تصمیم گیری شهودی

۱- وحی[۱]

۲- الهام، اشراق و کشف شهود[۲]

۳- منطق[۳]

۴- روش علمی[۴]

الهام، کشف شهود و اشراق، راهیه به سمت رسیدن به حقایق که بی فکر نیاز به کسب تقوای الهی، تلاش و مجاهدت در راه پروردگار، تحقیقات بسیار و تفکر فراوون داره که مطمئنا نصیب همه نمی شه. متفکر اندیشمند نه فقط دارای دانشه، بلکه به اشراق و کشف شهود هم دست پیدا میکنه (خلیلی شورینی، ۱۳۷۵).

الهام، اشراق و کشف شهود جزو روشای علمی تا مدتا قبل نبود، اما حالا به روشنی از اونا به عنوان بعضی از روشای قبول شده سخن می گن. روش عقلایی محدود با روش شهودی به همدیگه نزدیک هستن (Daft, 2002). تفکر شهودی بخشی از پروسه کشف حقیقته (خلیلی شورینی، ۱۳۷۵).

مسئله اساسی در اراده کردن به وسیله آدم اون هستش که ممکنه واسه یه مشکل راه حلی ریاضی وجود داشته باشه، اما مدل ریاضی هرچند هست، اما جوری پیچیده س که با علم ما رسیدن به راه حل حتی غیر ممکنه. در این وضعیت به راه حلای شهودی رو میاریم. البته درگذشته هم از این روش استفاده می گردید، مثلا در حل مسائل بطریقه سیمپلکس (Render, 1992) و یا الگوریتم حمل و نقل (Render, 1992) اول و در فاز اول میشه به شکل اختیاری از یه نقطه محاسبات رو شروع کرد. منظور اینه که در جریان امور روزمره ما همیشه از روشای شهودی استفاده می کنیم. مثلا وقتی که شما قراره که از برابر مامور گمرک در فرودگاه بگذرید، درحالیکه همه گیشه ها خالیه، اما شما به سمت ماموری از گمرک می رید که لبخندی به لب داره و یا در بانک به طرف باجه ای می رید که تعداد کمتری در اونجا منتظر هستن. میشه نتیجه گرفت که روشای شهودی با بازدهی سروکار دارن. یعنی راه حلی رو انتخاب می کنین که خیلی سریع شما رو به یه نتیجه خوب میرسونه، با اینکه این راه حل بهترین نیس.

اراده کردن

تئوری های اراده کردن اول بخشی از اقتصاد در اوائل قرن بیستم بودن. هنوزم واسه اینکه مثالهایی از تصمیم از زندگی روزمره مردم بیارن، اکثرا به تصمیمات اقتصادی اونا اشاره می شه. تئوری های تصمیم گیری بعد کم کم از سادگی و شکل ریاضی خود به واقع گرایی و دقیق شدن و فوکوس کردن بر امور سیاسی معطوف گشتن. مدلهای ریاضی واسه حل مسائل اراده کردن در زمانی نمی تونستن مشکلات مدیران رو حل کنن و از طرف دیگه اگه مسئله رو به طور کامل درست تعریف می کردیم، معادلات بدست اومده بسیار بلند، غیرخطی و پیچیده از دید منطقی می گشتن. از طرف دیگه، اگه می خواستیم که معادله ریاضی رو ساده تر بنویسیم، این نگرانی بوجود می اومد که مدلی که ما از روی مشکل در جهان واقع ساختیم، تفاوتای اساسی با اون داشته باشه و به زبون دیگه بازگو کننده واقعیات مسئله نباشه. پس پس از سالها پیشرفت در علوم اراده کردن به این نتیجه رسیدیم که مدلامون در حدی پیچیده می شن که قابل حل کردن نیستن و از طرف دیگه ساده سازی هم در حل مسئله اشکالات اساسی وارد می کرد (Gould ,1987).

به شکل عمومی ممکنه ما بین دو رهیافت کلی در نظامای اراده کردن قائل شیم.  اولین اونا، انتخاب عقلاییه و دومین روانشناسی معرفتی[۵]. ما بدنبال مقایسه بین این دو و بعد رسیدن به رهیافت شهودی و اون وقت مدل شهودی چند وجهی هستیم که این دو رو به همدیگه نزدیک می کنه. مدل شهودی چند وجهی، روند، نتیجه تصمیمات و هم اینکه سطوح متفاوت تحلیل (فردی، زوجی و گروهی) رو می شناسونه (Alex Mintz, 2002). مسائلی که در مدل شهودی دخالت دارن، عبارتند از:

روانشناسی

۱-بیشتر کردن و یا ارضای مطلوبیت

۲-درگیرشدن در تحقیق یکی[۶]

 

۳-انجام محاسبات کامل و یا

۴- ساده کردن محدودیتای شهودی بوسیله اثرات چارچوب.

دو دسته از مدلهای عقلایی و شناختی نمی تونن به تنهایی پدیده تصمیم رو توضیح بدن. اگه با دقت نگاه کنیم میفهمیم که تصمیم گیران ترکیبی از راه های هدف دار زیاد رو واسه اراده کردن اتخاذ می کنن. و در طول اراده کردن از یه روش به روش دیگه حرکت می کنن (Mintz, et al., 1997). این وضعیت قابل مقایسه با تئوری هرج و مرج و پیچیدگی[۷] در علوم تجربی و اجتماعیه.

در گذشته در مبحث تصمیم مشاهده شد که مدلهای مختلفی واسه اراده کردن هست که به کار گیری اونا بستگی به وجود مسئله داره. مواقعیه که به شکل ساده، آدم فکر میکنه که به یه راه حل گرایش قلبی داره (Robbins, 2000). بعضی از محققان عقیده دارن که این احساس، احساس هفتمیه که بر ۶ حواس دیگه آدم اضافه می شه. و یه سری های دیگه فکر می کنند که تنها افراد محدودی این توانایی رو دارن.

راه حل

اراده کردن شهودی فرآیندی مربوط به ضمیر ناخود آگاه انسانه که بدون توجه به تجربیات گذشته فرد شکل میگیره (Behling & Eckel, 1991). این پروسه حتما جدا از هم از پروسه های عقلایی نیس و گاه ممکنه که هرکدوم دیگری رو تکمیل کنه. یه آزمایش در این مورد، به مقایسه دو نفر، یکی استاد و دیگری نوآموز شطرنج برمیگرده. فرش کنین که بازی شطرنج شروع شده و تنها ۵ تا ۱۰ ثانیه از شروع بازی گذشته س. پس از اون شما تموم مهرهای روی صفحه شطرنج رو ورداشته و پس از جابجا کردن اون ها، از فرد وارد به شطرنج و تازه کار می خواین که مخرجا رو مانند قبل –یعنی قبل اینکه اونا رو بهم ریخته باشین ، دوباره بچیند.  تجربه نشون میده که استاد بازی تقریبا ۹۵ درصد مهرها رو در جای خود همونطور که در قبل بوده می نشاند. اما نوآموز تنها ۲۵ درصد از مهرها رو درست می نشاند. در بار دوم بدون اطلاع قبلی، اگه مهرها رو ما به شکل تصادفی در صفحه شطرنج بچینیم و به یه استاد شطرنج و یه نوآموز نشون بدیم، هر دو نفر به شکل متوسط تنها ۲۵ درصد از مهرها رو می تونن به شکل درست در جای خود بذارن. این آزمایش نشون میده که استاد شطرنج، بیشتر از یه نوآموز ظرفیت حافظه نداره، بلکه اون تواناییای خود در بازی شطرنج رو در طول سالیان دراز زیاد کرده و تجربه بیشتری از جمله در اینکه اوائل بازی شطرنج صفحه به چه صورتیه داره (Simon, 1987). به شکل کلی، فعالیت بیشتر، تکرار و تجربه اندوزی همه در اراده کردن شهودی نقش دارن، اما این نقش تنها و خاص نیس.

پایه اراده کردن شهودی بر تجربه و قضاوت تاکید بیشتری داشته تا منطق ترتیبی و یا استنتاجات خاصی که در اراده کردن بکار میره (Eisenberg, 1984). اراده کردن شهودی، روشی براساس واسطه گری و یا غیر عقلایی نیس، چون براساس سالها تجربه و فعالیت مدیر که بیشتر در ضمیر ناخودآگاه اونه شکل میگیره. وقتی مدیران از الهاماتی که به اونا شده استفاده می کنن، خیلی زود مشکلات رو شناسایی می کنن و انگار آلترناتیو حل مسئله رو در پیدا میکنن (Wally, 1994). در شرایطی که شدت پیچیدگی و ابهام زیاده، تجربیات قبلی و قضاوت از اجزای لازم واسه شناسایی مشکل و حل مسئله س (Issack, 1987).

امروزه تصمیم گیران می دونن که این روند یه راه سیاسیه که توازن بین عوامل رو باید در نظر داشت. هم اینکه نباید فراموش کرد که محدودیت اطلاعات و زمان هم هست. هم اینکه یه تصمیم گیر می دونه که در رهیافت خود باید انتخابگر باشه، یعنی بعضی از مسیرها رو آگاهانه کنار بزاره و یه سری های دیگه رو انتخاب کنه (Kroenke ,1992).

همونطور که در گذشته ذکر گردید، طرفداران مدل رفتاری به فکر بودن که آدم در حالت اراده کردن، دارای اطلاعات کامل و اطلاع همه جانبه به کل مسائل نیس و پس تو یه حالت غیرشفاف، از راه تجربه و خطا و کورمال کورمال تصمیم میگیره (Kroenke ,1992). به نظر میرسه که که اراده کردن شهودی یه جور اراده کردن رفتاریه (خوشبختی، ۱۳۸۱). چراکه، سایمون عقیده داره که بیشتر روش هدف دار های راضی تصمیم گیر واسه  حل مسئله بر مبنای شهودی و براساس مکاشفه بجای قوانین مشخص اراده کردن هستن.[۸]. پس مدل تصمیم نباید به تصمیم گیر تحمیل شه، بلکه مناسبتره که به تصمیم گیر اجازه داده شه که پس از جمع آوری اطلاعات مناسب، خود به صورت تجربه و خطا و یا مکاشفه ای راه حلها رو حدس بزنه (Davis ,1985).

اون چه که از یه تصمیم گیر در سیاست خارجی انتظار میره اون هستش که یه فرد تاریخ دان با دقیق شدن و فوکوس کردن بر واقعیات و در عین حال استفاده کننده مدل شهودی باشه. هرچند جمع شدن این صفات تو یه فرد در نگاه اول ممکنه که مشکل باشه، اما بهررو دیپلمات بدون توجه به ابعاد جور واجور مسئله نمی تونه تصمیم گیرنده مناسبی واسه حفظ منافع کشورش باشه (Hertzberg ,1990).

اراده کردن شهودی چندوجهی؛ واژه (Poliheuristic) به معنی چند راه میانبره که مکانیزمای معرفتی در اختیار تصمیم گیران واسه ساده کردن تصمیمای پیچیده قرار میده (Mintz ,1997). زمینه اصلی این تئوری دو رشته علوم سیاسی و روانشناختی معرفتیه که اراده کردن رو بردوش دارن. از روانشناختی معرفتی، عناصر کلیدی مانند این سئوال که چیجوری تصمیم گیران یه راه حل رو با در نظر گرفتن عنصر زمان، محدودیتای زیاد، نامعلومی، خطر و پیچیدگیهای شغلی انتخاب و یا رد می کنن، مطمح نظر این تئوری قرار گرفته. از رشته علوم سیاسی عناصری سیاسی مانند کی برنده و یا بازنده از دید سیاسیه و نتیجه های سیاسی تصمیم مورد توجه قرار میگیره.

عقاید شهودی در گذشته بیان شد که نبود اکمال اطلاعات رو بوسیله راه های نزدیکتر معرفتی واسه دسترسی به اطلاعات و آسون کردن اراده کردن در موقعیتای پیچیده جبران می کنه (Sniderman, et al., 1991).

منطق اصلی در تئوری شهودی چند وجهی اینه که سیاستگذاران و تصمیم گیران از راه های هدف دار زیاد اراده کردن (Payne, 1993) از جمله روش های هدف دار بهینه (و نه همیشه بیشینه) در زمان تصمیم گیری استفاده می کنن. یه روش هدف دار تصمیم، یه سری از راه ها و روش هاست که تصمیم گیر رو درگیر انتخاب میان راه حلای زیاد کرده و هم اینکه قانون تصمیم که حکم می کنه که چیجوری یافته های انتخاب اشاره شده رو در ایجاد تصمیم واقعی استفاده کرد (Beach & Mitchell, 1978). تئوری شهودی چندوجهی ادعا می کنه که سیاستگذاران روند ای دو مرحله ای رو بکار می برن: بررسی مقدماتی میان راه حلای دردسترس و انتخاب بهترین راه حل از بین فهرست یافته های مرحله اول در جهت کمینه کردن خطر و بیشینه کردن شه.

در مرحله اول، بررسی نه خیلی کامل از راه حلا، ما رو به فهرستی از راه حلای باقی مونده[۹] میرسونه که حتما به معنی بررسی و تحلیل همه راه حلا و آلترناتیوها از همه ابعاد نیس (Mintz, 1993). در بیشتر موارد، تصمیمات بر مبنای توافق و یا رد راه حلایی براساس یه یا معدود معیارهاییه. مرحله دوم شامل دخالت دادن قانون تصمیم واسه انتخاب یه راه حل از بین فهرست راه حلای باقی مونده. پس طبیعیه که در طول این پروسه، تصمیم گیران روش هدف دار خود رو مداوما تغییر داده و یا از ترکیبی از راه های هدف دار اراده کردن استفاده کنن. نکته این جاست که در طول روند اراده کردن روش ها و قوانین هم ثابت نبوده و بسته به عوامل موثر، میدون تصمیم، اهداف تصمیم گیر و دیگه قیود تغییر می کنه (Mintz ,1997).

در حالیکه در بخشای قبلی به روشها، الگوها و مدلهای زیاد در اراده کردن  اشاره کردیم، بنظر می رسه که میشه همه اونا رو در دو مکتب فکری جدا جای داد: روشای بر اساس رهیافت انتخاب عقلایی و روشای بر اساس رهیافت روانشناسی معرفت شناختی. تئوری اراده کردن شهودی چند وجهی[۱۰] ترکیبی از عناصر دو مکتب فکری فوق رو در بخش روانشناختی معرفتی خود در نظر داره (Mintz, 2002). تئوری شهودی چندوجهی ساختار شناختی رو واسه انتخاب یکی از راه حلا در اراده کردن در نظر داره و شرایط حاکم بر تصمیم و روند شناختی مربوط به اون (که چرایی و چگونگی تصمیم رو مشخص می کنه) رو روشن میکنه.

این روش چند نکته اساسی رو در بطن خود داره:

۱- رهبران بنگاها واسه اندازه گیری موفقیت و یا شکست خود، سود و یا زیان، نتیجه های کار و ناکامیا و خطرها و مخاطرات از راه ها و واژه های جور واجور استفاده می کنن. تئوری شهودی چندوجهی بدنبال پروسه های کاوشیه (Mintz ,1997).

۲-در اراده کردن روشای مختلفی واسه به کار گیری اطلاعات هست که حتما با همدیگه مثل و نزدیک نمی باشن. یکی از محسنات تئوری شهودی چند وجهی اون هستش که خاصیت میزبانی واسه استرتژی های اقتضایی رو داراس و پس انعطاف لازم واسه به کار گیری روشای متفاوت به کار گیری اطلاعات رو داره (Abelson & Ariel, 1985).

۳-در روانشناختی معرفتی ثابت شده که بر خلاف همه مطالب گذشته در مورد ذهن، روح و روان آدما که هر کدوم دارای مشخصات مخصوص به همون آدم رو داره و از بقیه جدا می شه، اما تحقیقات بعدی نشون داد که یه جور تجانس و برابری مایبین پیچیدگیهای شناختی در بعضی آدما هست (Harvey & Schroder, 1961). هرچند در تعداد دیگری از آدما هم نبود تجانس شناختی دیده میشه.

صفحه تصمیم: ساختار صفحه تصمیم ماتریسیه از راه حلا و ابعاد تصمیم. در گذشته دیدیم که روش های هدف دار تصمیم به دو دسته به طور کامل جدا تقسیم میشن. روش های هدف دار بر اساس آلترناتیو و روش هدف دار های بر اساس بعد. وظیفه تصمیم گیر اون هستش که یه آلترناتیو رو از بین مجموعه راه حلا با در نظر گرفتن اطلاعات دریافتی انتخاب کنه. اگه بخوایم این کار رو با بهره گرفتن از کامپیوتر انجام بدیم، این بدون معناست که وظیفه تصمیمگیر اون هستش که یه آلترناتیو Ai که با ابعاد مختلفی مانند Dj آزمایش شده رو انتخاب کنه. ارزشهایی مانند Vij در درون ماتریس، بازشناسی آزمایش آلترناتیو Ai بر بعد معلومDj  رو بردوش دارن.انتخابا با کلیک کردن روی یه سری از راه حلا و از تقاطع اون با متغیر بعد بدست میاد. هم اینکه این صفحه مقدرا وقتی که تصمیم گیر در پای کامپیوتر واسه انتخاب صرف کرده رو مشخص می سازه.

[۱] Revelation

[۲] Intuition

[۳] Logic

[۴] Scientific Method

[۵] Cognitive Psychology

[۶] Holistic Search

[۷] Chaos and Complexity Theory

[۸] Rules of thumb rather than explicit decision rules

[۹] Survival

[۱۰] The Poliheuristic Decision Making Theory

مطالب مرتبط