پژوهش – رابطه هوش هیجانی و رضایت شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان امور …

انسان‏ها با مشکلات و وقایع ناگوار زندگی مقابله می‏کنند. مقابله در واقع یک نوع پاسخ به هیجان‏ها است. به خصوص هیجان‏های منفی که بر اثر بحران‏ها بوجود می‏آیند. علت این موضوع این است که معنی وقایع خارجی تا حد زیادی تابع قدرت آنها در برانگیختن هیجان‏ها می‏باشد. این مسئله که افراد چکونه از روش‏های مقابله استفاده می‏کنند، سلامت و بیماری آن‏ها پیش بینی می‏کند.
روش‏های مقابله ای که افراد معمولا در شرایط بحرانی انتخاب می‏کنند، عبارتند از : تفکر منفعلانه در مورد موضوع، برانگیختن حمایت اجتماعی و آشکار سازی احساسات. افرادی وجود دارند که به طور مداوم در مقابله با حوادث منفی مشکل دارند. این افراد به نظر می‏رسد که هیچ گاه از شر مشکلات خاصی ندارند و در مقابل افرادی وجود دارند که حتی پس از غم انگیز ترین تجارب، نسبتا سریع به حالت اولیه خود بر می‏گردند. بین آنها که به زودی بهبود می‏یابند با آن‏ها که بندرت به طور موثر، مقابله می‏نمایند، چه تفاوتی وجود دارد ؟
به اعتقاد نه نظریه پردازان هوش هیجانی، این موضوع مربوط به مهارت‏ها و قابلیت‏های هیجانی می‏باشد. مهارت‏هایی که در هوش هیجانی وجود دارد عبارتند از :
الف) ارزیابی و بیان هیجان‏ها در خود و دیگران
ب) جذب و درون سازی هیجان‏ها و افکار
ج) ادراک و تجزیه و تحلیل هیجان ها
د) تنظیم هیجان‏ها برای پیشبرد رشد عقلانی و هیجانی.
۲-۸-۱۲- آیا هوش هیجان را می‏توان افزایش داد
مانند انواع دیگر هوش، بسیار دشوار است که بتوان هوش هیجانی را افزایش داد. حتی اگر مدل‏های هوش هیجانی را که بر مبنای شخصیت می‏باشد بپذیریم، اینکه بتوانیم به سادگی خصوصیات اصلی و اساسی شخصیت را تغییر دهیم، صحیح نمی باشد.شاید بهترین جواب را به سوال فوق، پایه گذاران تئوری هوش هیجان، یعنی سالوی و مایر داده باشند. مایر عقیده دارد هوش هیجانی یک نوع ظرفیت روانی برای معنی بخشی و کاربرد اطلاعات هیجانی می‏باشد و افراد در این مورد ظرفیت‏های مختلف دارند. بعضی در حد متوسط و بعضی دیگر ماهر یا خبره اند. به عقیده مایر قسمتی از این ظرفیت غریزی است، در حالی که قسمت دیگر آن چیزی است که ما از تجارب زندگی می‏آموزیم که می‏تواند به وسیله تمرین و تجربه پیشرفت کند. سالوی نظر مایر را توسعه می‏دهد و عقیده دارد بسیاری از مهارت‏هایی که قسمتی از هوش هیجانی هستند می‏توانند یاد گرفته شوند به اعتقاد او هوش هیجانی عبارت از یک سری مهارت‏ها و قابلیت‏هایی است که می‏تواند هم آموزش داده شود و هم یاد گرفته شود به طوری که یک شخص بتواند از نظر هیجانی بهتر تربیت شود (مایر و سالوی، ۲۰۰۲).
۲-۸-۱۳- چارچوب مفهومی هوش هیجانی از دیدگاه برادبری و گریوز
گنجی (۱۳۸۴) به نقل از برادربری و گریوز (۲۰۰۴) دانستن اینکه هوش هیجانی چیست، فرد را یاری می‏رساند که چگونه می‏تواند هوش هیجانی خود را بهبود بخشد. از نظر آن‏ها هوش هیجانی چهار مهارت اصلی تشکیل می‏شود. که دو مهارت اول روی خود فرد و دو مهارت اخر بیشتر روی با دیگران تمرکز دارند.
(مهارت اول) خود ـ آگاهی : توانایی در شناسایی دقیق هیجان‏های خود و آگاهی آن‏ها به هنگام تولید است. خود ـ آگاهی کنترل تمایلات خود در نحوه ی واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل می‏شود.
(مهارت دوم) خود ـ مدیریتی : توانایی در بکارگیری ” آگاهی از هیجانها ” به منظور انعطاف پذیر ماندن و رفتارها را مثبت هدایت کردن. یعنی اینکه بتوانید واکنش‏های هیجانی خود را در مقابل همه ی مردم و شرایط مختلف کنترل کنید.
(مهارت سوم) آگاهی اجتماعی : توانایی در تشخیص دقیق هیجان‏های دیگران و درک اینکه دقیقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. این موضوع به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک می‏کنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید.
(مهارت چهارم) مدیریت رابطه : توانایی در بکارگیری ” اگاهی از هیجان‏های دیگران ” به منظور موفقیت در کنترل و مدیریت تعامل ها. همچنین، این توانایی ارتباط واضح با شرایط و کنترل موثر تعارضهای دشوار را شامل می‏شود.
براساس توضیحات ارائه شده و آنچه درباره خود می‏دانید و آنچه درباره دیگران انجام می‏دهید، مدل زیر را می‏توان ارائه نمود.
جدول ۲ـ۲ـ انواع مهارت‏های هوش هیجانی گنجی (۱۳۸۴) به نقل از برادبری و گریوز (۲۰۰۴)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

آنچه انجام می‏دهیم آنچه می‏بینیم
درباره خود خود ـ آگاهی خود ـ مدیریتی
درباره دیگران آگاهی اجتماعی مدیریت رابطه

۲-۸-۱۴- ابعاد هوش هیجانی
جان میر و پیتر سالوی ابعاد چهارگانه هوش هیجانی را به شرح زیر بیان کرده اند (بلیز، ۲۰۰۲، ص : سیراروجی و میر، ۲۰۰۲ ؛ باران و پارکر، ۲۰۰۲ و بویاتزیس، ۲۰۰۱، ص ۲۸).