لواقع »(سوره حجر، آیه ۲۲). ترجمه: «و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم».
قرن‌ها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می باشد. [۱۶۳]
ج)‌اشاره به آهن که در آن منافعی برای مردمان است.
«و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس »
ترجمه:«و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم».
تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساساً مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتماً ‌آن چنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارایی آهن از سایر فلزات بیشتر می باشد. [۱۶۴]
د– قرآن و اخبار آینده:قرآن در مو
ارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعداً به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده‌ی غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیش‌گویی‌هایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در این جا به چند مورد اشاره می کنیم:
الف) قبل از آن که مکّه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را ترشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به زودی وارد مسجد الحرام می شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراهی جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حُدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حُدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید: [۱۶۵]
«لَقد صَدق الله رسوله الرؤیا بِالحق لَتُدخُلُنَ المَسجد الحرام إن شاءالله آمنین مُحلقین رؤسکم وَ مُقصرین لا تخافونَفَعَلِمَ ما لم تَعلموا فَجعل مِن دون ذلک فتحاً قریبا»
ترجمه:« خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آن چه را شما نمی‌دانستید مقرّر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد».
در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکّه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفّار، مکّه توسط مسلمین فتح شد. [۱۶۶]