دانلود پایان نامه عوارض اجتماعی مصرف شروبات الکلی :

برخی از مهمترین آنها عبارتند از:تصادفات رانندگی و ایجاد خطرات جانی و مالی و احساس ترس برای خود ودیگران، مستی در ملأ عام ، بروز رفتارهای خلاف اخلاق ، ولگردی ، تخلف از سایر مقررات ، خود کشی و آدم کشی ، ایراد ضرب و جرح ، تجاوز به عنف (صدیق سروستانی؛181:1387) از بین بردن امنیت عمومی ، ایجاد رعب و وحشت در مردم ، افزایش طلاق و جدایی و…

انگیزه ی پرخاشگری نیز تحت تأثیر الکل شدت می یابد و اغلب نزاع ها بواسطه ی این عامل می باشد(عظیمی؛ 2537 :182)

از دست دادن پیشرونده ی کنترل اجتماعی در دریافت میزان الکل سر انجام منجر به مداخله در کار، خانواده، ارتباطات، دوستی ها  و فعالیت های اجتماعی شخص می گردد.(شهریاری؛1369 :372)

علم بزه شناسی نیز الکلیسم را منشاء بسیاری از جرائم و بروز خساراتی توان فرسابرای فرد و خانواده و جامعه و نسل فردا می داند و علل شیوع آن را مانند هر پدیده ی مضر دیگر و مخل به نظم اجتماعی تحت مطالعه و بررسی قرار می دهد.(کی نیا؛1370 :19)

عدم مسئولیت پذیری، بی نظمی، فساد نسل، قاچاق، سرقت، اخاذی، تهدید و از بین رفتن عزت نفس و آبرو  ازدیگر عوارض اجتماعی مصرف مشروبات الکلی است.(قائمی؛1366 :96)

پ-عوارض اقتصادی مصرف مشروبات الکلی:

قاچاق پدیده ی شوم و مخربی است که صدمات فراوانی بر اقتصاد کشور وارد و فعالیت اقتصاد رسمی و برنامه ها و سیاست های کشور را تحت الشعاع قرار داده و دچار اختلال می نماید…تحمیل هزینه های ارزی قاچاق خارج از عرصه اقتصاد ملی بوده و ارز هنگفتی را به دولت تحمیل می کند، در این راستا مسیر حرکت اقتصاد ملی نیز با مشکل مواجه می شود…(Magdalesh.bloysky.com)

همچنین کشف و انهدام شبکه ها و کارگاههای تولید مشروبات داخلی ، مقابله با قاچاق و قاچاقچیان  مشروبات الکلی ، اعمال سیاست های کیفری در قبال این گونه جرایم ،خسارت های وارده وبزه های انجام شده توسط این افراد از یک طرف  و شناسایی افراد مصرف کننده ، کنترل و درمان افراد مصرف کننده از طرف دیگر هزینه های سنگینی را روی دوش دولت ها  میگذارد.

ج-عوارض جسمی مصرف مشروبات الکلی:

بر خلاف سموم دیگر که معمولأ بخش یا بخش هایی از بدن را هدف قرار داده و بدان بخش یا بخش های دیگر آسیب می رسانند، الکل تمامی اعضای بدن را هدف قرار می دهد…الکل پس از ورود به دستگاه گوارش، به سرعت جذب بدن می شود و ظرف 3-2 ساعت پس از مصرف آن، آثار خود را بروز می دهد.تنها 5 تا 10 در صد از الکل مصرف شده، از طریق ادرار و تعریق و تنفس از بدن خارج می شود مابقی آن، به گاز کربنیک و آب مبدل می گردد.(اشرفی؛1391 :752) غدد داخلی و عصبی و اعمال جنسی دچار آسیب و بی نظمی می شود…آسیب به سیستم قلبی ، عروقی ، کبد، دستگاه تنفس ،دستگاه عصبی و دستگاه گوارش ، سکته قلبی ، فشار خون ، کمبود اکسیژن واریس مری و خون ریزی های شدید ، التهاب معده و اثنی عشر ، سرطان معده، هپاتیت الکلی ،ایجاد اختلال روی وظایف جنسی و غدد جنسی ، انواع بیماری های مقاربتی، اثر نا مساعد روی نسل ، رشد نامناسب جنین، انواع بیماری های چشمی (عزیزی؛351:1381) همچنین اختلال خواب ، اختلال تغذیه ای ، ضعف عضلانی ،کبد چرب، سیروز کبدی و نارسایی کبدی، افزایش خطرهای سرطان سر و گردن، سوءتغذیه به ویزه کمبود ویتامین های گروه B،نارسایی و سرطان پانکراس، توهم های شنوایی پایداراز عوارض طولانی مدت مصرف مشروبات الکلی میباشد.(وزارت بهداشت؛137:1381).

2-2. بخش دوم:پیشینه ی تحقیق

1-2-2. مبانی نظری:

نظریه‌های بی‌سازمانی اجتماعی

نظریه ‌پردازان بی‌سازمانی اجتماعی بر این باورند که عواملی چون کاهش کارایی نهادهای اجتماعی نظیر خانواده و تضعیف تقیدهای خویشاوندی به‌عنوان نیروهای غیررسمی کنترل اجتماعی، کاهش انسجام سنتی اجتماعی که پیامد رشد سریع صنعتی شدن، شهرنشینی و مهاجرتفزاینده به‌سویحوزه‌های شهری است جرائمی نظیر قتل، سرقت ، انحرافات جنسی و اعتیاد را افزایش می‌دهند. از نیمه دوم قرن نوزدهم تا ربع سوم قرن بیستم، توسعه نظری مفهوم آنومی و بی‌سازمانی اجتماعی به‌وسیلهدورکیم (1978)، مرتن (1957)، پارسونز (1942) و پارک و برگس (1927) به مطالعات اصالت محیط اروپایی و آمریکایی در تبیین جرم و بزهکاری کمک کرد. مطالعات این صاحب‌نظران همبستگی معناداری میان رفتار انحرافی عواملی چون سن، جنس، تراکم جمعیت و رشد جمعیت، شهرنشینی و مذهب یافتند. به اعتقاد آنان عوامل اجتماعی افراد را کنترل می‌کنند و وقتی‌که این عوامل بی‌ثبات شوند، افراد توان کمتری برای کنترل رفتار خوددارند. فقدان ثبات در ساختار اجتماعی رفتار انحرافی را به همراه خواهد داشت. این صاحب‌نظران انواع متفاوتی از نظریه‌های اجتماعی را ارائه داده‌اند که این نظریه‌ها بر توسعه نظریه‌های جامعه‌شناسی به‌طور عام و بر نظریه‌های جامعه‌شناسی انحرافات به‌طور خاص تأثیرداشته‌اند.

 
پایان نامه
دورکیم: نظریه آنومی

به اعتقاد دورکیم جامعه آنومیک یا بی‌سازمانی جامعه‌ای است که مجموعه‌ای از هنجارها و ارزش‌های متضاد با یکدیگر در خود داشته و فاقد خطوط راهنمای روشن و پایداری برای مردم به‌منظور یادگیری و درونی کردن هنجارهاست… به اعتقاد دور کیم جوامع انسانی از ماهیتی به‌طور نسبی ساده و غیر مرکب به جوامعی پیچیده تبدیل‌شده‌اند. همچنان که جوامع گسترش می‌یابندجمعیت‌ها نیز متراکم‌تر گردیده و با پیشرفتهای اقتصادی و فناوری روابط اجتماعی نیز تغییر می‌یابد. در این موقعیت جامعه از طریق نظام وابستگی دوجانبه افراد با یکدیگر به لحاظ نظام مالی، شغلی و غیره به بقای خود ادامه می‌دهد.

از نظر دورکیم در چنین حالت، تحت شرایطی تقسیم‌کاربه‌صورت غیرعادی توسعه می‌یابد و گفته می‌شود که جامعه در حالت غیرعادی قرار دارد. اولین آن‌ها از بحران‌های اقتصادی و کشمکش‌های صنعتی ناشی می‌شود، این بحران‌ها و کشمکش‌ها که همراه با تغییرات ثروت در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی است تزلزل در مبانی نظم کهن و آشفتگی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. دیگری از تقسیمات نژادی و طبقه‌بندی‌های غیرطبیعی ناشی می‌شود که در آن افرادی که از طبقات پایین‌ترند در برابر قیود مستبدانه شورش می‌کنندو در سومین حالت غیرعادی تقسیم‌کار، فقدان هماهنگی در میان حرفه‌های مختلف موجب فروپاشی انسجام اجتماعی می‌شود (دورکیم،1968). این تغییرات اجتماعی بدون وجود هنجارهای اخلاقی، جامعه را دستخوش عدم تعادل و بی‌سازمانی اجتماعی می‌کند.

او بر این باور است که هنجارهای اخلاقی نیروهایی است که از بیرون رفتار انسان را تنظیم می‌کند که این نیروها خود جامعه است. هنگامی که هنجارهای اخلاقی به‌عنوان تنظیم‌ کننده‌های رفتار، درست عمل کنند، انسان در شرایط متعادلی زندگی می‌کند و کمتر مرتکب رفتار جنایی و بزهکارانه می‌شود، ولی اگر این کنترل برداشته شود، انسان دچار اختلال در رفتارش می‌شود.در دوره‌های بحران اقتصادی، بحران روی جامعه تأثیرمی‌گذارد و جامعه نمی‌تواند تنظیم‌گر مناسبی برای فعالیت‌های انسان باشد. در دوران رکود اقتصادی، جامعه دچار بی‌سازمانی شده و حکومت که انتظار می‌رود اقتصاد را تنظیم کند به ابزاری در خدمت اقتصاد تبدیل می‌شود. به اعتقاد دورکیم در یک اقتصاد آنومیک در دوره‌های بحران‌های اقتصادی رفتار خودخواهانه در جامعه توسعه می‌یابد، زیرا در چنین شرایط اقتصادی افراد از انجام رفتار متعادل و میانه‌رو و رعایت نظم اخلاقی آزادشده و در حالتی از رقابت شدید با یکدیگر قرار می‌گیرند (احمدی،1377). در این وضعیت، هنجارها و قواعد تنظیم‌کننده رفتار، کارایی خود را در مقابل تغییرات اجتماعی سریع ازدست‌داده و جامعه دچار بی‌سازمانی اجتماعی می‌شود به‌گونه‌ای که مرزهای رفتار مشروع و نامشروع، سنجیده و ناسنجیده از بین می‌رود و جرم و بزهکاری افزایش می‌یابد.

به نظر دور کیم هرجامعه‌ای بر اساس مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک و هنجارهای مسلط سازماندهی شده است. رفتارهایی که از چهارچوب این ارزش‌ها و هنجارها منحرف شوند به‌عنوان رفتار انحرافی و آسیبی شناخته می‌شوند.به نظر وی برای شناخت علل وقوع جرم و بزهکاری باید ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه را مطالعه کرد.چون جرم و بزهکاری پیامد بحران‌های اجتماعی و اقتصادی است بنابراین رابطه جرم و بزهکاری با ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه امری دائمی است.(ساچار 1978-به نقل از احمدی؛1384: 46).

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *