روانشناسی در مورد : دیدگاه صاحبنظران در خصوص اضطراب و منشأ آن

«از مدت زمان طولانی، قبل اینکه پیشنهاد های نظریه ای، به شکل موجود اتفاق بیفته، به حالتای عاطفی شخصیت آدم در کلی نظریه های روانی توجه شده. از جمله، نظریه روان تحلیلی سنتی فروید و پیروانش، شامل نظریه های نو فروید گراهایی مثل اریک فروم – کارن هورنای- هاری استاک سالیوان – نظریه های ظاهر شناسی کورت لوین و کارل راجرز، و نظریه های یادگیری جون دُلارد – رسیدن میلر – هُربارت ماور و بی اف اسکینر.

این عقاید در جزئیات مهمی فرق دارن. اما موضوعات مشترکی از راه توضیح اونا در مورد یافته های رفتاری (اضطراب) حاکمه که بیشتر تئوریا از اون، به عنوان یه واژه خاص استفاده کردن. واژه اضطراب رو میشه شامل مفاهیم ترس- شرمساری و احساس گناه دونست (ایروینگ[۱۰]، ۱۹۶۹).

اضطراب

نظریه روانکاوی فروید

از دیدگاه مکتب روانکاوی فروید، اضطراب هسته مرکزی حالات نوروتیک به شما میره و اولین مرحله روان نژندی، اضطرابه. نوروزا تلاشی واسه آرامش اضطرابایی هستن که بر اثر تعارضا ایجاد     شدن. اضطراب یه ترس داخلی شده. ترس از اینکه نکنه تجارب دردآور گذشته یادآوری می شه. تجاربی که با تنبیه و جلوگیری از ارضای کششای ذاتی همراه بودن. کششای ذاتی بد، موجب اضطراب می شن و به «خود» اعلام خطر می کنن. اضطراب، عکس العمل ناآگاهانه ای در برابر تمایلات سرکوب شده و علامت اخطاریه به «خود»، مبنی بر این که کشش ذاتی بد که در گذشته موجب ناراحتی و موجد درد شده، اینک داره دوبارهً بروز می کنه (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۸).

راو (۱۹۸۴) عنوان می داره که «به نظر فروید، اگه «ایگو» درصدد تخلف از قانون «سوپرایگو» باشه، اضطراب به وجود میاد و اگه شخص بر خلاف اضطراب، تخلف رو به مرحله اجرا در آورد، احساس گناه می شه» (به نقل از وهاب زاده، ۱۳۶۶).

وقتی اضطراب ظاهر می شه، معنی اون اینه که در اندرون شخص چیزی تعادل روانی رو در هم می ریزه. اضطراب هشداریه که از واسه ایگو که یه غریزه ناپذیرفتنی می خواد خود رو به خود آگاه رسانیده و ظاهر شه. این اخطار، ایگو رو تحریک می کنه تا در مقابل فشار روانی مقاومت کنه. اگه دفاع موفقیت آمیز باشه، اضطراب رفع و کنترل می شه. اما بسته به نوع دفاعای به کاربسته شده، شخص ممکنه علائم نوروتیک جور واجور نشون بده (کاپلان و سادوک ۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷).

شفیع آبادی و ناصری (۱۳۸۸) در مورد شکل های جور واجور اضطراب از دیدگاه فروید نوشتن:

«اضطراب که دارای منشأ درونیه، می تونه به سه دسته تقسیم شه:

الف) اضطراب عینی: در این نوع از اضطراب، عامل خطر در واقعیت دنیای خارج هست، مثل ترس از حیواناتی که به طور واقعی در دنیای خارج وجود دارن.

ب) اضطراب روان نژندی: که منشأ این نوع اضطراب، درک خطریه که از غرایض ناشی می شه. این اضطراب از اختلاف میان نهاد و «خود» سرچشمه میگیره و به سه حالت بروز می کنه:

ب-۱) حالت اضطراب مبهم: که اضطراب در حالتای کم و بیش مبهم عبور می کنه.

ب-۲) حالت اضطراب به صورت ترس مرضی: به شکل ترس شدید و غیرمنطقی بروز پیدا میکنه.

ب-۳) حالت واکنشای وحشت زدگی: که یهویی و بدون هیچ گونه تحریک ظاهری          ظاهر می شه.

ج) اضطراب اخلاقی: این اضطراب، به صورت احساس گناه یا شرمساری تجلی یافته و بر اثر درگیری بین نهاد و فراخوده.»

 

کاپلان و سادوک (۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷). اضطراب رو از دیدگاه فروید و بسته به وجود نتایجی که مریض از اونا هول و هراس داره، به چهار طبقه کلی تقسیم می کنن که این چهار نوع عبارتند از: اضطراب «سوپرایگو» – اضطراب اختگی – اضطراب جداشدن، و اضطراب «اید» یا انگیزه های آنی.

ریشه این فرمای جور واجور اضطراب – هم اینکه شکل ظاهری اونا – در نقاط جور واجور طیف رشد و پرورش دوران کودکی شخص نهفتهه. در این دیدگاه، اضطراب «اید» با انگیزه های آنی، مربوط به احساس ناراحتی منتشر و اولیه طفل شیرخواره و وقتیه که خود رو تسلیم نیازها و محرکایی پیدا میکنه که   درموندگی اش اون رو از اعمال هرگونه کنترل بر اونا ضعیف می سازه. اضطراب جدایی به مرحله ای بالاتر، ولی قبل از دوره اودیپال مربوط می شه، یعنی وقتی که بچه هول و هراس داره به دلیل ناتوانی در یکی بودن با خواسته ها و معیارهای والدین خود، محبت اونا رو از دست بده.

محبت

خیالات اخته شدن، مشخصه دوره اودیپاله، به خصوص در مورد رشد انگیزه های جنسی طفل در اضطراب اخته شدن که بعد از بلوغ درخشش پیدا میکنه. اضطراب سوپرایگو، نتیجه مستقیم رشد پایانی سوپرایگوست که گذروندن دوره اودیپال و شروع دوره پنهون شدگی قبل از بلوغ رو مشخص می سازه (کاپلان و سادوک ۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷).

[۱]- Eric Fromm

[۲]- Caren Horney

[۳] -Harry Stack Sullivan

[۴]- Kurt Levin

[۵]- Carl Rogers

[۶]- John Dollard

[۷] -Nile Miller

[۸] -Horbart Movrer

[۹]- B.F. Skinner

[۱۰]- Irving

[۱۱]- Rowe

[۱۲] -Guilt feeling

[۱۳]- Objective anxiety

[۱۴] -Neurotic anxiety

[۱۵] -Free-floation

مطالب مرتبط