سایت مقالات فارسی – قلمرو قاعده ی احسان در حقوق کیفری- قسمت 9

3.زیبایی و حسنی که از جهت هوی و هوس نیکوست.
ب: تعریف اصطلاحات احسان
احسان به معنای انجام دادن عمل نیکو اعم از قول یا فعل نسبت به دیگری است خواه این عمل رساندن مالی به دیگران باشد، و یا ارائه خدمات نیکوی دیگر. احسان ممکن است از طریق دفع ضرر مالی یا معنوی از شخص دیگر نیز محقق شود.[61]
سید محمد کاظم مصطفوی احسان را چنین تعریف کرده است:
«المرادُ مِنَ الاحسانِ هنا هو العملُ بقصدِ المساعدهِ للمسلمٍ ولو لم نیتُه الی جَلبِ المنَفَعهِ اودَفعٍ المفسدهِ فی الواقعِ و یکونَ مفادِها عدمِ الضمانِ و المواخذهِ علی المحسنینِ الذی لیَسعَون للاحسانِ الی الآخرینِ»[62]
مراد از احسان در اینجا همان عملی است که به قصد کمک به مسلمانان انجام می شود حتی اگر منتهی به جلب منفعت یا دفع مفسده در واقع نشود و مفاد آن عدم ضمان و مواخذه‌ی شخص محسنی است که برای احسان به دیگران تلاش می کند.
پ:مقایسه احسان با واژه های همانند:
ابوهلال عسکری در کتاب الفروق اللغویه واژه احسان را با لغت های مشابه مقایسه کرده و پیرامون فرق احسان با سایر واژه ها چنین می نویسد:
1.تفاوت احسان و افضال
احسان نفع نیکو است و افضال نفع زاید بر اقل مقدار است.[63]

  1. تفاوت انعام و احسان

«الفرقُ بینَ الانعامِ و الاحسانِ ان الانعامَ لایکونَ الامن المنعمِ علی غیرهِ لا نَه متضمنُ بالشکرِ … و یجُوز احسانَ الانسانَ الی نفسه تقول لِمَن یَتَعلَّم العلمُ انهُ محسنُ الی نفسهُ و لا تقولَ مُنعِم علیِ نفسهِ و الاحسانِ متضمِنُ بالحمدُ و یَجُوز حمد الحامدِ لنفسهٍ و النعمهُ متضمنُه بالشکرِ و لا یَجوز الشکر الشاکرِ لنفسهِ …»[64]
یعنی انعام همیشه به غیر است اما احسان ممکن است به خود باشد یا بهغیر.
3.تفاوت نفع واحسان
«اِنَّ النفعَ قد یکونَ من غیر قصدٍ والاحسانُ لایکونُ الامعَ القصدِ»[65]
نفع گاهی بدون قصد صورت می گیرد اما در احسان قصد معتبر است.
از مجموع سخنان ابوهلال استفاده می شود که وی احسان را نفع نیکو به خود یا غیر به همراه قصد نیکوکاری می داند[66].

  1. احسان و اتقان

المعجمالوسیط: «احسنُ الشیءَ: اجاء صٌنعَه: أحسَنُه: اتقَنَهُ[67]»
در مصباح المنیر آمده است: «احسنتُ الشیءَ: عَرَفتُهُ و اتقَنتُهُ»[68]
یعنی در اتقان ابتدا باید کاری صورت بگیرد و آن گاه اصلاح آن مطرح می شود که اگر خللی در کار هست آن خللی برطرف و کار محکم شود اما در «احسان» انجام ابتدایی کار مطرح است چنانچه علامه طباطبایی گفته است: «هوالایتان بالفعل علی یوجه حَسَن»[69]

  1. احسان و علم

راغب اصفهانی در المفردات چنین می گوید: الاحسانُ یُقال علی الوجهینِ … و الثانی احسانُ فی فعلهِ و ذلک اذا علم علماً حسناً او عَمل عملاً حسناً»[70]
زبیدی این معنا (علم) را برای احسان معنای حقیقی ندانسته بلکه می گوید: «هو مجُازه»[71] درمصباح المنیر طوری احسان معنا شده که از آن می توان فهمید منظور از علم خود احسان نیست بلکه مقدمه وپیش نیاز و لازمه ی احسان است: «اَحسنتُ الشیُء عَرفتُهُ و أَتقنتُهُ»[72]یعنی آنچنان در اتقان و انجام دقیق و درست یک چیز نقش اساسی دارد همان علم و شناخت و دانستن تمام جوانب آن است.
گفتار چهارم: مستندات قاعده ی فقهی احسان
در تاریخ فقه در کتب شیخ طوسی و بعد از ایشان در کتب محقق حلی و به ویژه در قرن هشتم در کتب علامه حلی و شهیدین به این قاعده استناد شده است بنابراین اصل عمل به قاعده توسط فقها مسلم است ولی روشن نیست که مستند آنها در این باره چه بوده و حدود قلمرو قاعده از نظر آنان چه اندازه بوده است آیا فقط آیات قرآن مستند نظر ایشان بوده یا علاوه بر آن مستندات دیگری هم داشته اند؟ آیا مبنایی عقلانی مستندقاعده بوده یا مبانی دیگری هم داشته است؟
به هر حال آنچه مسلم است در کتب فقها استناد به آیه و موارد فتاوی آنان موجود است ولی اینکه مستند قدمای اصحاب در عمل به این قاعده چه بوده است روشن نیست. برای درک بهتر قاعده احسان باید ببینم مستندات این قاعده چه هستند.
بند اول: منابع قاعده احسان
برای قاعده احسان مستندانی ذکر شده است از جمله کتاب، سنت، حکم عقل، اجماع که در مباحث زیر به آن ها می پردازیم.
الف: کتاب
آیه شریفه «لیسَ علی الضعفاءِ و لا علی المَرضی و لا علی الذینَ لا یَجَدونَ ما ینفقُونَ حرجٍ اذا نصحوا لله و رسولهِ ما علی المحسنینِ من سبیلٍ الله غفورٌ رحیم»[73]
بر ناتوانان و بر بیماران و بر آنان که توان مالی بر انفاق ندارند حرجی نیست آن گاه که برای خدا و رسول او نیکو بیندیشند، بر افراد نیکوکار هیچ سبیلی نیست و خداوند آمرزنده مهربان است.
در شأن نزول آیه این چنین نقل شده است هنگامی که رسول خدا مسلمانان را برای جنگ تبوک دعوت کردند، افرادی که توان جسمی و مالی داشتند به نحوی به جبهه کمک کردند و لیکن برخی از مسلمانان که نه توان جسمی داشتند که در جبهه شرکت کنند و نه توان مالی، به نام های معقل، سویه و نعمان[74] در حالی که مشتاق بودند که به گونه ای در جنگ شرکت داشته باشند به حضور حضرت رسول خدا (ص) رسیدند و مشکل خود را مطرح کردند و خطاب به رسول خدا (ص) گفتند آیا اگر در جهاد شرکت نکنیم معذوریم؟ پیامبر اکرم سکوت کردند و آنگاه این آیه

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ی شریفه نازل گشت و به این گونه افراد رخصت واجازه داد.[75]