روانشناسی نیازهای روانشناختی و انگیزش درونی

در اون کارای اولیه، دو جریان در تعریف انگیزه داخلی دیده می شه، که می توان اونا رو به صورت عکس العمل هایی به دو نظریه ی رفتاری غالب در اون زمان نگریست (دسی و رایان، ۲۰۰۰).

 

یه جریان از تعریف، در جواب به این ادعای اسکینر (۱۹۵۳) که همه ی رفتارای آموخته پیرو تقویت هستن، بر این تاکید داشت که رفتارای برانگیخته ی داخلی وابسته به تقویت نیستن ـ یعنی به نتیجه های کنشگر جدا از هم نیاز ندارن ـ چون انجام دادن یه فعالیت باحال به خودی خود از نظر داخلی جایزه دهنده س. جریان دوم تعریف، در جواب به ادعای هال (۱۹۴۳) مبنی بر این که همه رفتارای اکتسابی از ارضای نیازای فیزیولوژیکی حاصل می آیند، تاکید داشت که رفتارای برانگیخته ی داخلی تابعی از نیازای روانشناختی بنیادی هستن. این دو جریان مکمل همدیگه هستن: این عقیده که بعضی از رفتارها از نظر داخلی جایزه دهنده هستن و نیاز به تقویت ندارن تعریف عملیاتی مفیدی از رفتارای برانگیخته ی داخلی جفت و جور ساخت (دسی، ۱۹۷۱) و اندیشه ی نیازای روانشناختی، محتوایی واسه فرایندهای انگیزشی موثر در نگهداری این طبقه ی مهم از رفتارها به دست داد.  با این حال، داشتن این دو محور تمرکز تا حدی به این پریشونی و گیجی منجر شده که علاقه ویژگی تعریفی مهم تری در انگیزه درونیه یا نیازای روانشناختی (دسی و رایان، ۲۰۰۰).

اصل موضوع انگیزه داخلی با این مطلب شروع می شه که ارگانیسم فعاله؛ این اصل فرض رو بر این قرار می دهد که آدما به طور طبیعی فعال هستن و هم اینکه تمایلی طبیعی به سمت رشد هست که واسه کارکرد موثر به نیرو نیاز داره. ، انگیزه داخلی اشاره داره به درگیر شدن فعال در تکالیفی که افراد اونا رو باحال می پیدا کنن، که اون هم در مقابل به پیشبرد رشد می انجامد. بر خلاف این درگیر شدن فعال، پرداختن به فعالیت های باحال نیازمند نیروهایی واسه ارضای نیازه. علاوه بر این، افراد کم و زیاد به عنوان تابعی از درجه ای که ارضای نیاز رو به هنگام درگیر شدن در فعالیت ها تجربه می کنن، علاقمند به فعالیت ها می شن. از این رو تجارب کفایت و خود پیروی واسه علاقه مندی و انگیزه داخلی اساسی هستن، اما نیاز به کفایت و خود پیروی تعریف کافی از انگیزه داخلی رو ارائه نمی بدن. فعالیت های برانگیخته ی داخلی لزومأ به ارضای این نیازها در هر فرد معطوف نیستن، و رفتارهایی که به ارضای این نیازها معطوف می شن هم الزامأ برانگیخته ی داخلی نیستن. رفتارای برانگیخته ی داخلی اونایی هستن که بدون نیاز به نتیجه های جدا از هم، آزادانه و از روی علاقه انجام می گیرند و واسه ادامه پیدا کردن به ارضای نیاز به خود پیروی و کفایت نیاز دارن (ون استینکست، لنز و دسی، ۲۰۰۶).

پس، کارکرد اولیه ی حاصل از مشخص ساختن نیاز به خود پیروی و کفایت (در مورد انگیزه داخلی) اینه که امکان پیش بینی شرایط اجتماعی و ویژگی های تکلیفی که انگیزه داخلی رو افزایش یا کاهش میدن، نشون می دهد. فرضیه ی دو لبه ای[۲] که با این کار هدایت شده، اینه که انگیزه داخلی به وسیله شرایطی که به ارضای نیازای روانشناختی منتهی می شن آسون کردن می شه، و وقتی که شرایط مانع از ارضای نیازها می گردند انگیزه داخلی کاهش می یابد. از اونجایی که بررسی های مختلفی تاکید کرده ان که انگیزه داخلی با یادگیری، کارکرد و بهزیستی بهتری همراه س (مثلا، بن وار و دسی، ۱۹۸۴؛ دسی، شوارتز، شین من، رایان، ۱۹۸۱؛ گرولنیک و رایان، ۱۹۸۷؛ به نقل دسی و رایان، ۲۰۰۲) توجه قابل توجه ای به بررسی شرایطی که انگیزه داخلی رو کاهش یا زیاد می کنن، پرداخته شده.

[۱] .Operant theory.

[۲] .Overarching.

مطالب مرتبط