منبع پایان نامه ارشد درباره اوقات فراغت، انسان سالم، حمل و نقل

شهر سالم و اجتماعی را زیر پا نگذارد.
شهرهای سالم از منظر سازمان بهداشت جهانی 9 محدوده عملکردی را تحت پوشش دارند: 1_ برنامه توسعه سلامت شهر. 2_ مشارکت اجتماعی .3_ ارزیابی اثرات سلامتی. 4_ فقر. 5_ عوامل اجتماعی(مرزبندی در جهت افزایش سرمایه اجتماعی، هویت مکانی، حس تعلق و مشارکت). 6_ توسعه پایدار. 7_ حمل و نقل. (Boum & others, 2006: p.3).
پروژه شهر سالم 6 ویژگی دارد: 1. تعهد برای سلامتی (سلامتی اجتماعی که همراه با مشارکت و حس تعلق است) 2. تصمیم گیری سیاسی 3. عمل و همکاری بین بخشی 4.مشارکت جامعه (بالا بودن تعامل و هماهنگی اجتماعی) 5. نوآوری 6. سیاست سلامت عمومی (Word Healthy Organization, 1997, p.13_14).
اهداف پروژه شهر سالم: مرزبندی محلات بر اساس اهداف تحرک سیاسی و مشارکت جامعه، مرزبندی بر اساس ایجاد سلامتی اجتماعی برای پاسخگویی به نیازهایشان، ایجاد ظرفیت فزاینده برای مسئولین شهری در مدیریت مشکلات شهری و تشکیلات مشارکتی با سازمان های اجتماعی در بهبود شرایط زندگی، ایجاد یک شبکه ای از شهرها در مبادله و تکنولوژی اطلاعات و به نوعی افزایش روابط اجتماعی، تضمین مشارکت زنان در تصمیم گیری در ارتباط با فعالیت های پروژه. ( Harpham & etal, 2001: 112)
اهداف اصلی آن در اروپا ، بهبود سلامت و توجه جدی به اصول آن برای همه ، توسعه پایدار و برنامه ریزی بر پایه مشارکت است. De Leeuw, 1998: 231))
سیاست ها : مرزبندی محلات بر اساس افزایش روابط اجتماعی، توسعه اجتماعات محلی، افزایش سلامت اجتماعی، افزایش هویت و حس تعلق، توسعه نگرش سلامت شهرها براساس دو سر فصل بهداشت برای همه و ارتقاء بهداشت؛ ارتقاء بهداشت در برنامه های سیاسی و اجتماعی شهرها؛ تاکید بر اقداماتی جهت بهداشت همگانی که بر روابط متقابل بین افراد و محیط و روش های زندگی اثر می گذارد .مبارزه با عواملی که سلامتی افراد ساکن شهر را مورد تهدید قرار می دهد، سیاست اصلی پروژه شهر سالم است (عبادی، .(114 :1378
اصول: این اصول ما را در شکل دادن به انگاره ای از شهر سالم یاری می دهد، تا در برای هر اصل معیارها و شاخص هایی مشخص شود. با توجه به تعاریف شهر سالم و کیفیات ارائه شده از شهر سالم ، قواعد کلی به صورت اصول چهارده گانه زیر با عنوان اصول شهر سالم استنباط و استخراج می گردد که هر یک ناظر به چند بعد از کیفیت شهر سالم است. این اصول چهارده گانه عبارتند از: حیات بخشی پایدار (مرز پایدار)، ایمنی و امنیت، بهره وری اقتصادی، تعاون ،دسترسی ، تعادل، سازگاری، پویایی (توسعه منظم) ، هویت ، زیبایی، تنوع ، بهره وری وقت آزاد، بسته در نظر گرفتن شهر، احساس تعلق، که منظور از اصول شهر سالم در اینجا اشاره ای به ارکان و پایه های ایده شهر سالم است. در واقع هر اصل مؤلفه هایی از شرایط برای تحقیق ایده شهر سالم را در خود دارند که برای هر شهری در هر منطقه ای قابل تعمیم است. این اصول به عنوان خصوصیات ذاتی شهر سالم مطرح هستند، به گونه ای که خدشه در یکی از آنها کلیت ایده شهر سالم را از زاویه ای خاص به مخاطره می اندازد اهم خصوصیات این اصول عبارتند از:
? کلیه اصول از یک قاعده پیروی می کنند .
? اصول یکدیگر را محدود و مشروط می کنند .
? اصول یکدیگر را تکمیل می کنند .
? اصول ناقض یکدیگر نیستند .
? هر اصل شرط لازم برای تحقق ایده شهر سالم است لیکن کافی نیست (معصومی، 1375: 67)
اصول چهارده گانه ی شهر سالم:
-1 حیات بخشی پایدار: شهر باید قابلیت حیات داشته باشد. سلامتی و نیازهای اساسی انسان را تامین نمایید.مرز پایدار باید به گونه ای باشد که سلامت اجتماعی با افزایش مشارکت عمومی ایجاد کند و خود مردم محله مشکلات و نیازهای خود را بتوانند مطرح و حل کنند.
-2 ایمنی و امنیت: شهر باید امن باشد. در امان بودن شهر از حوداث طبیعی (اعم از سیل و زلزله) و حوادث غیر طبیعی و زیان های جانی و مالی.
-3 بهره وری اقتصادی: شهر باید از اقتصاد مالی برخوردار باشد و بازدهی و مربندی محلات باید راندمان را در همه عرصه های اجتماعی افزایش دهد.
-4 تعاون: ارتباطات اجتماعی سالم که شامل همیاری، همکاری و یاری شود. مرزبندی بر اساس شاخصهای اجتماعی و فرهنگی به تعاون بیشتر توجه دارند.
-5 دسترسی: شهر باید شرایط و تسهیلات بالفعل و بالقوه دسترسی مطلوب را نه تنها به مراکز خدمات بلکه به اطلاعات ، اخبار ،منابع و مکان های خاص فرهنگی و مذهبی و غیره را مهیا نماید. مرزبندی محلات باید به گونه ای باشد که دسترسی ها را آسان کند.
-6 تعادل: شهر باید سعی در حفظ ،استمرار، تقویت تعادل به معنی عام آن داشته باشد نیازها را برآورده کرده و از فشار بیش از حد به یک بخش به نفع سایر بخش ها جلوگیری کند.
-7 سازگاری: براساس این اصل شهر می بایست موجبات سازگاری و همسازی اجزا و عناصر نسبت به یکدیگر و نیز ابعاد مختلف زندگی شهری با شرایط طبیعی را فراهم آورد. مرزبندی محلات باید با محیط طبیعی و قوانین شهری سازگار باشد.
-8 پویایی (توسعه منظم): شهر باید پویایی داشته باشد. این پویایی به توسعه ای هدفمند ، مستمر و تاحد ممکن قابل پیش بینی تعبیر می شود که ناظر بر هدف یا اهداف مشخصی است.
-9 هویت: شهر باید از انقطاع تاریخی و نیز گسستن پیوند های فرهنگی، ( از طریق حفظ و اعتلاء آنها) ، ممانعت به عمل آورد ،بصورتی که هویت شهرموجب بازشناسی آن گردد. تقسیم بندی محلات بهتر است که در جهت افزایش حس هویت تلاش کند.
-10 زیبایی: شهر باید تلاش کند تا در همه ابعاد علی الخصوص ، در نمودهای کالبدی و بصری برای مردم لذت بخش باشد
-11 تنوع: شهر باید تلاش کند تا حد
اکثر تنوع را در ساختار کالبدی و اجتماعی و اقتصادی خود به وجود آورد تا از این طریق امکان ارزیابی و انتخاب را برای شهروندان به وجود آید.
-12 بهره وری وقت آزاد: شهر باید تمهیدات لازم و مناسب گذران اوقات فراغت خارج از جریانات جدی زندگی را برای تجدید قوای کلیه آحاد جامعه با شرایط مطلوب تامین نماید.یعنی استفاده مطلوب از وقت آزاد در جهت تحقق هدف انسان سالم.
-13 بسته در نظر گرفتن شهر: شهر باید تلاش نماید. تا حتی المقدور داده ها و ستانده های خود را به ویژه در امور بهداشتی و محیطی تحت کنترل و حتی بازیافت و یا تصفیه نماید.بسته در نظر گرفتن سیستم شهر به معنی تعیین حدود و مرزهای مشخص در جهت چگونگی و میزان ارتباط متقابل شهر با محیط است.حتی المقدور از ورود داده های منفی (سیل) به شهر جلوگیری کند.
-14 احساس تعلق: شهر باید احساس تعلق شهروندان را تقویت نموده و آنرا با شیوه های مختلف به احساس مسئو لیت تبدیل کند تا از این طریق بتواند به اهداف شهر سالم دست یابد. (برقراری پیوند عاطفی بین مجموعه شهری و مردم) (شعار شهر ما خانه ما). (حاجی خانی و دیگران، 1372: 119). ، مرزبندی محلات باید باعث افزایش احساس تعلق، مشارکت عمومی، هویت و سرمایه اجتماعی شود.
جدول شماره 3: نتیجه گیری مدل شهر سالم
مدل شهر سالم

اهداف

مرزبندی محلات بر اساس اهداف تحرک سیاسی و مشارکت جامعه، مرزبندی بر اساس ایجاد سلامتی اجتماعی برای پاسخگویی به نیازهایشان، ایجاد ظرفیت فزاینده برای مسئولین شهری در مدیریت مشکلات شهری و تشکیلات مشارکتی با سازمان های اجتماعی در بهبود شرایط زندگی، ایجاد یک شبکه ای از شهرها در مبادله و تکنولوژی اطلاعات و به نوعی اقزایش روابط اجتماعی، تضمین مشارکت زنان در تصمیم گیری در ارتباط با فعالیت های پروژه.
بهبود سلامت و توجه جدی به اصول آن برای همه_ توسعه پایدار _ برنامه ریزی بر پایه مشارکت است.

سیاست
مرزبندی محلات بر اساس افزایش روابط اجتماعی، توسعه اجتماعات محلی، افزایش سلامت اجتماعی، افزایش هویت و حس تعلق، توسعه نگرش سلامت شهرها براساس دو سر فصل بهداشت برای همه و ارتقاء بهداشت؛ ارتقاء بهداشت در برنامه های سیاسی و اجتماعی شهرها؛ تاکید بر اقداماتی جهت بهداشت همگانی که بر روابط متقابل بین افراد و محیط و روش های زندگی اثر می گذارد .مبارزه با عواملی که سلامتی افراد ساکن شهر را مورد تهدید قرار می دهد، سیاست اصلی پروژه شهر سالم است.

اصول
حیات بخشی پایدار (مرز پایدار)_ ایمنی و امنیت_ بهره وری اقتصادی_ تعاون (مرزبندی بر اساس افزایش تعامل و تعاون اجتماعی)_ دسترسی (مرزبندی بر اساس افزایش دسترسی)_ تعادل_ سازگاری(مرزبندی سازگار با محیط طبیعی و قوانین)_ پویایی (توسعه منظم)_ هویت (مرزبندی بر اساس افزایش حس هویت)_ زیبایی_ تنوع_ بهره وری وقت آزاد، بسته در نظر گرفتن شهر_ احساس تعلق(مرزبندی بر اساس افزایش احساس تعلق).
منابع: Harpham & etal, 2001: 112)، De Leeuw, 1998: 231، عبادی، 114 :137، حاجی خانی و صالحی، 1372: 119).
نتیجه گیری: در این پژوهش، جهت مشخص کردن بهترین شاخص های تقسیمات محلات، بازگشت به رویکرد توسعه سنتی (نظریه نوشهرگرایی)، بهره گیری از شاخصهای توسعه پایدار به منظور کاهش حداکثری مشکلات محیطی و اجتماعی و سنجش میزان وحدت، اتحاد نهادهای محله ای، محله ای سالم، پیوستگی فضایی، تجانس، هویت، مشارکت و انسجام محله مد نظر است. شاخصهای مرزبندی محلات بر مبنای اصول و اهداف توسعه پایدار، نوشهرگرایی و مکتب ساختارگرایی با شاخصهای اجتماعی و فرهنگی بسیار پایدار و مناسب است.

6_2 تجارب:
1-6-2 مدل اندازه ی محله48 در غرب:
مهم ترین تئوری ها در مورد شکل و مرز محله، منطقه و یا واحدهای همسایگی در انگلستان به هاوارد49 و معمارانش پارکر50 و آنوین51 و در ایالات متحده آمریکا به کلارنس پری52، کلارنس اشتاین53 و هنری رایت54 باز می گردد. هاوارد محله را یک واحد خودکفا از نظر اداری و مدیریتی می دید. مامفورد55 استقلال و خودکفایی کامل محله را مطرح می کند ولی از سویی هم عقیده دارد که محله باید جوابگوی نیازمندی های روزمره ساکنان باشد. لوکوربورزیه محله را یک وسیله رفاهی می داند که ساکنان خود را از صدمات شهر و زندگی شهری مصون می دارد. او به همراه مامفورد بحث های توسعه پایدار و رویکرد فرهنگی را از طریق پلی به نام محله بهم پیوند دادند )مهندسین مشاور شاران، 1388: 6_45).
دو دیدگاه اصلی در رابطه با اندازه ی محله وجود دارد:
الف) محله در مفهوم یک عملکرد سیاسی که در آن افرادی نظیر جین جاکوبز56 عقیده بر این دارند که محله باید به اندازه های بزرگ باشد که بتواند از منافع گروهی خود دفاع کند و آن نیز تنها در جوامع با جمعیت بالای 10000 نفر امکان پذیر است از طرفی کریستوفر الکساندر استقلال سیاسی و اقتصادی شهرها را در گرو محلات با جمعیت 2000 تا 5000 و گاهی تا 10000نفر تلقی می نماید چرا که در چنین جوامعی تصمیم سازی گروهی مؤثرتر و فاصله ی میان شهروندان و مسئولان حکومتی کاهش می یابد..189) (Moughtine, 2005, P
ب) محله یبه عنوان واحد فیزیکی نیز مطرح می شود. طرفداران این نظریه، اندازه ی محله را در جمعیت و سهولت دسترسی پیاده مردم از حاشیه به مرکز تلقی می نمایند لیون کریر از جمله ی آنهاست و اندازه ی چنین محله هایی را 12000 نفر پیشنهاد میکند . .190) (Moughtine, 2005, P
کلرنس پری57 وکلرنس اشتاین58 و هنری رایت59، محله را با عناصر اصلی یعنی با جمعیت 5000 نفر یا 1000 خانوار و فاصله مرکز محله تا حاشیه ی خارجی را800 _400 متر معین نمو
ده اند به عبارتی اندازه ی هر واحد همسایگی در طرح آنان را تعداد خانواده هایی تعیین میکرد که قرار بود حد نصاب دانش آموزان مدرسه را تأمین کند. (رضویان، 1381 ، 39_41)
ردبرن60 یکی دیگر از طراحان محلات جدید و باغ شهرها است که طرح شهر وی از طرف کلرنس اشتاین61 و هنری رایت62 در ایالت نیوجرسی آمریکا پیاده می گردد. وی جمعیت شهر ر ا 25000 نفر در سه واحد خودیار (محله) با جمعیت 10000_7000 نفر جای می گیرند ( مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران، 1372: 2_5).
اندازه محله در محتوای طراحی شهرهای جدید قرن بیستم در بریتانیا به کار رفته است جمعیت بین 4000 تا 10000 نفر را در بر می گیرد. این رقم مبتنی بر جمعیتی است که برای یک مدرسه ابتدایی که دسترسی پیاده به آن از هر خانه به آسانی انجام می پذیرد، مناسب باشد در هارلو و دیگر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *