قلمرو قاعده ی احسان در حقوق کیفری- قسمت 7

نمونه دیگری که می توان به عنوان ملاحظات اخلاقی ذکر کرد قانون خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی مصوب 1354 می باشد.
ومواردی از انگیزه های شرافتمندانه که می تواند در تخفیف و یا رفع مسئولیت از فرد موثر باشد.
محاکم کیفری در رسیدگی های خود سعی می کنند عدالت رارعایت کنند،دادرس یک پرونده برای بررسی یک پرونده تمام جنبه هایی اخلاقی، اجتماعی جرم، شیوه زندگی مجرم و حالات او را برای رسیدن به یک قضاوت هر چه بیشتر عادلانه در نظر می گیرد و در این راه اخلاق نقش مهمی را ایفامی کند.
هم چنین یکی از ارکان و عناصر سازنده ی جرم که سبب تحمل کیفر می شود رکن معنوی آن است رکن معنوی جرم به نیت، قصد و ارتکاب آگاهانه بزه پیوند دارد و هر جا اثبات گردد که شخص در ارتکاب بزه سوء نیت و عمد نداشته قاضی حکم به برائت و بی گناهی وی می دهد هم چنین بحث تخفیف کیفر با توجه به اوضاع واحوال فردی بازتاب دیگر اخلاق در حقوق است.
در بین اهداف سنتی حقوق جزا هدف اخلاقی از مهم ترین اهداف محسوب می شود، مکتب عدالت مطلق و سرآمد آن ها کانت فلسفه و مبنای اعمال مجازات را معیار اخلاقی و احترام به کرامت ذاتی انسان می داند همین طور در بین اهداف پیشرفته حقوق جزا که عبارتست از اصلاح مجرم و پیشگیری از جرم در آینده، اخلاق مورد توجه قرار گرفته است به نظر می رسد که در تمامی کیفرهای در نظر گرفته شده توسط قانون گذار به نوعی می توان ردپای اخلاق را مشاهده کرد مثلاً تعزیرات با اینکه شاید در نگاه اول اینگونه به نظر برسد که هیچ ارتباطی با اخلاق ندارد ولی بایستی چنین گفت که حتی تعزیرات نیز به گونه ای از اخلاق متأثر شده است بنابراین با توجه به مطالبی که گفته شد بایستی چنین گفت که حقوق و اخلاق با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند و همواره در ارتباط با یکدیگر هستند و حقوق کیفری تأثیر و سرایت خود را بیش از هر چیز به اخلاق مدیون است به بیان دیگر هر آنچه جنبه ی منکراتی دارد گذشته از آن که به نظم عمومی گزند می رساند با مبانی واصول اخلاقی در هر اجتماعی سرستیز دارد برای همین است که این گونه اعمال در هر جامعه و نزد هر گروهی بزه به شمار می آید ،تحلیل مفهوم جرم و مجازات که در حقوق کیفری مطرح است و نسبت آن با اخلاق می تواند در این راه به ما کمک کند.
بند اول: مفهوم جرم و نسبت آن با اخلاق
کلاهبرداری، افترا و … از جرایمی هستند که دارای دو جنبه انکارناپذیر می باشند:
اول اینکه رفتارهای مجرمانه مخل نظم عمومی هستند و ثانیا رفتار خلافی در جامعه به وقوع پیوسته است که مخالف اخلاق و مفاهیم اخلاقی است .
البته شاید بتوان ادعا کرد که جرم قلمداد کردن رفتارهای مجرمانه به دلیل مغایرت آن با آرمان های اخلاقی نیست ولی با این وجود نمی توانیم وابستگی شدید حقوق کیفری و اخلاق را انکار کنیم بدین صورت که در برخی از موارد عدول از مقررات اخلاقی واکنش های خفیف اجتماعی مانندتوبیخ، سرزنش و… را به دنبال دارد و در برخی از موارد به دلیل مهم بودن مقررات اخلاقی واکنش های شدید همچون مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی را در پی دارد.
پس می توان چنین گفت که هر چند رایج ترین تعریف از جرم، نسبت به واکنش های مخالف نظم اجتماعی صورت می پذیرد ولی با نگاهی دقیق تر می توان گفت همین مفهوم نظم اجتماعی بدون در نظر گرفتن گرایش های اخلاقی صورت نمی پذیرد. در واقع رفتارهایی که باعث می شود وجدان افراد خدشه دار شود باعث می شود که نظم اجتماعی به هم بخورد و می توان چنین گفت که اساساً مفهوم جرم براساس رفتارهای غیراخلاقی شکل می گیرد.
بند دوم: مفهوم مجازات و نسبت آن با اخلاق
اعمالی که انسان انجام می دهد اگر مخالف اخلاق، وجدان، قانون و … باشد با سرزنش، نکوهش، مجازات و … جزا داده می شود، علل پیدایش قوانین و مسئولیت کیفری، یکی عامل اخلاقی بوده و دیگری آزادی بشر برای تنظیم رفتار خود با این عامل اخلاقی.
در بین اهداف مجازات ها هدف اخلاقی بسیار مورد توجه است چنانچه در مکتب عدالت مطلق کانت می بینیم که وی معتقد است عدالت و اخلاق است که ایجاب می کند بزهکار کیفر ببیند در شرایط فعلی نیز این هدف هرگز از نظر قانونگذار به دور نبوده است و به همین جهت هرچه جنبه ضد اخلاقی جرم بیشتر باشد مجازات تعیین شده شدیدتر است مثلاً در جرایم بر ضد اخلاق و عفت عمومی، چون جرم زنای به عنف با محارم، دارای بار ضد اخلاقی بیشتر است به همین دلیل مقنن هم مجازات شدیدتری برای آن در نظر گرفته است.
ویژگی های مجازات را برخی وجوه ارعابی، آزار دهندگی، تحقیر آمیز بودن، جبرانی و اصلاحی دانسته اند.
در پیش بینی هدف تحقیرآمیز بودن بایستی گفت این هدف از آن رو مورد توجه قرار گرفته است که حریم جامعه را در قبال عدم رعایت تقدس آن از طرف مجرمان محافظت کند. روشن است که بدون توجه به ارزشمندی و قداست اخلاقیات نمی توان چنین تصور کرد که برای فرد مجرم در قبال مجازات، تحقیری ایجاد شود در واقع این هدف برای این ایجاد شده است که نشان می دهد مجرمان به خوبی ارزش های اخلاقی را می دانند و آگاهانه آن ها را نقض می کنند پس مستوجب مجازاتند.
گفتار سوم: انگیزه در حقوق کیفری
یکی از تفاوت های مهم بین قضاوت اخلاقی و قضاوت حقوقی این است که در قضاوت اخلاقی معمولاً انگیزه فاعل مدنظر قرار می گیرد در حالی که قضاوت های حقوقی این گونه نیست ،حقوق جزا به قصد توجه دارد نه به انگیزه.
افعال را می توان طبق انگیزه افراد در انجام اعمال اخلاقی مورد ارزیابی قر

این نوشته را هم بخوانید :   تحقیق - تراکم کاشت لوبیا- قسمت ۱۹

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ار داد به طور کلی همه ی نظام های اخلاقی عامل انگیزه را بسیار مهم قلمداد می کنند لکن حقوق به دلایلی به قصد توجه دارد نه انگیزه، چون انگیزه ها متفاوت و پیچیده هستند و یک رفتار می تواند حاصل چندین انگیزه باشد. انگیزه ها مربوط به الگوهایا اراده هستند که ما تصمیم به داشتن آنها نمی گیریم در حالی که حقوق در مورد مسئولیت آشکار عمل صحبت می کند.
مجازات کردن افراد به دلیل داشتن انگیزه و تلاش برای پیدا کردن انگیزه ها باعث تضعیف عدالت می شود ولی حقیقت آن است که اگر بخواهیم ارزش یک عمل را دریابیم بهترین شیوه آن است که به انگیزه نهفته در آن نظر بیفکنیم شاید در ظاهر دو عمل هم مرتبه بنمایند ولی یک از آنها می تواند مستحق ملامت و دیگری قابل اغماض باشد.[36]
انگیزه حالت هایی از اراده یا تمایلاتی هستند که به اهداف و مقاصد مربوط می شوند. از جمله نمونه های انگیزه، جاه طلبی، کسب ثروت و انتقام،احسان ونیکوکاری یا انگیزه ی شرورانه است. انگیزه ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه باشد حتی زمانی که انگیزه ها آگاهانه اند اغلب مورد قصد قرار نمی گیرند در مقایسه با آن، قصد، ممکن است وسیله ای برای رسیدن به اهداف باشد فرد معمولاً از آنچه قصد می کند آگاه است در واقع عمل کردن از روی قصد مستلزم تصمیم گیری است خواه این تصمیمات از روی تأمل یا اندیشه باشد یا نباشد[37]
در رابطه با سوءنیت و انگیزه دو دیدگاه ارائه شده است:
1.دانشمندان مکتب کلاسیک معتقدند که انگیزه تأثیری در زوال مسئولیت ندارد و آنچه در تحقق جرم اهمیت دارد عمد و اراده مجرمانه است و این عده در تعیین مسئولیت بیش تر به عمل ارتکابی توجه دارند تا مرتکب.
2.طرفداران مکتب تحققی معتقدند آنچه برای جامعه و نظم آن خطر دارد همان شخصیت مجرم است نه عمل ارتکابی و چون انگیزه یکی از عوامل تعیین کننده شخصیت است لذا منطقا نباید در تحقق جرم از آن چشم پوشید. طبق اصل کلی هر چند انگیزه در تحقق جرم تأثیری ندارد اما در مواردی با آنکه ارکان سه گانه جرم محقق است انگیزه باعث می شود که وصف مجرمانه از عمل گرفته شود و یا به عملی وصف مجرمانه داده شود.
مقنن ایران نیز با بهره گیری از دو نظام فکری اسلام و اندیشه های کیفری غرب ،انگیزه را در مواردی در تحقق جرم و میزان مجازات موثر تلقی کرده است.
هیچ انسان عاقلی بدون هدف خاص و بدون انگیزه و غرض معین، به ارتکاب هیچ عملی، خصوصاارتکاب جرم نمی پردازد، انسان ها در ارتکاب جرم انگیزه خاص و مشخصی دارد. انگیزه در جرائم مختلف، متفاوت است و در میان مجرمین از یک جرم نیز انگیزه های متفاوتی وجود دارد، گاه ممکن است نفع شخصی، انتقام و… مبنای انگیزه باشد ولی گاهی انگیزه فرد ناشی از احساسات بشر دوستانه است.نمونه بارز آن پزشکی است که برای پایان دادن به دردهای لاعلاج بیمار او را از قید حیات می رهاند مسلما در اینجا انگیزه پزشک نفع شخصی نیست بلکه به خاطر احساسات انسانی است.
قانونگذار جزایی انگیزه ارتکاب جرم را علی الاصول در ماهیت فعل مجرمانه بی تاثیر دانسته است. در سیستم جزایی ما برای تعیین مسئولیت کیفری دادرس ناگریز است صرفا توجه خود را به سوء نیت و قصد مجرمانه فاعل معطوف کند که با این همه ،به نظر عده ای از حقوقدانان قاعده ی عدم تأثیر انگیزه در نفس جرم، قاعده ای مطلق نیست و موارد استثنایی وجود دارد که انگیزه در تحقق جرم موثر است.
گاه انگیزه از جهات تخفیف مجازات است، گاه انگیزه از موجبات معافیت از مجازات است وگاه انگیزه باعث می شود عمل ارتکابی جرم محسوب نگردد.
بند اول تعریف قصد و انگیزه
قصد وانگیزه به دلیل تأثیراتی که می تواند بر نتیجه ی یک عمل بگذارد از امور بسیار مهم به شمار می آیند گرچه انگیزه در تقسیم بندی رکن معنوی نیامده است لکن مواردی وجود دارد که بایستی به انگیزه در حقوق توجه شود و این امر مستلزم شناخت این دو واژه و دانستن معانی آنها است.
الف: قصد
قصدوارد کردن آسیب به هر شکلی است که پیش شرط اثبات تقصیر یا مسئولیت خواه اخلاقی و خواه حقوقی است. برای قصد تعاریف مختلفی ذکر گردیده که از قرار زیر است:
-قصد مجرمانه را می توان به میل و خواستن قطعی و منجَّز به انجام یک عمل و یا ترک عملی دانست که قانون آن را نهی کرده است.[38]
-اراده ی معطوف به مقصودی که وصول به آن از طرف قانون جزا منع شده است.[39]
– علم عامل به ارتکاب عمل ناقض قانون جزا[40].
– خواستن و میل مرتکب در انجام یک عمل مجرمانه و خواستار شدن تحقق نتیجه ی آن[41]
– اراده ی رسیدن به نتیجه ی نامشروع[42]
– تمایل و علاقه به حصول نتیجه ی مجرمانه[43]
– اراده ای که عامداً به طرف منظوری متمایل می شود که از طرف قانون منع شده است[44]
سوء نیت یا قصد مجرمانه از سه جزء معنوی تشکیل شده است: یکی عمل مرتکب به اینکه فعل یا ترک فعل او مغایر با قانون جزا است و دیگر اینکه مرتکب خواستار تحقق نتیجه ی مجرمانه باشد[45]. و دیگری اراده ایی که در جرایم عمدی و غیر عمدی عنصر مشترک است[46].