منبع تحقیق درمورد کارآفرینی استراتژیک

دانلود پایان نامه

ی خارجی
ایرلند و همکاران (2003) در پژوهشی توسعه یک مدل SE استدلال می‌کند که چگونه این ساختار می تواند ثروت ایجاد کند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که کارآفرینی استراتژیک می‌تواند به مزیت رقابتی و ایجاد ارزش در سازمان از طریق ایجاد تعادل بین اکتشاف و بهره برداری از فرصت‌ها کمک کند.
انتونیک و اسکارلت (2005) در پژوهشی تحت عنوان توصیف ارتباط بین کارآفرینی و عملکرد عناصر و بین اتحاد و سازمان. نتایج تحقیق حاکی از این است که فعالیت‌های کارآفرینی و جهت‌یابی اهمیت عملکرد سازمانی هستند.
وانگ و وانگ(2008) توسعه یک ابزار ارزیابی برای کارآفرینی استراتژیک و شناسایی تأثیرات توسعه شغلی و کارآفرینی استراتژیک در مدیریت عملکرد در زمینه چینی به مرحله اجرا درآمده است. یافته‌ها استدلال می‌کند که چهار بعد استراتژیک کارآفرینی متفاوت بر عملکرد تاثیر گذار هستند. مخصوصا تغییر پیشروی و پیش بینی خطر برای عملکرد یافت می‌شود. در حالی که نتایج نشان می‌دهد که قابلیت‌های تطبیقی و مدبر نوآوری روی شاخص های عملکرد موثر نیستند.

 
 
کیرجداو و هیوز(2010) انجام بررسی ادبیات به منظور گسترش مفهوم SE و پیشنهاد مدل غیر خطی آنها. نتایج تحقیق حاکی از این است که کارآفرینی استراتژیک شامل شش اجزاء است: شناسایی فرصت و رشد و چشم انداز و انعطاف پذیری، پذیرش خطر و نوآوری بر اساس مدل اولیه امکان پذیر است.
کراوس و همکاران(2011) در پژوهشی تحت عنوان بررسی مفاهیم کارآفرینی استراتژیک به منظور ایجاد یک چارچوب نظری متفاوت و همچنین به عنوان مدل به درک چگونه شرکت می‌تواند ایجاد ارزش آنها پیشنهاد شش حوزه مرتبط برای مدل مفهومی جدید از: SE منابع قابلیت های استراتژی کارآفرین محیط و ساختار سازمانی با همدیگر رابطه معنادار دارند.
هایت و همکاران (2011) در پژوهشی توسعه مدل فرایند کنترل متغیرهای ورودی بین کارافرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بررسی شد. نتایج تحقیق حاکی از این است متغیرهای جنوب شرقی از جمله عوامل محیطی، منابع سازمانی و منابع منحصر به فرد می‌تواند به بهبود فرآیند منابع ارکستراسیون کمک کند و این فرآیند منجر به مزیت رقابتی و ارزش بیشتر برای مشتریان می شود.
2-5-کارآفرینی استراتژیک:
2-5-۱-تعریف کارآفرینی:
امروزه کارآفرینی به عنوان حلقه واصل ارز شآفرین شناخته می‌شود، به گونه‌اى که تحقق و اجرایی شدن آن رشد اقتصادى، بازسازى و نوسازى فرآیندهاى تجارى و اشتغال‌زایی را به همراه می‌آورد(تانگ و کو وس، 2004؛ زامپتاکیس و همکاران، 2009).
وقتى ریچارد کانتیلون در سال 1374 اولین بار واژه کارآفرینی را تعریف نمود، بر روى نقش افراد در بازارهاى تجارى متمرکز بود که با هدف کسب سود با قبول ریسک تجارى، اجناس ارزان قیمت را خریده و به قیمت گران به فروش می‌رساند. یک قرن بعد جین بابتیس کارآفرینان را افرادى معرفى نمود که در زما نهاى متغیر و نامطمئن منابع موجود را در شرایط بهینه به کار گرفته و سهم بازار و سود بیشترى را کسب می نمایند(بویت، 1996). این اولین تعاریفی بود که در رابطه با کارآفرینی ارائه شد. در عصر حاضر نیز از کارآفرینی تعاریفی ارائه شده است.
در یکی از این تعاریف کالینز و همکارانش کارآفرین را افرادى نامیدند که که از هیچ، چیز با ارزشى بیافریند(راپوسو، 2008).
گارتنر، تعریف جهانى از کارآفرینی را پدیده‌اى با اجزاء چند منظوره می‌داند(بویت،1996). بنابراین می‌توان کارآفرینان را افرادى دانست که به شکل دایمى، خلاق و نوآور بوده و ارزش فرصتهاى در دسترس را به خوبى تشخیص می‌دهند(تامپسون و دونینگ، 2007).
لیب ناشتاین کارآفرین را فردى می‌داند که فقدان و کمبودها را شناسایی کرده و با خلق نوآورى از این کمبودها براى ورود به بازار استفاده می کند(بویت،1996).
در این میان سهم کارآفرینان قابل توجه بوده ، برای نمونه ایجاد مشاغل ، محصولات جدید و فرآیندهای نوآوری و ا اختراعات سهمی ازکارآفرینی بوده است(بارون و شان، 2008). کارآفرینی درون سازمانی، فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به منظور دستیابی به نتایج نوآورانه برخودار هستند(صمدآقایی،1387). این فرایند نیازمند یک عمل کارآفرینانه و یک عامل کارآفرینانه است(داوید سون، 2008).
عمل کارآفرینانه به مفهوم سازی و پیاده سازی یک ایده، فرایند، محصول، خدمت یا یک کسب و کار جدید دلالت دارد. عامل کارآفرینانه، فرد یا گروهی است که مسئولیت شکوفا سازی و به بار نشستن عمل کارآفرینانه را بر عهده می‌گیرد(میلرو و فریسن ،1982). بر این باورند که کارآفرینی به اقدامات مربوط به ایجاد،احیا یا نوآوری سازمانی اطلاق می شود که در داخل یا مستقل از سازمان موجود رخ می دهد .فعالیت کارآفرینی که در مرزهای موجود در سازمان رخ می‌دهد، کارآفرینی سازمانی نامیده می‌شود. کارآفرینی مستقل دربرگیرنده‌ی فعالیت‌های خلاقانه‌ی سازمانی است که توسط افرادی که مستقل از سازمان موجود عمل می کنند شکل می‌گیرد .واژه ی کارآفرین به افرادی اطلاق می‌شود که درگیر فعالیت‌های مستقل یا کارآفرینی سازمانی می‌گردد(کریسمن، 2006).
کارآفرینی را موتور محرک رشد و توسعه همه ‌جانبه کشورها نام نهاده‌اند. سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و ایجاد اشتغال مولد است. بنابر اعتقادی که در جوامع امروزی لازم است انقلاب کارآفرینی رخ دهد بگونه‌ای که این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی به مراتب بیشتر از اهمیت انقلاب صنعتی دارد. کار آفرینی نیرو محرکه توسعه اقتصادی کشورهاست. راهی برای ایجاد مشاغل جدید و افزایش ثروت ملی است تمام کشورها واحد اقتصادی از بخش های مختلف جامعه مثل اقلیت‌ها ، زنان و گروه‌های محروم را به عنوان راهی برای توسعه کارآفرینی در نظر گرفته‌اند(لاکا و کازان، 2001). اگر چه توافق همگانى بر روى تعریف کارآفرینى و افراد کارآفرین وجود ندارد، اما به نظر می‌رسد بر روى ویژگی‌هاى فردى کارآفرینان توافقاتى وجود دارد(داویدسون، 1989؛ بیورلند و لوک شین ، 2001؛ بویدستون و همکاران، 2000؛ راپسون و همکاران، 2008). بر این اساس در طول دهه هاى اخیر حجم عمده‌اى از این پژوهش‌ها بر روى شناسایی و بررسى ویژگیهاى فردى در قیاس با افراد غیر کارآفرین کارآفرینان متمرکز بوده است(بلاک و تیمون،1992). کارآفرینان خلاق تر و نوآورتر به نظر مى‌رسند. آنها تمایل به شکست قوانین موجود داشته و نیازى به ساختار، حمایت و حتى یک سازمان براى راهنمایى تفکرات شان ندارند. آ نها قادرند پدیده‌ها، سیستم‌ها و ایده‌
ها را در حالات مختلف تصور کرده و به ارزش آنها فراتر از یک رابطه خطى بیافزایند. آ نها مصمم به قبول ریسک‌هاى شخصى و تجارى بوده و در جستجوى را ههاى آشکار و پنهان براى دستیابى به اهداف مى باشند. در مجموع از ویژگى‌هاى بارز آنها مى‌توان به حادثه جو و مخاطره طلب، جاه طلب، پرانرژى، سلطه جو و برخوردار از اعتماد به نفس بالا اشاره نمود. کارآفرینان همواره بر خود کنترل داشته و در آنچه انجام می‌دهند استقلال دارند(ستامپ و تیمون، 2001). همچنین بررسى این ادبیات نشان مى‌دهد کارآفرینان و تی مهاى کارآفرینی مهم ترین اثر را بر روى ایجاد و خلق سرمایه‌هاى جدید دارند(شوک و همکاران، 2003؛اندرسون و اونگ لیستا، 2006).
کارآفرینی را می‌توان یک فرآیند پویا نامید؛ که شامل آرمان، تحول، دگرگونی وخلاقیت می‌شود. این فرآیند به کاربرد و استفاده‌ی نیرو و انگیزه‌ی افراد در جهت خلق و اجرای ایده‌های نو و هم چنین راه حل های کاربردی احتیاج دارد . اجزای اصلی این فرآیند شامل موارد زیر است:
میل به خطرپذیری حساب شده براساس زمان
ارزش خالص یا فرصت شغلی
توانایی تشکیل یک تیم در ارتباط با انجام یک کار پرخطر
داشتن مهارت خلاق در نظم بخشیدن به منابع مورد نیاز
داشتن مهارت اساسی در پی‌ریزی و طراحی یک طرح منسجم و پایدار شغلی

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

داشتن چشم اندازی برای یافتن فرصت هایی که دیگران نمی‌توانند در یک موقعیت به هم ریخته و پرآشوب دریابند(کاراتکو و هودگست، 2007).
2-5-2-مفهوم کارآفرینی استراتژیک:
کارآفرینی استراتژیک حاصل ایجاد تعادل میان دو اقدام مرتبط و پیوسته یعنی رفتارهای فرصت طلبانه و رفتارهای مزیت طلبانه است(کیتچن و همکاران، 2007). مفهوم کلیدی کارآفرینی استراتژیک این است که برای کسب مزیت رقابتی و خلق ارزش‌های پایدار، شرکت باید تعادلی میان جستجوی فرصتهای جدید در بازار که موضوع بحث کارآفرینی است با حفظ مزیت‌های رقابتی موجود که تمرکز مدیریت استراتژیک است، برقرار کند(هیت و همکاران، 2001؛ وانگ و وانگ، 2008). بنابراین، مفهوم کارآفرینی استراتژیک را می‌توان به عنوان توسعه تدوین استراتژی کارآفرینانه به عنوان یکی از حالت‌های استراتژی تلقی کرد که در آن، توانایی تصمیم‌گیری سریع متناسب با تغییرات محیط بیرونی در نظر گرفته شده است. تاکنون چندین مطالعه در خصوص کارآفرینی استراتژیک صورت گرفته است که نتایج آنها می‌تواند در آشنایی با کارکردهای مفهومی و عملیاتی این نوع کارآفرینی مفید باشد(ایرلند وهمکاران، 2003)، کارآفرینی استراتژیک را یک سازه چهار بعدی معرفی کرده‌اند که شامل تفکر کارآفرینانه، فرهنگ و رهبری کارآفرینانه، مدیریت استراتژیک منابع و بکارگیری خلاقیت جهت توسعه نوآوری در سازمان می باشد. آنها معتقدند سازمانی که از این چهارچوب به خوبی استفاده کند، به راحتی می تواند به مزیت رقابتی و توانایی خلق ارزش دست یابد. همچنین کارآفرینی استراتژیک می‌تواند به افزایش قابلیت‌های سازمان برای نوآوری مستمر و تسهیم دانش سازمانی منجر شود. ایرلند در مقاله دیگری، با توجه به دو بعد شناسایی فرصتها و بکارگیری فرصت ها، سه دسته راهکار مختلف در قالب ویژگی های عملیاتی، ساختاری و فرهنگی برای استقرار کارآفرینی استراتژیک در سازمان ها پیشنهاد کرده است (ایرلند وهمکاران، 2007). برای مثال، در بعد ساختاری، بر انعطاف پذیری و استقلال عمل در کار و غیرمتمرکز کردن تصمیم گیری ها و در بعد فرهنگی بر پذیرش نیاز به تجربه کردن، داشتن انگیزه برای غلبه بر ناکامی ها، هدف گذاری کوتاه مدت و بازار محور بودن، تاکید شده است.
2-6-مبنای تئوریک کارآفرینی استراتژیک که توسط(رضائیان و نجفی، 2012)مطرح گردیده به شرح ذیل می باشد:
2-6-1-تفکر کارآفرینی
طرز فکر کارآفرینی به این معنی است که سازمان در جهت دستیابی که افکار نو وخلاق به فکر به افزایش ثروت و اشتغال زایی حرکت کند(رضائیان و نجفی، 2012). اصطلاح “طرز(تفکر) فکر” اشاره به”شناختی چارچوب که از طریق آن دانش موجود و تازه تفسیر و استفاده می شود برای اطلاع رسانی به تصمیم گیری در مورد استراتژی و کارآفرینی است.

2-6-2- متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری
متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری به این صورت است که اگر در سازمان اختراع یا اکتشاف در جهت و راستایی اهداف سازمانی شرکت یا سازمان بتواند از این طرح جدید استفاده کرده و آن را در چرخه تولید محصولات خود بکارگیرد و در نهایت از افکار خلاق، جدید و نو بهره لازم را ببرد(رضائیان و نجفی، 2012). بارون(2007)بعد دوم کارآفرینی استراتژیک برای پیدا کردن تعادل بین اکتشاف و بهره برداری است. استایرلند و همکاران (2003) این ابعاد محور، مفهوم کارآفرینی استراتژیک است و تحقیقات نشان داده که این توازن برای دستیابی کمک می‌کند هانگ(2009).

2-6-3- نوآوری مستمر
عنصر سومین کلیدی نوآوری مستمر است هنگامی که شرکت یا انتقال ارزش اقتصادی مکررا ایجاد می‌شود بنابراین، نوآوری مستمر به طور مستقیم و مثبت به یک شرکت در ایجاد ثروت کمک می کند. در کل، کارآفرینی استراتژیک در باره ارائه ایده های جدید برای توسعه و بهره برداری شرکت استراتژی در مزیت رقابتی بحث کرده. از نوآوری نیز تعاریف متعددی شده، فرهنگ و بستر نوآوری را توانایی انجام امری ابتکاری تعریف کرده است که به خلق محصول یا خدمتی جدید منجر شود به گونه‌ای که این توانایی ممکن است از هوش و استعداد افراد سرچشمه گرفته یا به وسیله آموزش ایجاد شود. اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد است. نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقب ا استحکام بخشد و نیز یک برتری رقابتی بلندمدت را میسرسازد. به عبارتی نوآوری، خلق چیزجدیدی است که یک هدف معین رادنبال و به اجرا رساند(طالب بیدختی،1383ص2). تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود. اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای نوع صنعت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است(زارعی،1373، ص 60). به عقیده مؤلف منظور از نوآوری مستمر این است که طراحی محصول جدید و نوآورانه مربوط به مدت زمان خاصی نباشد که شرکت یا سازمان از آن در طی چندین بار از آن استفاده کند بلکه به این معنی است که سازمان بطور مداوم و همیشگی از آن استفاده کند و اده و طرح نوآور باید به روز و استاندارد باشد(رضائیان و نجفی، 2012). بهبود و نوآوری مستمر و فراگیر در سازمان‌ها، در واقع نوعی کندوکاو منظم برای یافتن شیوه ها و پاسخ های نو به فشارها و تغییر و تحولات محیطی است. از آنجا که درمحیط‌های پیچیده و متحول امروزی دیگر واکنش‌های تکراری برای رویارویی با این تغییرات کارآمد نمی‌باشد، لذا دایم باید در جستجوی راه‌های جدید برای واکنش در برابر محیط برآمد. به عبارتی آن دسته از سازمان ها و نظام ها می‌توانند در محیط پیچیده و پویا به بقای خود ادامه دهند که به طور مستمر قادر به خلق ایده‌ها و طرح های جدیدی جهت مقابله با فشارها و تحولات محیطی باشند. نوآوری مستمر به گونه‌ای است که فرآیند نوآوری در سازمان موقت و مقطعی نباشد بلکه ساختار سازمان به گونه‌ای طراحی شده باشد که نوآوری در فرآیند تولید کلا و خدمات به صورت مستمر و همیشگی در جریان باشد.
2-7-مزیت رقابتی
در طول دو دهه گذشته، در محیط کسب و کاری که شرکتها در آن رقابت می‌کنند تغییرات شگرفی رخ داده است. امروزه، بسیاری از شرکتهای پرنفوذ مزیت رقابتی خود را از منابعی به دست می آورند که متفاوت از منابع سنتی ایجاد ثروت هستند(بارتلت و گوشال، 2005). پژوهشگران و مدیران سالها به دنبال منبع مزیت رقابتی برای شرکتها بودند. این تلاش‌ها منجر به شناسایی دو منبع مزیت رقابتی برای سازمانها شده است. یکی فرصتها و تهدیدات محیط خارجی و دیگری قوتها و ضعفهای درونی است. امروزه بسیاری از شرکت ها بدون توجه به فرصتها و تهدیدات محیط خارجی توانسته اند به مزیتهای رقابتی دست پیدا کنند. بنابراین تنها توجه به محیط خارجی برای موفقیت یک شرکت کافی نیست و باید دانست

دیدگاهتان را بنویسید