روانشناسی و در مورد مراحل پاسخ به استرس از دیدگاه هانس سلیه:

۲-۲-۵-۱٫ مرحله اول- اعلام خطر[۲]:

این مرحله در اصل جواب یهویی یا اضطراری سیستم بدن به عامل ایجاد فشاره. با در نظر گرفتن موقعیت استرس آور دستگاه سمپاتیک شروع به فعالیت می کنه. ضربان قلب زیاد شده، فشار خون بالا میره و بدن آماده می شه تا با صرف انرژی زیادتری با عامل ایجاد کننده استرس مقابله کنه(قربونی،۱۳۸۲).
استرس

۲-۲-۵-۲٫ مرحله دوم- مقاومت[۳]:

با ادامه ااسترس مقابله با اون وارد مرحله دوم می شه، در این مرحله ارگانیسم خود رو با عامل استرس زا منطبق می کنه و با صرف انرژی زیادتر از حد عادی با عامل استرس مقابله می کنه. معمولاً بدن با عکس العمل خود تلاش می کنه تا عامل استرس زا رو برطرف کنه. کورتیزول و دیگر مواد مشابه کورتیکوییدی ترشح می گردن و بدن رو با موقعیت سازش میدن. این دوره واسه بدن دوره بسیار سختیه چونبدن بیشتر از اندازه انرژی و ذخایر زیستی رو مصرف می کنه(قربونی،۱۳۸۲).

۲-۲-۵-۳٫ مرحله سوم- فرسودگی[۴]:

اگه مرحله مقاومت طولانی شه و فشار بازم ادامه پیدا کنه، صرف انرژی بیشتر از اندازه میشه، در این هنگام عمل کورتیزل باعث میشه سیستم ایمنی بدن ضعیف شده و فرد نسبت به دچار شدن به بیماریای جورواجور مستعد شه. در آخر بدن انرژی لازم رو واسه مقابله با عامل استرس زا از دست میده(قربونی،۱۳۸۲).

۲-۲-۶٫ آزمایش استرس، راهبردهای رویارویی و سازگاری روان شناختی

استرس بخشی از زندگی روزمره س. استرس حالت یا فرآیندی روانشناختیه که موقع وقوعش فرد با حوادثی مواجه می شه که اونا رو نسبت به بهزیستی جسمی و روانشناختی تهدیدآمیز درک می کنه. استرس از تعامل فرد با محیط نشأت میگیره و وقتی اتفاق می افته که بین فشارهای موقعیتی (واقعی یا درک شده)و منابعی که در اختیار فرده ناهماهنگی(واقعی یا درک شده) وجود داشته باشه. حوادث محیطی که مضر یا تهدیدآمیز درک می شن استرس آور هستن؛ واکنشای فیزیولوژیکی و روانشناختی به اونا پاسخای استرس هستن. واسه دوری از تجربه استرس نیاز به راهبردهای رویارویی مؤثر واسه شکست دادن استرس ورهاه(بورن و روسو[۵]،۱۹۹۸).

استرس همیشه بده؟ شک نداشته باشینً اینطوری نیس. همونجوریکه محقق استرس” هانس سلیه[۶]” بیان کرده بدون هیچ گونه استرس مرده ای بیش نیستیم. به طور طبیعی، حوادث ناخوشایند مانند فشارهای کاری، مشکلات زناشویی یا مشکلات مالی و تحصیلات و امتحانات ایجاد استرس می کنن. حتی مسافرت، ورزشا، شغل جدید، کوهنوردی، قرار ملاقات . دیگه فعالیتای لذت بخش هم استرس به وجود میارن. حتی اگه جست و جو گر هیجانی نباشیم، سبک زندگانی سلامت گونه هم تا حدی استرس تولید می کنه(کن[۷]،۱۹۹۸).
کوهنوردی

بسیاری ازپژوهشگران این فرض اساسی رو به رقابت میکشونن که تغییری خاص در زندگی دلیل استرس می شه و این که حادثه واسه همه افراد استرس مساوی به وجود می آورد. همونجوریکه لازاروس(۱۹۷۷)، میگه، استرس به وجود اومده توسط حادثه به چگونگی تفسیر ادما از حادثه و این که درباره ان چه می تونن بکنن بستگی داره(کالات[۸]،۱۹۹۶).

به گفته لازارس، استرس موقعیتیه که فرد با در نظر گرفتن تهدیدآمیز بودن احتمالی اون منابع خود رو بسیج می کنه. این دیدگاه تأکید بیشتری بر علم، تجربه، شناختای افراد داره(لازاروس،۱۹۷۷).

میزانی که استرس به فرد وارد می شه، به تفسیر ایشون از حادثه مربوط می شه، یعنی به خود حادثه رابطه نداره و افراد می تونن بیاموزند بر حوادث استرس زا پیروز شدن. اونا می تونن بیاموزند فعالانه به حل و فصل مشکل بپردازند به جای این که احساس تهدید کنن(کالات،۱۹۹۶). البته بعضی حوادث نسبت به بقیه وقایع، استرس بیشتری ایجاد می کنن و آزمایش حوادث استرس آمیز تحت اثر جنبه های مختلفی از خود حوادث هم هست که میشه به دو عامل توانایی کنترل حوادث و پیش بینی پذیری حوادث اشاره کرد(فلک من،۱۹۸۴؛ ماتیوز، اسچیر، برانسون و کارداسی[۹] ، ۱۹۸۹).

 

۲-۲-۶-۱٫ آزمایش استرس:

همه افراد یه حادثه رو استرس زا تجربه نمی کنن. شناختا نقش مهمی در هیجانات دارن، به همین ترتیب، عوامل شناختی نقش مهمی در این که افراد استرس رو تجربه کنن یا نه دارن. هیجاناتی که موقع روبرو شدن با استرس تجربه می شه خیلی متأثر از راه ارزیابیه. به چه دلیل بعضی آدما به وسیله حوادثی دچار استرس می شن که افراد دیگه به اونا به دیده هیجانی یا رقابت نگاه می کنن. پس استرس به این بستگی داره که چیجوری موقعیت آزمایش شه. وقتی که یه استرس ور تهدیدآمیز آزمایش شه، عکس العمل استرس قدرتمندی به دنبال داره(لازاروس،۱۹۹۱).

تجربه احساس استرس به چگونگی توجه به استرس، چگونگی آزمایش یا تفسیر اون بستگی داره. حوادثی که واسه یه فرد استرس زا هستن، ممکنه واسه دیگری معمولی باشن. مثلاً خیلی از افراد، پرواز رو تا حدی استرس زا می دونن، اما کسائی که پروازهای زیادی دارندبه هیچ وجه دچار پریشونی نمی شن. بعضی ادما از قرار ملاقات با فردی جدید دچار هیجان زدگی می شن در حالی که بقیه ادما از این نبود قطعیت دچار ترس می شن(ویتن[۱۰]،۱۹۹۸).

آزمایش شناختا دو مرحله داره. درزمان آزمایش اولیه، فرد سؤال می کنه” مشکلی نیس یا من در مشکل هستم؟ این واسه من به چه معنا هستش؟ درزمان آزمایش ثانویه فرد سؤال می کنه” با در نظر گرفتن این موقعیت چه میتونم انجام دهم؟ چه منابعی واسه روبرو شدن با اون در اختیار دارم؟(موسوی نسب،۱۳۸۴).

مشکلی

۲-۲-۶-۱-۱٫ آزمایش اولیه:

به گفته لازاروس(۱۹۹۱)، دو قدم مهم در مدیریت موقعیت تهدیدآمیز هست. قدم اول، آزمایش اولیه؛ موقعیت مربوطه یا نامربوط، مثبته یا تهدیدآمیز. آزمایش اولیه می تونه به سه نتیجه گیری درباره معناداری شخصی درباره استرس ور منتهی شه.موقعیت(۱) نامربوط- مشکلی واسه من نیس؛ (۲) بی خطر یا مثبت- مضر نیس و حتی خوبه؛ (۳) استرس زا- مشکل هست. اگه فرد موقعیتی رو استرس زا آزمایش کرد قدم بعدی اینه که تعیین کنه با چه نوع مشکلی مواجه شده: (۱) آسیب دیده ام یا دچار فقدانی شده ام (مثلاً کاهش عزت نفس یا از دست دادن فرصت شغلی یا دچار آسیب فیزیکی شدن)؟ (۲) با آسیب یا از دست دادن در آینده تهدید شده ام؟(۳) با رقابت مواجه شده ام- موقعیت پاداشا هم اینکه ریسکایی داره؟ وقتی که فرد با موقعیت استرس زا مواجه شه منابع رویارویی رو واسه حذف تهدید و اضطراب همراه با اون بسیج می کنه. آزمایش یه موقعیت استرس زا به عنوان یه رقابت، هیجانات مثبت مانند شوق و هیجان به وجود می آورد که می تونه به روبرو شدن با اثرات ترس و اضطراب کمک کنه (موسوی نسب،۱۳۸۴).

درحالی که جنبه های منفی استرس می تونن تهدیدکننده زندگی باشن، جنبه های مثبت استرس، زندگی ما رو به رقابت میکشن. بیشتر افراد نیاز به کمترین حد ممکن کمی استرس دارن تا احساس خطر و زندگی کنن. اگه به حوادث استرس زا به عنوان رقابت توجه شه، ممکنه راایی واسه غلبه پیدا شه که دلیل رشد شخصی می شن. وظیفه اصلی در زندگی تعیین اندازه استرسیه که قابل مدیریته و ایجاد راهبردهای رویاروییه که سلامتی و بهزیستی رو زیاد می کنن(بورن و روسو،۱۹۹۸).

۲-۲-۶-۱-۲٫ آزمایش ثانویه:

آزمایش ثانویه در قدم دوم انجام می شه. فرد امکانات خود رو سبک و سنگین میکنه و راهی واسه روبرو شدن با تهدید یا رقابت انتخاب می کنه(در برابر موقعیت چه میتونم انجام دهم؟) تأکید بر تهدید- با تصور شکست، رانده یا خجالت- ایجاد ناراحتی می کنه(لازاروس،۱۹۹۳).

در آزمایش ثانویه فرد به این سوال جواب میده که ” در برابر حادثه استرس زا چه توانایی دارم؟” جواب شامل تصمیم درباره دست کم سه چیزه: ۱) کی یا چی مسؤل حادثه استرس زا هستش؟ ۲) احتمال موفقیت یا شکست در شکست دادن این حادثه هست؟ ۳) در آینده چی می شه اگه بتونم استرس رو مدیریت کنم یا در شکست دادن اون شکست بخورم؟ جواب به این سؤالات به عوامل بسیاری مانند تجربه گذشته فرد در برابر مشکلاتی مشابه، عزت نفس، مهارتای حل مسأله، پشتیبانی اجتماعی و منابع اقتصادی بستگی داره(کوهن[۱۱] و لازاروس،۱۹۷۹؛ لازاروس و فلک من، ۱۹۸۴).

۲-۲-۶-۲٫ رویارویی با تهدید

رویارویی مسأله مدار به مدیریت یا تغییر و اصلاح خود موقعیت ناراحت کننده کمک می کنه. در رویارویی هیجان مدار، فرد واسه کنترل واکنشای هیجانی موقعیت تلاش می کنه(لازاروس، ۱۹۹۳). در رویارویی مسأله مدار شرایط استرس زا آزمایش می شه و واسه تغییر یا دوری از اون کاری صورت میگیره. در رویارویی هیجان مدار، واسه کاهش تنش و اضطراب به وجود اومده توسط مسأله به جای پرداختن مستقیم به مشکل تلاش می شه. هر چند افراد در حل و فصل موقعیتای استر س زا به روش های منحصر به فرد عمل میکنن، آدمایی که به طور مؤثری رویارویی می کنن بیشتر از ترکیبی از راهبردهای مسأله مدار و هیجان مدار استفاده می کنن که به این بستگی داره چه چیز مفیدترین جهت شکست دادن استرسور خاصیه(زیدنر[۱۲] و اندلر[۱۳]، ۱۹۹۶).

واسه خیلی از مشکلات، رویارویی مسأله مدار مؤثرتره- حل مشکلات یا کاهش اونا ترجیح بیشتری داره تا این که با اونا زندگی شه. بعضی وقتا دو نوع رویارویی به همدیگه کمک می کنن. مثلا خانمی که هنگام رفتن به طرف تریبون واسه ایراد سخنرانی احساس اضطراب می کنه؛ اگه چند نفس عمیق واسه کاهش اضطراب بکشه(رویارویی هیجان مدار) بهتر می تونه به نوشته هاش نگاه کنه تا سخنرانی رو بهتر ارائه کنه(رویارویی مسأله مدار).(کن،۱۹۹۸).

ممکنه دو نوع رویارویی با همدیگه اختلاف داشته باشن. مثلاً اگه قرار باشه که تصمیم مهمی گرفته شه، ممکنه فرد از ناراحتی هیجانی با دوومی رنج ببره. در اینجور شرایطی فرد ممکنه وسوسه شه انتخابی با عجله و بد انجام بده که به رنج هیجانی خود پایان بده. این عمل به فرد اجازه میده بر هیجانات خود غلبه کنه اما رویارویی مسأله مدار کمی انجام بشه. کلا رویارویی مسأله مدار وقتی که فرد با یه استرس ور قابل کنترل مواجه می شه خوبه- یعنی واقعاً می تونه در این باره کاری انجام بده. تلاشای هیجان مدار وقتی واسه مدیریت استرس ور مناسب ترین هستن که قابل کنترل نباشن(لازاروس،۱۹۹۳؛ تیلور[۱۴]،۱۹۹۰).

[۱] -Glucocorticoid

[۲] -Alarm

[۳] -Resistance

[۴] -Exhaustion

[۵] -Bourne, L. & Russo, N

[۶] -Hans Selye

[۷] -Coon, D

 

[۸] -Kalat, J

[۹] -Mathews, K.A, Scheier, M. F., Brunson, B. I., & Carducci, B.

[۱۰] -Weiten, W

[۱۱] -Cohen, F

[۱۲] -Zeidner, M

[۱۳] -Endler, N

[۱۴] -Teylor

مطالب مرتبط