روانشناسی در مورد مقابله با استرس :

۲-۲-۷-۲٫ مقابله هیجان محور

در مقابله مسأله محور، هدف اصلی فرد، تسلط پیدا کردن بر موقعیت و ایجاد تغییر در منبع فشارزاه؛ در حالی که در مقابله هیجان محور، هدف اصلی کاهش یا کاهش سریع پریشونی هیجانیه(لازاروس و فولکمن[۳]،۱۹۸۴). از این رو ممکنه اینجور به نظر برسه که رویارویی مستقیم با مسأله و تلاش واسه حل اون، در مقایسه با روش های دیگه مقابله، تدبیری بهنجارتره(کرونکیت و موس[۴]،۱۹۸۴). اما باید اقرار داشت که مهارتای حل مسأله لازمه به کار گیری پروسه های عالی ذهنه و تداخل هیجانی شدید، کارکرد این پروسه ها رو با مانع رو به رو می سازه(ساراسون[۵]،۱۹۸۸). پس، به کار گیری مهارتای هیجان محور به فرد کمک می کنه تا به وضعیت روانی ثابت شده تری برسه و فرصتی رو واسه فعال سازی پروسه های سخت تر ذهنی خود به دست آورد. هر چند مقابله هیجان محور از رویارویی با واقعیت مسأله دوری می کنه و راه حلی موقتی واسه کاهش استرسه، باید یادآوری کرد که هر مسأله ای هم خیلی راحت قابل حل نیس و حل واقع گرایانه یه مسأله با صرف تلاش شناختی و رفتارای همیشگی در درازمدت، اگه بدون کسب آرامش موقتی و کوتاه مدت، انجام بشه؛ ممکنه سلامت روانی فرد رو به خطر افکند(موس و بیلینگ[۶]،۱۹۸۲). بنابر این میشه نتیجه گرفت که ترکیبی از هر دو گونه مهارتای مقابله ای شامل مهارتای مسأله محور و هیجان محور، واسه رویارویی مؤثر با استرسا لازمه(خیّر و سیف،۱۳۸۳).

سلامت روانی

بعضی از نویسندگان، رویارویی با استرس رو  فرآیندی دائمی و پویا خونده ان که لازمه برنامه ریزی، تلاش و آزمایش مستمره، اما همیشه به نتیجه های مثبت و موفقیت آمیز نمی رسه. به بیان دیگه تلاشای آدم واسه حل اختلاف بین مقتضیات یه موقعیت تنش زا و ظرفیتای فردی، ممکنه با شکست رو به رو شه و تجارب تکراری شکست، شخص رو به طرف کوششایی میکشونه که موجب تخریب خودشه(کسیدی[۷]،۱۹۹۹). در این نوع واکنشا، که دوری از رویارویی خونده شده، شخص نگاه با بدبینی و مأیوس کننده ای به موقعیت داره و از تلاش شناختی و رفتاری در جهت حل مسأله یا سازگاری عاطفی با اون، کناره می جوید(مدی[۸]،۱۹۸۴).

استرس

۲-۲-۸٫ مهارتای مقابله با استرس در مدل جرابک[۹]

در مدل جرابک[۱۰](۱۹۹۶)، مهارتای مقابله با استرس به ۷ جزء تقسیم می شن:

۱) عکس العمل به استرس[۱۱]

۲) توانایی آزمایش موقعیت[۱۲]

۳) خوداتکایی[۱۳]

۴) چاره جویی[۱۴]

۵) برابری و انعطاف پذیری[۱۵]

۶) نگاه فعال[۱۶]

۷) توانایی آرامش یابی[۱۷]

اجزای فوق رو با در نظر گرفتن مبانی نظری میشه به دو بحث تفکیک کرد:

۲-۲-۸-۱٫ مهارتای معطوف به حل مسأله

مهارتای معطوف به حل مسأله  که عبارت از توانایی آزمایش موقعیت، چاره جویی، برابری و انعطاف پذیری، خوداتکایی و نگاه فعاله. این مهارت ها به فرد کمک می کنه تا موقعیت رو به طور همه جانبه آزمایش کنه و به اجزاء مسأله و روابط بین اونا با انعطاف پذیری فکر کنه و در جست و جوی تدبیری با فکر واسه حل اون باشه.هم اینکه فرد متکی به خود عقیده داره که توانایی حل مشکلات و موفق شدن بر استرسا رو داره. از طرف دیگه نگاه فعال به اون کمک می کنه تا موقعیت استرس و منبع استرس زا رو تغییر پذیر آزمایش کنه، حال اون که در نگاه منفعلانه، امیدی به تغییر نیس و فرد خود رو محکوم به شکست می دونه.

مشکلات

 

[۱] -Cohen, F

[۲] -Problem- oriented coping

[۳] -Folkman, S

[۴] -Cronkit, R.C., and Moos, R.H

[۵] -Sarason, L.G

[۶] -Billings, A.G.

[۷] -Cassidy, T

[۸] -Maddi, S.

[۹] -Jerabek, I.

[۱۰] -Jerabek, L

[۱۱] -Reactivity to stress

[۱۲] -Ability to assess situation

[۱۳] -Self- reliance

[۱۴] -Resourcefulness

[۱۵] -adaptability and flexibility

[۱۶] -proactive attitude

[۱۷] -ability to relax

مطالب مرتبط