بررسی حکم فقهی سِحر از دیدگاه مذاهب اسلامی۹۲- قسمت ۱۷

ج)‌هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت:« همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مُرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام سوره‌ی کوثر بر پیامبر نازل شد:
«أنا اَعطیناکَ الکوثر فَصّلِ لِربّک و انحر إن شانئک هو الابتر ».
ترجمه:«‌ما به تو خیر بسیار دادیم، پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همانا ابتر است».
در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.
هم چنین حضرت علی(ع) پیش‌گویی از راه علم ستاره‌شناسی را نهی کرده است، ‌زیرا پیشگویی دروغین، انسان را به جادوگری می کشاند و غیب‌گو هم چون جادوگر است و هم چون کافر و کافر در آتش جهنم است.[۱۶۷]
۲-۲-۲- پایه و اساس علم و نجوم
به علی بن ابی طالب(ع) گفته شد: آیا برای علم نجوم پایه‌ای هست؟فرمود: آری! پیغمبری بود که قومش به وی گفتند ما به تو ایمان نیاوریم تا آغاز آفرینش هر کس و مدت عمر آنها را به ما بیاموزی و خدای عزوجل به ابری فرمود تا بدان‌ها بارید و در گرد کوه آبی زلال جمع شد و خدا به خورشید و ماه و اختران فرمود تا بر آن آب روان شدند. (تصویر آسمان بر آب افتاد)
سپس خدای عزوجل به آن پیغمبر وحی کرد که با قومش بر کوه بالا برود و آنها بالا رفتند و بر سر آن آب ایستادند تا آغاز آفرینش و مدت عمرها را از مجاری خورشید، ماه و اختران و ساعات شب و روز شناختند و هر کدامشان می دانست کسی می میرد و کسی بیمار می شود، و چه فرزندی برایش زاده می‌شود و زاده نمی شود و روزگار بدین وضع بودند تا به حضرت داوود(ع) کافر شدند و با آن ها جنگیدند و در هر روز نبرد کسانی که عمرشان به سر نرسیده بود به میدان می آمدند و آنان که عمرشان به سر رسیده بود در خانه جا می گذاشتند و از یاران داوود کشته می شد و از آن‌ها کشته نمی شد.
داوود(ع)‌گفت: پروردگارا من به فرمان تو با آنها پیکار می کنم و آنها به نافرمانی تو پیکار کنند، از یارانم کشته می‌شود و از آنها کسی کشته نمی‌شود. خدای عزوجل جریان را به او وحی کرد و فرمود: هر که مرگش رسیده به میدان نمی‌آورند تا کشته شود. داوود (ع) گفت: خدایا!‌ به چه وسیله بدان‌ها آموختی؟ فرمود: از مجاری خورشید و ماه و اختران و ساعات شب و روز. گفت: داوود(ع) به درگاه خدا دعا کرد تا این که خداوند خورشید را بر آنها باز داشت و روزشان بلند شد و شب و روزشان در هم آمیخت و اندازه‌ی فزونی را نداشتند و حسابشان در هم شد.
علی (ع) فرمود: از این روست که مطالعه در علم نجوم بد است. [۱۶۸]
توجه به این مباحث پیشگویی با پیش‌بینی تفاوت دارد مثل پیش‌بینی هایی که در مورد آب و هوا توسط کارشناسان آب و هوا انجام می شود.
۲-۳- ماده اولیه جن چیست؟‌
همان طور که انسان از خاک آفریده شده جن نیز مادّه اولیه اش از آتش بوده و از آتش خلق شده، چنان چه خداوند در کتاب آسمانی به این مطلب اشاره فرمود:
«وَ الجانّ خلقناهُ مِن قَبلُ مِن نّارِ السَّمومِ » .
ترجمه:« جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود خلق کردیم».[۱۶۹]
و یا در آیه‌ای چنین می فرماید:« و خَلَقَ الجانّ مین مارج من نّار »،« خداوند جن را از شعله های آتش آفرید». [۱۷۰]
هم چنین در سوره اعراف از زبان خود شیطان آمده که وقتی خداوند علت سجده نکردنش بر آدم را از او پرسید، وی در جواب گفت:« انّا خیرً مِنهُ‌ خَلَقَْتَنی مِن نارٍ و خَلَقْتَهُ من طینٍ»،« شیطان در جواب گفت:«من از آدم بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گِل ».
روایات بسیاری نیز در این زمینه وارد شده البته نه تنها جن و انس بلکه تمامی موجودات زنده برای خلقت ماده اولیه ای داشته‌اند، علامه مجلسی در بحارالانوار این روایت را از ابن عامر مکی نقل می کند:«خَلَقَ ‌الملا ئکه مِن نورِ، و خَلَقَ الجانَّ مِن نارٍ و خلق البهائم من ماءِ‌و خَلَقَ آدمَ مِن طینِ فَجْعَل الطاعه فی الملائکهِ ‌و البهائمَ و جَعَلَ المعصیه فی الانس و الجن»،«‌خداوند ملائکه را از نور خلق نموده و اَجنه را از آتش و حیوانات را از آب و آدم را از خاک، پس طاعت را در ملائکه، و گناه کردن را در انس و جن قرار داده است». [۱۷۱]
۲-۳-۱- جن گیری
کلمه جن به معنای پوشیده و مخفی می باشد، به همین علت در زمان جاهلیت، ملائکه را جن می‌گفتند چون از چشم انسان ها پوشیده بودند و دیده نمی شوند.
جن گیری از لحاظ معنای لغوی گرفتن و تسخیر جن می‌باشد و از نظر اصطلاحی جن گیری تلاش برای اخراج جن، شیطان یا ارواح شرور از شخص یا محلی است که باور دارند مور تسخیر قرار گرفته است. کسی که جن گیری را انجام می دهد جن‌گیر خوانده می شود و غالباً شخصی روحانی است که توسط کلیسا این تعلیمات، توانایی ها و قدرت ها را فرا گرفته است. کلیسای کاتولیک و پاپ بندیکت شانزدهم از این موضوع حمایت می کنند و تحت رهبری پدر گابریل اقدام به تأسیس بین المللی جن‌گیران نموده است – جن گیری شبیه کهانت است . [۱۷۲]
۲-۴-۱- جن‌گیران چطور افرادی هستند؟
جن‌گیران افرادی هستند که قدرت تسخیر جن را دارند، ‌جن را احضار می‌کنند و از آنان انجام کارهایی را که برای انسان ها ممکن نیست خواستار می شوند از جمله آن کارها این است: به طور مثال می‌خواهند شینی را از جای دور دست دنیا برای شخص بیاورند یا از شهری دور از افراد خاصی خبر بیاورند و یا اینکه از مال دزدیده شده خبر دهند و دزد مال را پیدا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

نمایند و … از جمله آن افراد شخصی است در آذربایجان شرقی که افراد زیادی به خاطر پیدا شدن مال دزدیده، مال گم شده و مسائل دیگر به ایشان مراجعه می کنند. نحوه‌ی تسخیر جن و خبر دادن از مال دزدیده شده آن شخص به این گونه است که ایشان اول ورد مخصوصی زیر لب، آرام و آهسته می خوانند. [۱۷۳]
سپس بر روی ناخن بچه ای که هنوز به سن بلوغ نرسیده چیزی می نویسد یا رنگ می کند سپس آن پسر بچه به ناخن خود نگاه کرده و می بیند که چه افرادی مال را دزدیده اند و به کجا برده اند، نحوه‌ی دزدیده شدن مال را با تمام جزئیات می بیند و تعریف می کند و هر سوالی را هم که در همان حال راجع به نحوه‌ی دزدیده شدن مال از او پرسید به شما پاسخ می‌دهد از جمله اولیاء خدا که اجنه در تسخیر او بودند و برای او کاری می کردند حضرت سلیمان(ع)‌بود. اجنه برای حضرت سلیمان کارهای مهم و… بسیاری انجام می دادند. [۱۷۴]
۲-۳-۲- تسخیر جن از نظر فقهی
علماء در این باره نظرات مختلف دارند: آیت الله کشمیری از علمای بزرگ و شخصی خود ساخته و سالک طریق الی الله بوده اند، می فرمایند:« بهتر است کسی دنبال تسخیر جن نرود». این جمله‌ی ایشان به این معناست که تسخیر جن حرام نیست ولی دنبال این کارها رفتن شاید عواقب خوشی نداشته باشد و یا آیت الله صافی گلپایگانی می فرمایند :« بنابر احتیاط واجب، تسخیر جن حرام است». آیت الله شیخ جواد تبریزی می فرمایند:« چنانچه تسخیر جن موجب اضرار بر نفس تسخیر کننده یا دیگری باشد حرام است و در هر حال اعتباری به اخبارات جن نیست و نمی شود کسی را به اخبار جن متهم نمود». آیت‌الله سید علی خامنه ای می فرمایند:« این کار فی نفسه اشکال ندارد،‌ مشروط بر این که از راه‌هایی که شرعاً حلال هستند اقدام شود». آیت الله فاضل لنکرانی می فرمایند:« اگر منجر به سِحر و جادو شود حرام است». آیت الله نوری همدانی می فرمایند:« اشکال ندارد». آیت الله سیستانی می فرمایند:« چنان چه همراه اضرار به شحص محرّم الاضرار باشد جایز نیست». آیت الله بهجت می فرمایند:« چنان چه سبب ایذاء مؤمنین آنها باشد و خطر و ضرر بر کسی باشد اشکال دارد و حرام است». هم چنین آیت الله مکارم شیرازی می فرمایند:« جایز نیست، هرگز به سراغ این کار نروید». البته در این رابطه هر کس باید به مرجع تقلید خود مراجعه نماید و نظر ایشان را جویا شود. [۱۷۵]
۲-۴- همه چیز درباره‌ی جن از دیدگاه قرآن
بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان می‌باشد، چرا که،
۱- سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است.
۲- هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است.
۳- احادیث و روایت فراوانی از پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد .
۴- به وسیله بسیاری از انسان ها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می‌داند اشاره می‌کنیم:
سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند.
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است.
بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند،‌ هر چند که یکدیگر را یاری دهند.
سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را از جن و انس انباشته می کنیم.
ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می‌توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانید رفت مگر با قدرتی. [۱۷۶]
مرحوم شیخ مفید در کتاب«ارشاد» آورده است:
«در آثاری از ابن عباس نقل شده :
زمانی که پیامبر اسلام(ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به درّه وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه‌ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». [۱۷۷]
از حضرت امام صادق(ع)‌روایت شده: روزی حضرت رسول(ص)‌نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود:« خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم. [۱۷۸]
بانو حکیمه دختر امام کاظم(ع) گوید:« برادرم امام رضا(ع)‌را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید: فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسدو از چیزهایی شکایت کند.[۱۷۹]